بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 5

باب ششم كشمش‌

1- خصال (244) بسندش تا رسول خدا6كه كشمش را باشيد زيرا صفراء را ميبرد و بلغم را ميبرد و پى را سخت ميكند و خستگى را بر مياندازد و خلق را خوش ميكند و نفس را پاك كند و اندوه را ببرد، در عيون مانندش آمده.

2- در عيون (2/ 45) بسندش تا على7كه هر كس 21 دانه كشمش سرخ بخورد در ناشتا در تنش بدى نبيند.

در صحيفه رضا مانندش آمده، در مجالس ابن الشيخ (همين مضمون آمده كه افزوده) بيمار نشود جز براى مردن.

در مجالس بسندش از امام ششم7مانندش آمده.

3- در مجالس (1/ 370) بسندش تا على7كه كشمش دل را تقويت كند و بيمارى را ببرد و گرمى را خموش كند و نفس را پاك كند.

4- در خصال (2/ 612) بسندش تا امير المؤمنين7كه خوردن 21 دانه كشمش سرخ هر روز ناشتا هر بيمارى را رفع كند جز بيمارى مردن، در محاسن بسندش از امام ششم7مانندش آمده.

5- در همان: بسندش تا على7(همين مضمون آمده) (548).

بيان: گويم: تخلف برخى از اين امور براى تخلف شرائط آنست چون اخلاص و تقوى و جز آن يا براى وجود معارض اقوى است.

6- در محاسن (..) بسندش تا امام ششم7كه كشمش پى را محكم كند و خستگى را ببرد و نفس را پاك كند.

7- در طبّ (137) بسندش تا امير المؤمنين7كه هر كه 21 دانه كشمش سرخ در آغاز هر روز بخورد خدا از او هر بيمارى و دردى را ببرد، و از حريز است كه بامام ششم7گفتم: يا ابن رسول اللَّه مردم در باره كشمش از شما سخن گويند


صفحه 6

فرمود: درست است و همين حديث را بيان كرده.

8- در مكارم (200) از پيغمبر6كه كشمش را باشيد زيرا صفراء را خاموش كند و بلغم را ببرد و تن را سالم كند و خلق را نيكو سازد و پى را محكم كند و رنج را براندازد.

9- در اختصاص (123) بسندش از ابى هند كه براى رسول خدا6طبقى رو بسته هديه آوردند و روكش آن را برداشت و فرمود: بنام خدا بخوريد چه خوب خوراكى است كشمش پى را محكم كند رنج را ببرد و خشم را بنشاند و پروردگار را خشنود سازد و بلغم را براندازد و بوى دهان را خوش كند و رنگ را صفا دهد.

باب هفتم فضيلت انار و انواع انار

1- در عيون (2/ 35) بسندش تا رسول خدا6كه انار بخوريد كه هيچ دانه از آن در معده نشود جز كه دل را روشن كند و شيطان را تا 40 روز لال كند و بهمين سند از على7كه انار را با پيه‌اش بخوريد چون پاك كن معده است، و بهمين سند تا رسول خدا6كه چون رسول خدا6انار ميخورد كسى را در يك انار شريك نميكرد و ميفرمود: در هر انارى يك دانه بهشتى است.

در صحيفه رضا مانند آن آمده، در مكارم (195) مانند حديث يكم آمده.

2- در خصال (249) بسندش از امام ششم7كه چهار تا طبعها را معتدل سازند: انار سورانى، غوره خرماى پخته، بنفشه و كاسنى.

بيان: در قاموس است كه سوريه نام شام است يا جايى نزديك خناصره، و سورين نهريست در سرزمين رى كه مردمش بدان فال بد زنند چون شمشيرى‌


صفحه 7

كه با آن يحيى بن زيد بن على را كشتند در آن شستند، و سورى (1) چون طولى جاييست در عراق از سرزمين سريانيها و جايى در اطراف بغداد و سوراء هم خوانده شود- پايان- و يكى از دو تاى اخير در اينجا مناسب‌تر است و الف و نون براى نسبت افزوده شده.

3- در خصال (289) بسندش از امام ششم7كه پنج تا از ميوه‌هاى بهشتند در اين جهان: انار ملس، سيب، به، انگور و رطب مشان.

4- در مجالس ابن الشيخ (1/ 378) بسندش تا امير المؤمنين كه چهار ميوه از بهشت فرو آمدند. انگور رازقى، رطب مشان و انار ملس و سيب شامى و در خبر ديگر به.

5- و از همان: بهمين سند كه امير المؤمنين7فرمود بكودكانتان انار بدهيد كه زودتر زبان باز كنند، و بهمين سند كه رسول خدا6فرمود هيچ انار نيست جز كه در آن دانه‌ايست از بهشت فرمود: من دوست دارم هيچ دانه‌اش وانيفتد.

6- و از همان: بسندش از امام چهارم7كه دو چيز هرگز در درونى در نشوند جز تباهش كنند و دو چيز در درونى نشوند جز بهش سازند، آن دو كه درون آدميزاده را به سازند انار است و آب نيم گرم و اما آن دو كه تباهش كنند پنير است و گوشت خشكيده.

در محاسن بسندى تا امام ششم مانندش آمده است.

7- در خصال (643) بسندش تا امير المؤمنين7كه انار را با پيه‌اش بخوريد كه پاك كن معده است و هر دانه‌اش بمعده جاگير زندگى دل است و روشنى جان و وسوسه شيطان را تا 40 شب ناخوش كند.

در طب (134) بسندى مانندش را از امير المؤمنين7آورده و در پايانش افزوده انار از ميوه‌هاى بهشت است كه خدا عز و جل فرموده:فِيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ‌68- الرحمن.

بيان: وسواس نام شيطانيست كه در ديگر اخبار از او بدان تعبير شده يا


صفحه 8

مقصود وسوسه شيطانست و نسبت تمرض بدو مجاز است.

8- در محاسن (539) بسندش از امام پنجم7كه ميوه 120 جور است و سر همه انار است.

9- و از همان (..) بسندش از ابى الحسن7كه از سفارشهاى آدم به هبة اللَّه بود كه انار را باش كه چونش در گرسنگى بخورى بس باشد و چونش در سرى خورى گوارا باشد.

10- و از همان (540) بسندش از ابى الحسن7كه گرسنه انار نخورد جز كه سير شود و سير نخورد جز كه گوارا باشد.

11- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7(كه بعبد العزيز) فرمود:

اگر در عراق بودمى هر روزى يك دانه انار خوردمى و يك بار در فرات به آب اندرشدمى.

12- و از همان (..) بسندش كه امام ششم7شب هر جمعه انار ميخورد.

13- و از همان از امام ششم7كه انارى نباشد جز يك دانه بهشتى دارد (و دو روايت ديگر همين مضمون آمده، و در روايت ديگر دنبال آن فرموده: اگر دانه‌اى از آن افتد برگيرش و آن دانه در معده‌اى هرگز نيفتد جز كه چهل شبش روشن دارد، و شيطان وسوسه را از آن دور كند، و در روايت ديگر وسوسه شيطان را از آن دور كند).

14- در محاسن (..) بسندش از زياد بن يحيى حنظلى كه نزد امام ششم7رفتم و برابرش طبقى بود از انار فرمود: اى زياد بيا نزديك و از اين انار بخور چون چيزى از آن نزد من بدتر از اين نيست كه كسى در يك دانه انار شريك من شود چون هيچ انارى نيست جز كه در آن يك دانه بهشتى است، بسند ديگر هم مانندش در آن آمده، و بسند ديگر هم مانندش در آن آمده جز افزوده كه فرمود:

پدرم يك دانه انار برميداشت و بالايش ميبرد و آن را ميخورد مبادا از آن چيزى بيفتد، در هيچ چيز شريك بدخواه‌تر نزدم نيست از يك دانه انار كه نيست انارى‌


صفحه 9

جز در آن يك دانه بهشتى است (و همين مضمون را بسندى از امام ششم7آورده و بسند ديگر هم نيز آورده، و در حديث ديگر است كه دانه انارى نباشد جز يك دانه بهشتى دارد و چون كافرش خورد خدا فرشته‌اى فرستد تا آن دانه بهشتى را از آن بربايد.

(و در سه حديث ديگر كراهت شركت در يك دانه انار را با همان علت روايت كرده).

15- و از همان (541) بسندش كه امير المؤمنين7چون انار ميخورد دستمالى زيرش پهن ميكرد و از آنش پرسيدند، فرمود: چون دانه‌هاى بهشتى دارد گفتندش: يهود ترسا و ديگران هم از آن ميخوردند، فرمود: چون چنين باشد خدا فرشته‌اى فرستد تا آنها را بايد تا نخورندشان، در مكارم: مانندش آمده (194).

16- در محاسن (542) بسندش كه چون امام ششم7انار ميخورد دستمالى در دامنش پهن ميكرد و چون دانه‌اى مى‌افتاد آن را بر ميداشت و ميفرمود: اگر چيزى را از ديگرى دريغ دارم انار را دريغ دارم.

بيان: اين دلالت دارد بر فضيلت انار و سود بسيارش و ارجمنديش نزد آن حضرت.

(و 3 حديث آورده كه اگر دانه انار افتد آن را برگيرند كه دانه بهشتى از دست نرود).

17- و از همان (542) بسندش كه على7فرمود: انار را با پيه‌اش بخوريد كه معده را پاك كند و ذهن را بيفزايد.

بيان: نسبت روشنى و وسوسه بمعده مجاز است و منظور روشنى دل و وسوسه آنست چون بهى دل ببهى معده وابسته است يا هر دو ضمير بدل برگردند بقرينه مقام، در قاموس گفته: ذهن فهم است و خرد و حافظه و هوش.

18- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه هر كه يك دانه انار بخورد


صفحه 10

شيطان وسوسه را چهل صباح بيمار كند.

19- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه انار را نام برد و فرمود ترش و شيرينش براى شكم بهتر است.

20- در محاسن (..) بسندش از امير المؤمنين7كه انار را با پيه‌اش بخوريد كه معده را پاك ميكند (از قاموس نقل كرده كه پيه انار پوسته‌هاى زرد نازك پشت دانه‌هاى انار است).

21- در محاسن: مضمون شماره 20 را از پيغمبر6آورده).

22- و از همان (..) بسندى تا صعصعة بن صوحان كه در آمد بر امير مؤمنان7و او بر سر شام بود فرمود: اى صعصعه نزديك شو و بخور گويد: گفتم:

من شام خوردم، پيش‌رو آن حضرت نيمه انارى بود و براى منش شكست و پاره‌اى از آن را بمن داد و فرمود با پوسته‌اش يعنى پيه‌اش بخور كه چرك دندان را ببرد و هم گند دهان را و نفس را پاكيزه نمايد.

بيان: پاكيزگى نفس كنايه از بردن غم و اندوه است.

23- در محاسن (..) بسندش تا امام ششم7كه هر كس ناشتا يك دانه انار بخورد دلش روشن شود و ديو وسوسه را براند تا چهل صباح.

(چهار حديث ديگر بهمين مضمون آورده).

24- و از همان: بسندش از يزيد بن عبد الملك نوفلى كه نزد امام ششم7رفتم و يك دانه انار در دست داشت و به معتب فرمود: باو انارى بده كه من شركت در چيزى را بد ندارم مانند شركت با خودم در يك دانه انار، وانگه حجامت كرد و بمن فرمود: حجامت كنم: وانگه يك دانه انار برايم خواست و او هم يك دانه انار برداشت و آنگاه فرمود: اى يزيد هر مؤمن يك دانه انار تمام بخورد خدا شيطان را چهل روز از روشنى دلش براند و هر كه دو دانه انار بخورد صد روز شيطان را از روشنى دلش براند و هر كه سه تا انار تمام بخورد خدا يك سال شيطان را از روشنى دلش براند و هر كه خدا شيطان را از روشنى دلش براند گناه نكند و


صفحه 11

هر كه گناه نكند ببهشت رود (544).

25- در مكارم: حديث را بى‌سند و با اسقاط آورده و معنى كلمه «از روشنى دلش» ممانعت از زيان زدن بروشنى دل است يا از منع و اخلال بدان و گفته‌اند يعنى خدا شيطان را از روشنى دلش دور ميكند و اين معنا اندازه‌اى دور است و در بيشتر نسخه‌هاى مكارم آثاره با ثاء سه نقطه است كه همان وسوسه مى‌شود (194).

26- در محاسن (..) بسندش از زياد بن مروان كه شنيدم از امام هفتم7ميفرمود: هر كس روز جمعه يك دانه انار ناشتا بخورد دلش 40 صباح روشن شود و اگر دو دانه باشد 80 صباح روشن شود، و اگر سه باشد تا 120 صباح وسوسه شيطان از او دور گردد، و هر كس وسوسه شيطان ازش دور شود نافرمانى خدا نكند و هر كه نافرمانى خدا نكند خدا او را ببهشت برد.

بيان: دور نيست از باور كه يك خوراك جسمانى در صفات و كمالات روحانى اثر كند و بسا كه اين گونه امور را شرايطى باشد از اخلاص و تقوى و اعتقاد بدرستى اين اخبار و خبر دهنده آنها و چون خلاف ديده شود براى اخلال بيكى از شرايط باشد.

(چند روايت ديگر آورده كه خوردن انار گرچه يك دانه آن باشد شيطان را از دل ميراند).

27- و از همان (545) بسندش تا رسول خدا6كه انار سرور ميوه‌ها است و هر كس يك دانه انار بخورد 40 صباح شيطانش را بخشم آورد، (بروايت ديگر هم از مكارم مانندش آمده).

28- در محاسن (..) بسندش از عبد اللَّه بن حسن كه انار بخوريد تا دهانتان پاكيزه شود.

و از همان بسندش ديگر مانندش آمده.

29- و از همان (..) بسندش تا امام رضا7كه هيزم انار، خزنده‌ها را براندازد (يعنى ضد حشراتست).


صفحه 12

30- و از همان (546) بسندش تا خراسانى كه خوردن انار منى فزايد و فرزند را زيبا سازد.

بيان: ظاهر اينست كه خراسانى كنايه از امام رضا7است و اين تعبير براى تقيه است ولى در فهرست نجاشى و رجال شيخ، راوى را عمرو بن ابراهيم ازدى نوشته كه احمد بن ابى عبد اللَّه از او روايت كند و او را از اصحاب امام صادق7شمرده و كوفى وصف كرده‌اند و بسا اينجا جز او باشد.

31- در محاسن (536) بسندش تا امام ششم7كه بكودكانتان انار خورانيد كه زودتر جوان شوند.

بيان: يعنى زودتر رشد كنند و بجوانى رسند و بسا مقصود زبان آور شدن آنها باشد چنانچه بيايد.

32- در خرايج است كه يك يهودى بعلى7گفت: محمّد گفته: در هر دانه انار يك دانه بهشتى است و من يك دانه انار شكستم و همه‌اش را خوردم، فرمود:

رسول خدا6راست گفته و دست بريش او زد و يك دانه از انار افتاد و آن حضرت آن را برداشت و خورد و فرمود سپاس خدا كه كافر آن را نخورد.

بيان: ظاهرش پاكى اهل كتابست و بسا حمل شود كه آن را شسته باشد.

33- در طبّ است از امام ششم7كه هر كه وقت خوابيدن يك انار بخورد بر خود ايمن باشد تا صبح كند، و از حارث بن مغيره است كه بامام ششم7از سنگينى درون و كثرت ناهموارى هضم خوراك خود شكوه كردم فرمود: از اين انارهاى شيرين بخورد با پيه آن كه معده را خوب پاك كند و ناهموارى هضم را درمان كند و غذا را هضم نمايد و در درون تسبيح گويد.

بيان: در قاموس گفته تخمه ناسازگارى خوراك است در معده و بسا تسبيح در معده كنايه از سود فراوانش باشد كه اين خود دلالت بر قدرت و حكمت صانع دارد و گويا تسبيح او است.

34- در مكارم است از امام صادق7كه رسول خدا6فرمود: هيچ‌