و مَلكَتِهِ وكُتُبِهِ ورُسُلِهِ واليَومِ الأخِرِ فَقَد ضَلَّ ضَللا بَعيدا».
3. بنابه روايتى، چون اين عده اسلام را پذيرفتند، ديگر يهوديان گفتند: اينان از فرومايگان ما بودند و گرنه آيين خود را رها نمىكردند. آيه 113 آلعمران/ 3 در تأييد اين دسته از مسلمانان نازل شد و آنان را با ديگر يهوديان غير قابل مقايسه دانست[1]:
«لَيسوا سَواءً مِن اهلِ الكِتبِ امَّةٌ قامَةٌ يَتلونَ ءايتِ اللَّهِ ءاناءَ الَّيلِ و هُم يَسجُدونهمه اهل كتاب يكسان نيستند؛ طايفهاى از آنها در دل شب به تلاوت آيات خدا و نماز و اطاعت حق مشغولاند».
4.«الَّذينَ ءاتَينهُمُ الكِتبَ يَتلونَهُ حَقَّ تِلاوتِهِ اولكَ يُؤمِنونَ بِهِ ومَن يَكفُر بِهِ فَاولكَ هُمُ الخسِرون»(بقره/ 2، 121) بر اساس اين آيه، فقط يهوديانى كه به درستى بر اساس تورات عمل مىكنند، به آن ايمان دارند؛ ولى ديگر يهوديان زيان خواهند كرد.
بنا به روايتى از ضحّاك، آيه درباره يهوديان مسلمان شده چون اسد بن كعب، برادرش و جمعى ديگر نازل شده است.[2]
منابع
اسباب النزول، واحدى؛ الاصابة فى تمييز الصحابه؛ تفسير القرآن العظيم، ابنكثير؛ جامعالبيان عن تأويل آى القرآن؛ الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور؛ مجمعالبيان فى تفسير القرآن؛ النكت والعيون، ماوردى.[1]. جامعالبيان، مج 3، ج 4، ص 71؛الدرالمنثور، ج 2، ص 296
[2]. مجمعالبيان، ج 1، ص 374
اسرافيل
على محمدى آشنانى
اسرافيل: فرشتهاى مقرّب، ابلاغكننده فرمان الهى به ديگر فرشتگان، دمنده صور و از حاملان عرش الهى در قيامت
واژه إسرافيل را به صورتهاى ديگرى نيز از قبيل «اسرافين»، «سرافين» و «سرافيل» ذكر كردهاند.[1]برخى واژه إسرافيل را رباعى و گروهى با اصلى دانستن همزه، آن را خماسى مىدانند.[2]بيشتر لغتدانان اسرافيل را واژهاى غير عربى دانستهاند[3]؛ برخى آن را برگرفته از سريانى و مركب از اسرا (بنده) و ايل (خدا) مىدانند.[4]نامهاى ديگر اسرافيل (عبدالله[5]، عبيداللّه[6]، عبدالرّحمن[7]) نيز با اين معنا انطباق دارند. در رواياتى به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله، امام سجاد عليه السلام، صحابه و تابعان گفته شده است: هر اسم مركبى كه بخش دوم آن واژه ايل باشد (مانند جبرئيل، ميكائيل و عزرائيل) به نحوى بندگى خدا را مىرساند.[8]
برخى ديگر، احتمال دادهاند مأخذ اين واژه، لغت عبرىِ «سرافيم» باشد[9]كه بر اساس تورات، نام جمعى از فرشتگان است كه بر بالاى كرسى خداوند ايستاده و داراى 6 بال هستند كه با دو بال روى خود را و با دو بال ديگر پاهاى خود را پوشانيدهاند و با دو بال ديگر پرواز مىكنند و هنگام آواز جمله «قدّوس قدّوس، پروردگارِ لشكرهاست، تمامى[1]. لسانالعرب، ج 5، ص 245؛مجمعالبحرين، ج 2، ص 366، «سرفل»؛ تاجالعروس، ج 23، ص 431، «سرف»
[2]. لسانالعرب، ج 5، ص 245، «سرفل»؛رياضالسالكين، ج 1، ص 85
[3]. تاجالعروس، ج 23، ص 431، «سرف»؛المعرب، ج 1، ص 97؛ رياضالسالكين، ج 1، ص 85
[4]. لغتنامه، ج 2، ص 1925، «اسرافيل»
[5]. بحارالانوار، ج 15، ص 352
[6]. همان، ج 56، ص 250
[7]. الدرالمنثور، ج 1، ص 225
[8]. همان؛ رياضالسالكين، ج 1، ص 85
[9]. الملائكه، ص 45؛ المعرب، ص 97- 98؛دائرةالمعارف الاسلاميه، ج 2، ص 113
زمين از جلال او مملوّ است» را بر زبان مىآورند.[1]
گاهى نظريه اشتقاق اسرافيل از سرافيم با حدس و احتمال چنين توجيه مىشود كه شايد اعراب پيشين، از جمله نصارا، الف و لام را به «سراف» افزوده باشند؛ همچنين امكان دارد كه «ميم» به «لام» تبديل شده تا بر قياس جبرئيل و ميكائيل، اين واژه، سرافيل (اسرافيل) شود.[2]
برخى، از همسانى لفظى اين دو واژه، پا را فراتر نهاده، براى نشان دادن ارتباط هرچه بيشتر بين آن دو به تشابه پارهاى از اوصاف همانند داشتن 6 بال، حضور در نزد كرسى خداوند و قدّوس قدّوس گويى فرشتگان سرافيم در كتاب تورات، با دارا بودن 4 بال و حامل عرش الهى بودن و تسبيحگويى فرشته اسرافيل در روايات اسلامى استناد جستهاند[3]و در اظهار نظرى غير دقيق، اينگونه مطالب را به صراحت، ساخته كعبالاحبار و از اسرائيليات دانستهاند.[4]اگرچه بيشتر روايات از منابع اهلسنت بوده و در سند پارهاى از آنها كعبالاحبار وجود دارد؛ اما فراوانى روايات به حدى است كه شبههاى، در اصل وجود فرشتهاى به نام اسرافيل در فرهنگ اسلامى باقى نمىگذارد و اين گونه اوصاف كه نظير آن در آيات قرآن (فاطر/ 35، 1) نيز آمده است، براساس ديدگاههاى گوناگون كلامى و فلسفى قابل تبيين است.[5]
اندكى توجّه روشن مىسازد كه لغت سرافيم در زبان عبرى به رغم برخى شباهتهاى لفظى و وصفى، تفاوتهاى آشكارى با واژه اسرافيل در فرهنگ اسلامى دارد: 1. سرافيم جمع و در تورات به معناى گروهى از فرشتگان مقرّب است و اسرافيل مفرد، و در فرهنگ اسلامى نام فرشته* اى مقرّب. 2. در فرهنگ اسلامى مسئوليت اسرافيل، ابلاغ پيام الهى به ديگر فرشتگان[6]و دميدن در صور معرفى شده است؛ ولى در تورات، نه تنها فرشتگان[1]. كتاب مقدس، اشعياء نبى، 6: 2- 7
[2]. المعرب، ص 98
[3]. دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج 8، ص289؛ عجائب المخلوقات، ص 260
[4]. الملائكة، ص 45
[5]. رياضالسالكين، ج 1، ص 83
[6]. التوحيد، ص 264؛ مجمعالبيان، ج 10، ص652
تسبيحگوى سرافيم چنين مسئوليتهايى ندارند، بلكه از هيچ فرشتهاى حتى با لفظى ديگر براى چنين مسئوليتى، نامى به ميان نيامده است. بر اساس روايات، همچنين اسرافيل ولىّ لوح محفوظ[1]و واسطه امين بين خداوند و سه فرشته برگزيده ديگر معرفى شده است[2]و بر اين نكته تصريح شده كه وحى خدا بر جبرئيل توسط او ابلاغ مىگردد.[3]براساس اين روايات فرمانها و وحى الهى در لوح محفوظ* ظاهر مىشود و اسرافيل آن را به ديگر فرشتگان ابلاغ مىكند. علامه مجلسى در ذيل روايات پيشگفته، از برخى نقل مىكند كه وى براساس روايتى، همه فرشتگان لوح را تحت امر و پيرو اسرافيل دانسته است.[4]
در روايتى ديگر علم جبرئيل* از ميكائيل، و علم ميكائيل* برگرفته از اسرافيل، و دانش اسرافيل از لوح محفوظ معرفى شده است[5]و در سلسله سند روايات قدسى نيز پيامبر سخن خداوند را از جبرئيل و او از ميكائيل و ميكائيل از اسرافيل و او از لوح و لوح از قلم و در نهايت آن را از خداوند نقل مىكند[6]؛ همچنين در روايات از نگاشته شدن قرآن[7]و نامى از اسماى الهى[8]و 4 حرف از حروف گشايش امور بر پيشانى اسرافيل[9]گزارشهايى ارائه شده و در دعا[10]، تعقيقات[11]و حرزهاى بسيارى[12]از او نام برده شده است. بدين سان و با عنايت به نبودن واژه اسرافيل در زبان عبرى و سامى[13]، صرف حدس و گمان يا وجود پارهاى تشابهات نمىتواند اشتقاق اين واژه را از لغت عبرى سرافيم توجيه كند.
واژه اسرافيل در قرآن كريم نيامده است؛ امّا مفسران در ذيل آيات بسيارى، از اين[1]. عالم الملائكه، ص 63؛ البدايةوالنهايه، ج 1، ص 59
[2]. الدرالمنثور، ج 1، ص 230؛بحارالانوار، ج 56، ص 260
[3]. بحارالانوار، ج 54، ص 366، 368؛التوحيد، ص 264
[4]. بحارالانوار، ج 54، ص 319؛ التفسيرالكبير، ج 2، ص 162
[5]. الاختصاص، ص 45
[6]. همان،؛ بحارالانوار، ج 39، ص 246؛وسائلالشيعه، ج 8، ص 42، 86؛ ج 27، ص 187
[7]. الدرالمنثور، ج 1، ص 123
[8]. بحارالانوار، ج 56، ص 253
[9]. الخصال، ج 2، ص 510؛ اعلام القرآن، ص89
[10]. بحارالانوار، ج 87، ص 213؛ ج 86، ص316؛ ج 90، ص 261- 262
[11]. همان، ج 56، ص 93، 253؛ ج 83، ص 75،88
[12]. همان، ج 83، ص 311؛ ج 87، ص 191
[13]. المعرب، ص 97
فرشته سخن گفتهاند: 1. نفخ صور و دميدن در ناقور. (نمل/ 27، 87؛ زمر/ 39، 68؛ انعام/ 6، 73؛ كهف/ 18، 99[1]؛ مدثّر/ 74، 8) 2. دعوت و ندا. (روم/ 30، 25 و 27؛ ق/ 50، 41- 42) طبق نظر مفسران مقصود از دعوت و ندا دميدن اسرافيل در صور است.[2]3. برانگيخته شدن در قيامت.[3](نازعات/ 79، 6- 7؛ انعام/ 6، 94) 4. معراج پيامبر صلى الله عليه و آله.[4](اسراء/ 17، 1) 5. فرشتگان: الف. جبرئيل و ميكائيل و تمثل به جبرئيل.[5](بقره/ 2، 98؛ نجم/ 53، 8- 13؛ تكوير/ 81، 23) ب. مدبّرات امر.[6](نازعات/ 79، 5) ج. حاملان عرش.[7](حاقّه/ 69، 17) د. عبادت و تسبيح فرشتگان.[8](انبياء/ 21، 19؛ فصّلت/ 41، 38) ه. فرشتگان بشارت دهنده به ابراهيم عليه السلام.[9](هود/ 11، 69) و. فرشتگانى كه به هنگام مرگ مؤمن بر بالين وى حاضر مىشوند.[10](فجر/ 89، 30) ز. حضور فرشتگان در قيامت.[11](نبأ/ 78، 38) ح. اوصاف و افعال فرشتگان.[12](فاطر/ 35، 1؛ بقره/ 2، 34) ط.
برترى فرشتگان برگزيده بر بنىآدم[13](اسراء/ 17، 70)، افزون بر اين، در ذيل برخى از آيات نيز به مناسبت خاصى از اسرافيل سخن به ميان آمده است؛ مانند پيوستن ذرّيه مؤمنان به ايشان[14]در قيامت، (طور/ 52، 21) شادكامى بهشتيان[15](روم/ 30، 15) و فرستادن فرشته پيامبر براى فرشتگان بر فرض زندگى آنها در زمين.[16](اسراء/ 17، 95)[1]. روضالجنان، ج 12، ص 363
[2]. مجمع البيان، ج 8، ص 47؛ ج 9، ص 226؛التفسير الكبير، ج 28، ص 188؛ تفسير قرطبى، ج 14، ص 15
[3]. مجمعالبيان، ج 10، ص 653؛روضالجنان، ج 7، ص 380
[4]. تفسير قمى، ج 2، ص 31؛ روض الجنان، ج12، ص 152
[5]. كشفالاسرار، ج 9، ص 307؛الدرالمنثور، ج 1، ص 225، 230؛ البرهان، ج 5، ص 199- 200
[6]. مجمعالبيان، ج 10، ص 652
[7]. الدرالمنثور، ج 8، ص 270
[8]. قصص عن الملائكه، ص 14
[9]. جامعالبيان، مج 7، ج 12، ص 89
[10]. تفسير فرات الكوفى، ص 553
[11]. روضالجنان، ج 12، ص 152
[12]. تفسير قرطبى، ج 14، ص 204- 205؛الدرالمنثور، ج 1، ص 123
[13]. روضالجنان، ج 12، ص 251
[14]. تفسير فرات الكوفى، ص 445
[15]. كشفالاسرار، ج 7، ص 440
[16]. تفسير قمى، ج 2، ص 27
جايگاه إسرافيل:
در ذيل آيه«ولَقَد كَرَّمنا بَنىءادَمَ ... و فَضَّلنهُم عَلى كَثيرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفضيلا»(اسراء/ 17، 70) كه بنىآدم بر بسيارى از مخلوقات الهى برتر معرفى شده است، برخى به برترى انسان جز بر فرشتگان برگزيده (جبرئيل، اسرافيل، ميكائيل و عزرائيل) و جماعتى از كروبيان اشاره كردهاند؛ ولى ابوالفتوح با ژرف انديشى نيكويى، صحت آن را موقوف بر استثناى پيامبران از بنىآدم دانسته است.[1]آيه شريفه:«وما مِنّا الّا لَهُ مَقامٌ مَعلوم»، (صافّات/ 37، 164) هريك از فرشتگان را داراى جايگاهى مشخص معرفى كرده است.
با توجه به ديدگاه فيلسوفان مشّاء نيز كه بر اساس قاعده «الواحد» به سلسله طولى مراتب هستى قائلاند و رابطه وجودى عقول و فرشتگان را نسبت به يكديگر تكوينى و علّى دانستهاند[2]مىتوان جايگاه اسرافيل در نظام هستى را بازشناسى كرد. در ذيل آياتى كه از جبرئيل و ميكائيل سخن به ميان آمده است، همچون:«مَن كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ ومَلكَتِهِ و رُسُلِهِ و جِبريلَ و ميكلَ ...»(بقره/ 2، 98) مفسران پس از ذكر نام اسرافيل به ذكر رواياتى پرداختهاند كه مفاد برخى از آنها بيان شأن نزول[3]و برخى برترى جايگاه وى بر جبرئيل و ديگر فرشتگان برگزيده است.[4]در ذيل آيات تمثل جبرئيل:
«دَنا فَتَدَلّى ... ولَقَد رَءاهُ نَزلَةً اخرى»(نجم/ 53، 8- 13)،«ولَقَد رَءاهُ بِالافُقِ المُبين»(تكوير/ 81، 23)، مفسران[5]رواياتى را ذكر كردهاند كه در آنها اسرافيل داراى عظمتى بيشتر از جبرئيل وصف شده است.[6]در بسيارى از روايات نيز براى اسرافيل جايگاهى[1]. روضالجنان، ج 12، ص 251
[2]. الشفاء، ص 435؛ نهايةالحكمه، ص 381-382
[3]. تفسير منسوب به امام عسكرى عليهالسلام، ص 451
[4]. الدرالمنثور، ج 1، ص 225، 229- 230
[5]. كشفالاسرار، ج 10، ص 398
[6]. البرهان، ج 5، ص 199- 200؛ تفسيرقرطبى، ج 9، ص 157
والاتر از ساير فرشتگان برگزيده تصوير شده و با تعابيرى مانند نزديكترين فرشته به خداوند[1]، نزديكترين مخلوقها به خداوند[2]، دربان پروردگار[3]و اولين فرشتهاى كه پس از حجابهاست[4]و سيّد ملائكه[5]از او ياد شده است. اين گونه روايات با نظر به نقش هر يك از فرشتگان برگزيده قابل تبيين است، زيرا بدون احيا كه بر عهده اسرافيل است زمينهاى براى ايفاى نقش تعليم و روزى دادن و اماته كه به ترتيب بر عهده جبرئيل و ميكائيل و عزرائيل است[6]نمىماند.
براساس ظاهرِ گونههايى از روايات، اسرافيل با جبرئيل و ميكائيل همسان و اين سه از گرامىترين آفريدهها نزد خداوند[7]، آفريده شده از گوهرى واحد[8]، از رؤساى فرشتگان[9]، و هر سه از كروبيان فرشتگان مقرب هستند.[10]شايان ذكر است كه فضيلتهاى مشترك ياد شده در پارهاى ازاينروايات و به دنبال آن فرشتگان برخوردار از آنها مىتوانند داراى مراتب باشند، بنابراين، بين اين روايات و رواياتى كه مفاد آنها برترى اسرافيل بر ساير فرشتگان برگزيده است تنافى نيست.
در برخى روايات نام اسرافيل پس از جبرئيل و ميكائيل ذكر شده[11]يا مقام و جايگاه آن دو برتر دانسته شده است.[12]
ويژگى اسرافيل:
در تبيين آياتى كه از عبادت فرشتگان:«ومَن عِندَهُ لايَستَكبِرونَ عَن عِبادَتِهِ»(انبياء/ 21، 19) و تسبيح آنان:«يُسَبّحونَ لَهُ بِالَّيلِ والنَّهَارِ»(فصّلت/ 41، 38) سخن[1]. الدرالمنثور، ج 1، ص 269؛بحارالانوار، ج 55، ص 44
[2]. تفسير قمى، ج 2، ص 28؛ بحارالانوار، ج18، ص 327
[3]. تفسير قمى، ج 2، ص 27؛ الدرالمنثور، ج1، ص 230
[4]. الدرالمنثور، ج 1، ص 229؛ رياضالسالكين، ج 1، ص 85
[5]. بحارالانوار، ج 40، ص 47
[6]. روضالجنان، ج 20، ص 133؛ عجائبالمخلوقات، ص 260- 261
[7]. الدرالمنثور، ج 1، ص 230
[8]. بحارالانوار، ج 56، ص 175
[9]. همان، ج 9، ص 339؛ ج 10، ص 86؛الاختصاص، ص 46؛ اعلام القرآن، ص 89
[10]. المفصل، ج 2، ص 269
[11]. الخصال، ج 1، ص 225؛ ج 2، ص 457
[12]. رياض السالكين، ج 1، ص 86
مىگويد از اسرافيل نام برده شده است.[1]فرشتگان داراى بالهاى دوگانه، سهگانه و چهارگانهاند:«اولى اجنِحَةٍ مَثنى وثُلثَ و رُبعَ».(فاطر/ 35، 1) در برخى از روايات اسرافيل داراى 4 بال معرفى شده است.[2]برابر روايات اسرافيل فرشتهاى بسيار بزرگ، با شكوه و داراى قدرت فراوان است. ابنعباس در روايتى مبسوط مىگويد: اسرافيل داراى قدرت 7 زمين، كوهها، بادها، درندگان و سراپاى وجود او برخوردار از شعور، قدرت بيان و زبان است كه خداوند را به هزار هزار لغت تسبيح مىگويد ... و اسرافيل در هر شبانه روز سه بار به جهنّم نگريسته، مىگريد ... ميكائيل 500 سال پس از اسرافيل و جبرئيل 500 سال پس از ميكائيل آفريده شده است.[3]ذوالقرنين او را همانند مردى جوان، سفيد چهره، زيبا صورت و داراى لباسى سپيد معرفى كرده است.[4]او در هنگام نزول بر حضرت ابراهيم و حضرت لوط با هيبتى نيكو و لباس وعمامهاى سفيد نمايان شده است.[5]چشمانش همانند دو كوكب درّى (ستاره درخشان) دانسته شده است.[6]اينگونه اوصاف برگرفته از نحوه تمثل اسرافيل در برابر وصف كنندگان يا حاكى از عظمت و مرتبه وجودى اوست كه بهصورت تشبيه معقول به محسوس بيان شده است.
مسئوليت و مأموريت اسرافيل:
بخشى از آيات، مربوط به مسئوليتهاى فرشتگان در نظام آفرينش است:«جاعِلِ المَلكَةِ رُسُلًا»(فاطر/ 35، 1) كه مصداق آن، 4 فرشته برگزيده معرفى شدهاند[7]و در ذيل آيه«فَالمُدَبّرتِ امرا»(نازعات/ 79، 5) برابر روايات، جبرئيل موكَّل وحى الهى، بادها و لشكرها، ميكائيل موكَّل باران و نباتِ زمين، اسرافيل مأمور رساندن فرمان الهى به ايشان و عزرائيل مأمور گرفتن جانها معرفى شده است.[8]در آيات بعد تنها به نفخ در صور اشاره شده است[9]:«ونُفِخَ فِى الصّورِ فَصَعِقَ مَن فِى السَّموتِ ومَن فِى الارضِ ...».[1]. قصص عن الملائكه، ص 14
[2]. الدرالمنثور، ج 7، ص 253؛ بحارالانوار،ج 56، ص 262
[3]. البرهان، ج 5، ص 200- 201
[4]. تفسير عياشى، ج 2، ص 347
[5]. همان، ص 153، 155
[6]. الدرالمنثور، ج 7، ص 253
[7]. تفسير قرطبى، ج 14، ص 204
[8]. مجمعالبيان، ج 10، ص 652؛روضالجنان، ج 20، ص 133؛ الميزان، ج 20، ص 180
[9]. روضالجنان، ج 20، ص 134