بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 9

جلد دوم‌

پيشگفتار

«و بِالحَقِّ أَنزَلنهُ و بِالحَقِّ نَزلَ و ما أَرسَلنكَ إِلّا مُبشِّرًا و نَذيرًا* و قُرءَانًا فَرقنهُ لِتَقرَأَهُ عَلَى‌النّاسِ عَلى‌ مُكثٍ و نَزَّلنهُ تَنزِيلًاو ما قرآن را به حق فرود آورديم و به حق فرود آمد و تو را جز بشارت‌دهنده و بيم‌رسان نفرستاديم، و قرآنى كه آياتش را از هم جدا كرديم تا آن را با درنگ بر مردم بخوانى و آن را به تدريج نازل كرديم.» (اسراء/ 17، 105- 106)

قرآن كريم بخش بخش نازل شده تا پيامبر آن را با درنگ بر مردم برخواند و بدين طريق سبب تثبيت پيامبر و مؤمنان شود:«و قالَ الَّذِينَ كَفَروا لَولَا نُزِّلَ عَلَيهِ القُرءَانُ جُملَةً وحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ و رَتَّلنهُ تَرتِيلًا».(فرقان/ 25، 32)

نزول تدريجى قرآن با رخدادهاى عصر نزول پيوندى قوى و عميق دارد؛ از يك سو منعكس‌كننده رويارويى مخالفان با پيامبر و مسلمانان است و از سوى ديگر براى مواجهه با مخالفان رهنمود مى‌دهد؛ هم‌چنين به پرسش‌هاى مردم پاسخ مى‌دهد و براى گذر از چالش‌هاى زندگى اجتماعى بشر و نيل به زندگى سعادت‌مندانه و حيات جاودانه نزديك‌ترين راه را فراروى آنان ترسيم مى‌كند.

قرآن كريم با حيات مادى و معنوى بشر پيوند داشته، احكام و معارف اين كتاب الهى براى اقوام، ملت‌ها و نژادهاى گوناگون با آداب و رسوم و فرهنگ‌هاى مختلف و براى انسان در طول دوران زندگى از كودكى تا كهولت و پيرى سخن و پيام دارد و مسير دست‌يابى به سعادت حقيقى و جاودانه را فراروى او مى‌نهد.

اهميّت اعلام قرآن‌

بهره‌گيرى از قصه‌هاى امت‌هاى گذشته همراه با بيان سنت‌هاى ثابت و الهىِ حاكم بر زندگى بشر كه با نزول تدريجى قرآن كريم به هم گره خورده، تأثير آيات الهى بر دل و جان مؤمنان را

نام کتاب :اعلام القرآننویسنده :فرهنگ و معارف قرآنجلد :2صفحه :9««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :123صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :123بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 10

دوچندان كرده است. از اين رو شناخت فضا و زمينه‌هاى نزول قرآن و علل و اسباب آن، هم‌چنين آشنايى با قصه‌هاى قرآن و شناخت سنن الهى از ره‌گذر آن، هم امرى سزامند و هم راهى است استوار و نزديك براى انسان‌ها تا با معارف قرآن كريم بيش‌تر آشنا شوند و از هدايت الهى بهره‌مند گردند.

دانش «اعلام قرآن» و «مبهمات قرآن» دو دانش قرآنى است كه خاست‌گاه آن‌ها، قصّه‌هاى قرآن و نيز روايات اسباب نزول است. با مرور اجمالى آيات قصص قرآن درمى‌يابيم كه قرآن كريم نسبت به ذكر شخصيّت‌هاى مطرح در هر داستانى، دو شيوه را برگزيده است: در يك شيوه، از برخى شخصيّت‌هاى داستان (به طور عمده پيامبران) نام مى‌برد؛ امّا در شيوه دوم كه بخش بيش‌ترى را دربرگرفته، تنها به شخصيّت‌هاى داستان اشاره مى‌كند و از آن‌ها نام نمى‌برد؛ هم‌چنين بخش مهمى از آيات قرآن ناظر به حوادثى است كه در زمان رسول‌خدا (ص) رخ داده است و افرادى محور نزول برخى آيات و به اصطلاح «سبب نزول» آيات بوده‌اند. يا به طور كلى در آيات مختلف قرآن كريم اشاره‌هايى به افراد يا اشياى خارجى معينى شده است؛ سپس از ره‌گذر اين شيوه قرآن در نقل قصّه‌ها، و از روايات اسباب نزول دو دانش سامان گرفته است: يك دانش، شناسايى و معرّفى نام‌هاى مصرّح در قرآن را بر عهده گرفته و به «اعلام قرآن» موسوم شده و دانش ديگر عهده‌دار شناسايى و معرّفى نام كسان، مكان‌ها يا اشيايى شده كه در قرآن به صورت كنايه و اشاره مطرح شده است. اين دانش نيز «مبهمات قرآن» نام گرفته است. از اين دو دانش، گاه به «اعلام مصرّح» و «اعلام غيرمصرّح» قرآن و گاه از هر دو به «اعلام قرآن» تعبير مى‌شود.

امّا اين دو دانش- با تعريف ويژه‌اى كه از آن‌ها ارائه شده- بيش از آن كه تأمين‌كننده مدخل‌هاى مورد نظر در اين مجموعه باشد، شايد به كار ما نيايد و غرض اصلى‌تر در اين كتاب، شرح قصّه‌هاى قرآن و روايات اسباب نزول است كه ذيل هر يك از اعلام قرآن مى‌آيد و در سايه آن، توضيح و تفسيرى از آيات قرآن عرضه مى‌شود.

در بخش قصص (اعلام مصرّح)، خواننده با سرگذشت برخى از اشخاص و اقوام آشنا خواهد شد و در پرتو داستان‌هاى قرآن، پيامبران الهى را خواهد شناخت و آگاه مى‌شود كه چگونه آنان امّت‌هايشان را به ايمان و عمل صالحِ تضمين‌كننده سعادت ابدى، مى‌خواندند و نيز از عكس‌العمل و فرجام نيك و بد امّت‌ها آگاهى مى‌يابد. خواننده در پرتو داستان‌هاى قرآن، بخش مهمّى از معارف قرآن را مى‌آموزد و با سنّت‌هاى تغييرناپذير الهى همراه با نمونه‌ها و مصاديق عينى‌

نام کتاب :اعلام القرآننویسنده :فرهنگ و معارف قرآنجلد :2صفحه :10««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :123صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :123بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 11

آن آشنا مى‌شود، تا متناسب با زندگى و حال خود از آن‌ها عبرت گيرد و راه سعادت را باز شناسد.

گزارش روايات اسباب نزول (اعلام غير مصرّح) نيز زمينه ساز آشنايى مخاطب با بخش متنوّع ديگرى از معارف گسترده قرآن كريم است. آن بخش از آيات قرآن كه در شأن افرادى خاص فرود آمده جز مواردى اندك، همواره با لفظى عام نازل شده است؛ ازاين‌رو تقريباً همه مفسّران و عالمان فرقه‌هاى گوناگون اسلامى بر اين باورند كه اگرچه اين آيات، سبب نزول خاص دارد، حكم و پيام آن‌ها به مورد سبب خود محدود نمى‌شود و بر كلّيّت و عموم خود باقى است؛ در تأييد اين نظر، رواياتى نيز از اهل‌بيت عليهم السلام نقل شده كه آيات قرآن همواره بر عموم الفاظ خود باقى است و در همه عصرها و نسل‌ها مصاديق خاص خود را داراست؛ چنان‌كه امام باقر عليه السلام فرمود:

قرآن و آيات آن حيات جاودانه دارد و هيچ‌گاه فنا نمى‌پذيرد؛ بنابراين اگر آياتى در شأن اقوامى فرود آيد و با مردن آن‌ها آن آيات نيز بميرد، در اين صورت قرآن نيز از ميان مى‌رود. اما قرآن همان‌گونه كه در حق گذشتگان جارى است، در حقّ حاضران و آيندگان نيز جارى خواهد بود.[1]

امام صادق عليه السلام نيز فرمود: قرآن، كتابى جاودانه و فناناپذير است و هم‌چون شب و روز و خورشيد و ماه جريان دارد و همان‌گونه كه در حقّ گذشتگانمان جارى بود، در حقّ آيندگانمان نيز جارى است.[2]

ما بنا به عللى كه در ذيل مى‌آيد، بر آن شديم تا پيش از پرداختن به مقالات، در مقدّمه‌اى، دو دانش «اعلام قرآن» و «مبهمات قرآن» را به تفصيل معرّفى كنيم:

1. از آن‌جا كه اين كتاب با عنوان اعلام قرآن عرضه و ارائه مى‌شود شايسته است جاى‌گاه اين دانش قرآنى و موضوعات آن معرفى شود.

2. در قرآن، با واژگانى مواجه مى‌شويم كه از سوى برخى به عنوان نام‌هاى قرآنى معرفى شده است؛ در حالى كه بيش‌تر مفسران نام بودن آن‌ها را نپذيرفته‌اند، يا حتّى آرايى شاذ و نادر درباره نام بودن آن‌ها گزارش شده است كه به همين سبب، در اين كتاب مدخل مستقل قرار نمى‌گيرد.

از آن‌جا كه مجال ديگرى براى طرح آن نيست، در اين مقدّمه به آن‌ها پرداخته مى‌شود.

3. بحث اعلام قرآن برخى مباحث نظرى و كلّى نيز دارد كه اين مقدّمه مى‌تواند مجال عرضه آن‌

[1]. «ان القرآن حى لايموت والآية حيةلاتموت فلو كانت الآية إذا نزلت فى‌الأقوام و ماتوا ماتت الآية، لمات القرآن و لكنهى جارية فى‌الباقين كماجرت فى الماضين». (تفسير عياشى، ج 2، ص 203؛ البرهان، ج 3،ص 231)
[2]. «ان القرآن حى لايموت و إنه يجرى كمايجرى الليل والنهار و كما تجرى الشمس والقمر و يجرى على آخرنا كما يجرى علىأولنا». (تفسير عياشى، ج 2، ص 203- 204؛ البرهان، ج 3، ص 231)


صفحه 12

مباحث باشد.4. از ميان دانش‌هاى قرآنى، اين دو دانش كم‌تر مورد توجّه قرآن‌پژوهان بوده و از اين رو مناسب است پيش از طرح مباحث اصلى كتاب اين دو دانش معرّفى شود.ضرورت تأليف اعلام قرآن‌به يقين، امروزه يكى از بهترين راه‌هاى گسترش و تعميق فرهنگ جامعه، تدوين دائرةالمعارف‌ها و دانش‌نامه‌ها است؛ ازاين‌رو بر قرآن‌پژوهان و غوّاصان درياى بى‌كرانه معارف قرآن فرض است كه از اين روش براى آشنا كردن انسان‌ها با معارف قرآن كريم استفاده كنند.از سوى ديگر، تأثير نقل حكايت و داستان بر زندگى مادى و معنوى انسان، بر كسى پوشيده نيست؛ به ويژه اگر آن حكايت‌ها، عبرت‌آموز بوده، حقايق مورد نياز مردم را دربرگرفته باشد. شرح آيات قرآن كريم در متن داستان يا حادثه‌اى تاريخى و عرضه آن در قالب مجموعه‌اى دائرةالمعارفى، گامى به سوى نشر و گسترش حقايق و معارف بلند اين كتاب آسمانى است كه رشد فرهنگى جامعه اسلامى را در پى خواهد داشت.مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم كه با هدف نشر معارف قرآن كريم در سال 1366 پايه‌گذارى شد و در اين مسير، آثار چندى را به جامعه قرآنى عرضه كرده است افتخار دارد كه در راه نشر معارف قرآن كريم در جامعه اسلامى گام ديگرى بردارد. اين مركز، در سال 1376 هجرى شمسى، با هدف ارائه اطّلاعات ناب و اصيل در قلمرو موضوعات قرآنى، كار تدوين دائرةالمعارف قرآن كريم را آغاز كرد. پس از آماده شدن مقالات نخستين جلدهاى دائرةالمعارف، با توجّه به كمبود كتب اعلام قرآن از يك سو و فارسى يا جامع نبودن آثار موجود، از سوى ديگر بر آن شد تا مقالات اعلام دائرةالمعارف را جداگانه براى استفاده مشتاقان اين بخش از معارف قرآنى عرضه كند. سرانجام اين تصميم جامه عمل پوشيد و مقالات اعلام دائرةالمعارف قرآن كريم بى‌هيچ زيادت و كاستى در مجموعه‌اى مستقل گرد آمد كه اكنون جلد دوم آن پيش روى شما است.ضرورت تأليف دائرةالمعارف اعلام قرآنى از اين رو است كه آثار موجود در زمينه اعلام قرآن با همه ارزشى كه دارد، به سبب برخى كاستى‌ها نبايد مانع انجام كارهاى كامل‌تر و دقيق‌تر بشود.برخى از كاستى‌هاى كتب موجود اعلام قرآنى، كه انگيزه اقدام به تأليف مجموعه حاضر شده‌


صفحه 13

بدين قرار است:1. كتاب‌هاى تأليف شده در زمينه اعلام يا از نظر شمار مدخل‌ها يا از نظر محتوا و حجم مطالب ارائه شده جامع نيست؛ چنان‌كه كتاب اعلام قرآن نوشته محمد خزائلى جامع اعلام مصرح قرآن است؛ ولى درباره اعلام غير مصرح بحث نكرده است، يا در كتاب رجال انزل الله فيهم قرآناً نوشته عبدالرحمن عميره كم‌تر از 80 علم غير مصرح قرآنى مورد بحث قرار گرفته است؛ هم‌چنين معجم اعلام القرآن الكريم نوشته محمد التونجى بسيار مختصر و حجم اطلاعات ارائه شده در آن درباره هر عَلَم ناچيز است.2. در اين‌كتاب‌ها غالباً بحث‌هاى تاريخى درباره اعلام غير مصرح قرآنى، از نظر دور مانده و كم‌تر نقل شده است.3. برخى از اين كتاب‌ها مطالب تفسيرى يا تاريخى را بدون هيچ‌گونه تحليلى نقل كرده است.در برخى موارد نيز به صورت گزينشى عمل شده و همه مطالب تاريخى درباره موضوع نقل و گزارش نشده است؛ اما در مواردى در نقل مطالب حاشيه‌اى و خارج از موضوع زياده‌روى شده است.4. كاستى ديگر اين كتاب‌ها نقل مطالب بدون استنادِ روشن و كافى به منابع است.افزون بر نكات فوق، كمبود تأليف در موضوع اعلام قرآن به زبان فارسى، ايجاب مى‌كرد اثرى جامع‌تر سامان پذيرد و در كنار رفع كاستى‌هاى فوق، كمبود آثار فارسى در اين زمينه را جبران كند.كتاب حاضر با هدف جبران كمبود كتب اعلام قرآن به زبان فارسى تدوين يافته و امورى مانند جامعيت مدخل‌ها، جامعيت مباحث، بهره‌گيرى از منابع دست اوّل و فراوان، بهره‌گيرى از نظام ارجاعات را مى‌توان از امتيازات اين مجموعه بر تأليفات مشابه برشمرد.اصول و ضوابطكار گروهى و گسترده بايد بر پايه اصول و در چارچوب ضوابطى انجام پذيرد تا در ساختار و محتوا هم‌سان و يك‌نواخت باشد. اين اثر نيز كه كارى گروهى و گسترده است از اين قاعده مستثنا نيست و اصول و ضوابطى را فرا راه خود ترسيم كرده است تا اين اثر را هرچه مطلوب‌تر به انجام رساند.


صفحه 14

ضوابط حاكم بر نظام مدخل‌گزينى، شيوه طرح مطالب در هر مقاله، منابع مقالات، زبان مقالات، شيوه نقل قول‌ها، نشانه‌ها و علايم سجاوندى و ... در اين كتاب همان است كه در تدوين دائرةالمعارف قرآن كريم به كار گرفته شده است. اين ضوابط و اصول در مقدّمه دائرةالمعارف بيان شده و به صورت مستقل نيز با عنوان شيوه‌نامه دائرةالمعارف قرآن كريم منتشر شده است.به برخى از اين اصول در بخش اجزاى مقالات اشاره شده است.اجزاى مقالات‌اجزاى اصلى مقاله عبارت است از: مدخل، شناسه، بدنه، منابع، و امضا.يك. مدخل‌مدخل، به عنوان هر مقاله (اعلام مصرح و غير مصرح) اطلاق مى‌شود كه معرّف موضوع و قلمرو آن است.در اين دائرةالمعارف، انواع مدخل عبارت است از: اصلى، ارجاعى، مستقيم، معكوس‌مدخل اصلى‌آن است كه مقاله دائرةالمعارف، ذيل آن درج مى‌شود.مدخل ارجاعى‌آن است كه مقاله‌اى ذيل آن درج نمى‌شود؛ بلكه صرفاً پُلى به مدخل اصلى است؛ مانند مدخل «عبدالله‌بن صوريا» كه به مدخل «ابن صوريا» ارجاع داده مى‌شود؛ «خليل‌الله» كه به «ابراهيم» ارجاع داده مى‌شود؛ «امّ القرى‌» كه به «مكّه» ارجاع داده مى‌شود.مدخل ارجاعى فقط به مدخل اصلى ارجاع داده مى‌شود، نه به مدخلى كه خود، ارجاعى باشد (ارجاع در ارجاع).مدخل مستقيم‌آن است كه اجزايش به طور معمول و متعارف و آن‌گونه كه معمولًا خوانده مى‌شود، چيده شود؛ مانند «غزوه احُد».مدخل معكوس‌آن است كه اجزايش به عكسِ ترتيب معمول و متعارف چيده مى‌شود؛ مانند «احُد، غزوه».علّت استفاده از مدخل معكوس، شهرت و تبادر آن است. در مثال ياد شده، اگر محرز شود كه بيش‌تر خوانندگان از طريق عنوان «احُد» براى جست‌وجوى غزوه احُد به دائرةالمعارف رجوع مى‌كنند، از مدخل معكوس استفاده مى‌شود.


صفحه 15

ضوابط و اصول مدخل گزينى اعلام قرآن به شرح زير است:1.اعلامى كه در اين دائرةالمعارف مدخل قرار مى‌گيرد، شامل اشخاص، اشيا، مكان‌ها، زمان‌ها، حوادث، و گروه‌هاى خاص است.2.هم اعلام مصرّح در قرآن، مدخل قرار مى‌گيرد، مانند «مكّه»، و هم اعلام غير مصرّح كه بر اساس روايات و كتاب‌هاى تفسير و اسباب نزول، مرادِ اشارات قرآن است؛ مانند «امام على عليه السلام» كه‌«و مِن النّاسِ مَن يَشرِى نَفسهُ ابتِغاء مَرضاتِ اللّه»(بقره/ 2، 207) به آن حضرت اشاره دارد.3.در مواردى كه عَلَمى، بيش از يك نام داشته (اعم از اسم، كنيه و لقب) همه نام‌ها، مدخل قرار گرفته است؛ امّا مقاله، ذيل نام مشهورتر يا نام اوّل آمده و نام غير مشهور يا نام دوم به آن ارجاع شده است. با اين حال، درباره اعلام اشخاص، اغلب كنيه افراد (كه معمولًا مشهورتر است)، مدخل قرار گرفته، مگر آن‌كه نام يا لقب آن‌ها شهرت بيش‌ترى داشته است.4.همه اعلام مصرّح، مدخل قرار مى‌گيرد و آن دسته از اعلامى كه دو نام دارند، در جايى كه هر يك از دو نام، بحثى مستقل داشته باشد، ذيل هر كدام، مقاله‌اى مستقل مى‌آيد؛ مانند «احمد» و «محمّد»، و در غير اين صورت، يكى از دو نام مدخل اصلى قرار گرفته، ذيل آن، مقاله مى‌آيد و نام دوم، صورت مدخل ارجاعى به خود مى‌گيرد.5.مدخل‌هاى غير شأن نزولى مربوط به شرايع پيش از اسلام كه در قرآن به نام آن‌ها تصريح نشده، نام رايج آن‌ها در منابع اسلامى مدخل قرار مى‌گيرد؛ هرچند در عهدين نام عبرى آنها آمده باشد؛ مانند مدخل «اشموئيل» كه نام عبرى آن «سموئيل» است.6.نام برخى از اعلام غير مصرّح، نزد بيش‌تر مخاطبان معروف نيست. در اين موارد، به جاى نام شخص، عنوان قرآنى وى مدخل قرار گرفته است؛ مانند «همسر لوط» و «همسر نوح» كه به ترتيب نامشان را «والهه» و «والعه» گفته‌اند، يا «مادر موسى» به جاى نام وى (يوگابد)، «خواهر موسى» و ...؛ امّا درباره همسر فرعون و نظاير آن به دليل آن‌كه نام وى مشهور است، نام «آسيه» مدخل قرار گرفته است.7.عنوان‌هايى مانند: «هاروت و ماروت»، «يأجوج و مأجوج»، «صفا و مروه»، هر يك به صورت مستقل مدخل قرار مى‌گيرد؛ امّا به سبب توأم بودن نام‌ها و اشتراك در بحث به يك‌ديگر ارجاع مى‌شود و مقاله فقط در ذيل يكى از اين نام‌ها مى‌آيد.


صفحه 16

8.نام پيامبرانى كه در «عهدين» آمده و معادل يا مشابه قطعى براى آن‌ها در قرآن و منابع اسلامى يافت نمى‌شود، به صورت مدخل‌هاى قرآنى برگزيده نمى‌شود؛ امّا در مدخل‌هاى مشابه به احتمال مشابهت آن‌ها اشاره مى‌شود؛ مانند «ايليا» كه در مدخل «الياس» به تشابه آن دو اشاره مى‌شود.دو. شناسه‌شناسه، عبارتى كوتاه است كه مقصود از مدخل را به اختصار به خواننده مى‌شناساند. اين تعريف بايد جامع باشد و محدوده بحث مقاله را روشن سازد؛ يعنى مدخل مورد بحث را از مدخل‌هاى مشابه ديگر ممتاز كند و درآمدى براى ورود به مقاله باشد. قواعد تنظيم شناسه از اين قرار است:1. در شناسه، حتّى‌المقدور فعل به كار نمى‌رود.2. لازم است به معنا و جهت قرآنى مدخل در شناسه اشاره شود؛ براى مثال، در شناسه مدخل «آدم»، «نخستين انسان آفريده شده از خاك و نخستين پيامبر» را مى‌آوريم.3. در شناسه اعلام اشخاص، نام، نام پدر و دو تن از اجداد، مى‌آيد؛ مگر اين كه در سلسله نسب، فرد معروفى باشد كه رساندن نسب به او موضوعيّت داشته باشد؛ هم‌چنين اگر آن فرد، مشخّصه‌اى داشته باشد، به آن اشاره مى‌شود؛ به طور مثال در شناسه «ابولهب» مى‌آوريم:«عبدالعزّى بن عبدالمطّلب بن هاشم مكنى به اباعتبه، عموى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و از دشمنان سرسخت او».سه. بدنه‌بدنه، بخش اصلى و بنيادين هر مقاله است كه پس از مدخل و شناسه قرار مى‌گيرد و به طور معمول بر چند پاراگراف مشتمل است. در اين دائرةالمعارف، بدنه، فقط متضمّن مطالب مقاله است و منابع آن را در بر نمى‌گيرد؛ بلكه منابع به صورت پانوشت درج مى‌شود.ضوابط و قواعد بدنه مقالات به شرح زير است:1. طول هر پاراگراف، با «پيام اصلى» آن متناسب است.2. جمله‌هاى هر پاراگراف فقط براى تبيين پيام اصلى و گستردن دامنه همان پيام، به‌كار مى‌آيد