بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 127

و فرمود: و فريادش زدند فرشته‌ها و او ايستاده بود نماز ميخواند در محراب (39).

و فرموده: چون فرشته‌ها گفتند اى مريم (الآية) (42).

و فرمود: چون فرشته‌ها گفتند اى مريم راستى خدايت مژده دهد (الآية) (45).

3- الانعام (8- 9) گفتند چرا فرشته بر او فرو نشود اگر فرشته بر او فرو آريم كار بگذرد و مهلت ندارند و اگرش فرشته سازيم بايدش مردى پردازيم بپوشانيمش آنچه ميپوشند.

و فرمود: و او است قاهر بالاى بنده‌هايش و فرستد بر شما نگهبانانى تا چون مرگ يكى از شما رسد فرستاده‌هاى ما او را جان گيرند و كوتاه نيايند (61).

و فرمود: اگر بينى چون كه ستمكاران در فشار مرگند و فرشته‌ها دستها دراز كرده كه جان بدهيد امروز سزا كشيد عذاب خواركننده بدان چه ناسزا بخدا گفتيد و از آياتش تكبر ورزيديد (93).

و فرمود: آيا انتظارى دارند جز اينكه فرشته‌ها نزد آنها آيند (158).

4- الانفال (9- 12) من شما را رديف آدم بهزار فرشته كمك كار- تا فرمايد- چون كه وحى كرد پروردگارت بفرشته كه من با شمايم، بر جا داريد آنان كه گرويدند.

5- الرعد (11) پى‌گيرها دارد از پيش و پس خود كه بفرمان خدا نگهش دارند.

و فرمود: و تسبيح گويد رعد بحمدش و فرشته‌ها از ترسش.

6- الحجر (8) ما نفرستاديم فرشته‌ها را جز براستى و مهلت ندارند در اين هنگام.

و فرمود: آگاهشان كن از مهمانان ابراهيم كه بر او درآمدند و گفتند:

درود بر تو (تا آخر داستان) 51- 60.


صفحه 128

7- الاسراء (15) بگو اگر در زمين فرشته بودند بآرامى راه ميرفتند البته ميفرستاديم بر آنها فرشته‌اى را رسول.

8- مريم (17) فرستاديم باو روح خود را و مجسّم شد برايش آدمى درست.

9- الحج (75) خدا بگزيند از فرشته‌ها رسولانى و از مردم.

10- الفرقان (21- 24) روزى كه بينند فرشته‌ها را مژده‌اى نيست در آن روز براى بدكاران- تا فرمايد- و روزى كه شكافد آسمان به ابر تيره و فرو شوند فرشته‌ها پياپى.

11- الاحزاب (9) پس فرستاديم بر آنها بادى و سپاهانى كه نمى‌ديدند آنها را.

12- سبا (40 و 41) و روزى كه همه را فراهم آرد سپس بفرشته‌ها گويد آيا اينان شما را پرستيدند، گويند: منزهى تو سرپرست مائى در برابر آنها بلكه پرى پرستيدند و بيشترشان بدان گرويدند.

13- فاطر (1) سازنده فرشته‌ها است رسول پرها دارند دو، دو سه سه چهار چهار فزايد بخلق هر چه خواهد راستى كه خدا بهر چيز توانا است.

14- الصافات (1- 3) سوگند به صف كشنده‌ها صف كشيدنى، و زجركنندگان كه سپس ياد خدا را تلاوت كنند.

و فرمود: از آنها بپرس آيا پروردگارت را دخترانست و آنها را پسران (149- 166) 15- الزمر (75) ببينى فرشته‌ها را فراگيرد گرد عرش تسبيح گويند به سپاس پروردگارشان.

16- السجده (30- 32) آنان كه گفتند پروردگار ما خدا است و پايدار ماندند فرو شوند برشان فرشته‌ها نترسيد و اندوه مخوريد و مژده گيريد به بهشتى كه نويد داريد و مائيم دوستانتان در دنيا و آخرت و شما راست در آن هر چه دلخواهتان باشد و هر آنچه بطلبيد* پذيرائى از آمرزنده مهربان.


صفحه 129

و فرمود: اگر سر بزرگى كنند، آنان كه نزد پروردگارتند بتسبيحش گويند شب و روز و ملالت ندارند (38).

17- حمعسق (5) فرشته‌ها تسبيح گويند بسپاس پروردگارشان و آمرزشخواهند براى كسانى كه در زمينند.

18- الزخرف (15- 19) و ساختند برايش از بنده‌هايش جزئى راستى آدمى ناسپاس روشنى است- تا گويد- فرشته‌ها را كه بنده‌هاى خدايند ماده سازند تا آخر آيه.

و فرمود: اگر خواهيم بجاى شما فرشته در زمين جانشين شما سازيم (60).

19- الذاريات (84)فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً.

20- الحاقه (17) و فرشته بر اطراف آنست.

21- المعارج (4) برآيند فرشته‌ها و روح بسويش در روزى كه اندازه‌اش پنجاه هزار سال است.

22- المدثر (30- 31) بر آن نوزده باشند، ياران دوزخ را ننموديم جز فرشته‌ها و شمارشان را نساختيم جز آزمايش كافران.

23- المرسلات (1- 6)وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً- تا آيه ششم.

24- النبأ (38) روزى كه روح و فرشته‌ها در صف ايستند، سخن نگويد جز كسى كه خدايش فرمان دهد و درست گويد.

25- النازعات (1- 5)وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً.

26- عبس (16) بدست فرستاده‌ها ..

تفسير

: «و چون پروردگارت گفت» تفسيرش در مجلّد پنجم گذشت، اين آيات بر حالات بسيارى از فرشته‌ها دلالت دارند «بگو هر كه دشمن جبرئيل است» طبرسى در (ج 1 ص 167) تفسيرش گفته: روايت است كه ابن صوريا و گروهى از يهود فدك نزد پيغمبر6آمدند و چند مسأله پرسيدند و بآنها پاسخ داد، ابن صوريا گفت، يكى مانده اگر پاسخ گفتى بتو بگروم و از تو پيروى كنم، چه فرشته‌ايست كه آنچه خدا فرو فرستد برايت مى‌آورد؟ فرمود: جبرئيل، ابن صوريا گفت: او دشمن ما است كار زار و سختى و جنگ فرود آورد، ميكائيل است كه آسانى و


صفحه 130

فراوانى آورد، اگر ميكائيل نزد تو آمدى ما بتو گرويديم و خدا اين آيه را فرستاد «او است كه آن را بدل تو اندازد بفرمان خدا» نه از پيش خودش، و آن را بدلش وابست چون پس از فرود آن را حفظ ميكرد و مى‌فهميد.

«باذن اللَّه» يعنى بفرمان خدا و گفته‌اند: يعنى بدانش يا باعلام خدا باو «مصدق هر آنچه برابر او است» از كتابها و موافق آنها «هدايت و بشارت براى مؤمنان» كه جنگ و سخت گرفتن بر كافران در آنست كه آن هدايت و مژده بمؤمنانست «هر كه دشمن خدا و فرشته‌هايش و رسولانش باشد» دشمنى با خدا انجام مخالفت و نافرمانيست و گفته‌اند: دشمنى با دوستان او است «جبرئيل و ميكائيل» را باز گفت براى فضل آنها و براى آنكه يهود نام آنها را برده بودند «خدا دشمن كافرانست» نگفت دشمن آنها است براى آنكه رواست ايمان آرند و دوست شوند (پايان).

ميگويم: تعبير بكافران از آنها بيان اينست كه همين اظهار دشمنى هم كفر است و آيه دليل است كه دوستى فرشته‌ها واجب و دشمنى آنها كفر است «و گويند چرا فرشته بدو نيايد» طبرسى- ره- در (ج 4 ص 276) مجمع گفته: يعنى تا ما او را ديدار كنيم و باور داريم «و اگر فرو آوريم فرشته‌اى» موافق پيشنهادشان باز ايمان نياورند و بايد ريشه كن شوند و اينست معنى قول او «كار بگذرد و مهلت نيابند»، و گفته‌اند: يعنى اگر فرشته‌اى بصورت خود آيد قيامت برپا شود يا هلاكت بايست گردد.

«و اگرش فرشته سازيم» رسول را تا گواهى دهد برسالت چنانچه خواهند «بايدش او را مردى نمائيم» چون نمى‌توانند فرشته را بصورت خودش بنگرند زيرا ديده آدمى از ديدن فرشته خيره شود جز اينكه بصورت جسمانى تاريك مجسم گردد و براى همين است كه فرشته‌ها بصورت آدمى به پيغمبران فرو شوند و جبرئيل بصورت دحيه كلبى نزد پيغمبر6مى‌آمد و همچنين خصمانى كه از ديوار محراب نزد داود آمدند، و فرشتگانى كه نزد ابراهيم و لوط آمدند بصورت مهمانان آدمى بودند.


صفحه 131

لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ‌زجاج گفته: ناتوانان خود را باشتباه ميانداختند در كار پيغمبر6و ميگفتند اين هم يك آدمى است مانند شماها و خدا فرمود: اگر بشر صورتى هم از فرشته‌ها آيد همين اشتباه را دارند، و گفته‌اند اگر فرشته هم آيد جز با انديشه او را نشناسند ولى نينديشند و در اشتباه خود بمانند، و اشتباه را بخود نسبت داد چون بنزول او فرشته‌ها را محقق شود.

و در (جزء 4 ص 313) گفته: در تفسيروَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةًيعنى بفرستد بشما فرشته‌ها كه ديده‌بان كارهاتان باشند و آنها را بشمارند و بنويسند، و اين لطفى است به بنده‌ها چون بدانند كه از پاسبانى گواه دارند و از گناه باز ايستند «توفته» يعنى جان او را بگيرند «رسلنا» يعنى ياوران ملك الموت، از ابن عباس و جز او گفته‌اند بفرمان او ميگيرند و از اين رو جان ستانى را در آيه ديگر «بگو جان شما را ملك الموت ستاند» باو وابسته.

بيضاوى در (ج 1 ص 391) تفسيرش در قول خدا سبحانه گفته «و اگر بنگرى گاهى را كه ستمكاران در فشارهاى مرگند» يعنى در سختيهاى آن «و فرشته‌ها دست درازند» مانند خواستار با اصرار براى ستاندن جانشان يا عذابشان «بر آريد جان خود را» از تن خود با سخت‌گيرى و فشار بدانها يا از عذاب ما خود را رها كنيد (امروز) كه روز مردن است يا تا هميشه «سزا كشيد عذابى خوار» و سخت (پايان).

«از آن او است پى‌گيرها» طبرسى- ره- در (ج 6 ص 280- 281) او كيست؟ مفسران اختلاف دارند بچند وجه.

1- آنست كه «در نهان و عيان گفتار دارد».

2- بخدا برگردد كه داناى نهان و عيانست.

3- به پيغمبر برگردد در قول خدا «همانا توئى بيم دهنده، و در پى‌گيرها چند قول است.

الف: فرشته‌هاى شب و روز كه دنبال هم رفت و آمد دارند و ديده‌بانان كار بنده‌اند و حسن گفته: چهارند كه در نماز سپيده‌دم گرد هم باشند و اينست معناى‌


صفحه 132

قول خدا «راستى خوانده‌شده سپيده دم گواهى شده است، 79 اسرى» و از ائمه ما هم:روايت شده.

ب: فرشته‌هاى نگهبان از مهلكه‌اند تا بمقدّر خود رسد و او را بدان وانهند از على7، گفته‌اند فرشته بر هر آدمى گماشته‌اند و از همه سو او را پاسبانند «نگهش دارند بفرمان خدا» هميشه در گرد او باشند، و گفته‌اند: كار او را نگهبانى كنند تا بميرد و آن را بنويسند، گفته‌اند: او را نگهدارند از هر مهلكه و نابودى و از پرى و آدمى و جانوران ابن عباس گفته: نگهش دارند از آنچه مقدّر او نيست و چون مقدر آيد نگهدارى بسر آيد .. و از كعب است كه: اگر خدا بشما فرشته‌ها نگماشته بود كه دفاع كنند از شما در نوشاك، خوراك، و عورات پرى شما را ميربود (پايان).

رازى در (ج 5 ص 275- 277) تفسيرش گفته: روايت است كه برسول خدا6گفته شد: بمن بگو چند فرشته بهمراه بنده است؟ فرمود:

يكى از راست براى حسنات، و او ناظر بر فرشته سمت چپ است، چون كار نيكى كنى ده برابر نويسد، و چون بد كنى آنكه در چپ است گويد بدان كه بر راست است بنويس، گويد: نه، شايد توبه كند، تا سه بار كه گفت: گويد: چرا مينويسم، خدا ما را از او آسوده كند، چه بد هم‌نشينى است چه كم ملاحظه و شرم از خدا دارد اينست قول خدا تعالى «از او است پى‌گيرها از پيش و پس او».

و فرشته‌اى كه مهارت را دارد و چون براى پروردگارت تواضع كنى تو را بالا برد و اگر تكبّر كنى تو را خرد كند، دو فرشته بر لبان تواند نمازت را نگهدارند، فرشته‌اى بر دهان تو است تا ما را در آن نرود، فرشته‌اى بر ديده تو است و اينان 10 فرشته‌اند براى هر آدمى در شب و در روز و با هم 20 فرشته بر هر آدمى است.

سپس گفته: اگر گفته شود: گماشتن اين فرشته‌ها بر ما چه سودى دارد؟

گوئيم: اين سخن دور از باور نيست چون منجمان گويند: تدبير در هر روزى با اخترى جداگانه است، و هم در هر شبى، و ترديد نيست كه نزد آنها اختران جان‌


صفحه 133

دارند، و اين تدبيرهاى گوناگون از ارواح آنها است، و اين سخن در زبان طلسم‌چيان مشهور است، و از اين رو گويند طبائع كامل بمن خبر دادند، و مقصودشان از طبائع كامل اينست كه هر آدمى را روحى است آسمانى كه مهماتش را اصلاح كند و از او دفع بلا كند، و اينكه مورد اتفاق فيلسوفان قديم و منجمين است چه بعدى دارد كه در شرع آيد.

تحقيق كامل اين مقام اينست كه نفوس بشرى در طبع و گوهر از هم جدايند برخى نيكند و برخى بد، برخى نيرومند و برخى سبك سر و ارواح آسمانى هم چنين باشند گرچه نيرومندترند، هر گروه از ارواح آدمى هم آهنگ يك گروه از ارواح فلكى است و منش و خاصيّت آنها را دارند و گويا زاده آنهايند، بنا بر اين روح آسمانى ياور و رهبر او است بمصالحش و حافظ او از بلاء، اين را محققان فلاسفه گفتند و بنا بر آن ميدانيم آنچه در شرع آمده معقول و پذيرفته همه است و انكارش نشايد اگر گفته شود: اين فرشته‌ها و تسلّط آنها بآدمى زاده چه سودى دارد؟

گوئيم: چند وجه دارد.

1- شيطان آدميزاده را بشرّ و گناه ميكشاند و اين فرشته‌ها در برابر او را بخير و طاعت.

2- مجاهد گفته: هيچ بنده خدا نباشد جز اينكه فرشته گماشته است و او را از پرى، آدمى و جانوران نگه مى‌دارد.

3- مى‌بينيم كه بسا خاطره‌اى بدل ما آيد و سببى ندارد، و بعد معلوم مى‌شود كه سبب مصلحتى بوده و بسا كشف شود كه سبب، بلاء يا گناه و تباهى بوده، و آن داعى نخست از فرشته رهبر است و آن دومى از شيطان گمراه‌كننده.

4- چون آدمى بداند فرشته كردار او را آمار ميكند و با او است بيشتر از گناه حذر ميكند چنانچه با حضور مرد محترمى شرم ميكند و گناه نميكند بويژه كه بداند گناه او را مينويسند.

اگر گفته شود چه سودى دارد نوشتن كردار بنده‌ها؟


صفحه 134

گوئيم در اينجا دو مقام است.

الف: نوشته بمعنى معروف، متكلّمان گويند: فائده اين نامه‌ها وزن آنها است، اگر كفه طاعت سنگين‌تر باشد مردم بدانند اهل بهشت است و برعكس قاضى گفته: اين دور است، زيرا ادله دلالت دارد كه هر كس در حال احتضار ميفهمد از سعداء است يا اشقياء و اين شناخت نياز به ترازو ندارد و پاسخ داده كه بسا اطلاع مردم بر حال او مايه مزيد شاديست در نيكان و عكس آن در بدكاران.

ب: حكماء اسلام گويند نوشتن نقشى است براى بيان يك معنا وضع شده، و نقشى كه خود بخود دلالت بر اعيان معانى كند اقوى است و چون آدمى بارها پى در پى كارى كند ملكه‌اى پايدار در نهادش پديدار شود، و اگر آن سعادت بار باشد از نظر روحانى پس از مرگ بدان شاد است و خرّم و چون تكرار كار وسيله آنست هر بار اثرى در حصول آن دارد گرچه محسوس نباشد و از اينجا روشن شد كه هر چشم بهم‌زدن و حركت و سكون در گوهر جان آدمى اثرى دارد براى سعادت يا شقاوت كم باشد يا بيش و منظور از نوشتن أعمال نزد اينان همين است و اللَّه العالم بحقائق الامور ما سخن او را آورديم تا به تحريفات فلاسفه آگاه شوى و بتاويلى كه از آيات و اخبار كنند كه جز تو هم و استبعاد و بى‌اعتنائى بكلام صاحب شريعت وجهى ندارد توجه بكنى.

«و روزى كه همه را محشور سازيم» يعنى ديگر پرستان خدا را با معبودانشان «آيا اينان شما را پرستيدند» بطور انكار تا بر خلاف آن اقرار كنند «گويند منزهى تو» از اينكه جز تو پرستش شود «توئى ياور ما» و سرپرست ما نه اين كافران ما راضى نبوديم كه ما را بپرستند «آنها جن را پرستيدند» يعنى ابليس و نژادش را كه پيرو دعوت آنان شدند در پرستش فرشته‌ها و جز آنها «بيشترشان بدانها مؤمن بودند» و ديوها را راستگو دانستند و فرمانبر آنها بودند.

«سازنده فرشته‌ها رسولان» طبرسى- ره- در (ج 8 ص 400) مجمع‌