(دو فرشته) به لوط گفتند: دامادها، پسران، دختران و همه منسوبان خود را از اين مكان خارج كن كه ما اين محل را نابود خواهيم كرد؛ پس از آن، لوط سراغ دامادهايش رفت تا آنها را به خروج از شهر تشويق كند؛ ولى آنها نپذيرفتند.[1]براساس نقل تورات، زن لوط در ميان راه به سبب نافرمانى از فرمان خداوند و توجّه به پشت سر، گرفتار عذاب الهى شد.[2]لوط پس از نابودى قوم، از كوهى در صُوعَر، بالا رفت و در آن جا با دو دخترش اقامت گزيد. در همان جا دختر بزرگ لوط به خواهرش پيشنهاد كرد كه به دليل پير شدن لوط و نبودن هيچ مردى كه همسر آنها شود، به وى شراب نوشانده، در حال مستى با وى درآميزند و بدين طريق نسل پدر را حفظ كنند؛ آن گاه در دو شب پياپى به لوط شراب نوشاند و هر دو از وى حامله شدند. خواهر بزرگتر، صاحب پسرى به نام «موآب» و خواهر كوچكتر نيز صاحب پسرى به نام «بَنْعَمى» شدند. موآبيين از نسل موآب و بنىعَمُّون يا عمونيين از نسل بَنْعَمى هستند؛[3]ولى از نظر مسلمانان و قرآن، چنين عملى ناشايست است و قرآن، ساحت پيامبران را از اين كارهاى ناشايست منزّه مىداند.[4]
منابع
بحارالانوار؛ البداية و النهايه؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ تفسير التحرير والتنوير؛ تفسير روحالبيان؛ تفسير القرآن العظيم، ابنكثير؛ التفسيرالكبير؛ تفسير المنار؛ جامعالبيان عن تأويل آى القرآن؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور؛ روحالمعانى فىتفسير القرآن العظيم؛ روضالجنان و روحالجنان؛ الفرقان فى تفسير القرآن؛ قصصالانبياء، ابنكثير؛ كتاب مقدس؛ الكشاف؛ كشفالاسرار و عدةالابرار؛ مجمعالبيان فى تفسير القرآن؛ معجم البلدان؛ الميزان فىتفسيرالقرآن؛ النور المبين فى قصصالانبياء والمرسلين.[1]. كتاب مقدس، پيدايش19: 14- 15
[2]. همان، 19: 26
[3]. همان، 19: 30
[4]. الميزان، ج 10، ص359
آلموسى
على نصيرى
آلموسى
در قرآن، يك بار به آل موسى تصريح شده است:«وَ قالَ لَهُم نَبِيُّهُم إِنَّ ءَايَةَ مُلكِهِ أَن يَأتِيَكُمُالتَّابوتَ فيِهِ سَكِينَةٌ مِن رَبّكُم وَ بَقِيَّهٌ مِمّا تَركَ ءَالُمُوسى و ءَالُ هرُون .../ و پيامبرشان بديشان گفت: در حقيقت، نشانه پادشاهى او طالوت] اين است كه آن صندوق عهد كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان، و بازماندهاى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون در آن] برجاى نهادهاند ... به سوى شما خواهد آمد». (بقره/ 2، 248) يك بار نيز از دودمان موسى با واژه «ذرّيّه» كه به برخى معانى آل نزديك است، ياد شده:«و وَهَبنا لَهُ إسحقَ و يَعقوبَ ... و مُوسى و هرونَ ...* وَ مِن ءَابائِهِم وَ ذُرّيتِهِم و إِخونِهِم/ و به او، اسحاق و يعقوب را بخشيديم ... و موسى و هارون را ... و از پدران و فرزندان و برادرانشان.» (انعام/ 6، 84 و 87)
مقصود از آلموسى
به سبب گوناگونى معناى آل، مفسّران، در مقصود از آل موسى نيز چند نظر دارند:
1. خاندان موسى و هارون؛[1]2. موسى و خواصّ خاندان او؛[2]3. خود موسى كه براى بزرگداشت و احترام، با چنين تعبيرى از او ياد شده است؛[3]4. پيروان او؛[4]5. پيامبران از نسل يعقوب پس از موسى و هارون.[5][1]. تفسير قرطبى، ج 3،ص 163
[2]. الميزان، ج 2، ص291
[3]. الكشاف، ج 1، ص294؛ مجمعالبيان، ج 2، ص 614
[4]. التفسير الكبير، ج6، ص 191؛ مواهب الرحمن، ج 4، ص 126
[5]. الكشاف، ج 1، ص293؛ فرهنگ اصطلاحات قرآنى، ص 8
آل هارون
در آيه 248 بقره/ 2 در كنار آل موسى از آلهارون نيز ياد شده و ذرّيّه در آيات 84 و 87 انعام/ 6 شامل آل هارون نيز مىشود. هيچ يك از صاحبنظران، وجود فرزند را براى هارون منكر نشدهاند؛ امّا درباره فرزند داشتن موسى اختلاف است. به نظر برخى، حضرت موسى فرزند نداشته؛ از اينرو، «آل» را كه در آيه پيش آمده است، به خاندان موسى و هارون كه از نسل هارون استمرار يافته، تفسير كردهاند.[1]شايد برخى از كسانى كه آل را در آيه به معنايى جز خاندان موسى و هارون تفسير كردهاند، به اين نكته توجّه داشتهاند كه موسى فرزندى نداشته است. به نقل عهد عتيق، هارون داراى 4 پسر به ترتيب به نامهاى ناداب، ابيهو، العاذار و ايثامار[2]بوده كه همگى از سران خاندانها و طايفههاى لاوى بودند[3]و بنا بر نقل همان كتاب، موسى نيز داراى دو فرزند به نامهاى جرشوم و أليعازر (يا أليعزر)[4]بوده است.
ميراث آل موسى و آل هارون
«.. و بَقيَّةٌ مِمّا تَرَكَ ءَالُمُوسى و ءَالُ هرون ....»(بقره/ 2، 248) به استناد آيه پيشين، فرشتگان، باقىمانده ميراث آل موسى و آل هارون را كه در صندوقى نگهدارى مىشده، به صورت نشان لياقت طالوت، در حكمرانى بر بنىاسرائيل، نزد آنان آوردند.
(ظ الواح موسى)[1]. التحرير والتنوير،ج 2، ص 494
[2]. كتاب مقدس، خروج6: 23
[3]. همان: 25
[4]. همان، 18: 3
فضايل آلموسى و آلهارون
«... وَ مَوسى و هرونَ ...* و مِن ءَابائِهم و ذُرّيتِهِم وَ إِخونِهِم وَاجتَبَينهُم وَ هَدَينهُم إلى صِرطٍ مُستَقِيمٍ* أُولئِكَ الَّذِينَ ءَاتَينهُمُ الكِتبَ و الحُكمَ والنُّبُوَّة .../ وموسى و هارون را ... و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را بر جهانيان برترى داديم] و آنان را برگزيديم و به راه راست هدايت كرديم .... آنان كسانى بودند كه كتاب وحكم و نبوّت بديشان داديم.» (انعام/ 6، 84، 87 و 89) فضايلى كه قرآن براى برخى از فرزندان، پدران و برادران موسى و هارون برشمرده، چنين است:
1. برگزيدگى:«... وَ اجتَبَينهُم ....»برخى مفسّران، برگزيدگى را انتخاب آنان براى نبوّت يا رسالت دانستهاند؛ زيرا برگزيدگى پيامبران، همان بعثت آنها است[1]و برخى آن را فيض الهى مىدانند كه انواع نعمتها از آن بدون كوشش به دست مىآيد و ويژه پيامبران و برخى نزديكان صديق و شهيد آنها است.[2]
2. هدايت يافتن به صراط مستقيم:«... وَ هَدينهُم إلى صِرطٍ مُستَقِيم ....»و صراط مستقيم به دين الهى تفسير شده است.[3]
3. برخوردارى از كتاب آسمانى:«... ءَاتَينهُم الكِتب ....»صحف موسى و انجيل عيسى و زبور داوود از جمله آنها است.[4]به نظر فخررازى، اين آيه به اعطاى علم فراوان به آنها اشاره دارد.[5]
4. دريافت علم و حكم:«... ءَاتَينهُمالكِتبَ والحُكم.»برخى مفسّران، مقصود از «حكم» در آيه را عقل،[6]علم و فقه،[7]حكمت،[8]فهم كتاب آسمانى و شناخت احكام آن،[9]مقام قضاوت[10]يا مقام زمامدارى[11]دانستهاند.
5. برخوردارى از مقام نبوت:«... ءَاتَينهُم ... النُّبُوَّة ...».[1]. التفسير الكبير، ج13، ص 67
[2]. المنار، ج 7، ص590
[3]. جامع البيان، مج5، ج 9، ص 342
[4]. همان، ص 343؛كشفالاسرار، ج 3، ص 417
[5]. التفسير الكبير، ج13، ص 68
[6]. جامع البيان، مج5، ج 9، ص 343
[7]. تفسير قرطبى، ج 7،ص 24
[8]. مجمعالبيان، ج 4،ص 513؛ روحالمعانى، مج 5، ج 7، ص 313
[9]. جامع البيان، مج5، ج 9، ص 343
[10]. مجمعالبيان، ج4، ص 513؛ روح المعانى، مج 5، ج 7، ص 313؛ المنار، ج 7، ص 592
[11]. التفسير الكبير،ج 13، ص 68
منابعتفسير التحريروالتنوير؛ التفسير الكبير؛ تفسير المنار؛ جامعالبيان عن تأويل آىالقرآن؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ روحالمعانى فى تفسيرالقرآن العظيم؛ فرهنگ اصطلاحات قرآنى؛ كتاب مقدس؛ الكشاف؛ كشفالاسرار و عدةالابرار؛ مجمعالبيان فى تفسير القرآن؛ مواهب الرحمن فى تفسير القرآن، سبزوارى؛ الميزان فى تفسير القرآن.
آل يعقوب
محمد سحرخوان
آليعقوب: فرزندان يعقوب، خاندان يعقوب، بنىاسرائيل، پيامبران بنىاسرائيل
اين عنوان، دوبار در قرآن آمده است:«وكذلِكَ يَجتَبيكَ ربُّكَ و يُعَلّمُك مِن تَأويلِ الأحاديثِ و يُتِمَّ نِعمَتَه عَليك و على ءَالِ يَعقوبَ .../ و پروردگار تو، اين چنين يوسف] را برمىگزيند و از تعبير خوابها به تو مىآموزد و نعمتش را بر تو و خاندان يعقوب تمام مىكند» (يوسف/ 12، 6)،«يَرِثُنِى وَ يَرِثُ مِن ءَالِيَعقوبَ واجْعَلْهُ ربّ رضيّاً/ زكريا گفت:
خداوندا! پس از جانب خود، جانشينى به من ببخش كه] از من ارث بَرَد و از خاندان يعقوب نيز] ارث بَرَد و او را اى پروردگار من! پسنديده گردان». (مريم/ 19، 6) در اينكه مقصود از يعقوب در آيه نخست، فرزند اسحاق است، اختلافى نيست؛ ولى درباره آليعقوب از سوى مفسّران چند نظر بيان شده است: 1. عدّهاى برآناند كه آليعقوب، برادران يوسفاند[1]و ميبدى نام آنها را چنين نقل كرده است: روبين (روبيل) شمعون، لاوى، يهودا، بنيامين، دان، نفتولى يا نفثالى (نفتالى) اوشير، (اشر) بشسوخور، كوذ، و زبولون.[2]طبرسى به جاى سه نام آخر، ريالون، يشجر و حاد را آورده است.[3]با توجّه به اين كه در عهد عتيق نيز همين نامها با اندكى تغيير آمده است،[4]اين احتمال كه منابع اسلامى نيز به نقل از آن منبع ايننامها را بيان كرده باشند، تقويت مىشود. 2. علّامه طباطبايى، افزون بر برادران يوسف، آن را شامل يعقوب و همسرش نيز دانسته است.[5]3. به نظر برخى، آليعقوب، به تمام خانواده يعقوب، شامل فرزندان و غير فرزندانش گفته مىشود.[6]براساس اين نظر، آليعقوب، يوسف را نيز در بر مىگيرد. 4. الفرقان، با توجّه به[1]. كشفالاسرار، ج 5،ص 8؛ مجمعالبيان، ج 5، ص 321؛ تفسير قرطبى، ج 9، ص 86 (2) (3) 2 و. مجمعالبيان،ج 5، ص 323
[4]. كتاب مقدس، اوّلتواريخ 2: 1- 3
[5]. الميزان، ج 11، ص82
[6]. الكشاف، ج 2، ص445؛ روحالمعانى، مج 7، ج 12، ص 281
اينكه در آيه، آليعقوب در كنار ابراهيم، اسحاق، يعقوب و يوسف قرار گرفته، اتمام نعمت را به رسالت تفسير كرده، و نتيجه مىگيرد كه مقصود از آليعقوب، پيامبران بنىاسرائيل از يوسف تا عيسى عليهما السلام هستند.[1]آلوسى نيز با بيان اينكه برخى، آليعقوب را به شخص يعقوب و برخى ديگر به پيروان وى تفسير كردهاند، اين دو رأى را بعيد مىشمارد.[2]
برخلاف آيه 6 يوسف/ 12 كه درباره يعقوب است، در آيه 6 مريم/ 19 دو نظر است.
سدّى، او را فرزند اسحاق دانسته؛[3]ولى كلبى، وى را فرزند ماثان (ماتان) و برادر عمران (پدر مريم) شمرده است؛[4]البتّه در عهد عتيق برادران عَمرام (پدر مريم) چنين ذكر شده است: «يصهار، صبرون و عزىئيل»؛[5]بنابراين، با قول مذكور سازگارى ندارد. طبرسى، همين نظر را ترجيح داده؛[6]ولى ميبدى، نظر نخست را به بيشتر مفسّران منسوب كرده است.[7]كلبى، فرزندان ماثان را سران و پادشاهان بنىاسرائيل دانسته كه زكريا عليه السلام سرآمد دانشمندان آنان بود.[8]طبق رأى نخست، آليعقوب، همه نژاد يعقوب[9]و طبق رأى دوم، خويشاوندان مادرى يحيى هستند[10]كه به نظر الميزان، زكريا از خداوند خواست تا فرزندش از وى و همسرش ارث بَرَد.[11]برپايه نقل ديگرى در كشّاف، يعقوب بنماثان، برادر زكريا بوده است.[12]
واژههاى مرتبط با آليعقوب
واژههاى بنىاسرائيل و اسباط كه به ترتيب 41 و دو بار در قرآن بهكار رفته، از واژگان نزديك و حتّى براساس برخى آرا، مساوى با آليعقوب است؛ زيرا در عهد عتيق نيز لقب[1]. الفرقان، ج 12-13، ص 28
[2]. روح المعانى، مج7، ج 12، ص 282
[3]. مجمع البيان، ج 6،ص 776
[4]. مجمع البيان، ج 6،ص 776
[5]. كتاب مقدس، اوّلتواريخ 6: 2- 3
[6]. مجمعالبيان، ج 6،ص 776
[7]. كشفالاسرار، ج 6،ص 9
[8]. التفسير الكبير، ج21، ص 185
[9]. كشف الاسرار، ج 6،ص 9؛ الفرقان، ج 15- 16، ص 260
[10]. تفسير قرطبى، ج11، ص 56
[11]. الميزان، ج 14، ص9
[12]. الكشاف، ج 3، ص 5
يعقوب بناسحاق، «اسرائيل» است.[1](---) بنىاسرائيل)
قرآن از بنىيعقوب و ذرّيّه يعقوب نيز سخن گفته كه با بعضى از نظرها در معناى آليعقوب يكسان است:«و وَصّى بِها إبرهيمُ بَنيهِ وَ يَعقُوبُ يبَنِىَّ إنَّ اللّهَ اصطَفى لَكُمُ الدّينَ فَلاتَمُوتُنَّ إلّاوَ أنتم مُسلِمُون* أم كُنتُم شُهَداءَ إذ حَضَرَ يَعقُوبَ الموتُ إذ قال لِبَنِيهِ ما تَعبُدُونَ مِن بَعدِى قالُوا نَعبُد إلهَكَ .../ و ابراهيم و يعقوب، پسران خود را به همان [آيين] سفارش كردند [و هر دو در وصيّتشان چنين گفتند:] اى پسران من! خداوند، براى شما اين دين را برگزيد؛ پس البته نبايد جز مسلمان بميريد. آيا زمانىكه يعقوب را مرگ فرا رسيد، حاضر بوديد هنگامى كه به پسران خود گفت: پس از من، چه را خواهيد پرستيد؟
گفتند: معبود تو و معبود پدرانتابراهيم و اسماعيل» (بقره/ 2، 132- 133)،«أُولئِكَ الَّذينَ أنعمَ اللّهُ عَلَيهِم مِن النَّبيّينَ مِن ذُرّيَّةِ ءادَمَ وَ مِمَّن حَملنا مَعَ نُوحٍ وَ مِن ذُرّيّةِ إبرهيمَ وَ إسرءِيلَ/ آنان، كسانى از پيامبران بودند كه خداوند بر ايشان نعمت ارزانى داشت. از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح بر [كشتى] سوار كرديم و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل.» (مريم/ 19، 58) بُرسُوى، در ذيل آيه 87 انعام/ 6«وَ مِن ءابائِهم وَ ذُرّيَّتِهم وَ إخونِهم وَاجتَبَينهم و هَدينهم إلى صِرطٍ مُستقيمٍ/ و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [بر جهانيان برترى داديم] و آنان را برگزيديم و به راه راست راهنمايى كرديم» فرزندان يعقوب و برادران يوسف را از برجستهترين مصاديق ذرّيّه و برادران برگزيده پيامبران ياد كرده است.[2]
فضايل آليعقوب
1. اتمام نعمت بر آل يعقوب: براساس آيه 6 يوسف/ 12 يعقوب به يوسف خبر داد كه خداوند نعمتش را بر او و آليعقوب تمام خواهد كرد:«و يُتِمُّ نِعمتَه عَليكَ و على ءالِيَعقوبَ».(يوسف/ 12، 6) مفسّران، درباره اتمام نعمت، يك نظر ندارند. به نظر برخى، اتمام نعمت خداوند اين بود كه يوسف را از پيامبران، و برادرانش را پايدار بر اسلام، و[1]. كتاب مقدس، پيدايش32: 28- 29؛ قاموس كتاب مقدس، ص 53
[2]. روحالبيان، ج 3،ص 62