بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 169

بيان: ... طيّبى در شرح اين حديث گفته: دوست دارم درختى باشم، بسخن ابى ذر بهتر ماند، زيرا پيغمبر خداشناستر از اين است كه آرزوى حالى كند پست‌تر از آنچه دارد.

و من گويم: اين اظهار ترس از خدا است و منافى قرب بخدا نيست بلكه مؤيّد آنست «همانا ترسند از خدا علماء».

70- درّ منثور (ج 6 ص 322) از ابن عباس كه خدا نهاده بر آدميزاده دو نگهبان در شب، و دو نگهبان در روز، عمل او را حفظ كنند و اثر او را بنويسند.

71- و از ابن عباس است كه رسول خدا6فرمود: خدا شما را نهى كرد برهنه شويد، شرم كنيد از فرشته‌ها كه با شمايند و كرام كاتبين هستند و از شما جدا نشوند مگر در سه حاجت، غائط، جنابت، غسل.

72- و از مردى از بنى تميم، گفت ما نزد ابى عوام بوديم، اين آيه را خواندعَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَبر آنست نوزده 21- المدثر» الفا؟ گفتم: نه بلكه 19 فرشته، گفت تو كجا اين را دانستى؟ گفتم: چون خدا ميفرمايد: «و نساختيم شماره آنها را جز آزمايش براى آنان كه كافر شدند» گفت: راست گفتى آنها 19 فرشته‌اند و بدست هر فرشته عموديست از آهن كه دو پره دارد، و با هر ضربت 70 هزار را فرو برد، ميانه دو شانه هر فرشته چنين و چنان است.

73- از ابى سعيد خدرى كه رسول خدا6براى آنها از شب معراج باز گفت، فرمود من و جبرئيل بآسمان دنيا برآمديم و بناگاه فرشته‌اى بنام اسماعيل كه سرپرست آنست ديدم كه برابرش 70 هزار فرشته بودند و با هر فرشته 100 هزار سپاه و اين آيه را خواند «و نداند سپاههاى پروردگارت را جز او 32- المدثر» (ج 1 ص 284 درّ منثور).

74- (ج 6 ص 275- درّ منثور) و از ابن عباس كه نفرستاده خدا بر پيغمبرش چيزى از قرآن جز بهمراه چهار فرشته نگهبان كه آن را حفظ كردند تا به‌


صفحه 170

پيغمبر رساندند، سپس اين را خواند «داناى نهانست و مطلع نكند بر نهان خود كسى را جز رسولى كه به پسندد و البته براه اندازد از پيش و از پس او ديده به آنها، 28- الجن» يعنى چهار فرشته «تا بداند كه رسالات پروردگارش را رسانده‌اند».

75- (...) و از سعيد بن جبير در قول خدا «البته او براه اندازد از پيش او و از پس او ديده‌بان» گفت: چهار نگهبان با جبرئيل تا بداند محمّد كه رسالات پروردگارشان را رسانند، گفت: جبرئيل قرآن را نياورد جز با او چهار فرشته نگهبان بودند 76- (.. ص 276) از ضحّاك بن مزاحم در قول خدا «جز رسولى كه پسندد و البته براه اندازد از پيش او و از پس او ديده‌بان» گفت: چون نزد پيغمبر فرشته مى‌آمد فرشته‌هائى از پيش و پس او مى‌آمدند تا نگذارند شيطان بصورت فرشته درآيد.

77- (ج 5 ص 275 درّ منثور) از ابن عباس در تفسير قول خدا «جز رسولى كه پسنديد و البته براه اندازد از پيش او و پس او ديده‌بان» گفت: فرشته‌هاى پى‌گير بودند كه پيغمبر را از شياطين حفظ ميكردند تا بر او روشن شود وضع آنكه بر او فرستاده شده.

78- (.. ص 292): و از سعيد بن جبير «و نيست از ما جز آنكه مقام معلومى دارد، 145- الصافات» گفت: فرشته‌هايند، در آسمان جايى نيست جز آنكه در آن فرشته‌ايست بسجده يا ايستاده تا قيامت.

79- (.. ص 292) از علاء بن سعد كه روزى رسول خدا به همنشينانش فرمود:

آسمان ناليد و سزد كه بنالد جاى پائى در آن نيست مگر آنكه فرشته‌اى در ركوع است يا سجود، سپس خواندوَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ، وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ‌- الصافات.

80- از مجاهد،وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ‌گفت: ناليد آسمان و سرزنش ندارد كه بنالد بر آن يك وجب نيست جز فرشته‌اى پيشانى نهاده يا دو


صفحه 171

گام بر آن دارد.

81- ترجمه آن در شماره 69 گذشت.

82- (.. ص 293) از حكيم بن حزام كه نزد رسول خدا6بوديم، فرمود ميشنويد آنچه شنوم؟ گفتيم: يا رسول اللَّه چه شنوى؟ فرمود: ناله آسمان، و سرزنش ندارد كه بنالد، در آن جاى پائى نيست جز فرشته‌اى راكع است يا ساجد.

83- در فردوس الاخبار: از سعد بن معاذ كه پيغمبر فرمود: با خلال دهان خود را پاك كنيد كه جاى دو فرشته نگهبان و نويسنده است و راستى مدادشان آب دهن است و قلمشان زبان، و چيزى سخت‌تر بر آنها نيست از مانده خوراك در ميان دهن.

84- در سعد السعود: پس از ذكر دو فرشته گماشته ببنده گفت: در روايتى است كه بام و شام كه ميخواهند فرو آيند، اسرافيل كار بنده را از لوح محفوظ نسخه بردارد و بدانها دهد، و چون بام و شام برگردد بدفتر مربوط بهر بنده اسرافيل آن را مقابله كند با نسخه اصل تا روشن شود كه برابر آنست.

تكمله‌ايست [در مورد حقيقت و صفات فرشته‌ها]

بدان كه همه اماميه و مسلمانان جز اندكى فيلسوف مآب مسلمان نما كه مايه ويرانى اصول و عقائدند اتفاق دارند بر اينكه فرشته‌ها هستند و جسمى لطيف و نورانى و بالدارند دو تا و سه تا و چهار و بيشتر، و بخواست خدا طبق مصلحت ميتوانند بهر شكلى درآيند، بالا روند و فرو آيند و پيغمبران و اوصياء آنها را بينند، و مجرّد دانستن و تعبير از آنها به عقول و نفوس فلكى و قواى طبيعت و تأويل آيات بسيار و اخبار متواتره در باره آنها باعتماد بر شبهه‌هاى سست و استبعاد و هم انحراف از راه راست و پيروى از نادانان و كوردلانست.

محقق دوانى در شرح عقائد گفته: فرشته‌ها اجسامى لطيف و توانا بر تشكلات مختلفند، شارح مقاصد گفته آنچه از كتاب و سنت برآيد و عقيده أكثر ملّت است اينست كه فرشته‌ها جسمى لطيف و نورانى قادر بظهور در اشكال مختلفند، علم و قدرت‌


صفحه 172

بر كارهاى سخت دارند، كارشان طاعت است و جايشان آسمانها، رسولان وحى خدايند بر پيغمبران و امناى آنند. شبانه روز تسبيح خوانند و وانگيرند، گناه خدا را در آنچه فرمايد نكنند، هر آنچه فرمان دارند انجام دهند[1].

و گفته: فرشته‌ها نزد فلاسفه عقول مجرده و نفوس فلكيه‌اند، و آنها كه هيچ ارتباطى با اجسام ندارند كروبيين نام دارند و طلسم‌چيان معتقدند هر فلكى روحى كلى دارد كه سرپرست او است و ارواح بسيارى از آن پراكنده شود، مثل اينكه عرش كه بزرگترين فلك است روحى دارد كه در همه درونيهاى آن اثر كند و از آن ارواح بسيارى برآيند كه با اجزاء عرش و اطرافش مربوطند چنانچه نفس ناطقه سرپرست تن است و قواى طبيعى و حيوانى و نفسانى دارد باعتبار هر عضوى و بدين معنا است قول خدا «روزى كه برخيزد روح و فرشته در صف، 28- النبأ» و قول خدا «ببينى فرشته‌ها را فراگيرند در گرد عرش بتسبيح و سپاس پروردگارشان 75- الزمر» و چنين‌اند فلكهاى ديگر.

و براى هر درجه روحى دانند كه اثرش هنگام ورود خورشيد بدان ظاهر شود، و همچنان براى همه روزها و ساعتها و درياها و كوهها و بيابانها و آباديها و انواع گياهها و جانداران و جز آن كه در زبان شرع هم آمده، فرشته ارزاق، فرشته درياها، فرشته بارانها، ملك الموت، و جز آن، و خلاصه چنانچه هر تن‌

[1]عقيده متكلمين اينست كه فرشته جسم لطيف قابل هر شكلى است و اماميه بدين معتقدند، ولى فلاسفه اسلام براى هم آهنگى با مباحث فلسفه فرشته‌ها را عقول مجرده و نفوس فلكيه دانند چنانچه آسمانها و عرش و كرسى را نه فلك دانند كه علم امروز آن را باطل ساخته ولى نبايد آنها را متعمد به مخالفت با دين دانست با اينكه در تحكيم مبانى دين كوشيدند و ديگران هم دچار خطاهاى بيشترى هستند با اينكه دليلى بر انكار فرشته‌هاى جسمانى هم ندارند بطور مطلق و اجماعى هم از امت و اماميه نيست كه همه فرشته‌ها جسم باشند( از پاورقى ص 203).


صفحه 173

را نفس سرپرستى است هر نوعى از انواع بلكه هر صنفى را روح سرپرستى است بعقيده آنها كه طبائع نام دارند، طبائع تام آن نوع كه از آفات و ترسها نگهش دارند، و أثرش در نوع چون اثر نفس انسانى در شخص ظاهر شود (پايان) رازى در (ج 1 ص 276- 280) تفسيرش گفته: ميان عقلا خلاف نيست كه درجه اشرف عالم بالا وجود فرشته‌ها است چنانچه اشرف عالم خاكى وجود آدمى است جز اينكه در ماهيت و حقيقت فرشته اختلاف است و چند قول دارد.

1- فرشته مكان دارد و جسمى است لطيف چون هوا و باشكال مختلف درآيد و در آسمانها است و اين قول اكثر مسلمانانست.

2- طوائفى از بت‌پرستها گويند فرشته‌ها همان اختران سعد و نحسند كه بنظر آنها زنده‌اند و ناطق و سعد آنها فرشته‌هاى رحمتند و نحسشان فرشته‌هاى عذاب.

3- گبران و ثنويه گويند: اين جهان دو ريشه ازلى دارد كه نورند و ظلمت و هر دو جوهر و شفاف و حساس و مختار و توانا هستند و نفس و صورت و كار و تدبيرشان ضد هم است، جوهر نور خوب و خيرمند، پاك، خوشبو، كريم النفس است شادى آور و بى‌زيان، سودمند و بى‌دريغ، زنده كن و بى‌مرگ و جوهر ظلمت بر ضد آنست، از جوهر نور اولياء زايند نه به زناشوئى بلكه بتابش چون پرتو از نور بخش و آن اولياء فرشته‌هايند و جوهر ظلمت دشمن زايد كه ديوانند نه بزناشوئى بلكه چون برآمدن سفاهت از سفيه و بنا بر اين گفته‌ها و فرشته‌ها موجودات مكانى و جسمانيند.

4- فرشته‌ها موجوداتى خود دارند ولى لامكان و بى‌جسم و در حقيقت نفوس ناطقه‌اند كه جدا از پيكرند و اگر پاك و خالص و خيرمندند فرشته‌اند و اگر پليد و تيره‌اند ديوند.

5- قول فلاسفه است كه: جوهر خوددار لامكانند و در ماهيت از نفوس ناطقه بشريه جدايند و از آنها نيرومندتر و داناترند و چون خورشيدند كه نفوس‌


صفحه 174

آدميان پرتوى از آنند و دو درجه دارند يكم وابسته باجرام فلكى چون نفوس آدمى كه وابسته به تن آنها است دوم بالاتر از اينكه سرپرست فلك باشند و اختران چون نفوس ما نسبت به ابدان بلكه غرق در شناخت خدا و دوستى اويند و در كار پرستش او و فرمانبردارى او، و اينان فرشته‌هاى مقرب باشند و نسبت آنها بدسته يكم چون نسبت دسته يكم است بنفوس ناطقه آدميان.

و اين دو قسم مورد اتفاق فلاسفه‌اند، و برخى فرشته‌ها را بانواع ديگر معتقدند نيز كه فرشته‌هاى سرپرست احوال جهان خاكى باشند و آنها را فرشته‌هاى زمينى نامند و اگر خيرمند باشند فرشته باشند و اگر بد باشند و زيانبخش ديوان و شياطين باشند و دانشمندان اختلاف دارند كه دليل وجود فرشته عقلى است يا منحصر بدليل شرع است و فلاسفه بر قول اولند.

گويم: برخى دلائل آنها را ذكر كرده و گفته: در برخى كتب تذكير ديدم چون پيغمبر6بمعراج رفت در يك جا فرشته‌ها را بوضع بازارگردانان ديد كه در برابر هم بودند، پرسيد اينها كجا ميروند؟ جبرئيل گفت: نميدانم جز اينكه از روزى كه آفريده شدم آنها را بينم و هر كدام را پيش ديدم پس از آن نديدم، و از يكيشان پرسيدند از كى آفريده شدى؟ گفت نميدانم جز اينكه خدا تعالى در هر 400 هزار سال اخترى آفريند، از آنگاه كه مرا آفريده 400 هزار كوكب آفريده.

سپس گفته: بدان كه خدا در قرآن اصناف و اوصاف فرشته‌ها را ذكر كرده اما اصناف آنها.

1- حاملان عرش «و بر ميدارند عرش پروردگارت را تا آخر آيه، 17- الحاقه.

2- فراگيرنده‌ها گرد عرش «ببينى فرشته‌ها را فراگير گرد عرش تا آخر آيه (75- الزمر).

3- بزرگان فرشته‌ها چون جبرئيل و ميكائيل كه خدا فرموده «جبرئيل و


صفحه 175

ميكائيل، 98- البقره، و جبرئيل را بچند چيز وصف كرده.

يكم: وحى آور بانبياء «فرو آورد او را روح الأمين، 193- الشعراء.

دوم: اينكه او را بميكائيل مقدم داشته.

سوم: او را دوم خود نام برده «راستى خدا مولاى او است و جبرئيل 40- التحريم).

چهارم: او را روح القدس ناميده.

پنجم: يار دوستان خدا است و مقهور ساز دشمنان او با هزارها فرشته نشان دار.

ششم: باو شش لقب داده «راستى كه او رسولى است كريم- تا فرموده- امين 19- 21- التكوير، و يكى از آنها هم اسرافيل صاحب صور و ديگر عزرائيل قابض ارواح است كه ياورانى دارد.

4- فرشته‌هاى بهشت «و فرشته‌ها از هر در بر آنها درآيند تا آخر آيه، 33- الرعد».

5- فرشته‌هاى دوزخ «بر آنست نوزده و ننهاديم ياران دوزخ را جز فرشته‌ها 30- 31- المدثر» و رئيس آنها مالك است «اى مالك حكم كند در باره ما پروردگارت 77- الزخرف» و نام همه «زبانيه است» «البته بخوانيم زبانيه را، 18- العلق».

6- فرشته‌هاى گماشته بآدميزاده كه فرموده «از راست و از چپ نشسته‌ايست لفظى نگويد جز اينكه نزد او رقيب و عتيدند، 17- ق» و قول خدا «از او است پى‌گيرها تا آخر آيه، 11- الرعد» و قول او «و ميفرستد بر شما نگهبان، 61- الانعام».

7- گماشته‌هاى باحوال اين جهان‌وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا،1- الصّافات و قول اوفَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً، 5- النازعات و از ابن عباس است كه: براى خدا فرشته‌ها است جز حافظان كه نويسند هر برگى از درخت افتد، و چون يكى از شما در بيابانى‌


صفحه 176

درمانده شد، فرياد زند: كمك كنيد اى بندگان خدا.

اما اوصاف ملائكه از چند وجه است.

1- رسولان خدايند «سازنده است فرشته‌ها را رسولان، 1- الفاطر» و قول او «خدا برگزيند از فرشته‌ها رسولان، 75- الحج».

2- قربى از شرافت بخدا دارند و همانست مقصود از قول خدا «و آنان كه نزد اويند تكبّر نورزند، 19- الأنبياء» و قول خدا «بلكه بنده‌هائى ارجمندند 26- الأنبياء».

3- وصف فرمان‌برى آنها از چند راه.

يكم: حكايت خدا از آنان «ما تسبيح خوانيم بسپاست و تقديس كنيم برايت 30- البقره» و اينكه گفته‌اند «و راستى كه ما در صف باشيم، و راستى كه تسبيح‌كننده‌ايم، 665- 166- الصافات» و خدا آنها را در اين دروغگو نشمرده.

دوم: پيشتازى آنها بانجام فرمان خدا كه فرموده «بيدرنگ فرشته‌ها همه سجده كردند 37- ص».

سوم: كارى جز بفرمان و غدقن او نكنند كه فرمود «در گفته بر او پيشى نگيرند و بفرمان او كار كنند، 27- الأنبياء».

چهارم: وصف نيروى آنها از چند راه.

يكم: اينكه حامل عرشند و هشت از آنها عرش را بردارند با اينكه كرسى در آنست و از عرش كوچكتر است و خود بزرگتر از هفت آسمانست چون خدا فرمايد «فرا دارد كرسيش آسمانها و زمين را، 255- البقرة».

دوم: اينكه بلندى عرش تا آنجا است كه وهم بدان نرسد و دليلش قول خدا تعالى است «برآيند فرشته‌ها و روح بسوى او در روزى كه 50 هزار سال است» و آنان نيروئى دارند كه در يك لحظه از آن فرودآيند.

سوم: قول خدا «و دميده شود در صور تا آخر آيه، 51- يس» و نيروى صاحب صور تا آنجا است كه بيك دميدن هر آنچه در آسمانها و زمين است بيجان‌