بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 119

دلالت دارد كه منظور ابراهيم، حج گزاردن گروهى از مردم بوده است.[1]علّامه طباطبايى، با توجّه به مجموعه آيات، معتقد است كه اين دعا در زمان سال‌خوردگى حضرت بوده؛ بنابراين نظر دوم را تقويت‌مى‌كند.[2]
8. روزى فراوان:«وَارزُقهُم مِنَ‌الثَّمرت‌/ و آنان را از محصولات مورد نيازشان روزى ده.» (ابراهيم/ 14، 37) براساس پاره‌اى احاديث، در آيه 57 قصص/ 28 پاسخ دعاى ابراهيم بيان شده:«أَوَ لَم‌نُمَكّن لَهُم حَرَماً ءَامِناً يُجبى‌ إِليهِ ثَمرتُ كُلّ شَى‌ءٍ رِزقاً مِن لَدُنّا .../ آيا آنان را در حرمى امن جاى نداديم كه محصولات هر چيزى كه رزقى از جانب ما است به سوى آن سرازير مى‌شود؟ ...» بسيارى از مفسّران، منشأ توسعه رزق اهل مكّه را تجارت دانسته‌اند.[3]
در عهد عتيق در پى بيان نگرانى ابراهيم از نداشتن فرزند و وارث، نقل شده كه خداوند شب هنگام به او فرمود: ستارگان آسمان را بنگر و ببين آيا مى‌توانى آن‌ها را بشمارى؟
نسل تو نيز چنين بى‌شمار خواهد بود.[4]
در جاى ديگر مى‌گويد: خداوند در خواب به ابراهيم فرمود: نسل تو مدّت 400 سال در مملكت بيگانه‌اى بندگى خواهند كرد و ستم خواهند شد؛ ولى سرانجام با دارايى فراوان از آن جا بيرون خواهند رفت.[5]
فضايل آل‌ابراهيم‌
همه پيامبران پس از ابراهيم از تبار او هستند و فضايل فراوانى در قرآن براى آنان شمرده شده است:
1. مقام تسليم: وقتى يعقوب عليه السلام هنگام مرگ، از فرزندانش پرسيد: پس از من چه را[1]. مجمع البيان، ج 6،ص 490؛ الدرالمنثور، ج 5، ص 47
[2]. الميزان، ج 12، ص76
[3]. مجمع البيان، ج 6،ص 490؛ الميزان، ج 12، ص 77
[4]. كتاب مقدس: پيدايش15: 4- 7
[5]. همان: 12- 15


صفحه 120

مى‌پرستيد؟ گفتند:«نَعبُدُ إِلهَكَ و إَلهَ ءَابائِكَ إبرهيمَ و إسمعيلَ و إسحقَ إِلهاً وحداً و نَحنُ لَهُ مُسلِمون‌/ معبود تو، و معبود پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، معبودى يگانه را مى‌پرستيم و در برابر او تسليم هستيم». (بقره/ 2، 133)
2. دريافت رحمت و بركات الهى:«قَالوا أَتَعجَبينَ مِن أَمرِ اللّهِ رَحمَتُ اللّهِ و بَرَكتُهُ عَليكُم أَهلَ‌البَيتِ إِنَّهُ حَميدٌ مَجيد/ فرشتگان گفتند: آيا از كار خدا تعجّب مى‌كنى؟
رحمت خدا و بركات او بر شما خاندان باد. بى گمان او ستوده‌اى بزرگوار است».
(هود/ 11، 73) ممكن است اين آيه، دعاى فرشتگان باشد كه از خداوند خواستند اهل‌بيت ابراهيم را مشمول رحمت و بركات خود قرار دهد و ممكن است جمله خبرى باشد كه فرشتگان خبر مى‌دهند، خداوند شما اهل‌بيت را مشمول رحمت خود قرار داده است.[1]درآيه 113 صافات/ 37 نيز آمده:«وَ برَكنا عَليهِ و عَلى‌ إسحق‌/ و به او ابراهيم و اسحاق بركت داديم». در عهد عتيق نيز به دنبال اجابت دعاى ابراهيم از خداوند كه براى ساره فرزندى را خواسته بود، آمده است: مطمئن باش خود ساره براى تو پسرى خواهد آورد و تو وى را اسحاق خواهى ناميد. من عهد خود را با او و نسل وى تا ابد برقرار خواهم ساخت و اسماعيل را نيز بركت خواهم داد و نسل او را چنان زياد خواهم كرد كه از او قوم بزرگى پديد آيد.[2]
3. مقام عصمت: بعضى مفسّران از آيه‌«وَاجنُبنِى و بَنِىَّ أَن نَعبُدَ الأَصنام»(ابراهيم/ 14، 35) عصمت از گناه را برداشت كرده‌اند؛ از اين رو، فرزندان ابراهيم را در آيه، به معصومان خاندان وى (پيامبر اسلام و اهل‌بيت او) اختصاص داده‌اند.[3]
4. برگزيدگى:«إِنَّ اللّهَ اصطَفى‌ ءَادمَ و نوحاً و ءَالَ إبرهيمَ و ءَالَ‌عمرنَ عَلَى‌العلَمين‌/ به يقين، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است.» (آل‌عمران/ 3، 33) اين معنا، در آيه 87 انعام/ 6 و 58 مريم/ 19 با واژه‌«اجتَبا»نيز آمده و مقصود از «عالمين» در آيه، مردم زمان خودشان است.
5. شايستگى:«و زَكريّا و يَحيى‌ و عيسى‌ و إِلياسَ كُلٌّ مِنَ الصلِحِين‌و زكريّا و يحيى‌[1]. مجمع البيان، ج 5،ص 274
[2]. كتاب مقدس: پيدايش17: 18- 22
[3]. الميزان، ج 1، ص296


صفحه 121

و عيسى و الياس را كه همگى از شايستگان بودند.» (انعام/ 6، 85)
6. دريافت وحى الهى:«... و أَوحَينا إِلَيهِم فِعلَ الخَيرتِ و إِقامَ الصَّلوةِ و إِيتاءَ الزَّكوةِ و كَانوا لَنا عبدِين‌... و به ايشان، كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و پرداخت زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند.» (انبياء/ 21، 73) بيش‌تر مفسّران، مقصود وحى را در آيه، وحى تشريعى دانسته‌اند؛[1]ولى علّامه طباطبايى آن را به معناى راهنمايى باطنى خداوند دانسته، در توضيح آن مى‌گويد: اضافه مصدر به معمولش (فعل‌الخيرات) بر تحقّق آن در خارج دلالت مى‌كند؛ بنابراين، وحى به عمل آنان تعلّق گرفته؛ يعنى انجام عمل از آنان، همزمان با وحى به آن كار است (دلالت باطنى) و اين، غير از وحى تشريعى است كه ابتدا كارى را تشريع مى‌كند؛ سپس كار براساس آن، انجام مى‌شود.[2]
7. مقام نبوّت:«... وَ جَعَلنا فِى ذُرّيَّتِهِما النُّبوَّة/ و در ميان فرزندانش نبوّت را قرار داديم.» (26 حديد/ 57) در آيات 54 و 163 نساء/ 4؛ 89 انعام/ 6؛ 73 انبياء/ 21 نيز به اين مطلب اشاره شده است.
8. مقام امامت و هدايت‌گرى:«و جَعَلنهُم أَئِمَّةً يَهدونَ بِأَمرِنا .../ و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‌كردند.» (انبياء/ 21، 73) به نظر علّامه طباطبايى، مقصود از هدايت در اين آيه، به دليل مقيّد شدن آن به «امر» هدايت باطنى و رهبرى تكوينى انسان‌ها در مسير كمال معنوى است، نه هدايت ظاهرى كه تبليغ دين و نشان دادن راه باشد.[3]بعضى، در ذيل آيه‌«قالَ إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ و مِن ذُرّيَّتِى»(بقره/ 2، 124) گفته‌اند: ذرّيّه صالح ابراهيم، در پرتو دعاى وى به امامت رسيدند.[4]
9. دريافت كتاب:«فَقَد ءَاتَينا ءَالَ‌إِبرهيمَ الكِتب‌/ ما به خاندان ابراهيم كتاب داديم.» (نساء/ 4، 54) اين فضليت در آيه 163 نساء/ 4؛ 89 انعام/ 6؛ 58 مريم/ 19 و 27 عنكبوت/ 29 نيز آمده است. مفسّران، «كتاب» را به معناى كتاب‌هاى آسمانى (صحف‌[1]. مجمع‌البيان، ج 7،ص 89؛ التفسير الكبير، ج 22، ص 191؛ الميزان، ج 14، ص 305
[2]. الميزان، ج 14، ص305
[3]. الميزان، ج 14، ص304
[4]. تفسير موضوعى، ج6، ص 457


صفحه 122

ابراهيم و موسى، زبور داوود[1]تورات و انجيل‌[2]) و ظواهر شريعت‌[3]دانسته‌اند.
امام‌صادق عليه السلام كتاب را در روايتى به نبوت تفسير كرده است.[4]
10. حكمت:«فَقَد ءَاتَينا ءَالَ‌إبرهيمَ الكِتبَ والحِكمَة .../ ما به خاندان ابراهيم، كتاب و حكمت داديم.» (نساء/ 4، 54) «حكمت»، به نبوّت،[5]فهم و داورى،[6]اسرار حقيقت‌[7]و معارف و احكام الهى‌[8]تفسير شده است.
11. مُلك عظيم:«و ءَاتَينهُم مُلكاً عَظيماً/ ما به آنان خاندان ابراهيم مُلكى بزرگ بخشيديم.» (نساء/ 4، 54) مفسّران، «ملك» را به نبوت،[9]سلطنت سليمان،[10]تأييد ملائكه،[11]خلافت پس از نبوّت،[12]پيروى لازم،[13]امامان هدايت عليهم السلام،[14]كمال قدرت،[15]رهبرى دنيايى و دين،[16]و زنان بسيار[17]تفسير كرده‌اند. طبرى، با استناد به روايتى از ابن‌[1]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 194
[2]. مجمع البيان، ج 3،ص 95
[3]. التفسير الكبير، ج10، ص 133
[4]. تفسير قمى، ج 1، ص168
[5]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 195
[6]. تفسير قمى، ج 1، ص168؛ الكافى، ج 1، ص 206
[7]. التفسير الكبير، ج10، ص 133
[8]. مواهب الرحمن، ج8، ص 284
[9]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 194- 195
[10]. همان، ص 195؛مجمع البيان، ج 3، ص 95
[11]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 195
[12]. تفسير قمى، ج 1،ص 168
[13]. همان؛ مجمعالبيان، ج 3، ص 95
[14]. تفسير عياشى، ج1، ص 168
[15]. التفسير الكبير،ج 10، ص 133
[16]. مجمع البيان، ج3، ص 95
[17]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 95


صفحه 123

عبّاس، نظر اخير را ضعيف شمرده است.[1]در عهد عتيق در وصف ساره، همسر ابراهيم گفته شده: خداوند از او به ابراهيم پسرى خواهد داد كه از ميان فرزندان او پادشاهان برخواهند خاست.[2]
محلّ سكونت آل‌ابراهيم‌
در محل سكونت همه آل‌ابراهيم نمى‌توان اظهار نظر قطعى كرد ولى به يقين، اسماعيل و عدّه‌اى از فرزندانش در سرزمين بى‌آب و علف اطراف كعبه استقرار يافتند؛ چنان‌كه ابراهيم در مناجات خود گفت:«رَبَّنا إِنّى أَسكَنتُ مِن ذُرّيَّتِى بِوادٍ غَيرِ ذِى زَرعٍ عِندَ بَيتِكَ المُحَرَّم‌/ پروردگارا! من يكى‌] از فرزندانم را در درّه‌اى بى‌كِشت، نزد خانه محترم تو سكونت دادم». (ابراهيم/ 14، 37)
گوناگونى ذرّيّه ابراهيم‌
برخى از ذرّيّه ابراهيم نيكوكار، و برخى ستم كار بوده‌اند:«و مِن ذُرّيَّتهِما مُحسِنُ و ظالِمٌ لِنَفسِهِ مُبين‌/ و از نسل آن دو ابراهيم و اسحاق برخى نيكوكار و برخى آشكارا به خود ستم‌كار بودند» (صافات/ 37، 113) و بر اساس برخى آيات، گروهى هدايت يافته و بسيارى فاسق بودند:«فَمِنهُم مُهتَدٍ و كَثيرٌ مِنهُم فسِقون»(حديد/ 57، 26) و چون خداوند ابراهيم را پيش از اين آگاه كرده بود كه گروهى از فرزندان او ستم‌كار خواهند بود و عهد خدا به آنان نمى‌رسد،[3]ابراهيم و اسماعيل، از خدا خواستند كه برخى از فرزندانشان را امّتى مسلمان قرار دهد.
منابع‌
تفسيرالعياشى؛ تفسير القمى؛ التفسير الكبير؛ تفسير موضوعى قرآن كريم؛ تفسير نورالثقلين؛ جامع‌البيان عن تأويل اى القرآن؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ الدرالمنثور فى‌التفسير بالمأثور؛ الكشاف؛ الكافى؛ الكتاب‌المقدس؛ مجمع‌البيان فى تفسيرالقرآن؛ مواهب‌الرحمن فى تفسيرالقرآن، سبزوارى؛ الميزان فى تفسيرالقرآن.[1]. جامع‌البيان، مج4، ج 5، ص 195
[2]. كتاب مقدس: پيدايش17: 15- 17
[3]. جامع‌البيان، مج1، ج 1، ص 769


صفحه 124


آل‌داوود
على‌اكبر ارجى، سيد محمود دشتى‌
آل‌داوود: خاندان‌داوود، فرزندان داوود، سليمان‌
در قرآن، يك بار آل‌داوود آمده است:«اعمَلوا ءَالَ داوُودَ شُكراً/ اى خاندان داوود! شكرگزار باشيد». (سبأ/ 34، 13)
مقصود از آل‌داوود
مفسّران صحابى و تابعى، درباره اين كه آل‌داوود چه كس يا كسانى هستند، اظهار نظرى نكرده‌اند؛ ولى نظر به اختلاف اهل لغت در معناى آل و سياق برخى از آيات و قراين موجود در آن‌ها، وجوهى را براى آل‌داوود برشمرده‌اند:
1. بنا به نقلى، داوود عليه السلام نماز را بر خانواده، فرزندان و زنانش تقسيم كرد و پس از آن، هر ساعتى از شبانه روز، يكى از آنان در محراب عبادت به نماز مى‌ايستاد.[1]براساس اين نقل، منظور از آل‌داوود مى‌تواند خانواده، فرزندان و همسران وى باشد.
2. از كلام زمخشرى كه مخاطب‌«اعمَلوا»را داوود و اهلش دانسته،[2]استفاده مى‌شود كه خود داوود نيز مشمول آل‌داوود بوده است. آلوسى نيز همين نظر را از بعضى نقل كرده است.[3]
3. برخى، آل‌داوود را فقط فرزندان داوود دانسته‌اند[4]آنان به نقل ابن اثير 19 نفر بودند.[5]اين نظر شايد از عهد عتيق متأثّر باشد كه براى داوود، 19 پسر شمرده است.[6][1]. تفسير ابن‌كثير، ج3، ص 536؛ بحارالانوار، ج 14، ص 71
[2]. الكشاف، ج 3، ص571
[3]. روح المعانى، مج12، ج 22، ص 175
[4]. روح‌البيان، ج 7،ص 276
[5]. الكامل، ج 1، ص228.
[6]. كتاب مقدس: اوّلتواريخ، 3: 1- 9


صفحه 125

4. بُرسُوى با استناد به سياق آيات مربوط به سليمان عليه السلام و يادآورى نعمت‌هاى بزرگ و متنوّع خداوند به وى، آل‌داوود را سليمان‌بن‌داوود و علّت جمع آمدن‌«اعمَلوا»را تعظيم و تكريم سليمان دانسته است؛[1]ولى علّامه طباطبايى، با همين استدلال، در كنار سليمان، ساير آل‌داوود را نيز مخاطب آيه مى‌داند.[2]
5. قول ديگر، آن دسته از امّت داوود را كه شكرگزار خداوند بودند، آل‌داوود مى‌داند.[3]براساس روايتى در قصص‌الانبياء از راوندى، امام صادق عليه السلام فقط به تعداد آل‌داوود اشاره كرده، بدون بيان نسبت آن‌ها با داوود مى‌گويد: آل‌داوود 80 مرد و 70 زن بودند كه هيچ‌گاه محراب عبادت از آن‌ها خالى نبود.[4]
شكرگزارى آل‌داوود
كلمه «شكر» در آيه‌«اعمَلوا ءالَ‌داوودَ شُكراً»مى‌تواند حامل يكى از چند نقش نحوى، چون مفعولٌ‌له، حال، مفعول مطلق و مفعول‌به باشد؛ بنابر دو صورت نخست، به آل‌داوود امر شده تا عمل و عبادت‌هاى خود را براى شكرگزارى خداوند انجام دهند.[5]مجاهد نيز در تفسير آيه گفته است: به آل‌داوود گفتيم: براى شكر نعمت‌هايى كه خداوند به شما داده، او را اطاعت كنيد.[6]بنا به نقلى از ابن‌مسعود، آل‌داوود پس از اين دستور، به نماز مشغول شدند و در شبانه‌روز، ساعتى نبود، مگر آن‌كه يكى از آن‌ها به نوبت در محراب به نماز مى‌ايستاد.[7]روايت امام صادق نيز همين معنا را تأييد مى‌كند.[8]در دو فرض بعدى، به‌[1]. روح البيان، ج 7،ص 276
[2]. الميزان، ج 16، ص363
[3]. روح البيان، ج 7،ص 276
[4]. قصص الانبياء، ص211
[5]. الكشاف، ج 3، ص573
[6]. مجمع البيان، ج 8،ص 600
[7]. روح المعانى، مج12، ج 22، ص 175
[8]. قصص الانبياء، صص211


صفحه 126

آل‌داوود به طور مستقيم دستور شكرگزارى داده شده است. كلام زهرى در تفسير آيه كه به آل‌داوود گفته شد: «الحمد للَّه» بگوييد، در همين جهت قابل توجيه است.[1]قرطبى، با استناد به روايتى كه مى‌گويد: سليمان نان جو مى‌خورد و براى خانواده‌اش از آرد زِبر، نان تهيه مى‌كرد و آردهاى نرم و سفيد را به فقيران مى‌داد و مى‌گفت: مى‌ترسم اگر سير باشم، گرسنگان را فراموش كنم، معتقد است: اين عمل سليمان، شكر خداوند است كه اندكى از آفريدگان به آن اقدام مى‌كنند.[2]طبرسى نيز خطاب خداوند به آل‌داوود را فضيلتى براى آن‌ها دانسته، مى‌گويد: اين نوع خطاب در آيه، اشاره دارد كه خويشاوندى با پيامبران، در نزديكى به خداوند و برخوردارى از رضايت او تأثير دارد.[3]مفسّران، علّت فرمان خداوند به شكرگزارى آل‌داوود را اعطاى نعمت‌هاى بزرگى دانسته‌اند كه خداوند پيش از آن ياد كرده است.[4]
ذرّيّه داوود
خداوند در آيه 87 انعام/ 6 پس از ذكر نام شمار فراوانى از پيامبران از جمله داوود، به بعضى از ذرّيّه آن‌ها نيز اشاره كرده، خبر مى‌دهد كه آن‌ها برگزيده و به راه راست هدايت شده‌اند:«وَ مِن ءَابآئِهِم وَ ذرّيَّتِهِم وَ إخونِهم وَاجتَبَينهُم وَ هَدَينهُم إلى‌ صِرطٍ مُستقِيم».برخى، برگزيدگى در اين آيه را به نبوّت تفسير كرده‌اند.[5]راغب مى‌گويد:
برگزيدن بنده از جانب خدا، به معناى اختصاص دادن او به فيض الهى و سرازير شدن نعمت به سوى او است كه اين، ويژه پيامبران و بعضى از صدّيقان و شهيدانى است كه به آن‌ها نزديك‌اند.[6]خداوند در آيه 89 انعام/ 6 نيز خبر مى‌دهد كه به آن‌ها كتاب، حكم و نبوت داده است:«أُولئِكَ الَّذِينَ ءَاتَينهُم الكِتبَ وَالحُكمَ وَالنُّبُوَّة».«كتاب» در[1]. قصص‌الانبياء، ص211
[2]. تفسير قرطبى، ج14، ص 177
[3]. تفسير قرطبى، ج14، ص 177
[4]. مجمع‌البيان، ج 8،ص 600
[5]. التبيان، ج 8، ص383؛ مجمع‌البيان، ج 8، ص 600
[6]. كشف‌الاسرار، ج 3،ص 415؛ التفسير الكبير، ج 13، ص 67