31- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه رسول خدا6را خوش مىآمد آب در قدح شامى بنوشد و ميفرمود: آن پاكيزهترين ظرفهاى شما است.
32- و از همان (..) بسندش تا امام ششم7كه پيغمبر6در غزوه تبوك بمردمى گذشت كه با دهان خود آب مينوشيدند و فرمود: با دستهاتان بنوشيد كه بهترين ظرفهاى شمايند.
33- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه رسول خدا6در قدحهاى شامى مينوشيد كه از شام آورده بودند يا بآن حضرت پيشكش شده بود.
بيان: در دروس گفته: رسول خدا را خوش مىآمد از نوشيدن در قدح شامى و نوشيدن با دو دست بهتر است.
34- در محاسن (578) بسندش از امام ششم7كه پدرم نشسته بود و عبد اللَّه بن على آمد اجازه شرفيابى بگيرد براى عمرو بن عبيد و بشير رحال و واصل، و پس از اجازه نزد آن حضرت آمدند و نشستند و گفتند اى ابا جعفر براى هر چيزى حدّيست كه بدان پايان يابد؟ فرمود: آرى چيزى نيست جز كه حدّى دارد و بدان پايان يابد، راوى گفت: وانگه آب خواست و كوزه آبش آوردند گفتند:
اى ابا جعفر حدّ اين كوزه چيست؟ فرمود: براى كسى كه مينوشد حدّى دارد، گفتند: حدّش چيست؟ فرمود: هر كه نوشد با سه نفس نوشد و در هر نفس حمد خدا گويد و البته از گوش كوزه و از جاى شكسته لب آن اگر شكست دارد ننوشد كه نوشگاه شيطانست وانگه گويد: حمد خدا را كه بمن آب شيرين گوارا از رحمتش نوشانيد و آن را شور و تلخ نساخت.
بيان: در قاموس گفته گوش هر چه دستگيره و حلقه آنست.
35- در محاسن (..) بسندش تا امير المؤمنين7كه از شكست ظرف آب و از دسته آن ننوشيد كه شيطان بر دسته نشيند.
36- و از همان (..) بسندش از امام ششم كه هر كه در سه نفس آب نوشد و در آغاز هر بار بسم اللَّه گويد و در پايانش الحمد للَّه آن آب تا در درون او است
برايش تسبيح گويد.
37- و از همان (580) بسندش تا امام پنجم كه يك مشك آبخورى براى امير المؤمنين7آوردند و ايستاده از آن نوشيد.
38- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه امير المؤمنين7ايستاده نوشيد و آنگه از فزونى آب وضويش ايستاده نوشيد و رو بحسن7كرد و فرمود پسرم من البته ديدم كه جدت رسول خدا6چنين كرد.
39- در همان (..) بسندش از بشير بن غالب كه از حسين7كه هم سفرش بودم از نوشيدن ايستاده پرسيدم و بمن پاسخ نداد تا چون فرود آمد ماده شتر برايش آوردند و آن را دوشيد و آنگه مرا خواست و آن را ايستاده نوشيد (در سه حديث ديگر ايستاده نوشيدن از امام را نقل كرده).
43- و از همان: بسندش از عبد الرحمن بن حجّاج كه نزد ابى جعفر7بودم و عبد الملك قمى وارد شد و گفت: اصلحك اللَّه، ايستاده بنوشم؟ فرمود: اگر خواهى، گفت: بيك نفس بنوشم؟ فرمود: اگر خواهى، گفت سجده كنم و دستم زير جامهام باشد؟ فرمود: اگر خواهى، و آنگه امام ششم7فرمود: من از اينها و مانندشان بر شما ترسى ندارم.
بيان: از اينها و مانندشان الخ گويا مقصود اينست كه اين امور از سنن و آدابند و ترسى ندارم كه در باره آنها عذاب شويد و همانا ترسم بر شما از واجبات و فرائض است، و اين دلالت دارد كه اخبار تجويز حمل ببيان جواز شوند نه اينكه آنها از سنن نباشند چنانچه فقهاء بر آن حملشان كردند، و برخى اخبار اشاره دارند كه اخبار منع و حرمت از راه تقيهاند، و برخى اصحاب اخبار نوشيدن ايستاده را حمل بنوشيدن در روز نموده چنانچه صدوق يادآورى كرده و ظاهر كلام كلينى و جز آنها است، و ابو الصلاح در كافى گفته نوشيدن آب ايستاده در شب مكروه است و هم يك بار فرو دادن و بيك نفس نوشيدن و از شكسته كوزه و از طرف دسته
آن نوشيدن و سخن مؤلف جامع هم گذشت در اين باره و در دروس گفته: نوشيدن بيك نفس مكروه است و بلكه با سه نفس نوشند، و بقولى با سه نفس در آب ده بنده است و اگر آزاد باشد بيك نفس نوشند و روايت است كه فرو بردن يكباره مايه درد كباد است كه درد كبد است و ايستاده نوشيدن بد است، و خوبست نوشيدن با دستها و از آنجا كه در طرف ظرف است نه طرف دسته آن و شكسته آن.
44- در محاسن (581) بسندش تا امام هفتم7در باره مردى كه ايستاده آب نوشد، فرمود: باكى ندارد.
45- و از همان (..) بسندى تا ائمه:كه نوشيدن ايستاده نيروبخشتر و براى تن بهتر است.
در مكارم (181) مانندش آمده ولى فرموده گواراتر و درستتر است و «تن» در آن نيست.
46- در محاسن (572) بسندش تا امير المؤمنين7كه ننوشيد آب را ايستاده.
47- در محاسن (..) بسندى تا امام ششم7كه نوشيدن آب ايستاده خوراك را گوارا كند و نوشيدن آب در شب زردآب آورد و هر كه شب آب نوشد و گويد اى آب بر تو درود از آب زمزم و آب فرات برايش زيان ندارد.
در مكارم: بىسند مانندش آمده جز اينكه در آنست: هر كه ايستاده آب نوشد گوارا باشد در روز و در آنست كه سه بار بگويد درود بر تو (..) 48- در كافى (6/ 384) بسندش تا امام ششم7كه چون خواهى در شب آب نوشى ظرفش را بجنبان و بگو اى آب! آب زمزم و فرات بتو درود رسانند.
49- در محاسن (583) بسندش از سيف طحّان كه نزد امام ششم7بودم و مردى از قريش در بر او بود و امام آب خواست و غلام آب در قدح ريخت و آن حضرت نوشيد و تهماندهاش را بمن كه در كنارش بودم داد و آن را نوشيدم و آنگه فرمود: اى غلام آب بريز و آب ريخت و بآن مرد قرشى داد.
50- و از همان (..) بسندش از ابى المقدام كه ديدم ابو جعفر7در كاسه سفالين آب نوشيد.
51- دعوات راوندى: از پيغمبر6كه نوشيدن آب از كوزه عام امانست از پيسى و خوره، فرمود: هر كه ايستاده آب نوشد و بدو بيمارى رسد هرگز درمان نشود، مردى ايستاده نوشيد و پيغمبرش ديد، و بدو فرمود: خوش دارى گربهاى با تو همنوش باشد؟ گفت نه فرمود: بدتر از آن با تو همنوش شد كه شيطانست، سنت است كه از جاى شكسته ننوشند و در سه نفس بنوشند و در آغاز بسم اللَّه گويند و در انجام الحمد للَّه، و در ميان ظرف آب نفس نكشند، عامه آن را روايت كردند.
بيان: مقصود از كوزه عام آنست كه هر رهگذرى از آن مينوشد و مردم از آن كناره كنند از ترس بيماريها و آن حضرت بر رد آنها فرموده كه خود دفعكننده بيمارى است چون دمخورده مؤمنانست و ظاهر اينست كه اين روايات همه از عامه باشند.
52- در مكارم (33) شيوه پيغمبر6بود كه چون آب مينوشيد يك مشت، دو مشت پس از بسم اللَّه مينوشيد و قطع ميكرد و الحمد للَّه ميگفت و تا سه بار چنين ميكرد و در يك نوش آب سه بسم اللَّه و سه الحمد للَّه داشت و آن را ميمكيد و يكباره فرو نميداد و ميفرمود: درد جگر از يك بار فرو دادنست، چون مينوشيد در ظرف نفس نميزد و چون ميخواست نفس زند ظرف را از جلو دهانش دور ميكرد و نفس ميزد، در كاسههاى بلورين كه از شام مىآوردند آب مينوشيد.
و هم در كاسه چوبى و پوستى و سفالين و بسا با دو مشت خود و ميفرمود: ظرفى از دست پاكيزهتر نيست و از دم مشكها و خيكها هم مينوشيد ولى آنها را برنميگردانيد و ميفرمود: برگرداندن آنها مايه بد بو شدن آنها است، ايستاده هم مينوشيد و بسا بر پا ميشد و از مشك و سبو يا خيك و يا از هر ظرفى كه بود و يا با دو دست آب مينوشيد، و آبى كه بر آن شير دوخته بودند مينوشيد و قاووت مينوشيد و دوستر
نوشابه نزد آن حضرت نوشابه شيرين بود، و در روايتى است كه دوستر نوشابه نزد رسول خدا6شيرين سرد بود، و آب را با عسل مينوشيد، و نان را در آب برايش حل ميكردند و مىنوشيد و ميفرمود: سرور نوشابهها در دنيا و آخرت آبست.
53- در فقيه (3/ 223): يكى از اصحاب امام ششم7از او پرسيد از آب نوشيدن بيك نفس فرمود: اگر آب ده مملوك باشد با سه نفس بنوش و اگر آزاد باشد با يك نفس، صدوق گفته: اين حديث در روايات محمّد بن يعقوب كلينى است.
در مكارم: از آن حضرت6مانندش آمده و آنگه گفته: و بروايت ديگر كه درستتر است از او است6كه نوشيدن در سه نفس بهتر است از يك نفس و بد داشت مانند هيم بنوشند گفتم: هيم چيست؟ فرمود: شتر است.
54- در دعائم: (2/ 129) از جعفر بن محمّد7از پدرانش:كه رسول خدا6نهى كرد از خورد و نوش با دست چپ و فرمود: نوشنده در آغاز نام خدا برد و در انجام حمد خدا گويد، در هر نفس اين كار كند در آغاز و انجام، و از رسول خدا است6كه غدقن كرد از برگرداندن در مشك آب براى نوشيدن بقولى اين غدقن براى دو سبب است 1- ترس از اينكه جانورى يا مارى ميان مشك باشد و بدهان نوشنده خزد 2- اين كار در مشك را بد بو كند و بگنداند، و از آن حضرت است كه ايستاده و نشسته هر دو نوشيده، و از جعفر بن محمّد7است كه نهى كرده از نوشيدن از حلقه و دسته ظرف، و از رسول خدا است6كه گذر كرد بر مردى كه آب را با پوز خود كه ميان آن گذاشته بود مينوشيد، فرمود:
مانند بهيمه مينوشى اگر ظرفى ندارى با دو دستت بردار و بنوش كه از پاكترين ظرفهاى شما است، و از آن حضرتست6كه آب را خرده خرده بمكيد و يكباره فرو ندهيد كه درد جگر آورد، و از على7است كه پيغمبر6را بارها وارسى كردم كه چون آب مينوشيد سه بار نفس ميزد و در هر بار با بسم اللَّه آغاز ميكرد
و با الحمد للَّه انجام ميداد، و از محمّد بن على و امام ششم7است كه سه نفس در نوشيدن بهتر است از يك نفس و بد داشتند كه نوشنده مانند شتر تشنه نوشد كه سر از آب برندارد تا سيراب شود، و از امام دوم7است كه بد داشت شير را جرعه جرعه نوشند و يكباره فرو ميداد و ميفرمود جرعه نوشى كار دوزخيانست، و از رسول خدا است كه چون شير مينوشيد ميگفت: بار خدايا آن را مبارك كن براى ما و بيفزا و چون آب مينوشيد ميگفت حمد خدا را كه بما آب شيرين و زلال نوشانيد برحمت خود و شور و تلخ ننوشانيد بسزاى گناهان ما.
55- در كتاب المسائل: بسندش از على بن جعفر كه از برادرش امام هفتم7پرسيد از كوزه و سبوى دستهدار و قدح از شيشه و چوب آيا از طرف دستهاش بنوشند، فرمود: از طرف دستهاش ننوشند نه از كوزه و نه ابريق و نه قدح و از طرف دستهاش وضوء نسازند.
56- در مكارم: دعاء هنگام نوشيدن آب «سپاس از آن خدا فرو آور آب از آسمان و زير و رو كن كارها بخواست خود، بنام خدا بهترين نامها، و از امام صادق7كه جمعى نزد پدرم آمدند و گفتند تو پندارى هر چه را حدّيست كه بدان پايان يابد، پدرم بآنها فرمود: آرى، فرمود: آبى خواست تا بنوشند، گفتند اى ابا جعفر، اين كوزه هم خود چيزيست؟ فرمود: آرى گفتند: حدّش چيست؟
فرمود: حدّش اينست كه از شقه ميانهاش بنوشى و نام خدا بر آن برى و با سه نفس بنوشى و در هر نفس خدا را حمد كنى، و از گوشش ننوشى كه نوشگاه شيطانست، سپس فرمود: خدا را حمد كه بما آب شيرين نوشاند و آن را شور و تلخ نساخت بگناهان ما، و بروايتى مانندش آورده و افزوده حمد خدا كه مرا نوشاند و سيراب كرد، بمن عطا كرد و خشنودم ساخت و بمن عافيت داد و مرا كفايت كرد بار خدايا مرا مقرر دار از آنها كه در معاد از حوض محمّد6سيراب كنى و برفاقت او خوشبختش گردانى برحمتك يا ارحم الراحمين، و از عبد اللّه بن مسعود است كه پيغمبر6در نوشيدن از ظرف آب سه بار نفس ميزد و در آغاز هر كدام نام خدا
ميبرد و در انجامش شكر خدا ميكرد و از انس است كه پيغمبر6مؤاخذه كرد از نوشيدن ايستاده (راوى) گفت: گفتم: خوردن چطور؟ در پاسخ گفت:
آن بدتر است، و در روايت ديگر است از آن حضرت كه ايستاده نوشيد، بامام صادق گفتند مزه آب چيست؟ فرمود: مزه زندگى، فرمود: چون يكى از شما آب نوشد در سه نفس نوشد كه نفس يكم شكر نوشابه است و دوم راننده شيطان، سوّم درمان هر درد درون، و از ابن عباس است كه ديدم پيغمبر6آب نوشيد و دو بار نفس كشيد (يعنى آب را بدو نفس نوشيد)، از موسى بن جعفر7پرسش شد از حدّ ظرف، فرمود: حدّش اينست كه از جاى شكستهاش ننوشى اگر شكسته دارد زيرا آن نشيمنگاه شيطان است و چون بنوشى بسم اللَّه بگو و چون فارغ شوى الحمد للَّه از عمر بن قيس روايت است كه در مدينه نزد ابى جعفر7رفتم و برابرش كوزهاى نهاده بود و گفتم: بآن حضرت حدّ اين كوزه چيست؟ فرمود: از طرف ميانهاش بنوش و بسم اللَّه بگو و چون آن را از دهانت برداشتى خدا را حمد كن، و مبادا از حلقهاش بنوشى كه معقد شيطانست، اينست حدّ آن.
رسول خدا6فرمود: چون مگس ميان ظرف يكى از شماها افتاد بايد آن را فرو بريد در آن زيرا در يك بالش درد است و در يك بالش درمان و او بال درد آور را در ظرف فرو برد و بايد همه را فرو برد و در آورد (174).
57- در فردوس: بنقل از على7كه رسول خدا6فرمود: چون آب نوشيد با مكيدن نوشيد، آن را يكباره فرو ندهيد كه يكباره فرو دادن مايه درد جگر است ...
باب سوم فضل آب باران نيسان و كيفيت گرفتن و نوشيدن آن
1- در المهج: بنقل از سندى تا ابن عمر كه ما نشسته بوديم و ناگاه رسول خدا6نزد ما آمد بر ما سلام كرد و ما پاسخ داديم و فرمود: آيا بشما داروئى
نياموزم كه جبرئيلم آموخته كه نياز بداروى پزشكان نباشد، و على7و سلمان و ديگران گفتند آن دارو چيست؟ پيغمبر6بعلى7فرمود: از آب باران نيسان برگير و بر آن اين آيات و سور را هفتاد بار بخوان 1- فاتحه الكتاب 2- آية الكرسى 3- سورهقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ4- سورهقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ5- سورهقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ6- سورهقُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ، و هفت روز پياپى بام و شام از آن آب بنوش، پيغمبر6فرمود: بحق آنكه مرا براستى به پيغمبرى فرستاده كه جبرئيل بمن گفت در اين صورت از كسى كه اين آب را نوشيده و هر دردى در تنش باشد رفع شود و عافيت يابد، و درد از تن و استخوان و همه اندامش برود و از لوح محفوظ آن بلاها محو شوند، بدان كه مرا براستى و درستى به پيغمبرى فرستاده اگر بىفرزند است و دوست دارد فرزند آرد و از آن آب بنوشد برايش فرزند شود، و اگر زن نازاد باشد و از آن آب بنوشد، خدا روزيش دهد و فرزندش شود، و اگر مردى بىنيروى مردى باشد و عنّين باشد و زن نازا و از آن آب بنوشد خدا او را رها كند و دردش برود و توانا بر مجامعت گردد، و اگر دوست دارى به پسر آبستن شود بهمان باردار شود و اگر دوست دارى به پسر و دختر آبستن شود بهمان آبستن شود و گواهش از قرآن مجيد است كه فرموده «بخشد بهر كه خواهد دختران و بهر كه خواهد پسران يا جفت سازد پسران و دختران را و بسازد هر كه را خواهد نازاد، 49- الشورى» و اگر سردرد دارد و از آن بنوشد بفرمان خدا سردردش برود و آرام شود، و اگر چشم درد دارد و از آن آب در چشمانش چكاند و از آن بنوشد و چشمانش را بشويد بفرمان خدا خوب شود، بيخ دندانها را سخت كند و دهن را خوشبو كند و لعاب بن دندانها را مانع شود و بلغم را ببرد، و چون خورد و نوشد ناگوار نباشد. و از باد فرياد نكند، و فلج نگردد و بدرد پشت و دل دچار نگردد، و از زكام و درد دندان نگران نشود و از معده و كرم ننالد و دچار قولنج نشود. و نياز بحجامت نيابد، و دچار ناسور و خارش و آبله و ديوانگى و خوره و پيسى و خوندماغ و قلس نگردد، و كورى و گنگى و لالى و كرى و