فائده، در طبقات هوا و عناصر ديگر
ميان حكماء خلاف است، خواجه نصير در تذكره گفته طبقات عناصر هشت است.
1- طبقه آتش صرف.
2- طبقه مخلوط از آتش و هواى سوزان كه دودهاى برآمده از زمين در آن نابود شدند، و ستارههاى دنباله دار و تير شهاب و مانند آن از ستونهاى سوزان و شاخ دار در آن پديد شوند، و بسا كه بهمراه فلك اعظم بچرخند[1].
3- طبقه هواى حارّ كه در آن شهابها پديد آيند.
4- طبقه زمهرير سرد كه منشأ پيدايش ابر و رعد و برق و صاعقه است.
5- هواى گرم و درهم مجاور زمين و آب.
6- طبقه آب كه مقدارى از كره آن باز است و زمين خشك پيدا است بعنايت خداوند براى آنكه مسكن جانداران نفس كش باشد.
7- طبقه زمين آميخته با ديگر عناصر كه در آن كوه و معدن و بسيارى از گياهان و جانوران پديد آيند.
8- طبقه زمين صرف گرد مركز، برخى، نُه شمردهاند.
9- طبقه گل كه خاك مخلوط بآبست و نهم طبقه خاك صرف.
برخى 7- شمرده يكم طبقه آتش خالص و 5 طبقه زير آن و طبقه خاك خالص و گفتهاند 7 طبقه چنين است 1- طبقه آتش خالص 2 طبقه آب و 3 طبقه از زمين و 2 طبقه هواء.
يكى هواء خالص لطيف كه آلوده ببخار و دود كه از زمين و آب برآيند
[1]يكى از اشتباهات بزرگ حكماء و دانشمندان يونانى كه هزارها سال بشر را بدنبال خود كشانيد و بر اين اشتباه صدها اشتباه ديگر مترتب گرديد اعتقاد بود كره آتش زير فلك ماه بوده كه با رفتن كشتى فضائى تا ماه معلوم شد نه آتشى وجود دارد و نه فلكى بدان معنا كه گفتهاند( شرح مترجم)
نيست براى اينكه اين تأثيرات اندازهاى دارد كه از آن تجاوز نكنند و آن هر سوى زمين 50 ميل و اندكى است در حدود 19 فرسخ و از آنجا تا اثير هواء خالص است كه زلال است و نور و ظلمت و رنگ نپذيرد مانند افلاك.
دوم هواء در هم با اجزاء زير زمين و آب كه دود و بخار است، و شكل اين طبقه از هواء چون كرهايست گرد زمين و آب كه مركزش همانست و سطح زبرينش از هر سو مساويست در ارتفاع و كم و بيش ندارد چون كره است ولى اختلاف دارد در قوام خود زيرا نزديكترش بزمين درهمتر است از دورتر چون لطيفتر بيشتر بالا رود از درهمتر ولى درهم بودنش تا آنجا نيست كه پرده پس از خود گردد و مانع ديد آن باشد.
اين كره را كره بخار نامند و جهان نسيم چون وزش بادها از آنست و هواى بالاتر خالص و آرام است و جنبشى ندارد، و كره شب و روز هم نام دارد زيرا روشنى روز و تاريكى شب در آن نمودارند نه در هواى خالص.
و يكى از محققان آنها گفته: بهتر اينست كه عناصر را هفت طبقه دانيم باين ترتيب 1- آتش خالص 2 هواى خالص بىدود 3 هوا: با دود و بىبخار كه در بالايش جرقهها و مانند آن پديد گردند و در زيرش تيرهاى شهاب 4- طبقه هواء با بخار كه بسيار سرد است و آن طبقه زمهريريه است كه در آن ابر و رعد و برق و صاعقه پديد شوند 5- طبقه هواء درهم مجاور زمين و آب 6- طبقه آب 7- طبقه زمين.
و اين ترتيب را برخى پسنديدند در تفسير قول خدا تعالى «خدائى كه آفريد هفت آسمان و از زمين بمانند آن، 12- الطلاق» بنا بر اينكه مقصود از زمين جز آسمانها و ما فيها است.
و گفتند: كبودى كه مردم گمانبرند رنگ آسمانست نموديست در كره بخار هوا براى آنكه چون هواى لطيفتر بيشتر از درهمتر بالا ميرود آن قسمتى كه نزديك روى كره بخار است كمتر روشنىپذير است از قسمت زيرين و تاريك مينمايد
و بيننده چون در كره بخار نگاه كند رنگى ميان تاريكى و روشنى بيند، يا براى اينكه كره بخار هميشه در درخشش اخترانست و آنچه در پس آنست، و چون پرتو پذير نيست بديد ما تاريكى نما است و از پس اجزاء نورپذير هوا رنگى ميان روشنى و تاريكى نشان ميدهد كه رنگ لاجورد است، چنانچه اگر از پشت آينه سرخ جسم سبزى را بنگريم بنفس نمايد كه تركيبى از سرخ و سبز است.
و رنگ لاجوردى براى چشم از همه رنگها بهتر است و ظهورش برابر چشمها يك لطف خداداد است تا بينندگان از نگاه بآسمان لذت برند و چشمشان نيرو گيرد چنانچه عقلشان از انديشه در آن لذت معنويه برد.
گويم: اينها است كه بگمان پردازى در باره آن گفتهاند، و خدا بحقائق آفريدههاش داناتر است و حجج گرامش:.
باب بيست و هشتم ابر، باران، شهاب، برق، صاعقه، قوس و پديدههاى ديگر فضا
آيات قرآن مجيد:
1- البقره (22) آنكه زمين را بستر ساخت و آسمان را خانه و از آسمان آب فرو آورد و از آن ميوهها برآورد تا روزى شما باشند، براى خدا همتا نگيريد دانسته، و فرمود (64) راستى در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز و كشتى روان در دريا بسود مردمان و آنچه فرو آرد خدا از آب آسمان و زنده كند بدان زمين مرده را البته نشانهها است براى مردم خردمند.
2- الانعام (99) و او است كه فرو آورد از آسمان آب و برآورديم بدان گياه هر چيز را.
3- الاعراف (57) و او است كه فرستاد بادها را مژده آر پيش از رحمتش تا چون بر دوش گرفتند ابرهاى سنگين آنها را بشهر مرده رانديم و از آن آب فرو آورديم و بدان از هر ميوه برآورديم، چنين برآريم مردهها را شايد شما يادآور شويد.
4- الرّعد (12- 13) او است كه بشما نمايد برق را براى ترس و طمع و
و پديد كند ابرهاى سنگين و تسبيح گويد بحمدش رعد و از ترسش فرشتهها و بفرستد صاعقهها و برساند بهر كه خواهد، و آنان در باره خدا ستيزه دارند و او است نيرومند و سخت كيفر.
5- ابراهيم (32) فرو آورد از آسمان آب و برآورد از آن ميوهها براى روزى شما.
6- الحجر (18) جز آنكه بدزدد بگوش خود و بدنبال او باشد شهابى روشن و فرمايد (31- 32) نيست چيزى جز آنكه گنجينههايش در بر ما است و ما از آن فرو نياريم جز باندازه معلوم* و فرستاديم بادها را آبستن كن پس فرو آورديم از آسمان آبى و بشما نوشانديم و شما خزانه دار آن نباشيد.
7- النحل (10) و او است كه فرو آورد از آسمان آب براى شما از آن نوش داريد و از آن درختى كه در آن بچرانيد* و فرموده (65) و خدا فرو آرد از آسمان آب و زنده كند بدان زمين كه مرده، البته در آن نشانه است براى مردم شنوا.
8- الحج (5) بينى زمين را پوسيده و چون فرو آريم بر آن باران بجنبد و برآيد و بگياهد از هر جفتى خرّم، و فرموده (63) آيا نبينى كه خدا فرو آرد از آسمان آب و بگردد زمين سبز راستى خدا لطيف است و آگاه.
9- المؤمنون (18- 19) و فرو آورديم از آسمان آب باندازه و جايش داديم در زمين و ما ببردنش توانائيم* و برآورديم بدان برايتان بوستان از نخل و تاك كه براى شما ميوههاى فراوان دارند، و از آنها ميخوريد.
10- النور (43- 44) نبينى خدا براند ابر را سپس بپيوندد ميانشان و آنگه آن را درهم و تار سازد و بينى كه باران از آن تراود و فرو آرد از آسمان كوهها از تگرگ و بزند بدان هر كه را خواهد و بگرداندش از هر كه خواهد، بسا كه روشنى برقش ديدهها را بربايد، بگرداند خدا شب و روز را راستى در اين البته عبرتيست
براى چشم داران.
11- الفرقان (48- 50) و او است كه ميفرستد بادها را مژده پيش از رحمتش و فرستاديم از آسمان آب پاككننده تا زنده كنيم شهرى مرده را و بنوشانيم آن را بدان چه آفريديم از آدميان و چهارپايان بسيار و البته گردانديم آن را ميان آنها تا يادآور شوند و نخواستند بيشتر مردم جز ناسپاسى.
12- النمل (60- 64) و فروآرد برايتان از آسمان آب و رويانديم بدان باغهاى خرّم كه شما را نميرسيد درختش را برويانيد آيا معبودى با خدا است- تا فرموده- و كى روزى دهد شما را از آسمان و زمين.
13- العنكبوت (63) اگر از آنها بپرسى چه كسى فرو آورد از آسمان آب و زمين مرده را بدان زنده كرد البته گويند خدا.
14- الروم (26) و از آياتش نمود بشما برق را براى خوف و طمع و فرو آورد از آسمان آب و زنده كرد بدان زمين مرده را راستى در آن نشانهها است براى مردمى كه تعقل ميكنند، و فرمود (48- 51) خدا كه ميفرستد بادها را پس برانگيزد ابر را و پهن كندش در آسمان هر گونه خواهد و آن را درهم سازد و بينى كه باران از روزنههايش برآيد و چون برساندش بهر كه خواهد از بندههايش بناگاه آنها خوشدل شوند* و اگر چه بودند پيش از آنكه بر آنها فرو آيد در اشتباه* بنگر بآثار رحمت خدا چگونه زنده كند زمين را كه مرده راستى كه او البته زنده كن مردهها است و او بر هر چيز توانا است* و اگر فرستاديم بادى و ديدند آن را زردكننده بگردند پس از آن كافر.
15- لقمان (10) و فرو آورديم از آسمان باران و رويانديم در آن از هر نوع ارجمند.
16- فاطر (9) و خدا كه فرستاد بادها را و برانگيختند ابر را و رانديمش تا شهر مرده و زندهاش كرديم پس از مردنش چنين است قيامت.
17- الصافات (10) جز آنكه نهانى برگيرد و بدنبالش آمده شهابى سوراخ كن.
18- الزمر (21) نبينى خدا از آسمان فرود آورد آبى و روانش كرد در چشمههاى زمين سپس برآورد بدان زراعتى چند رنگ، سپس برجهيد تا ديدى آن را زرد شده و آنگه هيزمش كند راستى در آن ياديست براى خرد داران.
19- المؤمن (13) او است كه نمايد بشما آياتش را و فرو فرستد از آسمان روزى.
20- الشورى (28) او است كه فرو آرد باران پس از آنكه نوميد شديد و پراكند رحمتش را و او است ولىّ و حميد.
21- الزخرف (11) و آنكه فرو آورد از آسمان آب باندازه و زنده كرديم بدان شهرى مرده را چنين برآئيد.
22- الجاثيه (5) و اختلاف شب و روز و آنچه فرو فرستد از آسمان از روزى و زنده كند زمين را بدان پس از آنكه مرده و گردش بادها نشانهها است براى مردمى كه تعقل كنند.
23- ق (9- 11) و فرو آورديم از آسمان آبى مبارك و رويانديم بدان باغها و دانه درو شده و نخلهاى بلند كه گل بر هم چيده دارند* روزى براى بندهها و زنده كرديم بدان شهرى مرده را چنين است برآمدن از گور.
24- الذاريات (1- 4) سوگند به پراكنندهها، روانهها بآسانى، پس بخش كن كارها.
25- القمر (11) گشوديم درهاى آسمان را ببارانى سيل آسا.
26- الواقعه (68- 70) آيا بنگريد آبى كه نوشيد آيا شما آن را از ابر فرو آريد يا ما فرو آورندهايم* اگر خواهيم آن را تلخ سازيم آيا نبايد كه شكر كنيد؟ 27- الجن (8- 16) و ما سائيديم آسمان را و يافتيم پر شده از پاسبانهاى
سخت و از شهابها* و بوديم كه نشستيم براى گوشگيرى از آن و هر كه اكنون گوش گيرد بيابد شهابى را ديدهبان- تا گفته خدا- و اگر استوار بودند بر راه البته نوشانيم بآنها آب فراوان.
تفسير
: «و فرو فرستاديم از آسمان آب» بيضاوى گفته: ميوه از قدرت و خواست خدا است ولى آب مخلوط با خاك را سبب برآمدنش ساخته و مايه آن چون نطفه براى جانوران، يعنى شيوه او است كه صورت و كيفيت را بمايه آميخته از آن دو افاضه كند، يا آب نيروى فعل داده و بزمين نيروى پذيرش كه از جمع آنها انواع ميوهها پديد شوند با اينكه ميتواند همه چيز را بىمايه و سبب بيافريند چنانچه اسباب و مادهها را آفريده است.
ولى در اين تدريج و سبب سازى عبرتيست براى روشن دلان و اعتماديست بعظمت قدرت او كه آفرينش يكباره و بىسبب نيست، باران از آسمان بابر آيد و از أبر بزمين چنانچه ظواهر بر آن دلالت دارند يا اينكه سبب آن اسباب آسمانيند كه بخار زمين و آب را بهوا برآرند و أبر بارنده شود و ببارد (از تفسير بيضاوى (ج 1 ص 46).
«راستى در آفرينش آسمان و زمين» گفتهاند: چند آسمان گفته و يك زمين براى آنكه آسمانها طبقههاى جدا از هماند در فاصله و در ذرات خود، بخلاف زمينها «بِما يَنْفَعُ النَّاسَ» بدان چه سود بخشد بمردم.
بيضاوى در (ج 1 ص 126) تفسيرش گفته لفظ سما فلك است يا خود ابر و يا بالاى سر و رازى در (ج 2 ص 100) تفسيرش گفته: اگر گفته شود: ميگوئيد باران از آسمانست بطور حقيقت يا از ابر است يا روا داريد آنچه را گفتهاند كه از بخاريست كه از تابش خورشيد بزمين بالا ميرود تا بجوّ رسد و سرد شود و سنگين شود و برگردد بزمين و از پيوست آن بهم قطره باران فرو ريزد.
گوئيم: بلكه چنانچه خدا فرموده و او راستگو است از آسمان آيد، و