جايگاه إسرافيل:
در ذيل آيه«ولَقَد كَرَّمنا بَنىءادَمَ ... و فَضَّلنهُم عَلى كَثيرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفضيلا»(اسراء/ 17، 70) كه بنىآدم بر بسيارى از مخلوقات الهى برتر معرفى شده است، برخى به برترى انسان جز بر فرشتگان برگزيده (جبرئيل، اسرافيل، ميكائيل و عزرائيل) و جماعتى از كروبيان اشاره كردهاند؛ ولى ابوالفتوح با ژرف انديشى نيكويى، صحت آن را موقوف بر استثناى پيامبران از بنىآدم دانسته است.[1]آيه شريفه:«وما مِنّا الّا لَهُ مَقامٌ مَعلوم»، (صافّات/ 37، 164) هريك از فرشتگان را داراى جايگاهى مشخص معرفى كرده است.
با توجه به ديدگاه فيلسوفان مشّاء نيز كه بر اساس قاعده «الواحد» به سلسله طولى مراتب هستى قائلاند و رابطه وجودى عقول و فرشتگان را نسبت به يكديگر تكوينى و علّى دانستهاند[2]مىتوان جايگاه اسرافيل در نظام هستى را بازشناسى كرد. در ذيل آياتى كه از جبرئيل و ميكائيل سخن به ميان آمده است، همچون:«مَن كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ ومَلكَتِهِ و رُسُلِهِ و جِبريلَ و ميكلَ ...»(بقره/ 2، 98) مفسران پس از ذكر نام اسرافيل به ذكر رواياتى پرداختهاند كه مفاد برخى از آنها بيان شأن نزول[3]و برخى برترى جايگاه وى بر جبرئيل و ديگر فرشتگان برگزيده است.[4]در ذيل آيات تمثل جبرئيل:
«دَنا فَتَدَلّى ... ولَقَد رَءاهُ نَزلَةً اخرى»(نجم/ 53، 8- 13)،«ولَقَد رَءاهُ بِالافُقِ المُبين»(تكوير/ 81، 23)، مفسران[5]رواياتى را ذكر كردهاند كه در آنها اسرافيل داراى عظمتى بيشتر از جبرئيل وصف شده است.[6]در بسيارى از روايات نيز براى اسرافيل جايگاهى[1]. روضالجنان، ج 12، ص 251
[2]. الشفاء، ص 435؛ نهايةالحكمه، ص 381-382
[3]. تفسير منسوب به امام عسكرى عليهالسلام، ص 451
[4]. الدرالمنثور، ج 1، ص 225، 229- 230
[5]. كشفالاسرار، ج 10، ص 398
[6]. البرهان، ج 5، ص 199- 200؛ تفسيرقرطبى، ج 9، ص 157
والاتر از ساير فرشتگان برگزيده تصوير شده و با تعابيرى مانند نزديكترين فرشته به خداوند[1]، نزديكترين مخلوقها به خداوند[2]، دربان پروردگار[3]و اولين فرشتهاى كه پس از حجابهاست[4]و سيّد ملائكه[5]از او ياد شده است. اين گونه روايات با نظر به نقش هر يك از فرشتگان برگزيده قابل تبيين است، زيرا بدون احيا كه بر عهده اسرافيل است زمينهاى براى ايفاى نقش تعليم و روزى دادن و اماته كه به ترتيب بر عهده جبرئيل و ميكائيل و عزرائيل است[6]نمىماند.
براساس ظاهرِ گونههايى از روايات، اسرافيل با جبرئيل و ميكائيل همسان و اين سه از گرامىترين آفريدهها نزد خداوند[7]، آفريده شده از گوهرى واحد[8]، از رؤساى فرشتگان[9]، و هر سه از كروبيان فرشتگان مقرب هستند.[10]شايان ذكر است كه فضيلتهاى مشترك ياد شده در پارهاى ازاينروايات و به دنبال آن فرشتگان برخوردار از آنها مىتوانند داراى مراتب باشند، بنابراين، بين اين روايات و رواياتى كه مفاد آنها برترى اسرافيل بر ساير فرشتگان برگزيده است تنافى نيست.
در برخى روايات نام اسرافيل پس از جبرئيل و ميكائيل ذكر شده[11]يا مقام و جايگاه آن دو برتر دانسته شده است.[12]
ويژگى اسرافيل:
در تبيين آياتى كه از عبادت فرشتگان:«ومَن عِندَهُ لايَستَكبِرونَ عَن عِبادَتِهِ»(انبياء/ 21، 19) و تسبيح آنان:«يُسَبّحونَ لَهُ بِالَّيلِ والنَّهَارِ»(فصّلت/ 41، 38) سخن[1]. الدرالمنثور، ج 1، ص 269؛بحارالانوار، ج 55، ص 44
[2]. تفسير قمى، ج 2، ص 28؛ بحارالانوار، ج18، ص 327
[3]. تفسير قمى، ج 2، ص 27؛ الدرالمنثور، ج1، ص 230
[4]. الدرالمنثور، ج 1، ص 229؛ رياضالسالكين، ج 1، ص 85
[5]. بحارالانوار، ج 40، ص 47
[6]. روضالجنان، ج 20، ص 133؛ عجائبالمخلوقات، ص 260- 261
[7]. الدرالمنثور، ج 1، ص 230
[8]. بحارالانوار، ج 56، ص 175
[9]. همان، ج 9، ص 339؛ ج 10، ص 86؛الاختصاص، ص 46؛ اعلام القرآن، ص 89
[10]. المفصل، ج 2، ص 269
[11]. الخصال، ج 1، ص 225؛ ج 2، ص 457
[12]. رياض السالكين، ج 1، ص 86
مىگويد از اسرافيل نام برده شده است.[1]فرشتگان داراى بالهاى دوگانه، سهگانه و چهارگانهاند:«اولى اجنِحَةٍ مَثنى وثُلثَ و رُبعَ».(فاطر/ 35، 1) در برخى از روايات اسرافيل داراى 4 بال معرفى شده است.[2]برابر روايات اسرافيل فرشتهاى بسيار بزرگ، با شكوه و داراى قدرت فراوان است. ابنعباس در روايتى مبسوط مىگويد: اسرافيل داراى قدرت 7 زمين، كوهها، بادها، درندگان و سراپاى وجود او برخوردار از شعور، قدرت بيان و زبان است كه خداوند را به هزار هزار لغت تسبيح مىگويد ... و اسرافيل در هر شبانه روز سه بار به جهنّم نگريسته، مىگريد ... ميكائيل 500 سال پس از اسرافيل و جبرئيل 500 سال پس از ميكائيل آفريده شده است.[3]ذوالقرنين او را همانند مردى جوان، سفيد چهره، زيبا صورت و داراى لباسى سپيد معرفى كرده است.[4]او در هنگام نزول بر حضرت ابراهيم و حضرت لوط با هيبتى نيكو و لباس وعمامهاى سفيد نمايان شده است.[5]چشمانش همانند دو كوكب درّى (ستاره درخشان) دانسته شده است.[6]اينگونه اوصاف برگرفته از نحوه تمثل اسرافيل در برابر وصف كنندگان يا حاكى از عظمت و مرتبه وجودى اوست كه بهصورت تشبيه معقول به محسوس بيان شده است.
مسئوليت و مأموريت اسرافيل:
بخشى از آيات، مربوط به مسئوليتهاى فرشتگان در نظام آفرينش است:«جاعِلِ المَلكَةِ رُسُلًا»(فاطر/ 35، 1) كه مصداق آن، 4 فرشته برگزيده معرفى شدهاند[7]و در ذيل آيه«فَالمُدَبّرتِ امرا»(نازعات/ 79، 5) برابر روايات، جبرئيل موكَّل وحى الهى، بادها و لشكرها، ميكائيل موكَّل باران و نباتِ زمين، اسرافيل مأمور رساندن فرمان الهى به ايشان و عزرائيل مأمور گرفتن جانها معرفى شده است.[8]در آيات بعد تنها به نفخ در صور اشاره شده است[9]:«ونُفِخَ فِى الصّورِ فَصَعِقَ مَن فِى السَّموتِ ومَن فِى الارضِ ...».[1]. قصص عن الملائكه، ص 14
[2]. الدرالمنثور، ج 7، ص 253؛ بحارالانوار،ج 56، ص 262
[3]. البرهان، ج 5، ص 200- 201
[4]. تفسير عياشى، ج 2، ص 347
[5]. همان، ص 153، 155
[6]. الدرالمنثور، ج 7، ص 253
[7]. تفسير قرطبى، ج 14، ص 204
[8]. مجمعالبيان، ج 10، ص 652؛روضالجنان، ج 20، ص 133؛ الميزان، ج 20، ص 180
[9]. روضالجنان، ج 20، ص 134
(زمر/ 39، 68) دميدن در صور مهمترين مسئوليت اسرافيل است. بيشتر مفسران شيعى و برخى از مفسران اهلسنت براساس روايات تفسيرى[1]دميدن در صور را دو بار دانستهاند كه در پى نفخه نخست، همگان مىميرند و در پى نفخه دوم براى حضور در قيامت زنده مىشوند[2]؛ امّا برخى به استناد تعابير قرآنى «فَزَع، صَعق و احياء» و برابر پارهاى از روايات آن را سه بار و برخى 4 بار (فزع، صعق، احياء و جمع) دانستهاند.[3](ظ نفخ صور)
اسرافيل يكى از 8 حامل عرش* الهى در قيامت دانسته شده است[4]:«ويَحمِلُ عَرشَ رَبّكَ فَوقَهُم يَومَذٍ ثَمنِيَه».(حاقّه/ 69، 17) براساس بسيارى از روايات، وى از حاملان عرش الهى است.[5]در روايتى پس از اشاره به عبادت به دور از خستگى فرشتگان حامل عرش، نام اسرافيل و مسئوليت وى در نفخ صور ذكر شده است.[6]شارحان، اين سخن را ذكر خاص پس از عام و دليل آن را فضيلت، و اهميت اين مسئوليت وى دانستهاند.[7]
برابر روايات در مورد آيه«واذ قُلنا لِلمَلكَةِ اسجُدوا لِأدَمَ فَسَجَدُوا»(بقره/ 2، 34) اسرافيل اولين كسى بود كه براى خدا و بر حضرت آدم سجده كرد.[8]بر اساس روايتى از امام صادق عليه السلام در ذيل آيه«يايَّتُهَا النَّفسُ المُطمَنَّه* ارجِعى الى رَبّكِ»(فجر/ 89، 27- 28) در هنگام مرگ مؤمن، پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام و فرشتگان برگزيده، از جمله اسرافيل حضور يافته و بر اساس درخواست اميرمؤمنان عليه السلام همگى به فرشته مرگ توصيه[1]. جامعالبيان، مج 15، ج 30، ص 41؛مجمعالبيان، ج 10، ص 653
[2]. التبيان، ج 4، ص 174؛ مجمعالبيان، ج4، ص 496؛ تفسير قرطبى، ج 13، ص 159
[3]. مجمعالبيان، ج 6، ص 766؛ الميزان، ج17، ص 293؛ روحالبيان، ج 8، ص 138- 139
[4]. الدرالمنثور، ج 7، ص 258، 276؛ عالمالملائكه، ص 61
[5]. رياضالسالكين، ج 1، ص 84- 85؛الدرالمنثور، ج 7، ص 276؛ ج 8، ص 270
[6]. صحيفه سجاديه، دعاى 3
[7]. رياضالسالكين، ج 1، ص 85
[8]. الدرالمنثور، ج 1، ص 123؛ البدايةوالنهايه، ج 1، ص 59؛ التعريف و الاعلام، ص 57
مىكنند كه با او به مدارا رفتار شود.[1]
مورد ديگر درباره مژدهدادن به حضرتابراهيم است:«ولَقَد جاءَت رُسُلُنا ابرهيمَ بِالبُشرى».(هود/ 11، 69) بر اساس روايات، فرشتگانى كه براى بشارت فرزند، نزد ابراهيم فرستاده شدهاند سه[2]، 4[3]، 9 يا 11[4]تن بودهاند كه در همه موارد اسرافيل يكى از آنان گزارش شده است. اين فرشتگان به دليل آيات بعد مأمور عذاب قوم لوط نيز بودهاند.
در تفسير آيه معراج پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله:«سُبحنَ الَّذى اسرى بِعَبدِهِ»(اسراء/ 17، 1) از همراهى اسرافيل و دو فرشته برگزيده ديگر، جبرئيل و ميكائيل، با پيامبر سخن گفته شده است[5]؛ همچنين در ذيل آيه«قُل لَو كانَ فِى الارضِ مَلكَةٌ يَمشونَ مُطمَنّينَ»(اسراء/ 17، 95) بر اساس روايتى، اسرافيل بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل و از سوى خداوند او را بين پيامبرىِ همراه با سلطنت و شوكت ظاهرى و پيامبرىِ همراه با عبوديت، مخيّر ساخت و پيامبر به اشارت جبرئيل بندگى را برگزيد. در اين روايت جبرئيل بر رفعت درجه اسرافيل تأكيد كرده است.[6]برخى از مفسران در ذيل آيه«يَومَ يَقومُ الرّوحُ والمَلكَةُ»(نبأ/ 78، 38) كه حضور فرشتگان را در قيامت گزارش مىكند از حضور ويژه اسرافيل سخن گفتهاند.[7]براساس روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله در ذيل آيه«والَّذينَ ءامَنوا واتَّبَعَتهُم ذُرّيَّتُهُم بِايمنٍ الحَقنا بِهِم ذُرّيَّتَهُم»(طور/ 52، 21) اسرافيل با سه حلّه از نور براى پوشش به نزد حضرت فاطمه عليها السلام آمده، او را براى حضور در محشر فرا مىخواند.[8]در ذيل آيه«فَامَّا الَّذينَ ءامَنوا وعَمِلُوا الصلِحتِ فَهُم فى رَوضَةٍ يُحبَرون»(روم/ 30، 15) يكى از عوامل شادكامى بهشتيان، خواندن اسرافيل با آوازى بسيار خوش معرفى شده است. زيبايى و جذابيت آواز اسرافيل از همه الحان، برتر است[9]و به هنگام آواز اسرافيل، درختان و حوريان و پرندگان بهشتى نيز با وى همنوا شده او را همراهى مىكنند[10]و به نقل كشفالاسرار وى براى بهشتيان، قرآن مىخواند.[11]شايد بتوان گفت زيبايى و جذابيت[1]. تفسير فرات الكوفى، ص 553
[2]. جامعالبيان، مج 7، ج 12، ص 89؛روضالجنان، ج 10، ص 300؛ بحارالانوار، ج 12، ص 88
[3]. تفسير عياشى، ج 2، ص 153، 155؛مجمعالبيان، ج 5، ص 272؛ بحارالانوار، ج 12، ص 88
[4]. روضالجنان، ج 10، ص 300؛بحارالانوار، ج 12، ص 88
[5]. تفسير قمى، ج 2، ص 3
[6]. همان، ص 27؛ البداية و النهايه، ج 1،ص 58؛ الايمان بالملائكه، ص 90- 91
[7]. روضالجنان، ج 12، ص 152
[8]. تفسير فرات الكوفى، ص 445
[9]. روضالجنان، ج 15، ص 247
[10]. تفسير قرطبى، ج 14، ص 10
[11]. كشفالاسرار، ج 7، ص 440
آواز اسرافيل و همنوا شدن درختان و حوريان و پرندگان بهشتى با وى از آن روست كه آواز او، آواز احيا و زندگىآفرين است.
افزون بر موارد پيشگفته، برابر روايات، اسرافيل داراى مأموريتهاى ديگرى است؛ مانند: مؤذن اهل آسمان[1]، احياى اصحاب كهف[2]، احياى جرجيس پس از سوزانده شدن جسد وى به دست پادشاه زمان.[3]
فرجام اسرافيل:
مفسران برابر روايات، اسرافيل و سه فرشته برگزيده ديگر (جبرئيل ميكائيل و عزرائيل) را مصداق مستثنا در آيه«ونُفِخَ فِى الصّورِ فَصَعِقَ مَن فِى السَّموتِ ومَن فِى الارضِ الّا مَن شاءَ اللَّهُ»(زمر/ 39، 68 و نيز نمل/ 27، 87) به هنگام نفخ صور و از مرگ بر كنار دانستهاند[4]؛ اما در نهايت اسرافيل نيز همچون فرشتگان برگزيده ديگر طعم مرگ را خواهد چشيد؛ طبق برخى روايات، پس از دميدن نخست و مرگ همگان، خداوند يا عزرائيل، ابتدا جان جبرئيل، سپس ميكائيل و در پايان اسرافيل و[5]برابر روايتى ابتدا جان اسرافيل، سپس دو فرشته ديگر را مىگيرد و خود عزرائيل نيز قبض روح مىشود.[6]برابر روايت ديگر به نقل از امامعلى بن الحسين عليهما السلام همه اهل آسمان براثر نفخه نخست مىميرند واسرافيلآخرين كسى است كه قبض روح مىشود.[7]نكته اخير در[1]. الدرالمنثور، ج 1، ص 229- 230
[2]. بحارالانوار، ج 14، ص 417
[3]. همان، ص 447
[4]. تفسير قرطبى، ج 13، ص 160؛روضالجنان، ج 15، ص 81
[5]. البرهان، ج 4، ص 730- 731؛روضالجنان، ج 15، ص 81
[6]. كشفالاسرار، ج 8، ص 436؛ تفسيرقرطبى، ج 15، ص 182
[7]. البرهان، ج 4، ص 729
روايت و نيز برخى منابع ذكر شده است.[1]به نظر برخى مرگ مجردات مانند ملائكه به معناى محو نسبتِ وجود آنها به ماهياتشان است.[2]در روايتى، اسرافيل به عنوان اولين كسى كه زنده مىشود[3]معرفى شده و در روز قيامت نيز پس از لوح و قلم اولين فرشتهاى است كه در مورد ابلاغ فرمان خدا از او پرسش مىشود.[4]با توجه به مسئوليت مهم اسرافيل در احيا شايد سرّ اينكه او آخرين فردى است كه قبض روح مىشود و اولين كسى است كه زنده مىشود، اين باشد كه وى مجراى افاضه حيات از ناحيه خداوند به ساير موجودات است.
منابع
الاختصاص؛ اعلام القرآن؛ الايمان بالملائكه؛ بحارالانوار؛ البداية و النهايه؛ البرهان فى تفسير القرآن؛ تاج العروس من جواهر القاموس؛ التعريف و الاعلام؛ تفسير روح البيان؛ تفسير العياشى؛ تفسير فرات الكوفى؛ تفسير القمى؛ التفسير الكبير؛ التفسيرالمنسوب الى الامام العسكرى عليه السلام؛ التوحيد؛ جامعالبيان عن تأويل آى القرآن؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعه؛ دائرة المعارف الاسلاميه؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامى؛ الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور؛ روضالجنان و روحالجنان؛ رياض السالكين؛ الشفاء (الهيات)؛ صحيفه سجاديه؛ عالم الملائكة من خلال القرآن و الاحاديث الشريفه؛ عجائب المخلوقات و الحيوانات و غرائب الموجودات؛ قصص عن الملائكه؛ كتاب مقدس؛ كشف الاسرار و عدة الابرار؛ لسانالعرب؛ لغتنامه؛ مجمعالبحرين؛ مجمعالبيان فى تفسير القرآن؛ مسند احمد بن حنبل؛ المعرب من الكلام الاعجمى؛ المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام؛ الملائكه حقيقتهم وجودهم صفاتهم؛ الميزان فى تفسير القرآن؛ نهايةالحكمه؛ وسائلالشيعه.[1]. تفسير قمى، ج 2، ص 255
[2]. اسفار، ج 9، ص 278
[3]. البرهان، ج 4، ص 731؛ روح البيان، ج8، ص 138- 139؛ البدايةوالنهايه، ج 1، ص 59
[4]. بحارالانوار، ج 7، ص 281
اسْعَد بن زُرارِه
سيد عبدالرسول حسينىزاده
اسْعَدبن زُرارِه: (اسعد الخير) ابوامامة بن زرارة بن عُدَس خزرجى[1]
او از تيره بنىنجّار[2]و از يكتا پرستان عصر جاهلى بود.[3]نقلها درباره اسلام وى متفاوت است؛ بنا به نقلى او همراه ذكوان بن عبد قيس به مكّه آمد و با شنيدن آوازه پيامبر صلى الله عليه و آله نزد حضرت رفته، مسلمان شد[4]و براساس روايت ديگرى، وى با 6 يا 8[5]نفر از مردم مدينه در مكّه و در عقبه با پيامبر صلى الله عليه و آله ملاقات كرد و اسلام آورد، به هر روى، وى از نخستين اسلام آورندگان مدينه بود و با تبليغ او اسلام به آنجا راه يافت.[6]
اسعد در سال بعد با 12 نفر از مردم خزرج به ديدار پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و در نخستين بيعت* عقبه شركت كرد[7]و چون حضرت، مصعب بن عمير را براى تبليغ اسلام با آنان همراه كرد، وى ميزبانى مصعب را به عهده گرفت.[8]اسعد پيش از آمدن مصعب به مدينه و بنا به نقل واقدى، حتى پس از آن، مسلمانان مدينه را در نمازهاى پنجگانه امامت مىكرد.[9]وى همچنين نخستين نماز* جمعه مدينه را اقامه كرد.[10]اسعد بعد از رواج اسلام در مدينه، با 70 نفر از مسلمانان اين شهر به مكّه آمد و در دومين بيعت عقبه شركت جست.[11]بنا به[1]. انساب الاشراف، ج 1، ص 282؛ اسدالغابه، ج 1، ص 205
[2]. السيرة النبويه، ج 2، ص 429؛ المحبر،ص 269
[3]. الطبقات، ابن سعد، ج 1، ص 169؛المنتظم، ج 3، ص 203
[4]. الطبقات، ابن سعد، ج 3، ص 456؛الاستيعاب، ج 1، ص 175- 176؛ قصص الانبياء، ص 329- 330
[5]. الطبقات، ابن سعد، ج 1، ص 169؛ دلائلالنبوه، ج 1، ص 306
[6]. الاستيعاب، ج 1، ص 175- 176؛ اسدالغابه، ج 1، ص 205
[7]. السيرةالنبويه، ج 2، ص 431؛ انسابالاشراف، ج 1، ص 275
[8]. السيرةالنبويه، ج 2، ص 434؛ الطبقات،ابن سعد، ج 1، ص 171؛ تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 38
[9]. انساب الاشراف، ج 1، ص 276، 282
[10]. السيرة النبويه، ج 2، ص 435؛ روضالانف، ج 4، ص 100- 101؛ مجمع البيان، ج 10، ص 431
[11]. السيرة النبويه، ج 2، ص 435، 466؛مسنداحمد، ج 4، ص 268؛ انسابالاشراف، ج 1، ص 277- 278