بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 136

4. كاخ‌سازى و خوش‌نشينى: از آيه 137 اعراف/ 7 برمى‌آيد كه آل‌فرعون داراى قصرها و بناهاى برافراشته‌اى بودند كه خداوند آن‌ها را ويران كرد[1]:«و دَمَّرنا ماكانَ يَصنَعُ‌ فِرعَونُ و قَومُهُ و مَا كَانوا يَعرِشون».
5. اختناق و مبارزه با توحيد:«و قالَ رَجلٌ مُؤمِنٌ مِن ءَالِ‌فِرعَونَ يَكُتُم إِيمنَهُ أَتَقتُلونَ رَجُلًا أَن يَقولَ رَبّىَ اللَّه‌و مردى مؤمن از آل‌فرعون كه ايمان خود را نهان مى‌داشت، گفت: آيا مردى را مى‌كُشيد به اين گناه كه مى‌گويد: پروردگار من خدا است؟» (غافر/ 40، 28) كتمان ايمان مؤمن آل‌فرعون و عزم آل‌فرعون به قتل موسى، از سخت‌گيرى فرعونيان درباره عقايد توحيدى ديگران حكايت دارد.[2]
6. بت‌پرستى: فرعونيان رها شدن خدايان دروغين را يكى از آثار تبليغ موسى عليه السلام برمى‌شمرند و فرعون را به برخورد جدّى با موسى عليه السلام تحريك مى‌كنند:«و قالَ المَلَأُ مِن قَومِ فِرعَونَ أَتَذَرُ موسى‌ و قَومَهُ لِيُفسِدوا فِى‌الأَرضِ و يَذَرَكَ و ءَالِهَتَك.»(اعراف/ 7، 127)
7. استضعاف و استكبار:«و أَورَثنَا القَومَ الَّذينَ كانوا يُستَضعَفونَ مَشرِقَ الأَرضِ و مَغرِبَهاو پس از نابودى آل‌فرعون به آن گروهى كه پيوسته تضعيف مى‌شدند، بخش‌هاى باخترى و خاورى سرزمين فلسطين‌] را ميراث داديم.» (اعراف/ 7، 137) به گفته برخى، فرعون، بنى‌اسرائيل را مى‌آزرد و مملوك خويش مى‌كرد و آنان را به گروه‌هايى تقسيم و هر گروه را به كارى براى خود چون بنّايى، زراعت و صناعت وا مى‌داشت و افراد ناتوان را به پرداخت جزيه ملزم مى‌كرد.[3]
قرآن در آيه ديگر گروهى از آل‌فرعون را مستكبرانى معرّفى كرده كه در آتش دوزخ‌اند و توانايى برداشتن عذاب از ضعيفان پيرو خود را ندارند:«و إِذ يَتَحاجُّونَ فِى النَّارِ فَيَقولُ الضُّعَفؤُا لِلَّذينَ استَكبَروا إِنَّا كُنّا لَكُم تَبَعاً فَهَل أَنتُم مُغنونَ عَنّا نَصيبَاً مِنَ النّارِ* قالَ الَّذينَ‌[1]. مجمع‌البيان، ج 4،ص 719
[2]. فرهنگ قرآن، ج 1،ص 245
[3]. جامع‌البيان، مج1، ج 1، ص 387


صفحه 137

استَكبَروا إِنّا كُلٌّ فيها إِنَّ اللّهَ قَد حَكمَ بَينَ العِباد».(غافر/ 40، 47- 48)
8. شكنجه و نسل‌كشى:«و إِذ نَجَّينكُم مِن ءَالِ فِرعَونَ يَسومونَكُم سوءَالعَذابِ يُذبّحونَ أَبناءَكُم و يَستَحيونَ نِساءَكُم و فِى ذلِكُم بَلَاءٌ مِن رَبّكُم عَظيم‌و ياد كنيد آن‌گاه كه شما را از چنگ فرعونيان رهانيديم؛ همان‌هايى كه‌] شما را سخت شكنجه مى‌كردند؛ پسران شما را سر مى‌بريدند، و زنان شما را زنده مى‌گذاشتند و در آن امر و بلا] و آزمايش بزرگى از جانب پروردگارتان بود.» (بقره/ 2، 49) آيات 141 اعراف/ 7 و 6 ابراهيم/ 14 نيز به همين مطلب اشاره دارد. فخررازى درباره زيان‌هاى ذبح پسران و زنده نگه‌داشتن دختران بنى‌اسرائيل، به مواردى مانند كمى مردان، انقطاع نسل، عذاب روحى مادران و بهره‌گيرى جنسى از زن‌هاى آنان كه نهايت ذلّت يك قوم است،[1]اشاره مى‌كند.
9. پيمان‌شكنى: آل‌فرعون هرگاه گرفتار عذاب مى‌شدند، با موسى پيمان مى‌بستند كه ايمان آورند و بنى‌اسرائيل را رها سازند و چون عذاب از آنان برداشته مى‌شد، پيمان مى‌شكستند:«و لَمّا وَقَعَ عَلَيهِمُ الرّجزُ قالوا يموسىَ ادعُ لَنا رَبّكَ بِما عَهِدَ عِندَكَ لَئِن كَشَفتَ عَنّا الرّجزَ لَنُؤمِنَنَّ لَكَ و لَنُرسِلَنَّ مَعَكَ بَنِى‌إِسرءِيلَ* فَلَمّا كَشَفنا عَنهُمُ الرّجزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُم بلِغوه إِذا هُم يَنكُثون.»(اعراف/ 7، 134- 135) و آيه 50 زخرف/ 43 نيز از پيمان‌شكنى آنان خبر مى‌دهد:«فَلَمّا كَشَفنا عَنهُم‌الْعَذابَ إِذاهُم يَنكُثون».فعل مضارع در آيات پيشين، به تكرار و استمرار پيمان‌شكنى‌هاى آنان اشاره دارد.
10. تهمت: از ديگر رفتار فرعونيان متّهم ساختن موسى به انواع تهمت‌ها است:
الف. تهمت سحر:«و قالوا يأَيُّهَ السَّاحِرُ ادعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنا لَمُهتَدون.»(زخرف/ 43، 49) ملأ فرعون گفتند: موسى جادوگر است:«قالَ المَلَأ مِن قَومِ فِرعَونَ إِنَّ هذا لَسحِرٌ عَليم.»(اعراف/ 7، 109)ب. تهمت به فسادگرى:سران قوم فرعون، موسى عليه السلام را به افساد در زمين متّهم كردند:«و قالَ المَلَأُ مِن قَومِ فِرعَونَ أتَذَرُ موسى‌ و قَومَهُ لِيُفسِدوا فِى‌الأَرض.»(اعراف/ 7، 127) در همين جهت مى‌گفتند كه موسى قصد دارد مردم را از سرزمينشان بيرون كند:«يُريدُ أَن يُخرِجَكُم مِن أَرضِكُم.»(اعراف/ 7، 110)ج. شگون بد زدن:هنگامى‌كه آل‌فرعون بر اثر رفتارشان دچار خشك‌سالى شدند، به‌[1]. التفسير الكبير، ج1، ص 68


صفحه 138

موسى و پيروانش شگون بد زدند:«فَإِذا جاءَتهُمُ الحَسنَةُ قالوا لَنا هذِهِ و إِن تُصِبهُم سَيّئَةٌ يَطَّيَّروا بِموسى‌ و مَن مَعَه.»(اعراف/ 7، 131)
11. استهزا و تكذيب: هنگامى كه موسى عليه السلام با معجزه‌ها نزد فرعونيان آمد، آنها با تمسخر مى‌خنديدند:«فَلَمّا جاءَهُم بِايتِنا إِذا هُم مِنها يَضحَكون»(زخرف/ 43، 47)،«و قالوا مَهما تَأتِنا بِهِ مِن ءَايَةٍ لِتَسحَرَنا بِها فَما نَحنُ لَكَ بِمُؤمِنين‌و گفتند هر آيه‌اى كه بياورى تا ما را بدان افسون كنى، ما به تو ايمان آورنده نيستيم.» (اعراف/ 7، 132) اين سخن، براى نا اميد ساختن موسى از ايمان آنان است. كاربرد لفظ«آيه»و نيز تصريح به اين نكته كه غرض موسى از آوردن نشانه، سحر كردن آنان است نيز استهزاى موسى است.[1]نيز زخرف/ 43، 49؛ اعراف/ 7، 109.
12. دعوت به آتش: آل فرعون از پيشوايان دعوت‌كننده به آتش‌اند:«و جَعَلنهُم أَئِمَّةً يَدعونَ إِلَى‌النّار»(قصص/ 28، 41) و بسيارى از ضعيفان قوم فرعون، پيروى از چنين پيشوايانى را موجب عذاب خود مى‌دانند. (غافر/ 40، 47- 48)
سيره و منش آل‌فرعون‌
قرآن، سه بار از دأب آل‌فرعون و پيشينيان آنان سخن گفته است. واژه دأب در اصل، استمرار و اصرار در كارى تا حدّ خستگى است؛ سپس معناى آن به شأن، امر و عادت منتقل شده است.[2]افزون بر اوصاف و اخلاقى كه از آل‌فرعون گذشت، چند رفتار زشت ديگر براى آنان عادتى شده بود كه ذكر آن عادت‌ها و فرجام شوم ايشان، درس عبرتى براى كافران و نيز تسكينى براى رسول‌اكرم صلى الله عليه و آله است. آيات مربوط به دأب آل‌فرعون، در سوره‌هاى آل‌عمران و انفال آمده و نزول آن‌ها با اوايل تشكيل حكومت اسلامى و وقوع جنگ بدر مقارن است كه مسلمانان در ضعف بودند و دشمنان آنان شوكت ظاهرى داشتند.
در سوره آل‌عمران، پس از اشاره به عِدّه و عُدّه كافران، سخن از دأب آل‌فرعون‌[1]. الميزان، ج 8، ص227
[2]. جامع‌البيان، مج3، ج 3، ص 259


صفحه 139

رفته است:«إِنَّ الَّذينَ كَفَروا لَن تُغنِىَ‌عَنهُم أَمولُهُم و لَاأَولدُهُم مِنَ‌اللّهِ شَيئاً و أُولئِكَ هُم وَقودُ النَّارِ* كَدَأبِ ءَالِ‌فِرعونَ والَّذينَ مِن قَبلِهِم كَذّبوا بَايتِنا فأَخَذهُمُ‌اللّهُ بِذُنوبِهِم واللّهُ شَديدُ العِقاب».(آل‌عمران/ 3، 10- 11) پس از اين دو آيه مى‌فرمايد:«قُل لِلَّذينَ كَفروا سَتُغلَبونَ و تُحشَرونَ إِلى‌ جَهَنّم‌به كافران بگو به زودى مغلوب و به سوى دوزخ محشور مى‌شويد». (آل‌عمران/ 3، 12) در سوره انفال نيز در دو آيه نزديك به هم، از دأب آل‌فرعون سخن رفته است. (انفال/ 8، 52 و 54) لفظ«ذنوبهم»در آيه 11 آل‌عمران/ 3 كه به‌صورت اسم ظاهر (به جاى ضمير) و جمع آمده، نشان مى‌دهد كه آل فرعون مرتكب گناهان ديگرى نيز شده‌اند؛ در غير اين صورت مى‌فرمود: «فأخذهم اللّه به» يا «فأخذهم اللّه بذنبهم».[1]
تأثير سرانِ آل‌فرعون بر تصميم‌گيرى‌هاى فرعون‌
هنگامى‌كه موسى براى انجام مأموريت خود، نزدفرعون مى‌آيد، بى‌درنگ سخن‌سران قوم فرعون را با يك‌ديگر نقل مى‌كند (اعراف/ 7، 109) بى‌آن كه از فرعون سخنى به ميان آيد. گويا آنان در مجلسى مشورتى بوده‌اند تا پس از مشاوره، آن‌چه راتشخيص مى‌دهند، به فرعون باز گويند. آن‌چه آنان تشخيص دادند، مهلت موسى و هارون، و گردآوردن ساحران از شهرهاى دور و نزديك بود.[2](اعراف/ 7، 109- 112) قرآن‌در جايى ديگر، از مشورت فرعون با سران قوم خود درباره موسى سخن مى‌گويد (شعراء/ 26، 34- 35) و هنگام طرح توطئه كشتن موسى نيز سخن از سرانى است كه به اين نتيجه رسيده‌اند:
«و جاءَ رَجُلٌ مِن أَقصَا المَدينَةِ يَسعى‌ قالَ يموسى‌ إِنَّ المَلَأ يَأتَمِرونَ بِكَ لِيَقتُلوك».
(قصص/ 28، 20)
گروه‌هاى هم‌سو با آل‌فرعون‌
كسانى نيز هرچند از آل‌فرعون نبوده‌اند، به آنان در سركشى و انكار يارى مى‌رساندند.[1]. راهنما، ج 2، ص341
[2]. الميزان، ج 8، ص214


صفحه 140

يك گروه، ساحرانى بودند كه در حسّاس‌ترين لحظه‌ها، متوجّه خطاى خود شده، به خدا ايمان آوردند. (اعراف/ 7، 120- 121؛ طه/ 20، 70؛ شعراء/ 26، 46- 47) گروه ديگر، بزرگان بنى‌اسرائيل بودند:«فَما ءَامَنَ لِموسى‌ إِلَّا ذُرّيَّةٌ مِن قَومِه عَلى‌ خَوفٍ مِن فِرعَونَ و مَلَإِيهِم أَن يَفتِنَهُم‌سرانجام كسى به موسى ايمان نياورد، مگر فرزندانى از قوم وى در حالى كه بيم داشتند فرعون و سران آنان، ايشان را بيازارند». (يونس/ 10، 83) به گفته علّامه طباطبايى، ضمير در «قومه» به موسى باز مى‌گردد و مقصود از ذرّيّه، قوم موسى و نيز بعضى از ضعفاى بنى‌اسرائيل در برابر بزرگان اين قوم است؛ هرچند بنى‌اسرائيل، همگى در بند قبطيان بوده‌اند، عادت صاحبان قدرت و ثروت در اين گونه موارد، حفظ موقعيّت اجتماعى خود و تقرّب به جبّاران است. بزرگان بنى‌اسرائيل نيز از اظهار ايمان به موسى ناتوان بوده‌اند.
داستان بنى‌اسرائيل در قرآن بهترين گواه براى نشان دادن عدم ايمان شمار بسيارى از مخالفان موسى‌[1]و پيامبران پس از او در ميان بنى‌اسرائيل است؛ چنان‌كه قارون نيز با ستم بر قوم موسى و همراهى با آل‌فرعون، وصف شده است:«إِنَّ قرونَ كانَ مِن قَومِ موسى‌ فَبَغى‌ عَلَيهِم». (قصص/ 28، 76)
مؤمن آل‌فرعون‌
قرآن در برابر تبيين استكبار و فساد آل فرعون، از مؤمن آل‌فرعون ياد و سخنان حكمت‌آميز وى را به تفصيل بيان مى‌كند. (غافر/ 40، 28- 34 و 38- 44) برخلاف نظر برخى مفسّران، اين شخص از قبطيان بوده است، نه از بنى‌اسرائيل؛[2]چنان كه به آل فرعون، با «ياقوم» خطاب مى‌كند و آنان را داراى ملك و حكومت مى‌داند:«يقَومِ لَكُمُ‌المُلكُ اليومَ ظهِرينَ فِى‌الأَرضِ فَمَن يَنصُرُنا مِن بَأسِ اللّهِ إِن جاءَنااى قوم من! امروز فرمان‌روايى از آن شما است و] بر اين سرزمين چيره‌ايد و لى‌] چه كسى ما را از بلاى خدا- اگر به ما برسد- حمايت خواهد كرد؟» (غافر/ 40، 29) با توجّه به اين‌كه بنى‌اسرائيل در آن زمان‌[1]. الميزان، ج 10، ص112
[2]. مجمع‌البيان، ج 8،ص 811


صفحه 141

از ملك برخوردار نبوده‌اند، گوينده اين سخن (مؤمن آل‌فرعون) نمى‌تواند از قوم بنى‌اسرائيل باشد. قرآن نيز وى را به صراحت‌«رَجلٌ مُؤمِنٌ مِن ءَالِ‌فِرعَون»(غافر/ 40، 28) خوانده است.
نفرين موسى بر فرعونيان‌
استمرار تبه‌كارى آل‌فرعون، موسى عليه السلام را واداشت كه براى آنان آرزوى نابودى كند.
حضرت موسى نخست، بنى‌اسرائيل را اميدوار به نابودى فرعونيان و جانشينى آنان كرد:
«عَسى‌ رَبُّكُم أَن يُهلِكَ عَدُوّكُم و يَستَخلِفَكُم فِى‌الأَرضِ فَيَنظُرَ كَيفَ تَعملَون»(اعراف/ 7، 129) و پس از نااميدى از هدايت آنان، نفرينشان كرد:[1]«و قالَ موسى‌ رَبَّنا إِنَّكَ ءَاتَيتَ‌ فِرعَونَ و مَلَأهُ زينَةً و أَمولًا فِى‌الحَيوةِالدُّنيا رَبَّنا لِيُضِلّوا عَن سَبيلِكَ رَبَّنا اطمِس عَلى‌ أَمولِهِم و اشدُد عَلى‌ قُلوبِهِم فَلَا يُؤمِنوا حَتّى‌ يَرَوُاالعَذابَ الأَليم‌و موسى گفت: پروردگارا! تو به فرعون و سران قوم وى در زندگى دنيا، زيور و اموال داده‌اى. پروردگارا! تا پيروان خود را از راه تو گمراه كنند. پروردگارا! اموالشان را نابود و آنان را سخت‌دل گردان كه ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند». (يونس/ 10، 88) تكرار«رَبَّنا»در اين آيه، بيان‌گر شدّت نفرين موسى عليه السلام در حقّ آنان است. نفرين موسى و برادرش هارون كه دعاى وى را آمين مى‌گفت،[2]در حقّ فرعونيان مستجاب شد. (يونس/ 10، 89) خداوند، موسى عليه السلام را به بيرون بردن شبانه بنى‌اسرائيل از مصر فرمان داد. فرعون و لشكريانش بامدادان به تعقيب آنان پرداختند و اين، مقدّمه نابودى آنان بود.[3]
عذاب آل‌فرعون‌
الف. عذاب در دنيا: اعراف/ 7، 130؛ زخرف/ 43، 48«فَأَرسَلنا عَلَيهِمُ‌الطُّوفانَ والجَرادَ و القُمَّلَ و الضَّفادِعَ والدَّم‌/ پس بر آنان، طوفان و ملخ و كنه ريز و قورباغه‌ها و[1]. كشف‌الاسرار، ج 3،ص 712
[2]. مجمع‌البيان، ج 5،ص 196
[3]. همان، ص 198


صفحه 142

خون را به صورت نشانه‌هايى آشكار] فرستاديم.» (اعراف/ 7، 133) درباره مقصود آيه از طوفان، اقوال متعدّدى، از جمله باران، سيل شديد،[1]مرگ‌[2]و طاعون نقل شده است.
طبرى مى‌گويد: سخن درست نزد من با توجّه به آن‌چه از ابن‌عبّاس، با استناد به آيه‌«فَطافَ عَلَيها طائِفٌ مِن رَبّك ...»(قلم/ 68، 19) نقل شده، اين است: طوفان امرى است كه آنان را از سوى خدا محاصره كرد و مى‌تواند باران شديد يا مرگ پياپى و سريع باشد. وى در نهايت شواهدى را نقل مى‌كند كه منظور از طوفان، باران شديد است.[3]ملخ نيز محصول آنان را مى‌خورْد.[4]كنه ريز، خون آنان را مى‌مكيد[5]و قورباغه در بستر و ظروف و جامه‌هاى آنان آشيانه كرده بود.[6]نزول خون بر آنان نيز سبب آلودگى آنان شد[7]و نيز گفته شده كه اگر كسى از آل فرعون، مشتى آب براى نوشيدنى برمى‌گرفت، آب را در دستان خود خون تازه مى‌يافت؛ بى‌آن‌كه چنين مشكلى براى بنى‌اسرائيل پيش آيد.[8]تعبير«ءَايتٍ‌ مُفَصَّلت»در اعراف/ 7، 133، اشاره به تفكيك نشانه‌هاى مزبور و عدم نزول آن‌ها به صورت هم‌زمان است.[9]
نزول پى در پى اين امور، الهى بودن و اتّفاقى نبودن آن‌ها را به بنى‌اسرائيل مى‌رساند تا آن‌ها را تصادف نپندارند؛ بلكه هشدارهايى جدّى از سوى خداى تعالى بشمارند و با دست برداشتن از لجاجت و انكار، براى آن چه انتظارش مى‌كشيدند، چاره واقعى بينديشند؛[10]امّا آنان با نزول هر يك از عذاب‌هاى پنج‌گانه پيشين، از موسى مى‌خواستند كه دست به دعا بردارد تا عذاب از آنان برطرف شود و چون عذاب از آنان برداشته مى‌شد، اعمال تباه خود را از سر مى‌گرفتند. (اعراف/ 7، 134)[11][1]. مجمع‌البيان، ج 4،ص 719
[2]. جامع‌البيان، مج6، ج 9، ص 41
[3]. همان، ص 44- 45 (4) (5) 4 و. الفرقان، ج 8-9، ص 263
[6]. تفسير ماوردى، ج2، ص 252
[7]. فرهنگ قرآن، ج 1،ص 246
[8]. تفسير ماوردى، ج2، ص 252- 253
[9]. همان، ص 253 (10) (11) 10 و. الميزان، ج8، ص 227


صفحه 143

خداوند بر شدّت عذاب آل‌فرعون بارها تأكيد كرده است:«فَأَخذَهُم أَخذَةً رابِيَة».
(حاقه/ 69، 10)«فَأَخَذنهم أَخذَ عَزيزٍ مُقتَدِر».(قمر/ 54، 42) فخررازى دليل كاربرد واژه اخذ در اين آيه را همانندى آل‌فرعون با سركشان مى‌داند.[1]«فَأَخَذنهُ و جُنودَهُ‌ فَنَبَذنهُم فِى اليَمّ‌پس او و سپاهيانش را فرو گرفتيم و آنان را در درياافكنديم.» (قصص/ 28، 40) نيز ذاريات/ 51، 40 و طه/ 20، 78 كه به گفته علّامه طباطبايى، در اين دو كلام، اشاره‌اى گويا به عظمت و قدرت الهى در مجازات آل فرعون نهفته شده.[2]در آيه‌«فَصَبَّ عَلَيهِم رَبُّكَ سوطَ عَذابٍ»(فجر/ 89، 13) نواختن تازيانه عذاب، كنايه از عذاب پياپى و شديد، و تنوينِ عذاب، مفيد معناى تفخيم وخارج از وصف بودن آن است.[3]
ب. عذاب در برزخ: به جز قوم نوح كه به عذاب برزخى آن‌ها اشاره كوتاه شده، (نوح/ 71، 25) يگانه گروهى كه در قرآن به صراحت از فعليّت عذاب برزخى آنان سخن به ميان آمده، آل‌فرعون است:«و حَاقَ بَالِ فِرعونَ سوءُالعَذابِ* النّارُ يُعرَضونَ عَلَيها غُدُوّاً و عَشِيّاًو فرعونيان را عذاب سخت فرو گرفت. اكنون‌] صبح و شام بر آتش عرضه مى‌شوند». در همين آيه، بى‌درنگ به عذاب آخرتى آنان جدا ازعذاب برزخى، اشاره شده است. (غافر/ 40، 45- 46)«سوء العذاب»در آيه پيشين، يادآور«سوءالعذاب»در«و إِذ نَجَّينكُم مِن ءَالِ‌فِرعونَ يَسومونَكُم سوءَالعَذابِ ...»(بقره/ 2، 49) است. بنابر روايتى از امام‌صادق عليه السلام آيه 46 غافر/ 40، به برزخ‌مربوط است؛ زيرا در آخرت، صبح و شامى وجود ندارد.[4]
ج. عذاب در آخرت:«و يَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدخِلوا ءَالَ فِرعونَ أَشَدَّ العَذاب‌وروزى كه رستاخيز برپا شود، فرياد رسد كه‌] فرعونيان را در سخت‌ترين انواع‌] عذاب درآوريد» (غافر/ 40، 46) هم‌چنين آنان از پيشوايان دعوت كننده به سوى آتش به شمار مى‌آيند:«و جَعلنهم أَئِمّةً يَدعونَ إِلَى‌النَّار.»(قصص/ 28، 41)
آيات 47- 48 غافر/ 40 از محاجّه فرعونيان در جهنّم خبر مى‌دهد. خداوند در اين‌[1]. التفسيرالكبير، ج24، ص 254
[2]. الميزان، ج 16، ص38 و ج 14، ص 184
[3]. همان، ج 20، ص 281
[4]. مجمع‌البيان، ج 8،ص 818