و او پاسخش داد كه آنچه بزبان برآيد حلال است و آنچه بچوب درآيد حرام است.
2- دعوات راوندى: پيغمبر6بعلى7فرمود: خلال را باش كه البته باد خبام را ببرد و با نى و آس و انار خلال مكن.
بيان: باد خبام گويا معرّب باد شنام است و آن بتفسير پزشكان سرخى بدنمائى است كه در آغاز خوره بر چهره نمايان شود و بر اندام بويژه در زمستان و در سرما و بسا بهمراه زخم باشد (در چهار سند از مجالس صدوق و مجالس نهى از خلال با ساقه ريحان و شاخه انار را آورده).
3- در خصال (505) بسندش از امير المؤمنين7كه خلال با چوب گز مايه فقر است- الخبر- 4- در صحيفه رضا (38) بسندش از امام سوم7كه پيوسته امير المؤمنين7ما را ميفرمود: چون خلال كنيم آب ننوشيم تا سه بار آب در دهن گردانيم و آن را بشوئيم.
5- در محاسن (451) بسندش از فضل بن يونس كه ابى الحسن7فرمود:
اى فضل زبانت را در دهانت بچرخان و هر چه فراهم كردى فروده اگر خواستى و آنچه بزور خلال درآوردى بدور انداز، فرمود: اى فضل آنچه در آرواره و ساك است بخور و آنچه ميان دندانها است مخور.
6- و از همان (558) بسندش از امام پنجم7كه خانه كعبه از گند نفس بتپرستها بخدا ناليد و خدايش وحى كرد اى كعبه برجا باش بجايشان مردمى بتو دهم كه با شاخههاى درخت خلال كنند و چون خدا محمّد6را برانگيخت جبرئيل را با دستور مسواك و خلال بدو فرو فرستاد، و هم از آنست كه امام ششم فرمود: جبرئيل مسواك و خلال را فرود آورد، در روايت ديگر نزول خلال را آورده.
7- و از همان (..) بسندى تا رسول خدا6كه: خدا رحمت كند متخللان را گفتند: يا رسول اللَّه چه كسانند؟ فرمود: از خوراك خلال كنند زيرا چون در دهان ماند بگندد و فرشته را آزار رساند.
8- و از همان: (..) از وهب بن عبد ربه كه ديدم امام ششم7خلال ميكرد و باو نگريستم، فرمود: راستى رسول خدا6خلال ميكرد، در كافى 6/ 376 مانندش آمده و بدان افزوده كه: دهان را پاك كند.
9- در محاسن (559) بسندش تا رسول خدا6كه: خلال كنيد زيرا بهى دندانهاى نيش و دندانهاى آسيا است و آخرين دندانها.
10- در محاسن (..) بسندش تا رسول خدا6كه هر كه خلال كند بدور افكند هر كه كند خوب كرده و هر كه نكند گناهى ندارد.
11- و از همان (..) بسندش از فضل بن يونس كه ابى الحسن7نزد من چاشت خورد و چون دست كشيد خلال آوردند، گفتم: قربانت اين خلال چيست؟
فرمود: اى فضل آنچه در دهانت ماند با زبان گرد آور و بخور، و آنچه بزور خلال درآورى مختارى بخورى يا دور اندازى (و آورده كه براى آن حضرت در خانه فضل دستهى خلال آوردند يكى را برداشت و باقى را دور انداخت).
12- و از همان (..) بسندش از اسحاق بن جرير كه از امام ششم7پرسيدم از گوشت ميان دندانها، فرمود: آنچه در دندانهاى پيشين است بخور و آنچه ميان دندانهاى پسين است دور انداز، در روايت ديگر فرمايد: آنچه در لثه است بخور و آنچه ميان دندانها است بدور انداز.
13- در محاسن (559) بسندش از رسول خدا6خلالى به جعفر بن ابى طالب داد و فرمود: خلال كن كه به كن لثه و كشاننده روزيست (و همين مضمون را در دو حديث كافى و محاسن هم آورده) و افزوده كه: اگر خلال نكند گناه ندارد.
14- در همان (..) بسندش كه رسول خدا6فرمود: از حق مهمانست كه برايش خلال آماده كنند.
15- و از همان (..) بسندش تا رسول خدا6بهر چه ميرسيد خلال ميكرد جز برگ خرما و نى.
16- و از همان (..) بسندش تا اينكه پيغمبر6نهى كرد از خلال با نى و چوب انار.
17- و از همان (..) از امام ششم7كه هر كه با نى خلال كند تا شش روز حاجتش بر نيايد.
18- و از همان (..) كه رسول خدا6نهى كرد از خلال با شاخه انار و آس و نى چون باد خوره را بجنبانند.
19- در سرائر 475 بسندى از ابو الحسن7كه فرشته در آسمان جار كشد بار خدايا بركت ده در خلالان و متخللان، سركه چون مرد خوبيست كه براى اهل خانه دعاى بركت نمايد (گفتم): قربانت خلالان و متخللان كيانند؟ فرمود:
آنها كه در خانهشان سركه دارند و آنها كه خلال كنند زيرا جبرئيل خلال را بهمراه سوگند و گواه از آسمان آورده و در مكارم: مانندش آمده (176).
20- در دعائم از رسول خدا6است كه دنبال خوردن خلال كنيد كه بهى دندان جلو و دندانهاى آسيا است و روزى به بنده كشاند فرمود: آفرين بر خلالكنندهها در وضوء و پس از خوردن، چيزى سختتر بر دو فرشته نيست از اينكه در دهانش چيزى بينند و او ايستاده است بنماز، نهى كرد از خلال نى و چوب انار و ساقه ريحان و فرمود كه رگ خوره را بجنباند (2/ 1220).
21- در الشهاب: رسول خدا6فرمود: خدا رحمت كند خلال كنان امتم را در وضوء و خوراك.
در الضوء خلال چوبكى است كه با آن ريزه خوراك ميان دندانها را در آورند و خلال در وضوء رساندن آبست به بن ريش و بقولى رساندن آب در ميان انگشتها در وضوى نماز بوسيله در هم كردن انگشتها و اين معنى رساتر است و رحمت خواست براى كسى كه وضوء را كامل كند و دهان را پاك نگهدارد زيرا ريزه خوراك بسا بوى دهان را گند زند و بسا دندانها را بخورد و كرمو كند و بهتر خلال چوب خلال است و از خلال با آس و انار و نى و ريحان نهى شده، راوى حديث ابو ايوب
انصاريست.
22- در الشهاب: فرمود: آفرين بر خلال كنان امتم (در الضوء گفته: فائده حديث خلال در وضوء و پس از خوردنست).
فائده: در دروس گفته: مستحب است آماده كردن خلال براى مهمان و مكروه است خلال با نى و چوب ريحان و آس و برگ خرما و چوب انار، و در جاى ديگر هم (نزديك بهمين مضمون را آورده).
باب بيست و چهارم جويدن كندر و علك (كالوك) و لبان و خوردنشان
1- در خصال (331) بسندش تا امير المؤمنين7كه شش چيز از اخلاق قوم لوطند تا فرمود: و جويدن كالوك- الخبر- و از همان: كه امير المؤمنين7فرمود: جويدن كندر دندانها را سخت كند بلغم را ببرد: و بوى دهان را بزدايد فرمود: جويدن كندر بلغم را آب كند (612).
2- و از همان: در سفارشهاى پيغمبر6به على7: اى على سه تا حافظه را فزايند و درد را برند، كندر و مسواك و خواندن قرآن (126).
3- در عيون (2/ 14) بسندش از ريان بن صلت كه شنيدم امام رضا7ميفرمود: خدا پيغمبرى مبعوث نكرده جز با تحريم خمر و اقرار باينكه خدا هر چه خواهد كند و اينكه در ميراثش كندر باشد، در تفسير على بن ابراهيم: مانندش آمده (181) 4- در عيون (2/ 38) بسندش تا على7كه سه تا در حفظ فزايند و بلغم را برند خواندن قرآن و عسل و كندر در صحيفه رضا و در طب: با سند مانندش آمده (66) 5- در مكارم (232) بنقل از فردوس كه پيغمبر6فرمود: بزنهاى آبستن خود كندر بخورانيد كه بر خرد كودك افزايد. فرمود: هيچ بخورى بآسمان بر نيايد جز كندر، در هيچ خانه كندر دود نشود جز كه عفريتان پرى از آن نيست شوند، از امام رضا7است كه كندر بسيار بخوريد و آن را بداريد و بجويد و خوب
بجويد كه بلغم معده را بكشد و آن را پاك كند و خرد را محكم سازد و خوراك را گوارا كند، امام رضا7فرمود: بزنان آبستن خود كندر بخورانيد كه اگر در شكم پسر دارند هوشمند و دلير گردد و اگر دختر باشد خوش خلق و زيبا گردد و كفلش بزرگ شود و نزد شوهر خوشبخت و بهرهمند شود.
باب بيست و پنجم- نادر
1- در علل محمّد بن ابراهيم: علت گفته عالم كه مرد در بهشت در يك خوراك باندازه جهان و آنچه در آنست ميخورد اينست كه تنها پيوسته فزايند تا مرد بدان جا رسد در بزرگى و تنومندى كه باندازه دنيائى بخورد.
ابواب نوشابههاى حلال و حرام و آداب نوشيدن
باب يكم: فضيلت آب و انواعش
آيات قرآن مجيد:
1- الانفال- 11- و فرود مىآورد بر شما از آسمان آب كه پاكيزه شويد و آلودگى شيطان را از شماها ببرد و دلهاتان را بهم بندد و شما را پايدار كند.
2- الحجر- 22- و فرو آورديم از آسمان آب و آن را بشما نوشانيديم.
3- النحل 10- او است كه فرو آورد از آسمان آب كه شما را از آنست نوش و از آنست درخت كه در آن بچرانيد.
5- الأنبياء- 20- و ساختيم از آب هر چيز زنده را، آيا باور ندارند.
6- المؤمنون- 18- و فرو آورديم از آسمان آب باندازه و جاش داديم در زمين و راستى كه ما ببردن آن البته توانائيم.
7- النور- 43- و فرو آورد از آسمان كوههها كه در آنها است تگرگ و برساندش بهر كه خواهد و گرداندش از هر كه خواهد.
8- الفرقان- 48- و فرود آورديم از آسمان آب پاكيزه و شوينده تا زنده كنيم بدان سرزمين مرده را و بنوشيم آن را بدان چه آفريديم از چهار پايان و مردمان بسيار.
9- ق- 9- و فرود آورديم از آسمان آبى مبارك.
10- الواقعه- 68- آيا پس ديديد آبى كه نوشيد- 69 آيا شما آن را فرو آورديد يا ما فرود آورديم- 70- اگر خواهيم تلخش سازيم آيا شكر نگذاريد.
11- المرسلات- 28- و نوشانديم شما را آب گوارا و شيرين.
12- النبأ- 14- و فرو آورديم از فشارندهها آب جهنده.
تفسير: آيات در اين باره بسيارند و بيشتر آنها با تفسيرشان گذشت.
يك دسته دلالت دارند بر بركت آب باران و سودش، يك دسته در بردارند منت نهادن بر همه آبها را و بر اينكه از آسمانند و دليلند بر روا بودن انتفاع از آنها و نوشيدن و بكار بردنشان در آنچه مردم بدان نياز دارند و اصل در آنها اباحه است و هر كدام مردم، حق سود بردن از آن دارند جز آنچه دليل بدرش كرده و مؤيد آنست روايتى بچند سند كه: در سه چيز مردم برابرند آب، چراگاه و آتش، و از اين راه مورد اعتبار است كه غدقن از آن مايه سختى بسيار است بويژه در سفرها، و چون مردمى تشنه بر سر آبى درآيند و برگرفتن از آن نياز برضايت مردم آن ده داشته باشند كه بگذشت چند روز فراهم نشود نتوانند از آن بنوشند جز باندازه حفظ جان و بايد مدتى نماز را با تيمم و تن نجس بخوانند با اينكه كمتر دهى است كه جمعى غائب و صغار نداشته باشد و چگونه رضامندى آنها بدست آيد و ما ميدانيم مسلمانان پيشين از اين آب كناره نداشتند و نيز اخبار بسيارى از ائمه ما:باين مضمون رسيده كه پرسش شدند از ورود بقريهاى كه آب دارد و پس از پرسش از خصوصياتش جواز آن را اعلام كردند و باجازه خواستن
از مردم آن ده فرمان ندادند و آنچه گفتند: كه قرينه بر رضاى صاحبانش هست درست نيست زيرا در بسيارى موارد قرينه نيست، با اينكه در صورت احتمال ايتام و مجانين قرينه سودى ندارد و روشن شد كه كمال امتنان مستفاد از اين آيات درست نباشد جز باينكه حقوق ضروريه ميان همه مشترك باشد در اين آبها و خدا دانا است بحقائق احكام و حجج گرامش:.
ما آن را بشما نوشانديم و شما را از بكار بردن توانا كرديم، از آن شما است از آن نوش تا از آن بنوشيد، (و آن را در زمين جا داديم)، ظاهرش اينست كه همه آبهاى زمين از بارانست چنان كه شرحش گذشت، (پس برساند بدان):
يعنى با تگرگ هر كه را خواهد هلاك كند و زراعت و مالش را نابود سازد و از هر كه خواهد آن را بگرداند و رسيدن آن نقمت است و صرفش رحمت، (آب طهور) يعنى پاك كن و منت نهادن بدان و ما بعدش از نوشيدن و سيراب كردن چهار پايان همانا بجواز استعمالش درست شود، (آب مبارك)، دلالت دارد بر بركت آب باران چنانچه در خبر است و كلينى (6/ 387) بسندش از محمّد بن مسلم آورده كه شنيدم امام پنجم7ميفرمود: رسول خدا فرمود: كه خدا عزّ و جلّ فرمود:
(و فرو فرستاديم از آسمان آب مبارك، فرمود: آبى در زمين نباشد جز كه آب باران با آن آميخته است، گويم: در بسيارى نسخههاى كافى است و (انزلنا) از باب افعال و گويا از نسخه گيران باشد، (من المزن) يعنى از ابر (اجاجا) يعنى بسيار تلخ يا بسيار شور، (و نوشانديم بشما آب فرات): ابن عباس گفته:
يعنى نوشابه شما را از آب گوارا و شيرين ساختيم ..
در مجمع البيان: عياشى بسندش از حسين بن علوان آورده كه مزه آب را از امام ششم7پرسيدند فرمود: براى فهميدن بپرس نه براى رنج دادن، مزه آب مزه زندگى است، خداى سبحان فرموده: «از آب ساختيم هر چيز زنده» (4/ 44).
بيان: اينكه فرموده مزه زندگى است يعنى بهترين مزه است و خوشتر لذتها
و ربطى بمزههاى ديگر ندارد، و چون بزرگترين وسيله زنده بودنست گويا مزه زندگى دارد.
اخبار باب
1- در محاسن: (575) بسندى از امير المؤمنين كه اين نهر شما دو ناودان از بهشت در آن ريزند، امام ششم7فرمود: اگر ميان من و آن نهر چند ميل بود براى درمان بر سر آن مىآمديم.
در كافى (6/ 388) بسندش تا امير المؤمنين اين حديث را آورده و تصريح كرده كه نهر فرات است.
2- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه نپندارم ساك نوزادى با آب فرات بگشايند جز كه دوستدار ما خاندان شود، فرمود: بمردم كوفه آب فرات ننوشاندند جز بمنظورى بزرگ، فرمود: دو ناودان از بهشت در آن ريزند، بيان: مقصود از منظور بزرگ، رسوخ دوستى و ولايت در دل مردم آنست.
3- در كافى (..) بسندش از امير المؤمنين7كه اگر مردم كوفه ساك نوزادان خود را با آب فرات بگشايند البته شيعه ما باشند.
5- و از همان: بسندش از حكيم بن جبير كه شنيدم آقاى ما على بن الحسين7ميفرمود: فرشتهاى هر شب با 30 مثقال مشك بهشتى فرود آيد و آن را در نهر فرات ريزد و هيچ نهرى در شرق و غرب زمين نباشد جز كه فرات از آن بركت بيشترى دارد، گويم: بسيارى اخبار در باره آب گذشت و بيشتر آنها در كتاب مزار آيند.
7- در كافى (6/ 386) بسندش تا امير المؤمنين7كه آب زمزم بهتر آب روى زمين است و بدتر آب روى زمين آب برهوتست كه شبانه روح كافران بر سر آن آيند.
(در روايت آورده كه آب زمزم درمان دردها است).