بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 1

آسمان و جهان( ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14)

تأليف

علامه مجلسی ‌

تاریخ وفات مؤلف: 1110 ق

مترجم: کمره ای، محمد باقر

محقق / مصحح: ندارد

موضوع: گوناگون

زبان: فارسی

تعداد جلد: 10

ناشر: اسلامیه

مکان چاپ: تهران

سال چاپ: 1351 ش

نوبت چاپ: اول

توضیحات:آسمان و جهان، ترجمه جلد چهاردهم بحار الانوار از مجموعه بیست و پنج جلدی مطابق جلد پنجاه و چهار از مجموعه صد و ده جلدی است.


صفحه 2

جلد دوم‌

مقدمة مصحح نسخه عربى:

بنام خداوند بخشاينده مهربان‌

سپاست گويم بار خدايا كه توفيق بررسى بحار الأنوار و بر گرفتن درر حكم و لآلى أخبارم دادى و رحمت و درود گويم برسول برگزيده‌ات و خاندان برگزيده و خوب و پاكش معادن دانش و سرچشمه‌هاى حكمت و مصدر آثار.

از سپاست همينم بس كه معترفم بعجز از كنه وصف و شمارش نعم و از شكر اولياء ولي نعماتم همينكه در برابر مقام منيع و والايشان سر خم كنم از شرم قصور از اداى حقّشان و خجلت از تقصير در أداى شكر و اجلال مقامشان در پيشگاهت تو چنانى كه خود را ستودى و اوليائت چنانند كه تو آنانرا ستودى بر آنها رحمت بسيار و پيوستى فرست كه جز آنها را نشايد و جز تو اندازه‌اش را نداند.

و بعد:بحكم عقل و نقل متواتر شكر منعم واجب است و بحق سوگند علماء بزرگ و محدّثان سترك را بر ما مسلمانان حقى بيشتر و احسانى فراتر است چون كوشش طاقت فرسائى در حفظ سنن پيغمبر و آثار خاندانش نمودند و در نشر علوم و حكم براى ما و هركه پس از آنها باشد خدايشان از ما و از همه مسلمانان جزاى خير و مزدشان دهاد.


صفحه 3

از دانشمندان بزرگ و محدّثان سترك مولانا شيخ الاسلام محمد باقر مجلسى رضوان الله عليه است كه از اين فضيلت بهره وافر دارد و از ما و همه شيعه ستايش و قدر دانى پياپى.

رنج فراوانى در تأليف و نظم كتب برده بيش از حدّ بيان و تواناى خامه و زبان كه بر برّرسان آثار با ارزش و كتب بزرگ و ارجمندش نهان نيست و بر ما است و هر كه از آثار و بحار او بهرمند شود تا او را بزرگ شمارد و دعاى بسيار نثار او نمايد تا حقّش را بپردازد قدّس اللّه سرّه و رفع شأنه و اعلى مقامه‌

ما تا آنجا كه توانستيم اين جزء از كتاب «بحار الانوار» او را از نظر متن و سند و در آور و حاشيه نويسى براى توضيح مشگلاتش كوشش نموديم تا اندكى حقّش را ادا كرده باشيم و شكر نعمت ولايت دوستان خدا را كه از انوارشان پرتو گرفته و از دانششان بهره برداشتيم گزارده باشيم.

در اينجا از همكاران و ياران خود بويژي ثقه فاضل بارع شيخ عبد الكريم نيرى بروجردى كه در تصحيح سند و ترجمه برخى رجال بمن كمك كرده ياد آورى و ستايش ميكنم و همچنين از فاضل متتبع هوشمند سيد جعفر يزدى و برادران ديگريكه در تخريج و مقابله با نسخه‌ها و مصادر بمن يارى دادند و از خداى كريم خواهانم كه بما توفيق دائم دهد و از فضل خود ما را بيفزايد كه او را فضل بزرگى است.


صفحه 4

مدارك تصحيح نسخه عربى و در آوردن احاديث و حاشيه نويسى‌

اين جزء با چند نسخه چاپى و خطّى مقابله شده يك نسخه چاپ تهران در سال (1305) معروف بچاپ امين الضرب و ديگرى چاپ تبريز و يك نسخه خطى نفيس از كتابخانه‌ى فضيلت مآب سيد جمال الدين ارموى مشهور به (محدّث) و در حاشيه نويسى و تصحيح بكتب زير مراجعه شده.

1- قرآن كريم‌

2- تفسير علي بن إبراهيم قمي طبع سال 1311- در ايران‌

3- تفسير فرات كوفي طبع سال 1354- در نجف‌

4- تفسير مجمع البيان طبع سال 1373- در تهران‌

5- تفسير قاضي بيضاوي طبع سال 1385- در استامبول‌

6- تفسير مفاتيح الغيب فخر رازي طبع سال 1294- در استامبول‌

7- احتجاج طبرسي طبع سال 1350- در نجف‌

8- اصول كافي كليني طبع سال 1350- در تهران‌

9- اقبال سيد بن طاوس طبع سال 1312- در تهران‌

10- تنبيه الخواطر ورام بن أبي فراس طبع سال 1312- در تهران‌

11- توحيد صدوق طبع سال 1375- در تهران‌

12- ثواب الأعمال صدوق طبع سال- در تهران‌

13- خصال صدوق طبع سال- در تهران‌

14- در المنثور سيوطى طبع سال 1374- در تهران‌


صفحه 5

15- روضه كافي طبع- در تهران‌

16- علل الشرايع صدوق طبع سال 1378- در قم‌

17- عيون الأخبار طبع سال 1377- در قم‌

18- فروع كافي كليني طبع سال 1377- در قم‌

19- محاسن برقي طبع سال 1371- در قم‌

20- معاني الأخبار صدوق طبع سال 1379- در تهران‌

21- مناقب آل أبي طالب ابن شهر آشوب طبع سال 1378- در تهران‌

22- من لا يحضره الفقيه صدوق طبع سال 1376- در قم‌

23- نهج البلاغه شريف رضي طبع سال 1376- در مصر

24- اسد الغابه ابن اثير طبع سال 1376- در تهران‌

25- تنقيح المقال مامقاني طبع سال 1350- در نجف‌

26- تهذيب اأسماء و اللغات حافظ محيى الدين طبع سال- در مصر

27- جامع الروات اردبيلي طبع سال 1332- در تهران‌

28- خلاصة تهذيب الكمال حافظ خزرجي طبع سال 1322- در مصر

29- رجال نجاشي طبع سال- در تهران‌

30- روضات الجنات ميرزا محمد باقر موسوي طبع سال 1367- در تهران‌

31- كنى و القاب محدث قمي طبع سال- در صيدا

32- لسان الميزان ابن حجر عسقلاني طبع سال- در حيدر آباد دكن‌

33- رواشح مير داماد طبع سال 1311- در ايران‌

34- قبسات مير داماد طبع سال 1315- در ايران‌

35- رسالة مذهب ارسطو مير داماد چاپ حاشيه قبسات‌

36- اثولجيا مير داماد چاپ حاشيه قبسات‌

37- رسالة حدوث صدر المتألهين طبع سال 1322- در ايران‌

38- شفاء بو علي سينا طبع سال 1303- در ايران‌


صفحه 6

39- شرح تجريد محقق طوسي طبع سال 1367- در قم‌

40- عين اليقين فيض كاشاني طبع سال 1313- در تهران‌

41- مروج الذهب مسعودي طبع سال 1346- در مصر

42- قاموس فيروز آبادي طبع سال 1332- در مصر

43- صحاح جوهري طبع سال 1377- در مصر

44- نهاية ابن اثير طبع سال 1311- در مصر


صفحه 7

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

[ادامه ابواب كليات احوال جهان‌]

(باب چهارم) عرش و كرسى و حاملان آنها

آيات قرآن:

1- البقره (255): فرا دارد كرسيش آسمانها و زمين را.

2- الاعراف (54): سپس استوار شد بر عرش.

3- يونس (3): سپس استوار شد بر عرش و كار پردازى كند، نيست ميانجى جز پس از فرمانش 4- هود (7): و بود عرشش بر آب.

5- الرعد (2): سپس استوار شد بر عرش.

6- طه (5) بخشاينده بر عرش استوار است.

7- المؤمنون (86) بگو كيست پروردگار هفت آسمان و پروردگار عرش بزرگ.

8- الفرقان (59) سپس استوار شد بر عرش، بخشاينده بپرس ازش بآگاهى‌


صفحه 8

9- النمل (26): پروردگار عرش بزرگ.

10- السجده (2): سپس استوار شد بر عرش.

11- المؤمن (4): آنان كه بردارند عرش و هر كه گرد آنست تسبيح گويند بسپاس پروردگارشان و بدو گروند و آمرزش خواهند براى آنان كه گرويدند.

12- الحديد (3): سپس استوار شد بر عرش.

13- الحاقه (17): و بردارند عرش پروردگارت را آن روز بر دوش خود هشت كس.

تفسير:

«فرا گيرد كرسيش آسمانها و زمين را» طبرسى- ره- گفته: در باره آن چند قول است:

1- مقصود اين است كه علمش آسمانها و زمين را فرا دارد، از ابن عباس مجاهد و هم از امام پنجم و ششم:روايت شده است، دانشمندان را كرسيها خوانند چنانچه آنها را اوتاد زمين گويند براى اينكه قوام دين و دنيا بوجود آنها است.

2- مقصود از كرسى در اينجا همان عرش است، از حسن نقل شده براى آنكه بر روى هم تركيب شده است.

3- مقصود: پادشاهى و سلطنت و قدرتست چنانچه گويند: براى اين ديوار يك كرسى بنه يعنى يك ستون.

4- كرسى تختى است فروتر از عرش كه از امام ششم7روايت شده، و قول عطا هم بدان نزديك‌تر است كه گفته: آسمانها و زمين در برابر كرسى جز حلقه انگشترى نيست در بيابانى پهناور، و كرسى در برابر عرش همان حلقه است در برابر بيابان پهناور، و برخى گفته‌اند: آسمانها و زمين همه بر كرسى باشند، و كرسى زير عرش، و عرش بالاى آسمانها، و اصبغ بن نباته روايت كرده كه على7فرمود: آسمانها و زمين و هر چه از آفريده در ميان آنهاست همه درون كرسيند (ج 4 ص 362 مجمع البيان) و حديث را تا آخر كشانده چنانچه در روايت علىّ‌