آفات، و در آن مردم بهم آب بپاشند، و سببش همان سبب غسل است و پس از جم پادشاهان ماه فروردين را همه عيد دانستند و شش بخش نمودند، پنج روز نخست براى ملوك، و دوم براى اشراف و سوم براى خدّام ملوك و چهارم براى اطرافيان و پنجم براى عموم و ششم براى شبانان تا آخر آنچه گفته.
من گويم: همانا اين ياوهها را نقل كردم تا ببرخى خرافاتشان آگاه شوى و در آن تأييد برخى گفتههاى پيش ما بود، و در برخى كتب معتبره يافتم كه جمشيد همه جهان را مالك شد و أقاليم ايران را آباد كرد، و در نوروز يكم فروردين قديم كارش استوار شد و آغاز سال عجم شد و آن زادگاه كيومرث بن عبد اللَّه پسر آدم است.
و نوروز سلطانى آغاز دخول خورشيد است در يكم دقيقه برج حمل كه در عهد عهد ملكشاه سلجوقى مقرّر شد موافق پنجشنبه 9 ماه رمضان سال 471 هجرى قمرى.
و مهرگان روز نيمه مهر ماه است كه فريدون قصد ضحاك كرد و او را در زمين مغرب دستگير كرد و در اين روزش بكوه دماوند زندانى نمود، و بياران خود گفت:
اين كار من مهرجان بان هست. و آن روز مهرگان نام گرفت، و نخست كسى كه رسم مبارك باد را در نوروز و مهرگان نهاد فريدون بود (پايان).
گويم: منجمان در كتب خود روزهاى نحس ماه را از أمير المؤمنين7روايت كردهاند و از ماههاى قديم فرس دانستهاند و آنها، 3، 5-، 13-، 16- 21-، 24 يا 25- هستند كه در اين دو شعر فارسى فراهم شدند.
هفت روز نحس باشد در مهى
زان حذر كن تا نيابى هيچ رنج
سه و پنج و سيزده با شانزده
بيست و يك با بيست و چهار و بيست و پنج
و بسا كه حمل بماههاى عربى شده چنانچه گذشت، و از امام صادق7نحوست برخى روزهاى ماه فرس قديم روايت شده چنانچه خواجه نصير الدين طوسى آن را در اين اشعار سروده.
ز قول جعفر صادق خلاصه سادات
ز ماه فارسيان هفت روز مذموم است
نخست روز و سيم باز پنجم و پس از آن
چه روز سيزدهم روز شانزده شوم است
ديگر ز عشر سيم بيست و يك چه بيست و چهار
چه بيست و پنج كه آن هم بنحس مرقوم است
بجز عبادت كارى مكن در اين ايّام
اگر چه نيك و بدت هم ز رزق مقسومست
بماند بيست و سه روز اى خجسته مختار
كه در عموم حوائج بخير موسوم است
ولى چهارم و هشتم سفر مكن زنهار
كه خوف هلك در اين هر دو نصّ محتوم است
بروز پانزدهم پيش پادشاه مرو
اگر چه سنگ دلش بر تو نيز چون موم است
گريز نيز در اين روز ناپسند آمد
كه ره مخوف و هواى خلاص مسموم است
مكن دوازدهم با كسى مناظرهاى
كه در خصومت اين روز صلح معدوم است
ز روزهاى گزيده همين چهار آنگه
در اين حوائج در سلك نحس منظوم است
و از موسى كليم اللَّه هم روايت كردند كه در ماههاى رومى روزهاى نحسى است هر كه در آنها بجنگ برود كشته شود، هر كه سفر كند بمقصد نرسد، هر كه زناشوئى كند بهره نبرد و آنها 24 روزند، در هر ماهى از سال 2 روز، 10 و 20- از تشرين يكم، 1 و 15- از تشرين دوم، 15 و 17- از كانون يكم، 7 و
14- از كانون دوم، 16 و 17- از شباط، 4 و 20- از آزار، 20 و 3- از نيسان، 6 و 8- از ايار، 3 و 8- از حزيران، 20 و 6- از تموز، 4 و 15- از آب، 1 و 3- از ايلول و در برخى نسخهها 9 و 10- از تشرين يك، 9 و 12- از كانون يك، 2 و 14- از كانون دو، 12 و 16- از شباط 13 و 10- از حزيران، و در برخى 4 و 11- از آب.
8- در مكارم (ج 1 ص 83) از أبى الحسن7فرمود: وامگذار حجامت را در هفتم حزيران و اگر از دستت رفت در چهاردهم.
ابواب فرشتگان
باب بيست و سوم حقيقت فرشتهها، صفات و شئون و اطوار آنها
آيات قرآن: در اين باره
1- البقره (آيه 30- 34) و چون كه پروردگارت بفرشتهها گفت: راستى من در زمين جاىگزين گذارم تا آخر آيات.
67- 68- بگو هر كه دشمن جبرئيل است راستش او است كه بفرمان خدايش آن را بدل تو اندازد مصدّق آنچه پيش تو است و رهبر و مژده براى مؤمنان* هر كه دشمن خدا و فرشتهها و فرستادههاى او است و جبرئيل و ميكائيل راستش خدا دشمن كافرانست، 248- بر مىدارندش فرشتهها.
2- آل عمران (18) گواه است خدا كه نيست شايسته پرستش جز او، و هم فرشتهها و صاحبان دانش.
و فرمود: و فريادش زدند فرشتهها و او ايستاده بود نماز ميخواند در محراب (39).
و فرموده: چون فرشتهها گفتند اى مريم (الآية) (42).
و فرمود: چون فرشتهها گفتند اى مريم راستى خدايت مژده دهد (الآية) (45).
3- الانعام (8- 9) گفتند چرا فرشته بر او فرو نشود اگر فرشته بر او فرو آريم كار بگذرد و مهلت ندارند و اگرش فرشته سازيم بايدش مردى پردازيم بپوشانيمش آنچه ميپوشند.
و فرمود: و او است قاهر بالاى بندههايش و فرستد بر شما نگهبانانى تا چون مرگ يكى از شما رسد فرستادههاى ما او را جان گيرند و كوتاه نيايند (61).
و فرمود: اگر بينى چون كه ستمكاران در فشار مرگند و فرشتهها دستها دراز كرده كه جان بدهيد امروز سزا كشيد عذاب خواركننده بدان چه ناسزا بخدا گفتيد و از آياتش تكبر ورزيديد (93).
و فرمود: آيا انتظارى دارند جز اينكه فرشتهها نزد آنها آيند (158).
4- الانفال (9- 12) من شما را رديف آدم بهزار فرشته كمك كار- تا فرمايد- چون كه وحى كرد پروردگارت بفرشته كه من با شمايم، بر جا داريد آنان كه گرويدند.
5- الرعد (11) پىگيرها دارد از پيش و پس خود كه بفرمان خدا نگهش دارند.
و فرمود: و تسبيح گويد رعد بحمدش و فرشتهها از ترسش.
6- الحجر (8) ما نفرستاديم فرشتهها را جز براستى و مهلت ندارند در اين هنگام.
و فرمود: آگاهشان كن از مهمانان ابراهيم كه بر او درآمدند و گفتند:
درود بر تو (تا آخر داستان) 51- 60.
7- الاسراء (15) بگو اگر در زمين فرشته بودند بآرامى راه ميرفتند البته ميفرستاديم بر آنها فرشتهاى را رسول.
8- مريم (17) فرستاديم باو روح خود را و مجسّم شد برايش آدمى درست.
9- الحج (75) خدا بگزيند از فرشتهها رسولانى و از مردم.
10- الفرقان (21- 24) روزى كه بينند فرشتهها را مژدهاى نيست در آن روز براى بدكاران- تا فرمايد- و روزى كه شكافد آسمان به ابر تيره و فرو شوند فرشتهها پياپى.
11- الاحزاب (9) پس فرستاديم بر آنها بادى و سپاهانى كه نمىديدند آنها را.
12- سبا (40 و 41) و روزى كه همه را فراهم آرد سپس بفرشتهها گويد آيا اينان شما را پرستيدند، گويند: منزهى تو سرپرست مائى در برابر آنها بلكه پرى پرستيدند و بيشترشان بدان گرويدند.
13- فاطر (1) سازنده فرشتهها است رسول پرها دارند دو، دو سه سه چهار چهار فزايد بخلق هر چه خواهد راستى كه خدا بهر چيز توانا است.
14- الصافات (1- 3) سوگند به صف كشندهها صف كشيدنى، و زجركنندگان كه سپس ياد خدا را تلاوت كنند.
و فرمود: از آنها بپرس آيا پروردگارت را دخترانست و آنها را پسران (149- 166) 15- الزمر (75) ببينى فرشتهها را فراگيرد گرد عرش تسبيح گويند به سپاس پروردگارشان.
16- السجده (30- 32) آنان كه گفتند پروردگار ما خدا است و پايدار ماندند فرو شوند برشان فرشتهها نترسيد و اندوه مخوريد و مژده گيريد به بهشتى كه نويد داريد و مائيم دوستانتان در دنيا و آخرت و شما راست در آن هر چه دلخواهتان باشد و هر آنچه بطلبيد* پذيرائى از آمرزنده مهربان.
و فرمود: اگر سر بزرگى كنند، آنان كه نزد پروردگارتند بتسبيحش گويند شب و روز و ملالت ندارند (38).
17- حمعسق (5) فرشتهها تسبيح گويند بسپاس پروردگارشان و آمرزشخواهند براى كسانى كه در زمينند.
18- الزخرف (15- 19) و ساختند برايش از بندههايش جزئى راستى آدمى ناسپاس روشنى است- تا گويد- فرشتهها را كه بندههاى خدايند ماده سازند تا آخر آيه.
و فرمود: اگر خواهيم بجاى شما فرشته در زمين جانشين شما سازيم (60).
19- الذاريات (84)فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً.
20- الحاقه (17) و فرشته بر اطراف آنست.
21- المعارج (4) برآيند فرشتهها و روح بسويش در روزى كه اندازهاش پنجاه هزار سال است.
22- المدثر (30- 31) بر آن نوزده باشند، ياران دوزخ را ننموديم جز فرشتهها و شمارشان را نساختيم جز آزمايش كافران.
23- المرسلات (1- 6)وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً- تا آيه ششم.
24- النبأ (38) روزى كه روح و فرشتهها در صف ايستند، سخن نگويد جز كسى كه خدايش فرمان دهد و درست گويد.
25- النازعات (1- 5)وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً.
26- عبس (16) بدست فرستادهها ..
تفسير
: «و چون پروردگارت گفت» تفسيرش در مجلّد پنجم گذشت، اين آيات بر حالات بسيارى از فرشتهها دلالت دارند «بگو هر كه دشمن جبرئيل است» طبرسى در (ج 1 ص 167) تفسيرش گفته: روايت است كه ابن صوريا و گروهى از يهود فدك نزد پيغمبر6آمدند و چند مسأله پرسيدند و بآنها پاسخ داد، ابن صوريا گفت، يكى مانده اگر پاسخ گفتى بتو بگروم و از تو پيروى كنم، چه فرشتهايست كه آنچه خدا فرو فرستد برايت مىآورد؟ فرمود: جبرئيل، ابن صوريا گفت: او دشمن ما است كار زار و سختى و جنگ فرود آورد، ميكائيل است كه آسانى و
فراوانى آورد، اگر ميكائيل نزد تو آمدى ما بتو گرويديم و خدا اين آيه را فرستاد «او است كه آن را بدل تو اندازد بفرمان خدا» نه از پيش خودش، و آن را بدلش وابست چون پس از فرود آن را حفظ ميكرد و مىفهميد.
«باذن اللَّه» يعنى بفرمان خدا و گفتهاند: يعنى بدانش يا باعلام خدا باو «مصدق هر آنچه برابر او است» از كتابها و موافق آنها «هدايت و بشارت براى مؤمنان» كه جنگ و سخت گرفتن بر كافران در آنست كه آن هدايت و مژده بمؤمنانست «هر كه دشمن خدا و فرشتههايش و رسولانش باشد» دشمنى با خدا انجام مخالفت و نافرمانيست و گفتهاند: دشمنى با دوستان او است «جبرئيل و ميكائيل» را باز گفت براى فضل آنها و براى آنكه يهود نام آنها را برده بودند «خدا دشمن كافرانست» نگفت دشمن آنها است براى آنكه رواست ايمان آرند و دوست شوند (پايان).
ميگويم: تعبير بكافران از آنها بيان اينست كه همين اظهار دشمنى هم كفر است و آيه دليل است كه دوستى فرشتهها واجب و دشمنى آنها كفر است «و گويند چرا فرشته بدو نيايد» طبرسى- ره- در (ج 4 ص 276) مجمع گفته: يعنى تا ما او را ديدار كنيم و باور داريم «و اگر فرو آوريم فرشتهاى» موافق پيشنهادشان باز ايمان نياورند و بايد ريشه كن شوند و اينست معنى قول او «كار بگذرد و مهلت نيابند»، و گفتهاند: يعنى اگر فرشتهاى بصورت خود آيد قيامت برپا شود يا هلاكت بايست گردد.
«و اگرش فرشته سازيم» رسول را تا گواهى دهد برسالت چنانچه خواهند «بايدش او را مردى نمائيم» چون نمىتوانند فرشته را بصورت خودش بنگرند زيرا ديده آدمى از ديدن فرشته خيره شود جز اينكه بصورت جسمانى تاريك مجسم گردد و براى همين است كه فرشتهها بصورت آدمى به پيغمبران فرو شوند و جبرئيل بصورت دحيه كلبى نزد پيغمبر6مىآمد و همچنين خصمانى كه از ديوار محراب نزد داود آمدند، و فرشتگانى كه نزد ابراهيم و لوط آمدند بصورت مهمانان آدمى بودند.