بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 151

خوددارى مهمانان بكاهد و در انجام خودش بر آلوده ماندن دست شكيبا باشد، در خبر ديگر است كه چون از خوردن برايند از آنكه سوى راست در است آغاز دست شستن كنند آزاد باشد يابنده.

در دروس گفته: خوبست شستن دست پيش از خوردن و آن را خشك نكند كه تا ترى باشد خوراك بركت كند و پس از آن دست را شويد و خشك كند و خوبست آن را از آنكه سوى راستش هست آغاز كند و بچرخد و از امام صادق7است كه ميزبان بشستن دستش آغاز كند تا آخر آنچه گذشت.

و در جامع است كه آغاز كند بنوشاندن كسى كه در سوى راستش است و شستن دستش و بچرخد تا باو برگردد و شيخ در نهايه گفته: چون خواهد دستشان را بشويد از آنكه در سمت راستش است آغاز كند تا پايان همه و خوبست آب دستشوئى همه را در يك ظرف فراهم سازد.

10- در كامل الزياره (58) بسندش تا على7كه روزى پيغمبر6بديدن ما آمد و خوراكى برش نهاديم وام ايمن يك سينى خرما و كاسه‌اى شير و كره پيش داشت و از آن خورد و چون دست كشيد برخاستم و آب برد و دستش ريختم و چون دست شست باتريش چهره و ريش را دست كشيد.

11- در صحيفه رضا (13) كه چون رسول خدا6ميخورد آب در دهن ميگردانيد و ميفرمود: چربى دارد.

بيان: در فردوس روايت كرده از ام سلمه كه پيغمبر6فرمود: چون شير نوشيديد آب در دهن بگردانيد زيرا چربى دارد و گويا همين بوده و تصحيف شده.

12- در محاسن (424) بسندش تا امام ششم7كه چون دست‌شوئى براى خوردن حوله بدست مكش كه تا ترى در دست است پيوسته خوراك در بركت است.

13- در محاسن (..) بسندش از امام ششم كه هر كه خواهد خير خانه‌اش فزايد


صفحه 152

بايد هنگام خوردنش وضوء سازد.

14- و از همان (420) بسندش كه وضوء پيش از خوراك و پس از آن نعمت روياند.

15- و از همان (..) بسندش از امام پنجم كه هر كس در پيش و پس خوردن دستش را بشويد در وسعت روزى زندگى كند و تنش سالم ماند.

16- و از همان (..) بسندش تا رسول خدا6كه فرمود: اى على شستن دست پيش از خوردن و پس از آن درمان درد تن است و ميمنت در روزى.

17- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه وضوء در پيش و پس خوردن فقر را براندازد.

(در 18 و 19 و 20 نزديك همين مضمون را آورده).

21- و از همان (..) بسندش از ابى بكر حضرمى كه امام ششم7براى ما خوردنى ميخواست و پيش از آن دست ما را نمى‌شست و بخدمتكار ميفرمود تا پس از خوردن دست‌شوئيم.

22- و از همان (..) بسندش از يكى از اصحاب كه دست‌شوئى پيش از خوردن را نزد امام رضا7ياد كردند فرمود: اين را پادشاهان پديد آوردند.

بيان: اين دو حديث غريب باشند و گويا قول بعدم استحباب شستن دست پيش از خوردن نباشد، و بسا تفسير شوند باينكه واجب نيست يا باينكه تازه دست شسته بوده يا دستش پاك بوده يا بر تقيه براى روايت شرح السنه از يحيى بن سعيد كه سفيان ثورى دست شستن پيش از خوردن را مكروه ميدانست و گرچه از سلمان هم روايت شده كه در تورات خواندم بركت خوراك در دست شستن پس از خوردنست و آن را به پيغمبر6ياد آور كردم فرمود: بركت خوراك وضوء است پيش از آن و پس از آن.

23- در محاسن (..) بسندش از فضل بن يونس كه چون ابى الحسن7نزد من چاشت خورد و طشت دستشوئى برش آوردند و در صدر مجلس نشسته بود تا از


صفحه 153

او آغاز كنند فرمود: آغاز كن بدان كه سوى راست تواست و چون غلام دست يكى را شست و خواست طشت بردارد و آبش را بريزد فرمود: بوى كه آن را پر كن.

بيان: در كافى (6 ر 291) آن را بسندش روايت كرده و گفته: أبو الحسن فرمود طشت را وانه تا همه دست خود را در آن بشويند، و بقولى مقصود اينست كه طشت را برداشت نزد آن حضرت آورد و او نهيبش كرد و فرمود: دست همه را بترتيب بشويد تا نوبت او رسد و معنى يكم روشنتر است.

محقق اردبيلى پس از آوردن اين روايت گفته: دلالت دارد بر استحباب شستن دست ميزبان پس از خوردن و آنگه بدان كه سمت چپ او است چون ظاهرش اينست كه ميزبان دست خود را شست و سمت راست او سمت چپش مى‌شود، و بسا مقصود اينست كه خواست بآن حضرت آغاز كند و نكرد و فرمود: بآن كه سمت چپ او است آغاز كند كه سمت راست غلام مى‌شود چون روبروى او نشسته و موافق گذشته است- پايان- گويم: گويا نسخه او نادرست بوده و در آن كلمه «عندى» نبوده و چنين آن را نقل كرده نيز و از اين رو احتمال داده كه ميزبان خود آن حضرت بوده و گر نه ظاهر اينست كه راوى ميزبان بوده و آن حضرت نخواسته كه بدو آغاز كند و فرموده بكسى كه دم در سمت راست او است آغاز كند و دلالت دارد كه مقصود از طرف راست در كه در خبر پيش است آنجا است كه سمت راست وارد در اتاق است كه سمت راست او است و گر چه نسبت بكسى كه بيرون ميرود سمت چپ است و نيز اگر فرض شود خود در مردى باشد روبروى او سمت راست او است و اين فاضل هم همچنين آن را تحقيق كرده چون پس از آوردن روايت ابن عجلان گفته: بسا مقصود از باب جاى نشست آنها است و منظور از سمت راست سمت راست كسى كه وارد شود و در آنجا كه درى نباشد منظور سمت راست كسى است كه در ابتداء مجلس است نظر بداخل در مجلس. سپس گفته: براى جمع ميان اخبار مى‌شود


صفحه 154

خبر نخست كه روايت ابن عجلانست تفسير كرد كه ميزبان نزد در اتاق نشسته بوده و سمت راستش سمت چپ در بوده يا آنكه در مجلس نبوده و يا حمل بر تخيير شود پايان.

گويم: گويا قول به تخيير بهتر است.

24- در محاسن (426) بسندش از امام ششم كه دستهاى خود را در يك ظرف بشوئيد تا خوش اخلاق شويد.

25- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه دست‌شوئى پيش از خوراك است ميزبان نخست شويد تا ديگرى خوددارى نكند و چون فارغ شد بكسى كه سمت راست او است آغاز كند و چون خوراك را بردارند بكسى كه سمت چپ ميزبانست آغاز شود و آخر كسى كه دست شويد و ميزبان باشد زيرا او سزاوارتر است كه بر آلودگى صبر كند و آنگاه اگر خواست حوله برگيرد، گفته: ابن ابى محمود هم آن را روايت كرده.

بيان: محقق اردبيلى- ره- گفته: ظاهر اينست كه منظور از ميزبان صاحب خوراك است و گرچه خانه از ديگريست، يا اينكه خانه و جا در آن اصلا منظور نيست و بسا بر وجه حقيقت باشد هر گاه صاحب خوراك بيگانه باشد و در خانه ديگرى منزل كرده باشد فتامّل.

26- در محاسن: از عبد الرحمن بن ابى داود گفته: نزد امام ششم7چاشت خورديم و طشت آوردند و فرمود: اى مردم كوفه شما يكى يكى دست شوئيد و ما باكى نداريم در اينكه با هم دست شوئيم گفت: همه با هم در يك طشت دست شستيم.

27- و از همان: از كسى كه امام نهم را در روز ورود مدينه ديده بود و گروهى نزد آن حضرت چاشت خورده بودند و چون دست خود را از آلودگى بغذا شسته بود آنها را پيش از خشك كردن با حوله بسرورويش كشيده بود و گفته: «بار خدايا مرا از كسانى ساز كه روسياه و خوار نشود» گفته: و در حديثى است كه پيغمبر6فرمود: چون پس از خوردن دست شستى پيش از حوله گرفتن آن را برو و دو


صفحه 155

چشمت بكش و بگو: بار خدايا من از تو خواستارم زيور و مهر را و بتو پناهم از دشمنى و بغض- 28- در دعوات راوندى همان را آورده، در مكارم مانند يكم را از امام صادق7آورده (161).

29- در محاسن بسندش از حسين بن ابى العلاء كه از امام ششم7پرسيدم از شستن دست و وضوء پس از خوردن فرمود: رسول خدا6ميخورد كه ابن ام مكتوم آمد و بدست آن حضرت شانه گوسفندى بود كه از آن ميخورد و آنچه در دست داشت نهاد و بنماز برخاست و وضوء نساخت و طهور نبود (420).

بيان: ظاهر اينست كه منظور در اين حديث وضوء نماز است و ردّ بر برخى مخالفانست كه وضوء را بخوردن غذاى آتش ديده شكسته دانند و از اين رو و ما مانند آن را در كتاب طهارت آورديم.

30- در محاسن (438) بسندش از شعيب عقرقوفى كه با امام ششم چاشت خوردم و دست خود را پيش و پس خوردن نشست، گويم اين براى بيان جواز يا مانعى بوده.

31- در محاسن از سليمان بن جعفرى كه براى ابو الحسن7چاشت كشيدند و يكى از حاضران خواست دستش را بشويد و آن حضرت فرمود: هر كه دستش پاك است و آنها را نشويد باكى ندارد دست نشسته غذا بخورد.

32- در محاسن بسندش از وليد بن صبيح كه نزد امام ششم7شبى با گروهى شام ميخورديم و فرمود: بيائيد امشب با مشركان مخالفت كنيم و با هم دست خود را بشوئيم، گفته: بسند ديگر هم روايت شده.

بيان مخالفت با مشركان در اجتماع براى شستن يا در اصل آن بوده.

33- در محاسن (..) بسندش از مرازم كه ديدم أبو الحسن7چون پيش از خوراك دست ميشست حوله نميگرفت و چون پس از خوردن دست ميشست با حوله خشك ميكرد.


صفحه 156

34- در محاسن (..) بسندش از زيد شحّام كه امام ششم7بد داشت كسى دستش را آلوده بخوراك با حوله بمالد براى احترام خوراك تا آن را بمكد يا بچه‌اى در كنارش باشد و آن را بمكد.

35- در مكارم: از پيغمبر6كه چون يكى از شما خورد نبايد با حوله دست خود را پاك كند تا او را بمكد يا بمكاند (161)، بيان: در مسالك گفته: پاك كردن دستها با حوله از آب دست شستن خوبست نه از آلودگى بخوراك كه بد است و همانا ليسيدن انگشتان مستحب است پايان- من گويم، عامه اين مضمون را بچند سند و چند تعبير روايت كردند، از انس كه رسول خدا6چون ميخورد سه انگشتش را مى‌ليسيد. و همين مضمون از كعب بن مالك است، و در روايت ديگر است كه چون يكى از شما بخورد دست با حوله نكشد تا آن را بمكد پيش از آن، (و همين مضمون از ابن عباس آمده) فتّال گفته: منظور حوله ايست كه آماده چرك‌گيريست نه حوله خشك كن، در باره اينكه خود بمكد يا ديگرى نووى گفته: آن ديگرى كه مى‌شود انگشت او را بمكد مانند زن، كنيز و خدمتكار و فرزند و همانند آنان چون شاگردى كه مكيدن آن را بركت شمارد، و يا چون گوسفند و مانندش، مسلم از جابر روايت كرده از آن حضرت6كه چون لقمه از دست شما افتد بايد آلودگى آن را پاك كند و آن را بخورد و دست خود را پاك نكند تا آن را بمكد يا بمكاند، زيرا (دانسته نشده) نداند در كدام خوراك بركت هست، نووى گفته: يعنى خوراكى براى خوردن جلو آدمى است نداند كه بركت در آنست كه خورده يا در آنكه بانگشتش چسبيده يا ته كاسه مانده يا در لقمه افتاده است و سزا است كه همه اينها را نگهدارد تا بركت را بدست آرد، بركت غذاى خوب و سالم و خوش انجام و بى‌آزار و نيرو بخش بر طاعت است، بقولى حديث در كسى است كه ليسيدن انگشتان را بد دارد و دهان را پليد شمارد و چون كسى در ميانه خوراك چنين كند از آب دهانش با لقمه بخورد، خطّابى گفته: مردمى كه نعمت بارگى خرد آنها را تباه كرده پندارند


صفحه 157

ليسيدن انگشتان زشت است و گويا ندانند خوراكى كه بانگشت چسبد پاره‌ايست از آنچه خورند و چه پليدى دارد؟ 36- در محاسن (429) بسندش از منصور بن حازم كه پرسيدم امام ششم7را از مرديكه با حوله روى خشك كند؟ فرمود: باكى ندارد.

بيان: گويا مقصود خشك كردن پس از وضوء نماز است.

37- در محاسن (..) از فضل بن يونس كه چون أبو الحسن7در نزد من چاشت خورد حوله آوردند روى جامه‌اش اندازد و آن را بر جامه خود نيفكند.

38- و از همان (..) از فضل بن يونس كه أبو الحسن7نزد من آمد و فرمود: خوراكت را بياور كه آنان پندارند ما خوراك بى‌سابقه دعوت را نخوريم و طشت دستشوئى آوردند و بدان حضرت آغاز شد و فرمود: آن را از سمت چپت بچرخان و آن را بر مدار تا پر شود.

39- در مكارم كه پيغمبر6خوب دست خود را از خوراك ميشست تا بوى خورده را نميداد، و چون آن حضرت6بخصوص نان و گوشت ميخورد، بسيار خوب ميشست و با ترى دستش رويش را مسح ميكرد (31).

بيان: محقق اردبيلى- ره- گفته-: بسا شستن يك دست كه بدان خورند بس باشد چنانچه تعبير به شستن دست بدان اشاره دارد، و بسا كه شستن هر دو مستحب باشد گرچه يكى بكار رود پايان- و استاد ما شيخ بهائى- ره- گفته: هر دو دست را پيش از خوردن و پس از آن بشوى گرچه يك دست بكار رود.

40- در مكارم: پيغمبر6فرمود: هر كه خواهد خير خانه‌اش فزون گردد بايد چون خوراكش حاضر شود دست بشويد و از امام صادق7است كه:

هر كه پيش و پس خوردن دست شويد در آغاز و انجامش بركت يابد و تا بماند در وسعت زيد و تنش سالم باشد، فرمود: هر كه پيش از خوردن دست شويد خشكش نكند كه تا دستش تر است بركت است، فرمود: نخست ميزبان دست خود را شويد و از سمت راستش آغاز كند، و چون خوراك بپايان رسد از سمت چپ ميزبان آغاز


صفحه 158

بشستن شود چون خودش بر آلودگى شكيباتر است و پس از آن حوله گيرند و فرمود وضوء پيش و پس خوراك ندارى را ببرد چنانچه كوره زنگ آهن را و تا بماند در وسعت زيد و راستى كه فرشته‌ها رحمت فرستند بر آنكه انگشتانش را در پايان خوردن بليسد، فرمود هنگام خوراك بد است طشت دستشوئى را پر نشده بردارند بلكه بگذارند پر شود و ريخته شود، فرمود: هر كه دوست دارد خير خانه‌اش فزايد بايد چون خوراك حاضر شود پيش و پس خوردن دست را بشويد، راستش هر كه پيش و پس خوراك دست بشويد تا بماند در وسعت است و تندرست؟ فرمود: چون پس از خوردن دست شستى دست ترت را به چشمانت بكش كه امان از چشم درد است (160).

از صفوان جمال است كه نزد امام ششم7بوديم و سفره انداختند و خدمتكار آب دست آورد و حوله بآن حضرت داد و نخواست گفت ما از آن دست شستيم، فرمود:

دست شستن پيش از خوردن و پس آن ندارى برد و روزى فزايد، در كتاب مواليد الصادقين است كه چون پيغمبر دست ميشست پس از خوردن با ترى دستش رويش را دست ميكشيد وانگه ميفرمود: سپاس از آن خداست كه ما را رهنمود و خورانيد و نوشانيد هر آزمون خوبى را بر ما روان ساخت (162).

41- در نوادر راوندى: (51) بسندى تا رسول خدا6كه هر كه شاد است كه خير خانه‌اش فزون گردد چون خوراكش در برش آيد وضوء گيرد.

42- در مجالس شيخ (2 ر 203) بسندش تا رسول خدا6كه هر كه شاد است خير خانه‌اش فزايد چون خوراك در برش آيد وضوء سازد و هر كه پيش و پس خوردنش وضوء سازد در وسعت روزى زيد و تندرست، و موسوى در حديثش آورده كه هشام بن سالم گويد امام صادق7بمن فرمود: اى هشام بن سالم وضوء در اينجا شستن دست است پيش از خوردن و پس از آن.

43- در دعوات راوندى: كه امير المؤمنين فرمود: هر كه دو دستش را پيش و پس خوراك بشويد در آغاز و انجام خوراكش بركت يابد.