ميفرمود: براى دندانشوئى سعد برگيريد كه دهان را خوشبو كند و بر جماع افزايد. در دعوات راوندى مانندش آمده، در كافى (6 ر 378) بسندش مانندش آمده.
4- بسندى از سعد بن سعد كه بابى الحسن7گفتم ما اشنان را بخوريم فرمود: چون ابو الحسن7با آن دست و رو مىشست دو لبش را مىبست، اثرهاى بد دارد: سل آورد و منى را ببرد و زانوها را سست كند.
بيان: ابو الحسن يكم دومى است كه امام رضا7است و ابو الحسن دوم امام هفتم است كه ابو الحسن يكم است و مقصود اينست كه بعد از خوراك برون دهان را با اشنان مىشست و لبها را مىبست تا بدهنش نرود و موافق خبر يكم است و مخالف خبر دوّم و مىشود تعبيرش كرد باينكه امام رضا7آن را بدهان ميبرد و فرو نميداد و امام هفتم آن را بدهان هم نميبرد و حمل اين خبر بر بستن لبها پس از در آوردن اشنان در دهان بسيار بعيد است.
5- در كافى (6/ 379) بسندش از امام هفتم7كه هر كه با سعد پس از غائط خود را شويد و پس از خوراك دهان را از دردهاى دهان و از بادهاى بواسير نگران نباشد، بيان: يعنى بهداشت دهان از شستشوى آنست و بهداشت از بادهاى بواسير براى شستن پائين است با اشنان و مىشود كه هر دو عمل در هر دو اثر داشته باشند، و اخبارى در باره درمان دردهاى انسان با سعد گذشتند، شهيد در دروس گفته: شستن دهان با سعد بضم سين پس از خوراك دردهاى دهان و دندان را ببرد.
باب بيست و سوم خلال و آدابش و ابزارش
1- در مكارم (175) از پيغمبر آورده كه دهانتان را با خلال پاك كنيد زيرا جايگاه دو فرشته نگهبان و نويسنده است، راستى كه مركب آنها آب دهن است
و خانهشان زبان و چيزى بر آنها سختتر از تهمانده خوراك دهن نيست، و از على7كه خلال گز مايه نداريست، و از طب الائمه: كه امام رضا7فرمود: با چوب انار و ساقه ريحان خلال نكنيد كه رگ خوره را بجنباند، گويد: رسول خدا6بهر چه خلال ميكرد جز برگ خرما و نى، فرمود: رحمت كند خدا خلالكنندههاى امتم را براى وضوء و خوراك، و از امام صادق7: كه رسول خدا6فرمود:
بدنبال خوراك خلال كنيد كه بهداشت دهان و دندانست و مايه كشش روزى براى بندگان، محمّد بن حسن دارمى روايتى را با سند برآورده تا فرمود: هر كه بانى خلال كند هفت روز حاجتش برنيايد، و از امام صادق7كه با نى خلال نكنيد و اگر ناچار باشيد پوسته آن را پاك كنيد پيغمبر غدقن كرده از خلال انار و نى و فرموده رگ خوره را برانگيزند، امام كاظم7فرمود: خلال كنيد زيرا چيزى دشمنتر نيست نزد فرشتهها از ديدار خوراك ميان دندان بندهها، و از انس است كه پيغمبر6فرمود خوشا و آفرين بر خلال كنان امتم، فرمود: هر كه عود سوزاند بشماره تاق باشد و هر كه كارى كند خوب كند و هر كه با زبان خوراك دهانش را جمع كند و بخورد باكى ندارد، هر كه سرمه كشد باكى ندارد، هر كه خورد آنچه با خلال درآورد نخورد و هر چه با زبانش فراهم سازد بايد بگلو فرو برد.
بيان: در اخبار عامه است كه «و ما لاك بلسانه» طيبى گفته در حديث است كه آنچه خلال كند دور افكند و آنچه با زبان بلايد بخورد، يعنى هر چه با خلال برآورد دور افكند چه بسا كه خون آلود باشد و اگر با زبان درآورد فرو دهد و اگر يقين دارد كه خون آلوده است حرام است، ديگرى از آنها گفته: مستحب است آنچه ميان دندانها مىماند با چوبكى درآورد چون پليد است و آنچه با زبان برآورد بخورد، و بسا مقصود از آنچه لايد مانده خوراك است بر گوشت دندانها و ساك و جمع آورى آن با زبان كه ميتوان فرو داد و آنچه ميان دندانها است بايد دور انداخت مطلقا چون دگرگون شده و سخن در بارهاش گذشت، در اينجا لطيفهايست: يك حاكم بيك شاعر گفت ما از شما جدا نيستيم چون شما مال ديگران را با زبان ستانيد و ما بزور چوب
و او پاسخش داد كه آنچه بزبان برآيد حلال است و آنچه بچوب درآيد حرام است.
2- دعوات راوندى: پيغمبر6بعلى7فرمود: خلال را باش كه البته باد خبام را ببرد و با نى و آس و انار خلال مكن.
بيان: باد خبام گويا معرّب باد شنام است و آن بتفسير پزشكان سرخى بدنمائى است كه در آغاز خوره بر چهره نمايان شود و بر اندام بويژه در زمستان و در سرما و بسا بهمراه زخم باشد (در چهار سند از مجالس صدوق و مجالس نهى از خلال با ساقه ريحان و شاخه انار را آورده).
3- در خصال (505) بسندش از امير المؤمنين7كه خلال با چوب گز مايه فقر است- الخبر- 4- در صحيفه رضا (38) بسندش از امام سوم7كه پيوسته امير المؤمنين7ما را ميفرمود: چون خلال كنيم آب ننوشيم تا سه بار آب در دهن گردانيم و آن را بشوئيم.
5- در محاسن (451) بسندش از فضل بن يونس كه ابى الحسن7فرمود:
اى فضل زبانت را در دهانت بچرخان و هر چه فراهم كردى فروده اگر خواستى و آنچه بزور خلال درآوردى بدور انداز، فرمود: اى فضل آنچه در آرواره و ساك است بخور و آنچه ميان دندانها است مخور.
6- و از همان (558) بسندش از امام پنجم7كه خانه كعبه از گند نفس بتپرستها بخدا ناليد و خدايش وحى كرد اى كعبه برجا باش بجايشان مردمى بتو دهم كه با شاخههاى درخت خلال كنند و چون خدا محمّد6را برانگيخت جبرئيل را با دستور مسواك و خلال بدو فرو فرستاد، و هم از آنست كه امام ششم فرمود: جبرئيل مسواك و خلال را فرود آورد، در روايت ديگر نزول خلال را آورده.
7- و از همان (..) بسندى تا رسول خدا6كه: خدا رحمت كند متخللان را گفتند: يا رسول اللَّه چه كسانند؟ فرمود: از خوراك خلال كنند زيرا چون در دهان ماند بگندد و فرشته را آزار رساند.
8- و از همان: (..) از وهب بن عبد ربه كه ديدم امام ششم7خلال ميكرد و باو نگريستم، فرمود: راستى رسول خدا6خلال ميكرد، در كافى 6/ 376 مانندش آمده و بدان افزوده كه: دهان را پاك كند.
9- در محاسن (559) بسندش تا رسول خدا6كه: خلال كنيد زيرا بهى دندانهاى نيش و دندانهاى آسيا است و آخرين دندانها.
10- در محاسن (..) بسندش تا رسول خدا6كه هر كه خلال كند بدور افكند هر كه كند خوب كرده و هر كه نكند گناهى ندارد.
11- و از همان (..) بسندش از فضل بن يونس كه ابى الحسن7نزد من چاشت خورد و چون دست كشيد خلال آوردند، گفتم: قربانت اين خلال چيست؟
فرمود: اى فضل آنچه در دهانت ماند با زبان گرد آور و بخور، و آنچه بزور خلال درآورى مختارى بخورى يا دور اندازى (و آورده كه براى آن حضرت در خانه فضل دستهى خلال آوردند يكى را برداشت و باقى را دور انداخت).
12- و از همان (..) بسندش از اسحاق بن جرير كه از امام ششم7پرسيدم از گوشت ميان دندانها، فرمود: آنچه در دندانهاى پيشين است بخور و آنچه ميان دندانهاى پسين است دور انداز، در روايت ديگر فرمايد: آنچه در لثه است بخور و آنچه ميان دندانها است بدور انداز.
13- در محاسن (559) بسندش از رسول خدا6خلالى به جعفر بن ابى طالب داد و فرمود: خلال كن كه به كن لثه و كشاننده روزيست (و همين مضمون را در دو حديث كافى و محاسن هم آورده) و افزوده كه: اگر خلال نكند گناه ندارد.
14- در همان (..) بسندش كه رسول خدا6فرمود: از حق مهمانست كه برايش خلال آماده كنند.
15- و از همان (..) بسندش تا رسول خدا6بهر چه ميرسيد خلال ميكرد جز برگ خرما و نى.
16- و از همان (..) بسندش تا اينكه پيغمبر6نهى كرد از خلال با نى و چوب انار.
17- و از همان (..) از امام ششم7كه هر كه با نى خلال كند تا شش روز حاجتش بر نيايد.
18- و از همان (..) كه رسول خدا6نهى كرد از خلال با شاخه انار و آس و نى چون باد خوره را بجنبانند.
19- در سرائر 475 بسندى از ابو الحسن7كه فرشته در آسمان جار كشد بار خدايا بركت ده در خلالان و متخللان، سركه چون مرد خوبيست كه براى اهل خانه دعاى بركت نمايد (گفتم): قربانت خلالان و متخللان كيانند؟ فرمود:
آنها كه در خانهشان سركه دارند و آنها كه خلال كنند زيرا جبرئيل خلال را بهمراه سوگند و گواه از آسمان آورده و در مكارم: مانندش آمده (176).
20- در دعائم از رسول خدا6است كه دنبال خوردن خلال كنيد كه بهى دندان جلو و دندانهاى آسيا است و روزى به بنده كشاند فرمود: آفرين بر خلالكنندهها در وضوء و پس از خوردن، چيزى سختتر بر دو فرشته نيست از اينكه در دهانش چيزى بينند و او ايستاده است بنماز، نهى كرد از خلال نى و چوب انار و ساقه ريحان و فرمود كه رگ خوره را بجنباند (2/ 1220).
21- در الشهاب: رسول خدا6فرمود: خدا رحمت كند خلال كنان امتم را در وضوء و خوراك.
در الضوء خلال چوبكى است كه با آن ريزه خوراك ميان دندانها را در آورند و خلال در وضوء رساندن آبست به بن ريش و بقولى رساندن آب در ميان انگشتها در وضوى نماز بوسيله در هم كردن انگشتها و اين معنى رساتر است و رحمت خواست براى كسى كه وضوء را كامل كند و دهان را پاك نگهدارد زيرا ريزه خوراك بسا بوى دهان را گند زند و بسا دندانها را بخورد و كرمو كند و بهتر خلال چوب خلال است و از خلال با آس و انار و نى و ريحان نهى شده، راوى حديث ابو ايوب
انصاريست.
22- در الشهاب: فرمود: آفرين بر خلال كنان امتم (در الضوء گفته: فائده حديث خلال در وضوء و پس از خوردنست).
فائده: در دروس گفته: مستحب است آماده كردن خلال براى مهمان و مكروه است خلال با نى و چوب ريحان و آس و برگ خرما و چوب انار، و در جاى ديگر هم (نزديك بهمين مضمون را آورده).
باب بيست و چهارم جويدن كندر و علك (كالوك) و لبان و خوردنشان
1- در خصال (331) بسندش تا امير المؤمنين7كه شش چيز از اخلاق قوم لوطند تا فرمود: و جويدن كالوك- الخبر- و از همان: كه امير المؤمنين7فرمود: جويدن كندر دندانها را سخت كند بلغم را ببرد: و بوى دهان را بزدايد فرمود: جويدن كندر بلغم را آب كند (612).
2- و از همان: در سفارشهاى پيغمبر6به على7: اى على سه تا حافظه را فزايند و درد را برند، كندر و مسواك و خواندن قرآن (126).
3- در عيون (2/ 14) بسندش از ريان بن صلت كه شنيدم امام رضا7ميفرمود: خدا پيغمبرى مبعوث نكرده جز با تحريم خمر و اقرار باينكه خدا هر چه خواهد كند و اينكه در ميراثش كندر باشد، در تفسير على بن ابراهيم: مانندش آمده (181) 4- در عيون (2/ 38) بسندش تا على7كه سه تا در حفظ فزايند و بلغم را برند خواندن قرآن و عسل و كندر در صحيفه رضا و در طب: با سند مانندش آمده (66) 5- در مكارم (232) بنقل از فردوس كه پيغمبر6فرمود: بزنهاى آبستن خود كندر بخورانيد كه بر خرد كودك افزايد. فرمود: هيچ بخورى بآسمان بر نيايد جز كندر، در هيچ خانه كندر دود نشود جز كه عفريتان پرى از آن نيست شوند، از امام رضا7است كه كندر بسيار بخوريد و آن را بداريد و بجويد و خوب
بجويد كه بلغم معده را بكشد و آن را پاك كند و خرد را محكم سازد و خوراك را گوارا كند، امام رضا7فرمود: بزنان آبستن خود كندر بخورانيد كه اگر در شكم پسر دارند هوشمند و دلير گردد و اگر دختر باشد خوش خلق و زيبا گردد و كفلش بزرگ شود و نزد شوهر خوشبخت و بهرهمند شود.
باب بيست و پنجم- نادر
1- در علل محمّد بن ابراهيم: علت گفته عالم كه مرد در بهشت در يك خوراك باندازه جهان و آنچه در آنست ميخورد اينست كه تنها پيوسته فزايند تا مرد بدان جا رسد در بزرگى و تنومندى كه باندازه دنيائى بخورد.
ابواب نوشابههاى حلال و حرام و آداب نوشيدن
باب يكم: فضيلت آب و انواعش
آيات قرآن مجيد:
1- الانفال- 11- و فرود مىآورد بر شما از آسمان آب كه پاكيزه شويد و آلودگى شيطان را از شماها ببرد و دلهاتان را بهم بندد و شما را پايدار كند.
2- الحجر- 22- و فرو آورديم از آسمان آب و آن را بشما نوشانيديم.
3- النحل 10- او است كه فرو آورد از آسمان آب كه شما را از آنست نوش و از آنست درخت كه در آن بچرانيد.
5- الأنبياء- 20- و ساختيم از آب هر چيز زنده را، آيا باور ندارند.
6- المؤمنون- 18- و فرو آورديم از آسمان آب باندازه و جاش داديم در زمين و راستى كه ما ببردن آن البته توانائيم.
7- النور- 43- و فرو آورد از آسمان كوههها كه در آنها است تگرگ و برساندش بهر كه خواهد و گرداندش از هر كه خواهد.
8- الفرقان- 48- و فرود آورديم از آسمان آب پاكيزه و شوينده تا زنده كنيم بدان سرزمين مرده را و بنوشيم آن را بدان چه آفريديم از چهار پايان و مردمان بسيار.
9- ق- 9- و فرود آورديم از آسمان آبى مبارك.
10- الواقعه- 68- آيا پس ديديد آبى كه نوشيد- 69 آيا شما آن را فرو آورديد يا ما فرود آورديم- 70- اگر خواهيم تلخش سازيم آيا شكر نگذاريد.
11- المرسلات- 28- و نوشانديم شما را آب گوارا و شيرين.
12- النبأ- 14- و فرو آورديم از فشارندهها آب جهنده.
تفسير: آيات در اين باره بسيارند و بيشتر آنها با تفسيرشان گذشت.
يك دسته دلالت دارند بر بركت آب باران و سودش، يك دسته در بردارند منت نهادن بر همه آبها را و بر اينكه از آسمانند و دليلند بر روا بودن انتفاع از آنها و نوشيدن و بكار بردنشان در آنچه مردم بدان نياز دارند و اصل در آنها اباحه است و هر كدام مردم، حق سود بردن از آن دارند جز آنچه دليل بدرش كرده و مؤيد آنست روايتى بچند سند كه: در سه چيز مردم برابرند آب، چراگاه و آتش، و از اين راه مورد اعتبار است كه غدقن از آن مايه سختى بسيار است بويژه در سفرها، و چون مردمى تشنه بر سر آبى درآيند و برگرفتن از آن نياز برضايت مردم آن ده داشته باشند كه بگذشت چند روز فراهم نشود نتوانند از آن بنوشند جز باندازه حفظ جان و بايد مدتى نماز را با تيمم و تن نجس بخوانند با اينكه كمتر دهى است كه جمعى غائب و صغار نداشته باشد و چگونه رضامندى آنها بدست آيد و ما ميدانيم مسلمانان پيشين از اين آب كناره نداشتند و نيز اخبار بسيارى از ائمه ما:باين مضمون رسيده كه پرسش شدند از ورود بقريهاى كه آب دارد و پس از پرسش از خصوصياتش جواز آن را اعلام كردند و باجازه خواستن