بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 130

و در تفسير آن چند قول است.

1- در باره شخص خاصّى است كه كلام بدان اشاره دارد و مؤيد آنست روايت طبرانى بسند خوبى كه پندارد از ابن عمر نقل شده: هفت مرد نزد پيغمبر6آمدند و هر كدام از صحابه مردى را برگرفتند و پيغمبر6هم مردى را و باو فرمود: نامت چيست؟ گفت ابو غزوان و هفت گوسفند را برايش دوشيد و همه شيرشان را نوشيد و پيغمبرش فرمود: اى ابو غزوان ميخواهى مسلمان شوى؟ گفت آرى، مسلمان شد و پيغمبر دست بسينه او كشيد و بامداد يك گوسفند براش دوشيد و شير آن را تمامى ننوشيد، فرمود: اى ابو غزوان تو را چه شده گفت: بدان كه تو را براستى فرستاده سيراب شدم فرمودش ديروز هفت روده داشتى و امروز تنها يك روده دارى وانگه اين تعبير عمومى شده.

() 2- اين تعبير روى حقيقت شماره نيست و نظير بغالب دارد چنانچه فرموده «و دريا مدادش باشد و بدنبالش هفت دريا باشد، 27- لقمان» و منظور اينست كه شأن مؤمن كمخوريست چون در كار عبادت است و اشاره دارد كه مقصود شارع از خوردن سد رمق و توان بر عبادتست و ترس از حساب هم دارد، ولى كافر بر خلاف همه اينها است و پابند مقصود شرع نيست و پيرو دلخواه است و مهار گسيخته است و ترسى از عواقب حرام ندارد، و چون خوراك مؤمن را با كافر بسنجند يك هفتم مى‌شود و اين نبايد بر هر فرد مؤمن و كافر درست درآيد بلكه نوعيت دارد و بسا يك مؤمن بعبادت خود و يا بعارضه پرخور باشد برأى پزشكان، و بسا در كفار كمخور باشد بقصد رياضت چون راهبان يا بعارضه بيمارى چون ضعف معده.

طيّبى گفته: خلاصه گفتار اينست كه شأن مؤمن رغبت بزهد است و قناعت باندازه گذران بخلاف كافر و اگر مؤمن يا كافرى بر خلاف يافت شود اعتراضى بحديث نباشد.

3- مقصود از مؤمن در اين حديث مؤمن كامل است چون مسلمان خوش عقيده كه ايمانش كامل است بمرگ و دنباله آن پردازد، و ترس و انديشه و


صفحه 131

نگرانى از آن بر خودش او را از شهوت باز دارد چنانچه در حديث ابى امامه است، هر كه پر انديشد كم خورد و هر كه كم خورد پرانديشد، و هر كه پر خورد دلش سخت شود، و در حديث ابى سعيد صحيح است كه: اين مال شيرين و خرّم است هر كه از روى اسراف خود آن را برگيرد چون كسى باشد كه ميخورد و سير نميشود، و دلالت دارد كه مراد از مؤمن آن كس است كه در خوراك ميانه رو باشد ولى شأن كافر پرخورى و حرص است و مانند بهيمه از روى شكمخوارگى خورد، و در خوردن نظر بمصلحت زيستن ندارد چنانچه خدا تعالى فرمود «آنان كه كافرند بهره برند و بخورند چنان كه چهارپايان ميخورند- 12 محمّد».

4- مقصود از مؤمن كسى است كه هنگام آغاز بخوردن و نوشيدن نام خدا برد، و شيطان شريك او نشود و اندكى او را بس باشد و كافر نام خدا نبرد و شيطان شريك او شود.

5- حرص مؤمن بخوراك كم است و بركت يابد و باندك سير شود، و كافر بخوراك خيره شود مانند حيوان و بكم سير نشود و مى‌شود اين را پيوست وجه پيش كرد و هر دو را يك پاسخ آورد.

6- نووى گفته: مختار اينست كه برخى مؤمنان در يك روده خورند و بيشتر كافران در هفت روده خورند و لازم نيست هر روده هفتگانه كافر مانند يك روده مؤمن باشند.

و دليل تفاوت روده‌ها آنست كه عياض از اهل تشريح آورده كه روده‌هاى آدمى هفت باشند يكى معده و سه روده بدنبالش كه به بواب پيوندند و آنگه روده صائم و روده رقيق كه هر سه رقيق باشند، و آنگه اعور و قولون و مستقيم كه همه كلفتند و معنى حديث اينست كه چون كافر شتابانه ميخورد سير نشود جز كه هفت روده‌اش پر شوند و مؤمن با پر شدن يكى سير شود، و كرمانى از پزشكان در باره وجه نامگذارى هفت روده نقل كرده كه: معده است و سه تا پيوست كه ناز كند و آن روده اثنى عشريست و صائم است و قولون و آنگه سه تا كلفت كه نافف بنون و دو فاء


صفحه 132

يا ناقق با دو قاف است و روده مستقر و اعور.

7- نووى گفته است احتمال دارد از هفت روده كافر مراد هفت صفة باشد چون حرص، پرخورى، آرزوى دراز، جمع مال، بدسرشتى، حسد و فربهى دوستى مراد از يك روده مؤمن همان رفع نياز باشد.

8- قرطبى گفته: شهوت خوراك هفت است، شهوت طبع، شهوت نفس، شهوت ديده، شهوت دهان، شهوت گوش، شهوت بينى، شهوت گرسنگى كه ضرورت خوردن آرد و مؤمن بهمان خورد ولى كافر بهمه خورد، و آنگه هر چه گفته: در سخن قاضى ابى بكر مايه آن آمده كه هفت كنايه است از پنج حسّ و شهوت و نياز.

2- در عدة الداعى: از پيغمبر6كه آدمى را چند لقمه كه پشتش بر پا دارند بس است و اگر ناچار بايد يك سوم براى خوراك و يك سوم براى نوشابه و يك سوم براى نفس كشيدن.

بيان: در فتح البارى است كه پس از نقل روايت سير خوردن پيغمبر6بنقل از قرطبى گفته: كه اين دلالت دارد بر جواز سير خوردن و آنچه در نهى از آن رسيده بر سيرى سنگين كن معده و باز دارنده از عبادت و كشاننده به بطر و اشر و خواب و كسالت حمل شود و بسا كه كراهتش بحرمت رسد بر حسب مفسده‌اى كه بار آورد، و كرمانى به پيروى ابن منير گفته: سيرى نهى شده حمل شود بر سيرى معتاد آنان كه ابى المقدام ابن معدى كرب گفته شنيدم پيغمبر6ميفرمود:

آدمى زاده ظرفى پر نكند بدتر از شكم بس است چند لقمه كه پشت را بر جا دارند و اگر شهوت غالب آيد يك سوم براى خوراك و يك سوم براى نوشابه و يك سوم براى نفس كشيدن، قرطبى گويد اگر بقراط اين بخش كردن را مى‌شنيد در شگفت ميشد از اين حكمت و غزالى پيش از او گفته: اين حديث را براى يك فيلسوف خوانده و او گفته: سخنى در باره كمخورى محكمتر از اين نشنيدم و شك نيست كه اثر حكمت در حديث مذكور روشن است، و همانا اين سه را ياد كرده چون مايه‌


صفحه 133

زندگى جانورند و براى اينكه جز آنها در شكم در نيايد و آيا مقصود بخش برابر است كه ظاهر خبر است يا قريب به برابر مورد اعتماد، و يكم بهتر است و بسا با عبارت غلبه اشاره دارد بفرموده‌اش در حديث ديگر كه يك سوم بسيار است، يكى گفته سيرى هفت درجه دارد.

1- باندازه زيست 2- باندازه توانائى بر روزه و نماز ايستاده و اين دو واجبند 3- فزايد تا تواند نوافل بخواند.

4- باندازه‌اى كه تواند كسب كند و اين دو درجه مستحب باشند 5- يك سوم را پر كند و اين جائز است 6- بخورد تا سنگين شود و خواب را بيش كند و اين مكروه است 7- فزايد تا زيان بيند و اين بطنه است كه از آن نهى شده و حرامست و مى‌شود يكم را در دوم درج كرد و سوّم را در چهارم.

3- در الشهاب: رسول خدا6فرمود: آدمى ظرف پر نكرده بدتر از شكم.

در ضوء: براى اينكه چون شكم پر شود از عبادت سنگين گردد و از طاعت بماند و شهوت بشورد و اگر بدنبالش رود هلاك است و اگر بازش دارد و مبارزه كند در آزار است، پس بهتر است بيش از سدّ رمق نخورد، و گفتند همين در بديش بس كه هر چه خواهى بخورى، و گفتند پرى شكم هوش ربا است چون حواس را تيره كند و از حركت كند و فائده حديث نهى از امتلاء است و راوى حديث مقدام بن معد يكرب كه گويد شنيدم رسول خدا6ميفرمود: پر نكرده آدمى ظرفى بدتر از شكم بس است آدميزاده را چند لقمه كه پشتش را بر پا دارند و اگر ناچار باشد يك سوم خوراك، يك سوم نوشابه و يك سوم براى نفس كشيدن.

4- در كتاب غايات: امام صادق7فرمود: نزديكتر حال بنده بخدا در شكم سبكبار است، و از ابى جعفر7كه دشمنتر بخدا نيست از شكم پر، و فرمود دورتر حال بنده از خدا گاهيست كه شكمش را پر كند.

5- در عيون (2/ 137) بسندش از عبد السّلام بن صالح هروى در وصف امام‌


صفحه 134

رضا7كه كم خور و سبك خوراك بود.

6- در مكارم (174) رسول خدا6فرمود: نور حكمت در گرسنگى است و دورى از خدا در سيرى و نزديكى خدا دوستى با بينوايان و نزديكى با آنان است، فرمود: دلها را با طعام و نوشابه بسيار بميرانيد، دلها مانند زراعت از فزونى آب بميرند، فرمود سير نخوريد تا نور معرفت در دلهاتان خاموش شود، هر كه شب گذراند و با شكم سبك نماز بخواند حور العين در كنارش شب گذراند.

7- در مجالس صدوق (324) بسندش تا رسول خدا6كه خوردن روى سيرى مايه پيسى است.

8- در خصال (89) بسندش از امام ششم7كه در سه چيز دشمنى خدا عزّ و جلّ است، خوابيدن بى‌بيدارى، خنده بى‌تعجب، خوردن سر سيرى.

9- و از همان (263) بسندش تا امام ششم7كه چهار چيز بيهوده روند:

خورده سر سيرى، چراغ در بر مهتاب، و كشت در نمكزار، و احسان بنا اهل.

10- در عيون (2/ 38) بسندش تا على7كه ابو جحيفه نزد پيغمبر6آمد و آروغ ميزد: فرمودش آروغت را بازدار كه سيرتر مردم در اين جهان گرسنه‌تر آنانند در روز رستاخيز، فرمود: ديگر ابى جحيفه شكم پر نكرد تا بخدا رسيد.

در صحيفه رضا: مانندش آمده.

بيان: ابو جحيفه با جيم ضمه دار است پيش از حاء بى‌نقطه فتحه‌دار كه نامش وهب بن عبد اللّه است و على7ش در كوفه بر بيت المال گمارد و با آن حضرت در همه جا همراه بود. در نسخه‌هاى صحيفه بهمين املاء است و در بيشتر نسخه‌هاى عيون با تقديم حاء بى‌نقطه است و گويا تصحيف است در برخى روايات عامّه است كه ابو جحيفه شكم پر نكرد تا از دنيا رفت چون شام نميخورد چاشت ميخورد و چون چاشت ميخورد شام نميخورد، و خودش گفته سى سال است كه سير نخوردم.

11- در مجالس ابن الشيخ (1/ 356) بسندش از عقبة بن عامر جهنى كه شنيدم‌


صفحه 135

سلمان فارسى كه بخوردن خوراكى وادار شده بود ميگفت: اينم بس كه شنيدم رسول خدا6ميفرمود: سيرتر مردم در دنيا گرسنه‌تر آنانند در ديگر سرا اى سلمان جز اين نيست كه دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافر.

بيان: راوندى در ضوء الشهاب گفته: رسول خدا6مؤمن را بزندانى مانند كرده چون مهارى از اوامر و نواهى دارد و در تنگناى دنيا است و دست بسته است در آن از ترس تازيانه عذاب، گرفتار شهوتست و آزمون بمصيبت بخلاف كافر كه مهار گسيخته و توانا بانجام شهوت شكم و فرج است با دل خوش و روى گشاده و هر چه خواهد كند به رهنمائى شيطان بنگى بر او نزنند و جلوگيرى ندارد و كامروا و خوشدل است و گويا در بهشت است و بدنبال كامجوئى و نعمت خوارى آن. ولى زندان مؤمن است كه از لذات آن صارف دارد و از شهواتش مانع، و روايت است كه سلمان را بخوراكى واداشتند و گفت اينم بس كه شنيدم رسول خدا6ميفرمود:

تا اينكه ... و بهشت كافر است، مؤمن توشه برگيرد و كافر بهره بگيرد، بخدا مؤمنى در آن صبح نكند جز غمنده و چگونه غم نخورد با اينكه از پيغمبر است كه او وارد دوزخ شود و دليلى نرسيده كه از آن بداريد.

12- در عيون (2/ 36) بسندش تا رسول خدا6كه فرمود: چيزى نزد خدا مبغوض‌تر از شكم پر نيست.

در صحيفه رضا مانندش آمده.

13- در علل (2/ 183) بسندش تا پيغمبر كه فرمود: برادرم عيسى به شهرى گذر كرد كه مرد و زنى را با هم ديد كه فرياد ميزنند و پرسيد چه ميكنيد، مرد گفت:

يا نبى اللَّه اين زن منست باكى ندارد و خوبست ولى ميخواهم از او جدا شوم، فرمود:

آخر بگو چه كار ميكند، گفت: چهره چروكين دارد با اينكه پير نشده، فرمودش اى زن ميخواهى رخسارت آبدار و خرم و تازه شود؟ گفت: آرى فرمودش چون خوراك خورى مبادا سير بخورى، چون وقتى خوراك در درون فزون باشد از ديك بيش است و آب چهره را ميبرد و مصرف ميكند، و چنين كرد و چهره‌اش‌


صفحه 136

تازه شد.

14- در خصال (270) بسندش تا رسول خدا6كه پنج خصلت مايه پيسى باشند، نوره در روز جمعه و چهارشنبه، وضوء و غسل با آبى كه بخورشيد داغ شده، خوردن در حال جنابت، و درآمدن بر زن حائض، خوردن سر سيرى.

14- در محاسن (439) بسندش از عمرو بن ابراهيم كه شنيدم از ابو الحسن7ميفرمود: اگر مردم در خوراك ميانه رو بودند تنشان درست و بر جا بود.

بيان: ميانه‌رو: يعنى در اندازه و چگونگى هر دو.

15- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه ابليس به يحيى بن زكريا8نمودار شد و آويزه‌ها از همه چيز بر خود داشت، يحيى بهش گفت: ابليس اين آويزه‌ها چيستند؟ گفت اينها شهواتند كه بدانها بآدميزاده دست يابم، گفت: از من هم چيزى ميان آنها است؟ گفت: بسا سير ميخورى و از نماز و ذكر ميمانى، يحيى گفت نذر كردم كه هرگز شكم را پر از خوراك نكنم، ابليس گفت: نذر كردم كه هرگز بمسلمانى اندرز ندهم و آنگه امام ششم فرمود: اى حفص (راوى حديث است) نذر است بر جعفر و خاندان جعفر كه هرگز شكم خود را از خوراك پر نكنند و نذر است بر آنها كه هرگز براى دنيا كار نكنند.

16- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه براى آدميزاده از خوردن چاره نيست براى اينكه زنده ماند، چون يكى از شما خوراك بخورد يك سوم شكمش را براى خوراك نهد و يك سوم براى نوشابه و يك سوّم درون براى نفس كشيدن، خود را فربه نكنيد چنانچه خوك خود را براى ذبح فربه كند.

17- و از همان (..) بسندش تا رسول خدا6كه بد كمكى است بر دين دلى ترسان و شكمى گشاده و نعوظى سخت و شهوت خيز.

18- در محاسن (436) بسندش از امام ششم7كه راستى خدا تبارك و تعالى بد دارد پرخورى را.

19- 20- 21 (در مذمت پرخورى).


صفحه 137

22- و از همان (447) بسندش از ابى بصير كه امام ششم بمن فرمود: اى ابى بصير راستى تن از خوردن سركش شود نزديكتر حال بنده بخدا در گرسنگى است و دشمنتر حال بنده بخدا شكم پر است.

23- و از همان (..) بسندى تا رسول خدا6كه جبرئيلم در سخنى كه از پروردگارم بمن رسانيد گفت اى محمّد يك اندرز نهائى از آغاز تا انجام اينست كه هرگز ظرفى را دشمن ندارم جز شكم آگنده (حديث ديگر در نكوهش شكم پر).

24- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه خوردن سر سيرى مايه شكمروه است.

25- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه هر دردى از تخمه و ناگوارى خوراك است جز تب كه يكباره درآيد.

بيان: تخمه اينست كه خوراك در شكم تباه گردد و بوضع ناشايستى در آيد.

25- در محاسن (437) تا عيسى بن مريم7كه در بنى اسرائيل بسخن رانى ايستاد و فرمود: نخوريد تا گرسنه باشيد و در گرسنگى بخوريد و سير نشويد كه چون سير شويد دلتان سخت شود و پهلوتان فربه گردد و پروردگار خود را فراموش كنيد.

26- و از همان (..) بسندش تا رسول خدا6كه در سختى فرمود پس از من روشى آيد كه مؤمن در يك روده خورد و كافر در هفت روده.

27- در محاسن (405) بسندش تا امام ششم7كه از ناسپاسى نعمت است كه كس گويد: فلان خوراك را خوردم و بمن زيانزد.

28- در مصباح الشريعه. امام صادق7فرمود: كمخورى پسند است در هر حال و نزد هر قوم چون درون و برون را به سازد، و خوراك پسنديده چهار است، براى ضرورت زيست، براى آمادگى در زندگى، براى گشايش و براى قوت،