سنگسار شدن جان سالم به در مىبرد.[1]
برخى به اشتباه، پولس را از حواريان عيسى عليه السلام پنداشتهاند[2]و اين برخلاف كتاب مقدس و منابع ديگر است.[3]از گزارش عهد جديد برمىآيد كه ايمان آوردن وى پس از مسيح عليه السلام بوده است.[4]
پولس افزون بر سفرهاى ياد شده، بالغ بر 14 نامه نيز به مسيحيان نو ايمان برخى مناطق نوشته است. اين نامهها كه ضميمه عهد جديد است به موضوعاتى چون رستاخيز، شخصيت عيسى عليه السلام، رفع قوانين ظاهرى شريعت و اختلاف نژادى و زبانى، آزادى بشر از گناه، ازدواج و روابط جنسى و مسائل مربوط به نظام كليسايى پرداخته است.[5]وى سرانجام به سال 68 ميلادى و در پنجمين سفر خود به اورشليم (بيت المقدس)، هنگام تبليغ و در پى شورش يهوديان از سوى حاكم رومى شهر دستگير و براى محاكمه به شهر رُم فرستاده مىشود و پس از مدتى زندانى شدن، همانند يك آشوبگر كه امنيت كشور پهناور روم را بر هم زده است او را مىكشند.[6]
پولس نقش مهمى در گسترش مسيحيت داشت. آراى ابداعى او عقايد رايج مسيحى را پديد آورد و آيين مسيحيت را به صورت دينى مستقل از آيين يهود مطرح ساخت، به گونهاى كه وى را پس از مسيح عليه السلام دومين مؤسس مسيحيت لقب دادهاند.[7]ويل دورانت، الهيات پولس را اساس شكلگيرى مسيحيت مىداند.[8]عقايدى چون الوهيت و فرزند خدا بودن عيسى عليه السلام،[9]مصلوب شدن وى به عنوان كفاره گناهان بشر[10]، مانع بودن احكام شريعت موسى عليه السلام از رسيدن يهود به عدالت[11]، كافى بودن ايمان قلبى به عيسى عليه السلام در نيل به[1]. كتاب مقدس، اعمال رسولان، 13؛ تاريختمدن، ج 3، ص 681، 686؛ تاريخ جامع اديان، ص 615
[2]. تفسير قرطبى، ج 18، ص 89- 90؛ مروجالذهب، ج 1، ص 325؛ تاريخ جامع اديان، ص 614
[3]. كتاب مقدس، اعمال رسولان، 1: 13- 26؛مقارنةالاديان المسيحيه، ج 2، ص 165؛ تاريخ طبرى، ج 1، ص 354
[4]. همان، اعمال رسولان، 1- 9
[5]. همان، رسائل پولس
[6]. تاريخ جامع اديان، ص 618
[7]. همان، ص 614؛ قاموس كتاب مقدس، ص 230
[8]. تاريخ تمدن، ج 3، ص 675
[9]. كتاب مقدس، اعمال رسولان، 9: 20- 21؛نامه به كولسيان، 1: 15- 18
[10]. همان، نامه اول قرنتيان، 5: 8، 15:4، 23؛ نامه روميان، 5: 18.
[11]. همان، نامه روميان، 9: 30- 33
كمال و بىنيازى از عمل به تكاليف شرعى[1]و نفى سنت ختنه[2]و ازدواج شرعى[3]نخستين بار از سوى او مطرح شد. وى مدعى بود كه از سوى عيسى عليه السلام مأمور به ابلاغ اين عقايد و احكام است[4]، در حالى كه تعاليم ياد شده با نص سخنان و اعمال عيسى عليه السلام كه در اناجيل رسمى آمده است منافات دارد.[5]آراى پولس سرانجام رويگردانى گروهى از مسيحيان از او را در پى داشت، به گونهاى كه وى ناگزير و براى رهايى از سرزنش مخالفان، سنت «تطهير» را انجام داد.[6]«برنابا» برخى حواريان و رسولان، به ويژه پولس را در تحريف تعاليم عيسى عليه السلام دخيل مىداند و در كتابش به مخالفت با آراى او پرداخته است[7]، چنانكه شمارى از دانشمندان و الهىدانان مسيحى نيز عقايد و آراى ابداعى پولس به ويژه اعتقاد به الوهيت عيسى عليه السلام را متأثر از عرفان و عقايد شركآلود يونانى دانستهاند[8]و بر اين باورند كه «مسيحيت تاريخى»، زاييده افكار پولس است و با «مسيحيت راستين» تفاوت فراوانى دارد.[9]
يادكرد پولس در تفاسير
نام پولس در قرآن نيامده است؛ اما شمارى از مفسران او را از رسولان سهگانهاى پنداشتهاند كه بنا به گزارش قرآن از سوى اصحاب القريه تكذيب شدند:«واضرِب لَهُم[1]. كتاب مقدس، نامه كولسيان، 2: 9- 23
[2]. همان، نامه غلاطيان، 5: 2- 6؛ 6: 15
[3]. همان، نامه اول قرنتيان، 7: 1
[4]. همان، 1: 17
[5]. ر. ك: همان، انجيل متى، 5: 17- 18،19: 16- 20
[6]. انجيل برنابا، ص 180
[7]. همان، 2- 10، 52: 10- 14، 128: 8،212: 5- 6، 218: 3، 222: 3- 337
[8]. همان، ص 147؛ تاريخ تمدن، ج 3، ص 689-690، 696
[9]. تاريخ تمدن، ج 3، ص 696- 697؛ انجيلبرنابا، ص 182
مَثَلًا اصحبَ القَريَةِ اذ جاءَهَا المُرسَلون* اذ ارسَلنا الَيهِمُ اثنَينِ فَكَذَّبوهُما فَعَزَّزنا بِثالِثٍ فَقالوا انّا الَيكُم مُرسَلون».(يس/ 36، 13- 14)
اينكه رسولان سه گانه پيامبران الهى بودند يا فرستادگان عيسى عليه السلام مورد اختلاف است. شمار قابل توجهى از مفسران شيعه[1]و سنى[2]ظاهر آيات را مؤيد ديدگاه نخست مىدانند، زيرا ارسال رسولان به خداوند نسبت داده شده است و پيامبر بودن آنان را مىرساند و درست بر همين اساس است كه كافران با تصور اينكه پيامبر نمىتواند از سنخ بشر باشد در مقام تكذيب آنان گفتند:«ما انتُم الّا بَشَرٌ مِثلُنا».(يس/ 36، 15) ديدگاه دوم كه رسولان را فرستادگان عيسى عليه السلام مىداند در توجيه ظاهر آيات مىگويد كه چون عيسى عليه السلام آنان را به فرمان خدا فرستاده بود، براى همين، ارسال آنها به خداوند نسبت داده شده است.[3]صاحبان اين ديدگاه كه اغلب از مفسران نخستين و افراد آشنا به منابع اهل كتاب بوده، مراد از«القَريةَ»را همان «انطاكيه» مىدانند، در تعيين نام و ترتيب فرستادن رسولان ياد شده ديدگاه يكسانى ندارند؛ برخى يوحنّا و پولس را دو رسول نخست و شمعون را رسول سوم و بعضى پولس را سومين رسول دانستهاند، چنان كه برخى ديگر، پولس را در شمار آن سه ندانستهاند.[4]فارغ از اختلافات و ترديدهاى ياد شده، حتى براساس ديدگاه دوم نيز پولس نمىتواند جزو آن رسولان باشد، زيرا با ايمان وى پس از عيسى عليه السلام و نقش وى در تحريف تعاليم وحيانى او سازگار نيست. به نظر مىرسد كه اين ديدگاه كه از سوى افرادى چون ابنعباس، كعب الاحبار و وهب بن منبه گزارش شده تلاش ناموفقى است براى تطبيق آيات ياد شده بر برخى گزارشهاى كتاب مقدس، در حالى كه با يكديگر سازگار نيست.[5]از كتاب مقدس چنين بر مىآيد كه شهر انطاكيه شام، از مهمترين كانونهاى دينى مسيحيت بوده است كه مبلغان، از جمله پولس از آنجا روانه سفرهاى تبليغى مىشدهاند[6]؛ همچنين در اين شهر است كه روحالقدس، برنابا و پولس را براى امر مهم تبليغ برمىگزيند.[7]آن دو در يكى از سفرها و به همراه يوحنا به شهر انطاكيه[1]. التبيان، ج 8، ص 448؛ مجمعالبيان، ج8، ص 654؛ الميزان، ج 17، ص 72
[2]. جامعالبيان، مج 12، ج 22، ص 187؛تفسير ثعالبى، ج 5، ص 8؛ تفسير ابنكثير، ج 3، ص 574
[3]. جامع البيان، مج 12، ج 22، ص 186؛تفسير ابن كثير، ج 3، ص 574؛ الدرالمنثور، ج 5، ص 490
[4]. تفسير بغوى، ج 4، ص 6؛ روحالمعانى،مج 12، ج 21، ص 330؛ زادالمسير، ج 7، ص 10
[5]. التحرير و التنوير، ج 22، ص 207
[6]. كتاب مقدس، اعمال رسولان، 13: 1- 3
[7]. همان، 13: 2
پيسيّديه مىرسند؛ اما هيچ گزارشى از نزول عذاب الهى بر مردمان آن وجود ندارد[1]، در حالى كه قرآن از عذاب«اصحابُ القَريَة»گزارش مىكند. (يس/ 36، 28- 29) نكته ديگر، كه از كتاب مقدس برمىآيد آن است كه يوحنا از آغاز به همراه آن دو بوده است[2]؛ نه آنكه پس از تكذيب و زندانى شدن به آنها بپيوندد، در حالى كه قرآن ارسال رسول سوم را پس از تكذيب دو رسول اول مىداند. (يس/ 36، 14) و اساساً اين حوادث و سفرها پس از عيسى عليه السلام بوده است[3]و گزارشى مانند آنچه كه قرآن درباره اصحاب القريه آورده، در كتاب مقدس وجود ندارد. برخى نيز در ردّ ديدگاه دوم گفتهاند كه داستان فرستادگان عيسى عليه السلام پس از نزول تورات بوده و خداوند پس از آن، هيچ قومى را با عذاب هلاك نساخته، بلكه مؤمنان را مأمور قتال با مشركان مىكرده است، در حالىكه خداوند از عذاب اهل قريه، در پى تكذيب آن سه رسول ياد مىكند (يس/ 36، 28- 29)، بنابراين آنان نمىتوانند مصداق رسولان سه گانه باشند و«القَريَة»انطاكيهاى غير از انطاكيه مشهور يا اساساً شهر ديگرى است.[4]
نقش پولس در تحريف آيين مسيح عليه السلام در ذيل آيه«و قالَتِ اليَهودُ عُزَيرٌ ابنُ اللَّهِ و قالَتِ النَّصرَى المَسيحُ ابنُ اللَّهِ ...»(توبه/ 9، 30) نيز در قالب داستانى افسانه مانند از سوى برخى مفسران ياد شده است. براساس اين داستان، وى در پى جنگ يهود و نصارا و با هدف گمراهى دينى مسيحيان، در ظاهر به آيين عيسى عليه السلام ايمان آورده و پس از مدتى ايدههاى تثليث، فرزند خدا بودن عيسى عليه السلام و الوهيت او را مطرح مىسازد. در اين گزارش، وى سرانجام خودكشى مىكند و مسيحيت پس از وى چند فرقه مىشود.[5]اين داستان كه ايمان آوردن پولس را 81 سال پس از عروج عيسى عليه السلام ذكر مىكند با گزارش كتاب مقدس درباره زمان ايمان و نيز كشته شدن او سازگار نيست[6]و در واقع مىتوان آن را بازتابى از گزارشهاى مربوط به نقش وى در تحريف آموزههاى مسيح دانست كه در قالب داستان در آمده است، افزون بر آن، اين داستان در منابع تفسيرى هم مورد توجه چندانى قرار نگرفته و علاوه بر ابوالفتوح[7]ذيل آيه 30 توبه/ 9 تنها قرطبى در ذيل[1]. همان، 13: 14- 52
[2]. كتاب مقدس، اعمال رسولان، 13: 4
[3]. همان، 13: 1- 13؛ قاموس كتاب مقدس، ص231؛ دائرةالمعارف بستانى، ج 1، ص 700
[4]. تفسير ابنكثير، ج 3، ص 577
[5]. روضالجنان، ج 9، ص 221- 222
[6]. كتاب مقدس، اعمال رسولان، 9؛ معجمالايمان المسيحى، ص 118
[7]. روض الجنان، ج 9، ص 221- 222
آيه 171 نساء/ 4 آن را به عنوان قولى ضعيف آورده است.[1]
در ذيل آيه 14 صفّ/ 61 نيز قولى نقل شده كه مراد ازالذين آمنوادر تعبير«فَايَّدنَا الَّذينَ ءامَنوا عَلى عَدُوّهِم فَاصبَحوا ظهِرين ...»رسولان عيسى عليه السلام از جمله پولس است كه به همراه فطرس براى تبليغ به روم فرستاده شد؛ اما چنان كه قرطبى نيز گفته[2]اين قول ضعيف است، زيرا اولًا ظاهر آيه با توجه به بخشهاى آغازين آن، تأييد مؤمنان بنىاسرائيل در برابر كافران آن قوم و نه ديگر كافران را مىرساند. ثانياً در كتاب اعمال رسولان از همراهى فطرس با پولس در سفر رم يادى نشده است.[3]
نام پولس در احاديث اسلامى نيز آمده است؛ در برخى احاديث از وى به عنوان گمراهكننده قوم نصارا و در كنار افرادى چون قابيل، نمرود، فرعون و يهود (گمراه كننده قوم يهود) ياد شده است كه در قسمتى از جهنم به نام «سَقَر» معذب خواهد شد و در برخى ديگر از روايات از شياطينى كه پس از انبيا مردم را گمراه ساختهاند ياد شده و پولس شيطانى خوانده شده است كه پس از عيسى عليه السلام مردم را به بيراهه كشاند.[4]
منابع
انجيل برنابا؛ بحارالانوار؛ تاريخ الامم و الملوك، طبرى؛ تاريخ تمدن؛ تاريخ جامع اديان؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ تفسير التحرير و التنوير؛ تفسير القرآن العظيم، ابن كثير؛ تفسير نورالثقلين؛ جامع البيان عن تأويل آى القرآن؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ الجواهرالحسان فى تفسير القرآن، ثعالبى؛ دائرة المعارف بستانى؛ الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور؛ روحالمعانى فى تفسير القرآن العظيم؛ روض الجنان و روحالجنان؛ زادالمسير فى علم التفسير؛ قاموس كتاب مقدس؛ كتاب مقدس؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن؛ مروج الذهب و معادن الجوهر؛ معالم التنزيل فىالتفسير والتأويل، بغوى؛ معجم الايمان المسيحى؛ مقارنة الاديان المسيحية واليهوديه؛ الميزان فى تفسيرالقرآن.[1]. تفسير قرطبى، ج 6، ص 18
[2]. تفسير قرطبى، ج 18، ص 59
[3]. كتاب مقدس، اعمال رسولان، 9؛ قاموسكتاب مقدس، ص 232- 231
[4]. نورالثقلين، ج 1، ص 85؛ بحارالانوار،ج 8، ص 310- 311
كتابشناسىآثار الباقيه، ابوريحان بيرونى (م. 440 ق.)، ترجمه: اكبر داناسرشت، سوم، تهران، انتشارات اميركبير، 1363 ش.آثارالبلاد و اخبارالعباد، زكريا بن محمد محمود القزوينى (م. 682 ق.)، بيروت، دارصادر، بىتا.آغاز قانونگذارى (تاريخ حقوق بين النهرين)، حسن بادامچى، اول، بىجا، انتشارات طرح نو، 1382 ش.الاتقان فى علوم القرآن، جلال الدين السيوطى (م. 911 ق.)، اول، بيروت، دارالكتب العلميه، 1407 ق.الآحاد والمثانى، ابن ابى عاصم الضحاك (م. 287 ق.)، به كوشش باسم فيصل احمد الجوابرة، اول، بىجا، دارالدراية، 1411 ق.الاحاديث الطوال، سليمان بن احمد طبرانى (م. 360 ق.)، به كوشش مصطفى عبدالقادر عطا، اول، بيروت، دارالكتب العلمية، 1412 ق.الاحتجاج، ابومنصور طبرسى (م. 520 ق.)، به كوشش ابراهيم بهادرى و محمد هادى به، دوم، تهران، اسوه، 1416 ق.احكام الجنائز و بدعها، محمد ناصر الالبانى، چهارم، بيروت، المكتب الاسلامى، 1406 ق.احكام القرآن، احمدبن على الجصاص (م. 370 ق.)، به كوشش صدقى محمد جميل، مكة المكرمة، المكتبة التجارية، بىتا.احياء علوم الدين، محمدبن محمد الغزالى (م. 505 ق.)، بيروت، دار الكتب العربى، بىتا.اخبار الدولة العباسيه، مؤلف مجهول، به كوشش عبدالعزيز الدورى، عبدالجبار المطلبى، بيروت، دارالطليعة، للطباعة والنشر، بىتا.
الاخبار الطوال، احمد بن داود الدينورى (م. 282 ق.)، به كوشش عبدالمنعم عامر، اول، قم، منشورات رضى، 1412 ق.اخبار مكة و ما جاءَ فيها من الآثار، محمد بن عبدالله الازرقى (م. 248 ق.)، به كوشش رشدى الصالح، هفتم، مكه، مكتبة الثقافة، 1415 ق.الاختصاص، محمدبن محمد المفيد (م. 413 ق.)، به كوشش على اكبر غفارى و زرندى، دوم، بيروت، دارالمفيد، 1414 ق.اختيار معرفة الرجال (رجال كشّى) (م. 330 ق.)، محمدبن حسن الطوسى (م. 460 ق.)، به كوشش حسن مصطفوى، دانشگاه مشهد، 1348 ش.اديان جهان باستان، يوسف اباذرى، مراد فرهادپور، وهاب ولى، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1372 ش.ارشاد السارى فى شرح صحيح البخارى، احمدبن محمد القسطلّانى (م. 923 ق.)، اول، بيروت، دارالفكر، 1410 ق.ارشاد العقل السليم الى مزايا القرآن الكريم، ابوالسعود محمد العمادى (م. 982 ق.)، دوم، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1411 ق.الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد، محمد بن محمد المفيد (م. 413 ق.)، به كوشش مؤسسه آل البيت عليهم السلام، دوم، بيروت، دارالمفيد، 1414 ق.اسباب النزول، علىبن احمد واحدى (م. 468 ق.)، به كوشش ايمن صالح شعبان، قاهرة، دارالحديث، بىتا.الاستغاثه، على بن احمد بن موسى ابوالقاسم الكوفى (م. 352 ق.)، بىجا، بىنا، بىتا.الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، يوسف بن عبدالله بن عبدالبر القرطبى (م. 463 ق.)، به كوشش على محمد معوض و ديگران، اول، بيروت، دارالكتب العلمية، 1415 ق.اسد الغابة فى معرفة الصحابه، ابن اثير، على بن محمد الجزرى (م. 630 ق.)، به كوشش على محمد معوّض، اول، بيروت، دارالكتب العلمية، 1415 ق.اسلام و عقائد و آراء بشرى يا جاهليت و اسلام، يحيى نورى، نهم، تهران، مدرسة الشهداء، 1360 ش.الاشتقاق، محمد بن الحسن بن دريد (م. 321 ق.)، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، اول، بيروت، دارالجيل، 1411 ق.
اشتقاق اسماء الله، عبدالرحمن بن اسحاق الزجاجى (م. 340 ق.)، به كوشش عبدالحسين المبارك النجف الاشرف، مطبعة النعمان، 1394 ق.الاصابة فى تمييز الصحابه، احمد بن حجر العسقلانى (م. 852 ق.)، به كوشش على محمد معوض و ديگران، بيروت، دارالكتب العلمية، 1415 ق.الاصفى فى تفسير القرآن، محمد محسن فيض كاشانى (م. 1091 ق.)، به كوشش مركز دراسات اسلامية، اول، قم، 1418 ق.اطلس تاريخ اسلام، صادق آئينهوند، دوم، بىجا، انتشارات مدرسه، 1382 ش.الاعلام، خير الدين زركلى (م. 1389 ق.)، دوازدهم، بيروت، دارالعلم للملايين، 1997 م.اعلام قرآن، محمد خزائلى، چهارم، تهران، انتشارات اميركبير، 1371 ش.اعلام القرآن، عبد الحسين شبسترى، اول، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1379 ش.اعلام الورى باعلام الهدى، فضل بن الحسن الطبرسى (م. 548 ق.)، به كوشش على اكبر غفارى، بيروت، دارالمعرفة، 1399 ق.اعيان الشيعه، سيد محسن الامين (م. 1371 ق.)، به كوشش حسن الامين، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، بىتا.اغاثة اللهفان من مصايد الشيطان، ابن قيّم الجوزيه (م. 751 ق.)، بيروت، المكتبة الثقافية، 1409 ق.الاغانى، ابوالفرج الاصفهانى (م. 356 ق.)، به كوشش على مهنّا و سمير جابر، دوم، بيروت، دارالفكربىتا.اقبال الاعمال، على بن موسى بن طاووس (م. 668 ق.)، دوم، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1390 ق.الاقتصاد الهادى الى طريق الرشاد، محمدبن حسن الطوسى (م. 460 ق.)، به كوشش حسن سعيد، تهران، مكتبة جامع چهل ستون، 1400 ق.الاكتفاء بما تضمنه من مغازى رسول اللّه صلى الله عليه و آله، سليمان بن موسى الاندلسى، به كوشش محمد كمالالدين، اول، بيروت، عالم الكتب، 1417 ق.اكرام الضيف، ابراهيم بن اسحاق العربى (م. 285 ق.)، به كوشش عبدالله بن عائض الفرازى، اول، طنطا، مكتبة الصحابة، 1407 ق.الاكمال فى رفع الارتياب عن المؤتلف والمختلف فى الاسماء والكنى والانساب، على بن هبة الله