بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 204

[باب هجدهم‌] باب ديگر در غدقن از دندان زدن استخوانها و بريدن نان و گوشت سر سفره با كارد

1- در كافى (6/ 322) بسندش از فضيل كه ابى حمزه براى ما خوراكى ساخت و چون بر سر آن فراهم شديم مردى را ديد كه استخوانى را پاك ميكرد و باو فرياد كشيد مكن كه من شنيدم امام چهارم7ميفرمود: استخوانها را پاك نكنيد كه بهره پريان در آنها است و اگر چنين كنيد از خانه برود بهتر از آن.

در محاسن: بسندش مانندش آمده.

بيان: نهك عظام مبالغه در خوردن آنست و پدرم- قد- ميگفت: مخ بر آوردن يا ريشه كن كردن گوشت آنست يا هر دو ظاهر اينست كه پريان آن را بو كنند و چون چيزى در آن نماند بگرد خانه افتند.

2- در كافى (6/ 322) بسندش از مفضل بن يونس كه ابو الحسن7نزد من چاشت خورد و كاسه‌اى آوردند كه نان زيرش بود، فرمود: نان را ارجمند داريد كه زيرش باشد و بمن فرمود: به غلام بگو نان را از زيرش بدر آورد.

3- و از همان: (6/ 202) بسندى كه بر آوردند تا رسول خدا6كه نان را گرامى داريد و گفتند: يا رسول اللَّه گرامى داشتن آن چيست؟ فرمود: چون پيش نهند چشم براه جز آن نمانيد.

4- و از همان: (..) بسند صحيح تا امام رضا7كه نان را با كارد نبريد ولى با دست بشكنيد و با عجم خلاف كنيد.

گويم: گذشت كه چون نانخورش نباشد جائز است و بلكه مطلقا و گذشت نهى از بو كردن نان.

5- در محاسن: بسندى تا اينكه نهى كرد رسول خدا6كه گوشت را سر سفره با كارد برند (471).

6- در دعوات راوندى: (پس از نقل آن آورده كه) آن را بدندان گيريد


صفحه 205

كه گواراتر و خوشمزه‌تر است.

7- در محاسن: از محمّد بن مسلم كه پرسيدم از امام پنجم7استخوان را پاك كنم؟ فرمود: آرى.

بيان: مى‌شود آن را حمل كرد به پاك كردنى كه ريشه كنى نباشد با اينكه تجويز منافات با كراهت ندارد.

[باب نوزدهم‌] باب ديگر اگر خوراك هنگام نماز حاضر شود

1- در محاسن (423) بسندش از سماعة كه از امام ششم7پرسيدم خوراك در وقت نماز حاضر شده، فرمود: اگر آغاز وقت نماز است بخوراك شروع كن و اگر وقت گذشته و از تاخير نماز نگرانى نماز را پيشدار.

بيان: در دروس گفته: چون خوراك و نماز هر دو رسند بهتر پيشداشت نماز است جز اينكه چشم براه او ديگرى باشد و در تنگى وقت واجب است مطلقا پايان، و شيخ در نهايه و جز آن مانند آن را گفته، در سرائر گفته: چون خوراك و نماز هر دو رسند پيشداشت نماز بهتر است اگر آغاز وقت نماز باشد و در آخر وقت واجب است نه بهتر و اگر افطار باشد و جمعى روزه دار چشم براه اويند پيشداشت خوراك بهتر است براى خاطر آنها و اگر وقت نماز تنگ است روا نيست جز خواندن نماز پايان، مؤلف جامع گفته: چون خوراك و نماز رسند و گرسنگى بر او چيره نباشد نماز را پيش دارد و اگر چيره باشد يا چشم براه دارد خوراك را پيش دارد در آغاز وقت و نماز را پيشدارد در پايانش، در اقبال روايت استحباب پيشداشت نماز را بر افطار براى كسى كه توانا است آورده.

و من گويم: اخبار در اين باره در كتاب روزه آينده.


صفحه 206

باب بيستم خوردن تكه نان و ريزه خوان‌

1- در محاسن (443) بسندش از داود بن كثير كه با امام ششم7شام خوردم و چون تمام كرد فرمود: الحمد للّه اين شام من و شام پدرانم است و چون سفره را برداشتند ريزه‌هايش را برچيد و بدهانش انداخت.

2- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه چيز اندك از خوان افتد و منش بازگردانم و خدمتكار بخندد.

3- و از همان (..) از يكى اصحاب كه نزد امام ششم7بودم و غذا ميخورد ميخورد و ديدم باندازه كنجدى خوراك كه از خوراك افتد بردارد، گفتم: قربانت بدنبال اين روى؟ فرمود: اى بنده خدا اين روزى تو است براى ديگرى وامنهش زيرا كه در آن درمانست از هر دردى، وى روايت ديگرش هم آورده.

4- و از همان (..) بسندى تا رسول خدا6كه هر كه ريزه خوانش را دنبال كند و بخورد ندارى از خودش تا هفت پشتش برود (و روايت درمان بودن ريزه سفره را از امير المؤمنين7آورده).

5- و از همان (444) از عبيد اللّه بن صالح خثعمى كه بامام ششم7از درد پهلو ناليدم فرمود: ريزه سفره بخور و خوردم و دردم رفت (ابراهيم راوى حديث گفته) درد سمت راست و چپ را يافتم و اين درمان را كردم و از آن سود بردم، اين درمان را از ديگرى هم بدستور امام نقل كرده و امام ششم در روايت ديگر فرموده:

خوردن ريزه سفره فقر را ببرد و فرزند را فزايد.

6- و از همان (..) از معمر بن خلّاد كه شنيدم امام رضا7ميفرمود: هر كه در خانه‌اش چيزى خورد ريزه‌اش برگيرد و بخورد و اگر در بيابان باشد يا بيرون خانه ريزه را براى پرنده نهد.

7- در محاسن (..) بسندش تا رسول خدا6كه هر كه تيكه نانى يابد


صفحه 207

و آن را بخورد 700 حسنه دارد و هر كه آن را در جاى پليدى يابد و بشويد و بردارد 70 حسنه دارد، بيان فزونى فضل يكم بر دوم براى اينست كه در دوم آن را نخورده بلكه تنها برداشته و اگرش بخورد ثوابش بيش از يكم است، در كافى در باره يكم يك حسنه آمده و نيازى بتوجيه ندارد و مى‌شود دومى را حمل بخوردن كرد.

در دروس گفته: أمير المؤمنين7فرمود: هر تيكه از سفره بريزد بخوريد كه درمان هر درد است و روايت است كه فقر را برد و فرزند را فزايد و درد ذات الجنب را زدايد، هر كه تيكه نانى يابد و بخورد يك حسنه دارد و اگر آلوده باشد و آن را بشويد و بخورد 70 حسنه دارد، گفته: مستحب است آنچه زائد سفره است در خانه برگيرند و در بيابان وانهند گرچه يك ران گوسفند باشد.

8- در محاسن (445) بسندش از امام ششم7كه هر كه ميوه يا تيكه نان كه روى زمين افتاده برگيرد و پاك كند و بخورد در درونش جاگير نشود جز كه بهشت او را بايست گردد، در روايت ديگر است از رسول خدا6كه درونش جانگيرد جز كه آمرزيده شود از سكونى هم مانندش آمده.

9- و از همان (..) بسندش كه رسول خدا6نزد عايشه رفت و تكه نانى افتاده بود كه نزديك بود آن را بمالد زير پايش و آن را برگرفت و خورد و فرمود:

اى حميراء نعمت خدا را خوش همسايه باش كه از مردمى نگريزد و بآسانى بدانها بازگردد.

10- در مكارم: از محمد بن الوليد كه برابر امام نهم7خوردم تا دست كشيدم و خوان را برداشتند و غلام رفت ريزه‌هاى خوان را فراهم سازد و بردارد باو فرمود: آنچه در بيابانست وانه گرچه يك ران گوسفند است و آنچه در اتاق باشد دنبال كن و برچين، پيغمبر6ديد ابو ايوب انصارى ريزه‌هاى سفره را برمى‌چيند فرمودش بركت برايت با دو بركت بر فرازت آيد و بركت در تو باشد، ابو ايوب گفت: يا رسول اللَّه و جز من هم؟ فرمود: آرى هر كه خورد آنچه خورى از آن اوست آنچه گفتم، فرمود: هر كه اين كار كند خداش از ديوانگى و خوره‌


صفحه 208

و پيسى و آب زرد و حمق نگهدارد (164).

در دعوات راوندى، از ابى ايوب مانندش آمده.

بيان: بركت بر تو يعنى بر عمرت و بر فرازت يعنى در نعمتت، و در تو يعنى در علم و كمالت، يا هر جمله بهمه اين معناها است و تكرار براى تاكيد است فيروزآبادى گفته آب زرد آبى است كه در شكم فراهم گردد و بيمار كند، و در بحر الجواهر گفته: صفرائى است كه در بول گيرد و با آن بدر آيد.

11- در دعوات راوندى كه پيغمبر6فرمود هر كه يك لقمه افتاده يافت و آن را خوب پاك كرد و خوب شست و خورد در درونش جانگيرد تا خدايش از دوزخ آزاد كند: به على7فرمود: آنچه زير سفره‌ات بريزد بخور كه ندارى را از تو ببرد و كابين حور العين باشد. و هر كه‌اش بخورد دلش از دانش و بردبارى و ايمان آگنده شود.

12- در دعائم: از على7: در باره لقمه افتاده در راه رسيده كه هر كه‌اش بردارد و خوب پاك كند و در شكاف ديوار نهد خدا برايش يك حسنه نويسد و يك حسنه ده برابر باشد و اگرش بخورد خدا برايش دو حسنه مضاعف نويسد، و از جعفر بن محمّد7است كه چون خوراك مانده‌اى در خانه‌اش ميديد از خوراكشان باندازه آن ميكاست و ميفرمود در باره قول خدا «مثل زده خدا براشان دهى آسوده و آرام را كه روزيش از خدا فراوان ميرسيد از هر جا و ناسپاسى كردند بنعمتهاى خدا و خدايش پوششى از گرسنگى و ترس پوشانيد بسزاى آنچه پيوسته ميكردند، «12- النحل» آنان مردم دهى بودند كه خدا در زندگيشان فراخى داده بود و پاك كردن خود را با سنگ، ناهموار شمردند و از نان مانند قلوه سنگ ساختند و با آن خود را پاك ميكردند و خدا بر آنها جانورانى خردتر از ملخ برانگيخت و چيزى كه خدا آفريده بود از درخت و گياه واننهادند تا همه را خوردند و بينوائى آنها بجائى رسيد كه بنانها كه خود را پاك كرده بودند رو آوردند و آن را ميخوردند و از على بن الحسين7است كه به مستراح رفت و در آنجا يك دانه خرما يافت و آن را


صفحه 209

به غلامش داد و فرمودش آن را نگهدار تا در آيم و آن را خورد و چون آن حضرت خود را شست و بدر آمد فرمودش كجا است آن خرما؟ گفت خوردمش قربانت، فرمود: برو كه تو براى خدا آزادى، گفتند: چه اثرى در خوردن اين خرما بود كه آزاديش را ميبايست؟ فرمود: چون خوردش بهشت را بايست شد و نخواستم مالك كسى باشم كه بهشتى است، و از جعفر بن محمّد7است كه نگاه كرد كه بيك ميوه نميخورده كه از خانه‌اش دور افكندند، خشم كرد و فرمود: اين چه كاريست اگر خود سير شديد بسيارى مردم سير نباشند آن را بآنها بخورانيد كه نيازمند آنند فرمود: خرما يا تكه نان كه بر زمين افتاده و كسى آن را برگيرد و پاك كند و بخورد در درونش جانگيرد تا بهشتش بايست شود و از ابى جعفر7كه چون پدرم على بن الحسين7ميديد نانى در خانه‌اش افتاده گرچه باندازه دم كش مورچه‌اى بود از قوت خاندانش باندازه آن ميكاست (2 ر 14).

13- در محاسن صدوق (180) بسندش تا رسول خدا6كه هر كه تيكه نان يا خرما يابد و آن را بخورد از درونش جدا نشود تا خدايش بيامرزد.

14- در خصال (504) بسندش تا أمير المؤمنين7كه خوردن واريز سفره روزى را فزايد- الخبر- و از اوست كه در حديث اربعمائه أمير المؤمنين7فرمود:

واريز سفره را بخوريد كه درمان هر درد است بفرمان خدا عز و جل براى هر كه از آن درمان جويد (612).

15- در عيون (2 ر 34) بسندش تا رسول خدا6كه ريزه‌هاى سفره كابين حور العين باشند، در صحيفه مانندش آمده.

16- در عيون: بسندش از حسين بن على7كه در مستراح شد و لقمه‌اى ديد افتاده و آن را به غلامش داد و فرمودش اى غلام چون درآيم مرا بياد اين لقمه انداز و غلام آن را خورد، و چون بدر آمد فرمود: اى غلام لقمه كو؟ گفت: خوردمش اى آقايم، فرمود: تو در راه خدا آزادى، مردى او را گفت آزادش كردى؟ فرمود:

آرى شنيدم جدّم رسول خدا6ميفرمود: هر كه لقمه‌اى يابد و پاكش كند يا


صفحه 210

بشويد و بخورد بدرونش جا نكند جز كه خداوند تبارك و تعالى از دوزخش آزاد كند و من بندگى نگيرم كسى را كه خدا از دوزخ آزاد كرده، در صحيفه رضا مانندش آمده، و از همانست كه تيكه آخر را از رسول خدا آورده.

باب بيست و يكم فضيلت دمخورده مؤمن‌

1- در ثواب الاعمال: بسندش تا محمّد بن اسماعيل كه آن را برآورده تا گفته: هر كه دمخورده برادر مؤمنش را خورد براى تبرك خدا از آن فرشته‌اى آفريند كه براى هر دو آمرزش خواهد تا رستاخيز برپا شود.

در سرائر: مانندش آمده، در اختصاص از امير المؤمنين7مانندش آمده.

2- در ثواب الاعمال: (181) بسندش تا امام ششم7كه در دمخورده مؤمن درمان از 70 درد است، در سرائر- 376- مانندش آمده. در اختصاص مانندش آمده.

باب بيست و دوم دهن‌شوئى با اشنان و جز آن‌

1- در عيون و علل: (1/ 273) بسندش تا امام رضا7كه همانا با اشنان بيرون دهان را شويند چون درونش آلوده نباشد.

2- در محاسن: از نادر خادم كه چون آن حضرت7با اشنان دست شستى آن را بدهان كردى و چشيدى و آنگه آن را دور انداختى و آن را از نوح بن شعيب هم آورده (466).

3- خصال- 63- در روايتى تا فضيل بن عثمان كه شنيدم امام ششم7‌


صفحه 211

ميفرمود: براى دندان‌شوئى سعد برگيريد كه دهان را خوشبو كند و بر جماع افزايد. در دعوات راوندى مانندش آمده، در كافى (6 ر 378) بسندش مانندش آمده.

4- بسندى از سعد بن سعد كه بابى الحسن7گفتم ما اشنان را بخوريم فرمود: چون ابو الحسن7با آن دست و رو مى‌شست دو لبش را مى‌بست، اثرهاى بد دارد: سل آورد و منى را ببرد و زانوها را سست كند.

بيان: ابو الحسن يكم دومى است كه امام رضا7است و ابو الحسن دوم امام هفتم است كه ابو الحسن يكم است و مقصود اينست كه بعد از خوراك برون دهان را با اشنان مى‌شست و لبها را مى‌بست تا بدهنش نرود و موافق خبر يكم است و مخالف خبر دوّم و مى‌شود تعبيرش كرد باينكه امام رضا7آن را بدهان ميبرد و فرو نميداد و امام هفتم آن را بدهان هم نميبرد و حمل اين خبر بر بستن لبها پس از در آوردن اشنان در دهان بسيار بعيد است.

5- در كافى (6/ 379) بسندش از امام هفتم7كه هر كه با سعد پس از غائط خود را شويد و پس از خوراك دهان را از دردهاى دهان و از بادهاى بواسير نگران نباشد، بيان: يعنى بهداشت دهان از شستشوى آنست و بهداشت از بادهاى بواسير براى شستن پائين است با اشنان و مى‌شود كه هر دو عمل در هر دو اثر داشته باشند، و اخبارى در باره درمان دردهاى انسان با سعد گذشتند، شهيد در دروس گفته: شستن دهان با سعد بضم سين پس از خوراك دردهاى دهان و دندان را ببرد.

باب بيست و سوم خلال و آدابش و ابزارش‌

1- در مكارم (175) از پيغمبر آورده كه دهانتان را با خلال پاك كنيد زيرا جايگاه دو فرشته نگهبان و نويسنده است، راستى كه مركب آنها آب دهن است‌