بشارتهايى را كه مىتوان به انسان داد، دربردارد.[1]شايد اختصاص نام انجيل بر اين 4 كتاب به سبب آن است كه آنها بيش از بخشهاى ديگر عهد جديد، به زندگى، سخنان و رفتارهاى عيسى عليه السلام پرداخته است، با اين حال بخشهاى ديگر را هم كه حاوى آموزههايى از مسيح است مىتوان انجيل ناميد، چنانكه پولس بارها مطالب خود را انجيل مىخواند و گاه به مجموعه عهد جديد هم انجيل گفته مىشود.[2]انتشار مجموعه ياد شده به زبانهاى گوناگون و با عنوان انجيل،[3]مؤيد اين معناست، بنابراين، انجيل به معناى پيامى است كه كم و بيش در همه اين نوشتهها جارى است و نبايد بين معناى اصطلاحى آن و اين متون نوشتارى خلط صورت گيرد. شايان توجه است كه در خود اناجيل و ديگر كتابهاى عهد جديد نيز بارها، از انجيل آن هم فقط به لفظ مفرد سخن رفته است، بدون آنكه از آن، اناجيل چهارگانه يا همانند آنها قصد شده باشد[4]، افزون بر آن، كليساى قديم نيز بر واحد بودن انجيل تصريح مىكرد.[5]
نكته شايان توجه ديگر اينكه مسيحيان، نويسندگانِ اناجيل ياد شده و ديگر كتب عهد جديد را پيامبر نمىدانند؛ امّا بر اين باورند كه همه آنان با الهام و ارشاد الهى دست به نگارش متون ياد شده زدهاند[6]و اين چيزى است كه خود نويسندگان عهد جديد نيز به آن تصريح كردهاند[7]؛ اما اينكه چرا از ميان انبوه اناجيل، نامهها، مكاشفات و كتب مربوط به اعمال حواريان، فقط 27 رساله موجود در عهد جديد با الهام الهى بوده است، دليل قانع كنندهاى ارائه نمىدهند. برخى، گزينش ياد شده را با راهنمايى روح القدس پنداشتهاند.[8][1]. قاموس كتاب مقدس، ص 111 (2)1 .Encyclopediaof Islam ,Vol .4 ,P .5021.
[3]. ر. ك: انجيل عيسى مسيح؛ انجيل شريف (4)2 .Encyclopediaof Islam ,Vol .4 ,P .5021.
[5]. تاريخ كليساى قديم، ص 66؛. 367. P,6. loV, aidepolcycnE cilohtaC weN ehT
[6]. كلام مسيحى، ص 50- 51
[7]. همان، ص 43، 50؛ تاريخ كليساى قديم، ص70
[8]. كتاب مقدس، دوم تيموتائوس، 3: 16
براساس مفهوم مسيحى انجيل، مسيحيان آگاه از ديدگاه قرآن درباره عيسى عليه السلام و انجيل، معرفى انجيل به عنوان كتاب آسمانى نازل شده بر عيسى عليه السلام و ابلاغ آموزههاى آن به وسيله وى به مردمان عصر خويش را برنمىتابند و در صورتى كه مراد قرآن همان انجيلهاى چهارگانه باشد، عدم كاربرد لفظ جمع اناجيل را بر آن خرده مىگيرند. آنان گزارشات قرآن درباره مسيحيت و انجيل را سطحى و احتمالًا برگرفته از مسيحيان مدينه مىپندارند كه فقط با برخى از منابع غير رسمى مسيحيت آشنا بودهاند، بر اين اساس، معتقدند كه گزارشهايى از قبيل آمدن معجزه آساى «رطب تازه» براى مريم پس از تولد عيسى عليه السلام (مريم/ 19، 24- 26)، سخن گفتن مسيح در گهواره (مريم/ 19، 28- 29) و زنده شدن پرندگان گلين به دست وى و با قدرت خداوند، (آلعمران/ 3، 49؛ مائده/ 5، 110) در كتب معتبر و رسمى دينى مسيحيت وجود ندارد و گاه در اناجيل غير معتبر يافت مىشود.[1]اين چالش با توجه به وحيانى بودن قرآن از يك سو، و نگارش اناجيل به دست بشر و ترديدهاى موجود در تاريخ و محتواى آنها از سوى ديگر، قابل پاسخ است.
تاريخ انجيل:
دو سه دهه نخست تاريخ مسيحيت و بودن كتابى به نام انجيل و منسوب به مسيح عليه السلام از نظر منابع تاريخى مستقل از متون مسيحى و اسلامى در هالهاى از ابهام قرار دارد، بهگونهاى كه برخى حتى در وجود خود عيسى عليه السلام نيز ترديد كردهاند[2]، در حالىكه فقدان گزارشهاى تاريخى نمىتواند دليلى بر فقدان وجود خارجى و تاريخى انجيل باشد و چه بسا جزئيات مربوط به ظهور عيسى عليه السلام و وحى نازل شده بر وى به علل نامعلومى در تاريخ ثبت نشده يا از بين رفته باشد. البته در برخى اناجيل چهارگانه، از انجيل مسيح سخن به ميان آمده است.[3]
در 30 تا 40 سال نخست ميلادى، تعليم مسيحيت، تقريباً فقط به صورت شفاهى و گاه با نامهنگارى انجام مىگرفت. حواريان، آموزههاى مسيح عليه السلام را ضمن مواعظ خويش بيان(1)1 .EncyclopediaOf Islam ,Vol .3 ,P .5021 -6021.
[2]. تاريخ تمدن، ج 3، ص 651؛ تحقيقى دردين مسيح، ص 170- 174؛.66 .P ,elbiB eht si tahW
[3]. كتاب مقدس، متى 26: 13؛ مرقس 14: 9-10
و با حوادثى از زندگى آن حضرت، مصوّر مىساختند؛ اما كاستيها و كافى نبودن تعاليم رسالهها و روايتهاى شفاهى، زمينه انجيلنگارى را فراهم ساخت[1]، بنابراين، تاريخ نگارش عهد جديد و آنچه امروزه به نام كتاب مقدس مسيحيان خوانده مىشود، اغلب به پس از نيمه نخست قرن اول ميلادى و در حدود 20 تا 30 سال پس از صعود مسيح عليه السلام بازمىگردد[2]كه به وسيله رسولان وى و شاگردان آنها صورت پذيرفت. اين نوشتهها در 4 دسته نامههاى رسولان، اعمال رسولان، اناجيل چهارگانه و مكاشفات طبقهبندى شده است. «نامههاى رسولان»، مطالب و آموزههاى رسولانى چون پولُس، يوحنّا، يعقوب، بَرنابا، يهودا و پطرس است كه براى ابلاغ و ترويج پيام مسيح عليه السلام به افراد، گروهها و مناطق گوناگون نگاشتهاند. برخى از آنها در مجموعه عهد جديد پذيرفته و برخى ديگر از طرف كليسا در قرون اوليه تاريخ مسيحيت* رد شده است؛ تاريخ نگارش نامههاى پولس از همه بخشهاى عهد جديد قديمىتر است.[3]«اعمال رسولان»، گزارش فعاليتهاى تبشيرى حواريان و رسولان است كه به وسيله افرادى چون «لُوقا» ثبت شده است. تاريخ زندگى، معجزات، آموزهها، سيره و سخنان مسيح عليه السلام، بخش ديگر عهد جديد است كه از سوى شمارى از رسولان و شاگردان آنها، نگارش يافته و بر مشاهدات عينى يا شنيدههاى مؤلفان از شاهدان عينى استوار است. اين نوشتهها تا نيمه نخست قرن دوم با عنوان «خاطرات رسولان» و از اواخر قرن دوم به نام «اناجيل» شهرت يافت.[4]مسيحيان با اذعان به دريافت نام حدود 50 انجيل از نوع ياد شده، فقط اطلاعات مربوط به 20 مورد از آنها را در دسترس مىدانند كه انجيلهاى عبرانيان، پطرس، مصريان، فيليپ، توما، يعقوب، نيكوداموس، 12 حوارى، يهودا و انجيل ماركيون از جمله آنهاست.[5]اناجيل ديگرى چون «انجيل كودكى به زبان عربى» هم وجود دارد كه معجزات حضرت عيسى در[1]. تاريخ كليساى قديم، ص 66- 69
[2]. مسيحيت، ص 67؛ القرآن و التوراةوالانجيل و العلم، ص 107
[3]. مسيحيت و بدعتها، ص 46- 47؛ كلاممسيحى، ص 54
[4]. تحقيقى در دين مسيح، ص 41- 42؛ القرآنو التوراة و الانجيل و العلم، ص 77 (5)1. The InternationalStandard Bible Encyclopedia, Vol. 2, P. 925; Encylopedia Of Fundamentalism, P.391; New Catholic Encylopedia, Vol, 6, P. 763.
دوران طفوليت را گزارش كرده است.[1]
سران كليسا در اواخر قرن دوم ميلادى از ميان نوشتههاى متنوع و انبوهى كه در 4 دسته ياد شده قرار مىگرفت شمارى را به سبب سازگارى با تعاليم كليسا و به عنوان كتابهاى قانونى و معتبر
"nonaC"
گزينش كرده و با نام «عهد جديد»، در كنار «عهد قديم» و به عنوان دومين بخش كتاب مقدس مسيحيان قرار دادند.[2]در سال 382 ميلادى انجمنى از اسقفان، ليست نهايى حاوى 27 كتاب و نامه را نهايى كردند كه مجدداً توسط مجمع ترنت)tnerT(در فاصله سالهاى 7- 1545 مورد تأييد قرار گرفت.[3]مجموعه عهد جديد با 4 انجيل منسوب به متّا، مَرْقُس، لوقا و يوحنّا آغاز مىشود. كتاب اعمال رسولان و پس از آن 13 يا 14 نامه منسوب به پولس، يك نامه منسوب به يعقوب؛ دو رساله منسوب به پطرس، سه رساله منسوب به يوحنّا و يك نامه منسوب به يهودا قرار دارد. كتاب مكاشفه يوحنّا بخش پايانى اين مجموعه است. عهد جديد را از لحاظ محتوا مىتوان به سه بخش كلى تاريخى، عقيدتى و پيشگويى تقسيم كرد.
اناجيل چهارگانه در كنار «اعمال رسولان» بخش تاريخى عهد جديد را تشكيل داده و عمدتاً تاريخ زندگى و فعاليتهاى حضرت مسيح عليه السلام و حواريان را اندكى تا حدود سال 63 ميلادى گزارش مىكند.[4]
بخش عقيدتى عهد جديد را 21 نامه موجود در آن تشكيل مىدهد كه اغلب به تبيين عقايد، دفاع از آن و ردّ عقايد ديگر مىپردازد. بخش پيشگويى درباره حوادث آخرالزمان و آمدن دوباره حضرت مسيح عليه السلام كه در قالب رؤيا و مكاشفه بيان شده است در كتاب مكاشفه يوحنّا قرار دارد. مجموعه عهد جديد از نظر آموزههاى اعتقادى و عملى، دوگانه و ناهمگون است؛ بخشى از آن دنباله عهد قديم بوده و بر انسان و فرستاده خدا بودن مسيح عليه السلام و لزوم پايبندى به شريعت موسى عليه السلام تأكيد مىكند و بخشى ديگر بر جنبه الوهى(1)1. InternationalStandard Bible Encyclopedia, Vol, I, P. 381.
[2]. كلام مسيحى، ص 42 (3)2. Whatisthe Bible,P. 72. The Inter nationalS tandardB ibleE ncyclopedia, Vol. 1, P. 106- 606. (4)3. The Catholic, Vol.6, P. 656. The New International Dictionary of BibleP. 501.
آن حضرت و نفى شريعت موسوى تأكيد دارد. اين دو روايت ناهمگون بازتابى از نزاع فكرى و عقيدتى پطرس و پولس است.[1]
نوشتههاى ديگر كه مورد تأييد كليسا قرار نگرفت به عنوان «اپوكريفا» يعنى نوشتههاى مشكوك و غير معتبر شناخته مىشود كه تعداد بسيارى از آنها از بين رفته و شمارى نيز هنوز باقى است.[2]انجيل برنابا، منسوب به قرين يوسف برنابا، دوست پولس و مَرْقُس، از اين قبيل است كه از قرن چهارم ميلادى به بعد، خواندن آن از سوى كليسا تحريم شد. برخى، آن را حلقه گمشده بين اسلام و مسيحيت خواندهاند. انجيل برنابا بهرغم ناسازگارى برخى آموزههاى آن با تعاليمى از اسلام و نيز مسيحيت رسمى، داراى اصول اساسى درستى است و در موارد مهم و قابل توجهى با قرآن سازگارى دارد. ياد كرد صريح نام، ويژگيها و بشارت بعثت پيامبر اسلام، نفى الوهيت و نبوت مسيح عليه السلام تصريح بر ذبيح بودن اسماعيل- نه اسحاق- نفى مصلوب شدن حضرت عيسى عليه السلام و كشته شدن يهوداى اسخريوطى به جاى وى از اين قبيل است.[3]
انجيلهاى چهارگانه:
اناجيل چهارگانه به عنوان معروفترين بخش عهد جديد، در آغاز آن جاى گرفته است. در الهيات مسيحى، بدون اعتقاد به نزول وحيانى انجيلهاى ياد شده و ديگر بخشهاى عهد جديد بر عيسى عليه السلام، نگارش مجموعه مذكور به دست انسانهاى عادى و پس از صعود مسيح عليه السلام پذيرفته شده است.[4]اناجيل چهارگانه با توجه به نام مؤلفان آنها، به انجيل مَتّا، انجيل مَرقُس، انجيل لُوقا و انجيل يوحنّا شهرت يافته است. بهرغم پژوهشهاى وسيع انجام گرفته درباره تاريخ نگارش، هويت نويسندگان و درستى و پيوستگى سند آنها، وحدت نظر قاطعى در اين باره پيدا نيست. البته در كنار چالشها و ترديدهاى جدى و[1]. هفت آسمان، ش 3- 4، ص 73- 74، 79- 81
[2]. القرآن والتوراة والانجيل والعلم، ص103- 105؛ خلاصه اديان، ص 168
[3]. الكتاب المقدس فى الميزان، ص 279- 286
[4]. تاريخ كليساى قديم، ص 67؛ كلام مسيحى،ص 28؛ الكتاب المقدس فى الميزان، ص 238
براساس پارهاى از قراين و شواهد، حدس و گمانهاى نيرومندى نيز مطرح است.[1]
1. انجيل مَرقُس: مرقس را نه از مصاحبان عيسى عليه السلام بلكه دوست، همدم و شاگرد پطرس حوارى گفتهاند كه گاه با پولس نيز همسفر مىشده و روايتهاى خود را از پطرس گرفته است.[2]انجيل او را مختصرترين، نگارش آن را به زبان رومى[3]و بنابر نظر بيشتر محققان در بين سالهاى 65- 70 ميلادى و در شهر رم دانستهاند.[4]
2. انجيل مَتّا: مفصلترين انجيل و منسوب به متّاى حوارى است. پيش از آغاز نقاديها در عصر جديد، قديمىترين انجيل و تاريخ نگارش آن بين سالهاى 50- 60 و گاه 38 ميلادى تصور مىشد[5]؛ اما محققان با استناد به برخى گزارشهاى خود آن و نيز تكرار همه مطالب انجيل مرقس در آن، تاريخ تأليف آن را نيز بين سالهاى 65 تا 70 ميلادى و پس از انجيل مرقس دانستهاند.[6]نسخه اصلى آن به زبان عبرى بوده و در دست نيست.
بعدها به زبانهاى ديگر از جمله يونانى ترجمه شد.[7]پژوهشگران ضمن به چالش و ترديد كشاندن انتساب آن به متّاى حوارى،[8]از احتمال نگارش آن به دست فردى ديگر و همنام با وى سخن رانده[9]و اغلب، مكان مكتوب شدن آن را انطاكيه گفتهاند.[10][1]. تاريخ تمدن، ج 3، ص 655؛ تحقيقى دردين مسيح، ص 57- 70؛ القرآن والتوراة والانجيل والعلم، ص 99- 101
[2]. معرفى عهد جديد، ص 171- 173؛ مدخل الىالكتاب المقدس، ص 407؛The Encyclop ediaofReligion, Vol, P. 802
[3]. القرآن والتوراة والانجيل والعلم، ص86- 90
[4]. تفسير الكتاب المقدس، ج 5، ص 90- 91؛المدخل الى العهد الجديد، ص 21؛ القرآن والتوراة والانجيل والعلم، ص 88
[5]. المدخل الى العهد الجديد، ص 247؛The Oxford Dictionary ofthe Chris tian Church, P. 958.
[6]. المدخل الى العهد الجديد، ص 221؛تفسير الكتاب المقدس، ج 5، ص 91
[7]. قاموس كتاب مقدس، ص 782؛ الكتابالمقدس فى الميزان، ص 244- 245؛The Oxford Dictionary ofThe Christian Church, p. 953.
[8]. المدخل الى العهد الجديد، ص 242- 247؛The Encyclopedia ofReligion, Vol. 9, P. 582
[9]. المدخل الى العهد الجديد، ص 245؛Harper, sBible Dictionary,P. 316.
[10]. معرفى عهد جديد، ص 159
3. انجيل لوقا: لوقا، حوارى نبود، مسيح عليه السلام را نديد و نصرانيت را از پولس فرا گرفت. بيشتر مطالب انجيل او را برگرفته از انجيل مرقس و متّا مىدانند.[1]سه انجيل ياد شده به سبب اشتراكات فراوان، به اناجيل همنوا معروف است.[2]براساس ديدگاه سنتى، انجيل مذكور، به لوقا، يار و همراه پولس منسوب است و اينكه روايت آن به نقل از اوست.
نگارش آن را بين سالهاى 70- 90 و به احتمال بيشتر 80- 85 ميلادى مىدانند.[3]برخى از حكايات آن از قبيل حوادث دوران كودكى عيسى عليه السلام در اناجيل ديگر نيامده است.[4]
4. انجيل يوحَنّا: اين، آخرين انجيل بوده[5]و اختلاف در تاريخ نگارش آن بيش از سه انجيل ديگر است. گاه تاريخ تأليف آن را سال 65 ميلادى مىدانند؛ ولى بنابر قوىترين نظر كه سنت مسيحى نيز تمايل به پذيرش آن دارد، بين سالهاى 90- 115 ميلادى نگارش يافته است.[6]يوحنّا را حوارى مورد علاقه شديد مسيح عليه السلام خواندهاند. در صحت انتساب انجيل ياد شده به وى از جمله به سبب فاصله زياد زمانى ترديدهايى وجود دارد. انجيل يوحنا كاملًا متفاوت با سه انجيل ديگر و آميزهاى از زندگى مسيح عليه السلام و مفاهيم فلسفى يونان است.[7]
انجيل در شبه جزيره عربستان:
گفته مىشود كه تا سال 400 ميلادى انجيل رسمى مناطق خاورميانه، به ويژه سوريه، انجيل واحدى بوده كه از ادغام 4 انجيل به وجود آمده بود.[8]اين انجيل «دياتسرون»[1]. تاريخ تمدن، ج 3، ص 655؛ القرآنوالتوراة والانجيل والعلم، ص 90، 92
[2]. تاريخ تمدن، ج 3، ص 655؛ قاموس كتابمقدس، ص 112؛ مسيحيت، ص 67 (3)1. The Encyclopediaof Religion, Vol. 9, P. 15; Harper, sBible Dictionary, p. 385.
[4]. القرآن والتوراة والانجيل والعلم، ص92 (5)2 .Harper,s Bible Dictionary ,P .385.
[6]. المدخل الى العهد الجديد، ص 560- 561؛معرفى عهد جديد، ص 209؛The new InternationalDictionary of the Bible, P. 994, 435
[7]. تاريخ تمدن، ج 3، ص 696؛ القرآنوالتوراة والانجيل والعلم، ص 93- 97 (8)3 .Britanica,Vol .7 ,P .96 .
)norassetaiD(
نام داشت، ازاينرو ممكن است اين انجيل در زمان نزول قرآن نيز كم و بيش در ميان نصاراى شبه جزيره عرب مرسوم بوده باشد.[1]هماكنون اصل كامل اين انجيل كه به زبان سُريانى بوده ناياب و فقط ترجمه بخشهايى از آن به زبانهاى مختلف در دست است[2]؛ انجيل ديگرى كه احتمالًا در آن زمان رواج داشته است انجيل كودكى به زبان عربى)lepsoG yenafnI cibarA(است كه داستانهاى زندگى عيسى در دوران كودكى را شبيه داستانهاى قرآن كريم در اين باره نقل مىكند.
انجيل در قرآن:
واژه انجيل، 12 بار در 12 آيه از 6 سوره قرآن و همه جا شكل مفرد آن به صراحت ياد شده است. (آلعمران/ 3، 3، 48، 65؛ مائده/ 5، 46- 47، 66، 68، 110؛ اعراف/ 7، 157؛ توبه/ 9، 111؛ فتح/ 48، 29؛ حديد/ 57، 7) موارد متعددى نيز با تعابيرى چون«ما بَينَ يَدَيه»(آلعمران/ 3، 3؛ فاطر/ 35، 31؛ احقاف/ 46، 30) و«الَّذى بَينَ يَدَيه»(انعام/ 6، 92؛ يونس/ 10، 37؛ يوسف/ 12، 111؛ سبأ/ 34، 31)، به عنوان يكى از كتابهاى آسمانى پيش از قرآن بدان اشاره شده است. افزون بر آنچه گفته شد، گاهى انجيل، از مصاديق حتمى و مورد اشاره «الكِتاب» در تركيباتى چون«اهل الكِتاب»(آلعمران/ 3، 64- 65؛ نساء/ 4، 171) و«الَّذينَ اوتوا الكِتب»(بقره/ 2، 146؛ نساء/ 4، 47، 131؛ مائده/ 5، 5) نيز هست.
قرآن به مناسبتهاى گوناگونى از انجيل ياد مىكند. تصريح بر وحيانى بودن آن و به عنوان كتابِ نازل شده بر عيسى عليه السلام (آلعمران/ 3، 3؛ مائده/ 5، 46، 110؛ حديد/ 57، 27)، گواهى آن بر حقانيت تورات (مائده/ 5، 46)، تصديق آن از سوى قرآن (مائده/ 5، 48؛ يونس/ 10، 37)، بشارت انجيل درباره بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و فراگير شدن دعوت او (اعراف/ 7، 157؛ فتح/ 48، 29) و تحريف، كتمان و حذف بخشى از آموزههاى آن (مائده/ 5، 14- 15) از اين قبيل است.
1. انجيل، كتاب آسمانى مسيح عليه السلام: قرآن بعثت عيسى مسيح عليه السلام را دنباله «ارسال(1)1 .JesusintheQuran ,The Historical Jesus ,P .8. (2)2 .NewCatholic Encyclopedia ,Vol .4 ,P .137.