بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 222

بيان: گويا مورد اشتراك حوض آب زمزم بوده و اشاره دوم بچاه يا دلو آب بوده و مقصودش اينست كه از دلو پيش از ريختن در حوض آب بنوش زيرا آب حوض دستزده جن و انس است و بركت ندارد يا عيب دارد، يا نخست اشاره بدلو خاصى كرده وانگه بدلو ديگر و نخست روشنتر است.

15- در مكارم: شيوه رسول خدا6بود كه تگرگ ميخورد و يارانش برايش جستجو ميكردند و جمع ميكردند و آن حضرتش ميخورد و ميفرمود ريزش دندان را ميبرد.

بيان: دلالت دارد بر مدح تگرگ و گذشت دليل بر نكوهش آن كه سندش اقوى بود چون در ظاهر اين خبر مدح عامى است و مى‌شود جمع كرد كه اين خبر در صورت ريزش دندان يا مظنه آنست و تجويز براى درمانست گرچه دور از باور است.

16- در مكارم (187) از امام صادق7كه فرمود: سرور نوشابه اهل بهشت همان آبست، فرمود: آب زمزم درمانست براى كسى كه آن را برايش نوشد در حديث ديگر است كه آب زمزم درمان هر درد است و امان از هر ترس، فرمود:

به خالد بن جرير كه راستش اگر من نزد شماها بودم هر روز سر نهر فرات ميرفتم و غسل ميكردم و هر روز يك دانه انار ميخوردم، على7فرمود: نيل مصر دل را بميراند، سر خود را با گل مصر نشوئيد كه مايه زمين‌گيرى است، فرمود: بر تبدار آب سرد بپاشيد كه داغى آن را براندازد، امام صادق7فرمود: آب خنك داغى را خاموش كند و صفراء را آرام كند و خوراك را در معده آب كند و تب را ببرد فرمود: هر كدام بحمام رويد سه مشت از آب داغ بنوشيد كه چهره را خرمتر كند و درد تن را ببرد، و از اوست7كه آب جوشيده براى هر چه خوبست و بهيچ چيز زيان ندارد از امام رضا7كه آب هفت جوش كه هر بار در ظرفى جوشيده تب را برد و ساقها و گامها را نيرو دهد.

17- در دعوات راوندى كه تگرگ را نخوريد كه خدا فرمود: بزند


صفحه 223

بدان هر كه را خواهد، و از ابن عباس كه خدا همه آبهاى شيرين را پيش از رستاخيز از ميان بردارد جز آب زمزم را و آب زمزم تب و سردرد را ببرد و سر كشيدن در آن ديده را روشن كند، هر كه براى درمانش نوشد خدا شفايش بخشد و هر كه براى گرسنگى از آن نوشد خدا سيرش كند.

18- در دعائم: بسندى تا رسول خدا6كه آب سرور نوشابه‌ها است در دنيا و ديگر سرا.

19- در فردوس: آب زمزم درمان هر درد است و درمان رفع هر درد است كه براى آنش نوشند، آب ناودان درمان بيمار است، آب باران درمان همه دردها و از تگرگ نهى شده چه كه خدا عزّ و جلّ فرموده: ميزند بدان هر كه را خواهد، در آب فرات دو ناودان بهشتى ريزند، اگر با آن ساك بچه را بگشايند او را دوستدار خاندان پيغمبر اسلام7سازد، از امام صادق7است كه همه چشمه‌ها از زير خانه كعبه جوشيدند، و آب مصر دل را مرده كند، و خوردن در سفالش و شستن سر با گلش غيرت را برند و ديوثى آورند.

20- در قرب الاسناد (69) بسندش تا رسول خدا6كه سرور خوراكهاى دنيا و ديگر سرا گوشت است و سرور نوشابه‌هاى دنيا و ديگر سرا آب.

در عيون بسندش مانندش آمده، در صحيفه رضا7مانندش آمده (10) 21- در قرب الاسناد (83) بسندش از ابن علوان كه نزد امام ششم7نشسته بودم ناگاه مردى آمد از او مزه آب را پرسيد و ميپنداشتند كه او زنديق است بدهانش زد و بالا شد وانگه فرمودش: واى بر تو مزه آب زندگى است زيرا خدا عزّ و جلّ فرمايد «و ساختيم از آب هر چيز زنده را آيا پس نميگروند».

بيان: در قاموس است كه زنديق بكسر زاء ثنوى است يا معتقد بدو اصل نور و ظلمت و آنكه بآخرت و به پروردگار ايمان ندارد يا منافقى كه كفر در دل دارد و اظهار ايمان كند و آن معرّب زن دين است و اينكه گويد: بدهانش ميزد و بالا شد، يعنى در پاسخ‌جوئى شتاب داشت و به تحقيق پرداخت و قافيه ساخت و ضميرش‌


صفحه 224

به زنديق برگردد يا به سؤال و كنايه از تسلط او است و تفسيرش باينكه آبى بوده و دست در آن زده و آن را بالا برده بعيد است، و بمعانى ديگرى نزديك بمعنى نخست اشاره دارد ... و روايت اشاره دارد كه مقصود از آب در آيه قرآن تنها آب منى نيست، بيضاوى در تفسيرش گفته: يعنى آفريديم از آب هر حيوان زنده را چون خدا فرموده «و خدا آفريد هر جانور را از آب 46- النور» چون كه آب بزرگترين مايه آفرينش آنست يا بسيار بدان نيازمند است و از آن بهره‌ور يا مقصود اينست كه گردانديم هر چيز را زنده بآب و بى‌آن زنده نماند ...

22- در عيون (2/ 28) بسندش تا على7در تفسير قول خدا عزّ و جلّ «وانگه البته بازپرسى شوند در آن روز از نعمت، 8- التكاثر» فرمود: مقصود رطب است و آب سرد، در صحيفه مانندش آمده (13).

23- در مجالس ابن الشيخ (1/ 389) بسندش تا امام چهارم كه دو چيز در درونى در نيايند جز كه بهش سازند: انار و آب نيم گرم، در محاسن (63) مانندش آمده.

24- در خصال (63) بسندش تا على7كه گرمى تب را با بنفشه و آب سرد بشكنيد زيرا گرميش از تف دوزخ است.

25- و از همان: بدان سند كه فرمود: بنوشيد آب باران را كه تن را پاك كند و بيماريها را ببرد خدا تبارك و تعالى فرموده «و فرو فرستد بر شما از آسمان آبى تا شما را بدان پاكيزه كند و پليدى شيطان را از شماها ببرد و دلهاى شما را با هم پيوندد و گامهاتان را برجا دارد، 11- الانفال» در محاسن مانندش آمده (574) و در مكارم (188) مانندش آمده بيان: مشهور است كه اين آيه در جنگ بدر فرود آمد آنجا كه مسلمانها بر تپه خاكى منزل داشتند كه پا در آن فرو ميرفت و بى‌آب بود و خوابيدند و بيشترشان محتلم شدند و شبانه باران بر آنها باريد تا وادى روان شد و غسل كردند و شن زمين بسته شد و گام بر آن برجا ماند و پليدى شيطان كه جنابت است از آنها برفت و دلشان باعتماد بر لطف خدا بهم‌


صفحه 225

پيوست، و از خبر برآيد كه احكام وارد در آن عموم دارند و گرچه مورد نزولش مخصوص است و بر اينكه پليدى شيطان اعم است از وسوسه‌هاى او و از بيماريهاى دنبال‌روى شيطان از گناهان.

26- در ثواب الاعمال (219) بسندش تا امام ششم7كه هر كه در دنيا از آب لذت برد خداش در آخرت از نوشابه‌هاى بهشت كامروا كند.

بيان: لذت برى از آب چند وجه دارد 1- انديشه در خوشى آن و شناخت قدر اين نعمت و شكر آن.

2- نوشيدنش با سه نفس با آرامى كه بيايد حديثى در لذت برى از آب كه در آنست ادراك لذت بيشتر.

3- لذّت بردن از آن در برابر نوشابه‌هاى حرام و در عوض آنها و ترك نوشابه‌هاى حرام.

4- نوشيدن آب بى‌تشنگى براى لذت بردن از آن چنانچه در برخى اخبار آينده اشارت بدان آيد.

27- در محاسن (570) بسندش از امام ششم7كه چشمه‌ها از زير خانه كعبه جوشيدند.

بيان: از اين خبر كشيده شدن زمين از زير خانه كعبه بنظر آيد بهوش باش. و مى‌شود مقصود همان چشمه‌هاى مكه باشد و مؤيد آنست برخى اخبار زمزم خوب بفهم، و بقولى مقصود از آن چشمه‌هاى زمزم است چنانچه در كتاب حج اشاره بدان آيد.

28- در محاسن: بسندش تا على7كه آب سرور نوشابه‌هاست در دنيا و ديگر سرا (و همين مضمون را از پيغمبر هم آورده).

29- و از همان (..) بسندش از عيسى شلقان كه بامام ششم7گفتم: چه اندازه آب تنى ميان شما كم است و ندانم آن را جز براى اينكه آب شما شور است. فرمود: آب شما بهتر است از آن، يعنى آب فرات شما.


صفحه 226

30- و از همان بسندش تا ابو الحسن7كه راستش من بسيار نوشم آب را براى لذت بردن.

بيان: دلالت دارد بر استحباب پر نوشيدن آب و ظاهر اخبار آينده در نكوهش آن مخالف آنست و مى‌شود اين خبر را حمل كرد بر اينكه پر نوشيدن آب سازگارش بوده براى گرمى غالب مزاجش يا جز آن و اخبار آينده در باره غالب مزاجها است، يا اينكه اين خبر تفسير شود بخواستن آب بيشتر و آن اخبار به صورت نخواستن آن يا منظور از پر نوشيدن طول دادن نوش است و اندك اندك مكيدن و سه بار نوشيدن كه خود مستحب است بقرينه اينكه فرموده براى لذت بردن و درك لذت در اين صورت بيشتر است.

31- در محاسن (..) بسندش از يك بازگو كه نزد امام ششم7بودم و خرما خواست و روى آن آب نوش ميكرد، گفتم قربانت كاش از آب خوددارى ميكردى، فرمود من خرما ميخورم كه آب روى آن خوشمزه باشد.

بيان: اين خبر دلالت دارد بر تفسير ميانين گذشته براى خبر پيشين ...

32- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه هيچ كدامتان آب ننوشد تا آن را بخواهد و چون خواست كم بنوشد و در خبر ديگر فرمود: مبادا پر آب بنوشيد كه مايه هر درديست، و در خبر ديگر: كه اگر مردم كم آب نوشيدند تنشان سالم و خوش بود.

33- و از همان (571) بسندش تا آنكه رسول خدا6را ياد كرد و گفت:

بار خدايا تو ميدانى كه او دوستر است نزد ما از پدران و مادران و خويشان و دوستر از آب خنك است.

34- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه بمردى سفارش ميكرد كم آب بنوش كه آب هر دردى را كمك كند و تا توانى و تاب بيمارى دارى از دارو كناره كن.

35- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه هر كه آب كم نوشد


صفحه 227

تندرست باشد.

36- و از محاسن (..) كه چون پيغمبر6چربى ميخورد كم آب مينوشيد گفتندش يا رسول اللَّه تو كم آب نوشى؟ فرمود: براى خوراكم گواراتر است.

37- و از همان (..) بسندش كه برآورده گفته: نوشيدن آب بدنبال چربى درد را برانگيزد.

بيان: از اين اخبار راه جمع ديگرى ميان آنها برآيد كه اخبار منع از پر نوشيدن آب حمل شوند به دنبال خوردن چربى و جز آنها بر جز آن و اين با آزمايش هم تأييد شود، گويم بيشتر اخبار منع از پر نوشيدن آب در مكارم بى‌سند آورده شدند.

38- در محاسن (572) از ابن ابى طيفور پزشك كه امام هفتم را از نوشيدن آب نهى كردم، فرمود: آب باكى ندارد، خوراك را در معده ميسازد و خشم را فرو مى‌نشاند و خرد را بيفزايد و صفراء را خموش كند، در مكارم: مانندش آمده (178).

بيان: ساختن خوراك اينست كه آن را زيرورو كند تا خوب هضم شود و يا اينكه ميچرخاند و زود هضم كند در نسخه‌اى (يمرى‌ء- گوارا ميسازد) آمده، و (يدبّر) با باء هم محتمل است و در مكارم (يذيب آب كند) آمده كه روشنتر است و آرام كردن خشم براى همان خاموش كردن صفراء است.

39- در محاسن: از امام رضا7كه پر نوشيدن آب روى خوراك باكى ندارد و كم نوشيدن هم زيانى نزند و فرمود: اگر مردى اين قدر بخورد (هر دو دست را بهم حلقه كرد و بهم نچسبانيد) و آب بر آن ننوشد آيا شكمش نتركد؟، در مكارم: مانندش آمده (176).

بيان: فرمود: كم نوشيدن و پر نوشيدن آب زيانى ندارند و جز آن نيست كه زيان مردم از پرخوريست و پندارند كه براى پر نوشيدن آبست و پيوستن دو دست اشاره بپرخوردن خوراك است كه باين وضع پر دو مشت باشد و بسا مقصود پيوست‌


صفحه 228

انگشتان و جدا كردن آنها باشد، و در روايت كافى (أ ليس) ندارد و همين را دارد كه (شكم را بتركاند) و بنا بر اين مقصود اينست كه پرنوشيدن آب زيانى ندارد و زيان آن در ناشتا نوشيدن است و منظور خوراك پخته است ولى نخست روشنتر است و اشاره بكف بسا براى كمى است و بسا براى فزونى و غرض اينست كه نوشيدن آب پس از خوردن لازم است گرچه كم باشد بنا بمعنى نخست كه روشنتر است و اگر پرنوشى منظور باشد بمعنى دوم وابسته‌تر است و مؤيد معنى اول است روايت كافى (6/ 372) بسندش از امام هفتم7كه شگفت است از كسى كه باين اندازه بخورد (با دستش اشاره كرد و در نسخه‌اى با كفش) و آب بر آن ننوشد چگونه شكمش نتركد، و اين اختلاف در حديث ياسر غريب است.

40- در محاسن (574) بسندش از صارم كه يكى از همكيشان ما در مكه بيمار شد تا ببستر مرگ افتاد و من بامام ششم7در راه برخوردم و فرمود: اى صارم فلانى چه كرد؟ گفتم: منش در حال مرگ وانهادم، فرمود: اگر در آنجا بودم او را از آب ناودان مينوشاندم گويد آن را از هر كه جستيم نيافتيم در اين ميانه بوديم كه ابرى برآمد و غرّيد و درخشيد و باريد و رفتم نزد يكى در مسجد و يكدرهم باو دادم و يك كاسه‌اى از او گرفتم و آب ناودان برگرفتم و آوردم و بآن بيمار نوشاندم و از براو برنخاسته بودم كه قاووتى نوشيد و خوب شد، در مكارم:

مانندش آمده و در آن گفته: يكدرهم دادم و كاسه‌اى از آب ناودان برگرفتم (179) 41- در فقه الرضا: فرمود: شكر براى همه چيز خوبست و هيچ زيانى ندارد و آب جوشيده هم چنين است و در باره آب سرد روايت كنم كه حرارت را بنشاند و صفراء را آرام كند و خوراك را هضم كند، و كفى كه بر سر معده برآيد آب كند و تب را ببرد، و بقولى دردها را نبرد جز دعاء و صدقه و آب سرد.

بيان: اثر آب سرد بنوشيدن و يا بر تن ريختن است.


صفحه 229

باب دوم در آداب نوشيدن و ظرفش‌

1- در خصال 612 بسندش تا امير المؤمنين7كه كسى در جاى سجده‌اش فوت نكند و نه در خوراك و در نوشيدنى خود و نه در دعاء نوشته، فرمود كسى از شماها ايستاده ننوشد، فرمود: مبادا آب را ايستاده روى پاها بنوشيد كه مايه درديست بيدرمان مگرش خدا عزّ و جلّ شفا دهد (در علل بسندش همين خبر را آورده وانگه گفته: مقصود شب است ولى در روز نوشيدن آب ايستاده بر سر پا جريان و نيروى بيشترى دارد چنانچه امام صادق7فرموده (2/ 150).

2- كشى (22) بسندش از ثوير بن ابى فاخته كه بهمراه محمّد بن ذرّ قاضى نزد ابى جعفر7رفتم و كوزه‌اى از پوست برايش آوردند و چون بدستش رسيد فرمود:

سپاس خدا راست كه براى هر چيزى حدّى ساخته كه بدان پايان يابد، ابن ذرّ گفت حدّ آن چيست؟ فرمود: نام خدا را بر آن برند چون نوشند و چون پايان دهند خدا را سپاس گويند و از نزد حلقه‌اش ننوشند و نه از جاى شكسته‌اش كه دارد، تا آخر خبر، و بسندى از امام رضا7آورده كه على7ايستاده نوشيد و فرمود: ديدم كه پيغمبر6اين كار را كرد.

3- در علل (1/ 268) بسندش از امام ششم7كه: ايستاده منوش، گرد گور مگرد، در آب ايستاده نشاش زيرا هر كه چنين كند و بدو آسيبى رسد جز خود را سرزنش نكند، و هر كه كند يكى از اينها را از او جدا نگردد جز كه خدا خواهد.

توضيح: گذشت كه منظور از گرد گور گرديدن در اينجا تغوط بر گور است در قاموس گفته: طوف بمعنى غائط است و (طاف) يعنى رفت غائط كرد، چون «اطاف» پايان، و دلالت دارد كه اين كارها عادت آورند در غالب و گويا براى‌