بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 88

2- «بهمن» مبارك است، بيشتر كارها را شايد فصد و حجامت و حمام را نشايد.

3- «ارديبهشت» فرشته گماشته بدرمان، آدم و حوّاء از بهشت بدر شدند تنها شكار و نوشيدن دارو را شايد.

4- «شهريور» روز خوبيست زادگاه هابيل است عمارت بناء صلح نكاح تجارت و صيد را شايد سفر نقل مكان و تحويل و سر تراشيدن را نشايد.

5- اسفندار [مذ] نحس است هابيل كشته شده جز عمارت و شرب دواء را نشايد.

6- «خرداد» فرشته گماشته بكوهها مبارك و نيك است از فصد و تعليم و نبرد حذر كن.

7- «مرداد» فرشته گماشته بجانوران فصد و حجامت و زراعت و طلاق را نشايد.

8- «ديبازر» از نامهاى خدا سفر و شكار و مناظره و حمام را نشايد.

9- «آذر» فرشته گماشته بآتش آغازش نيك و آخرش بد است ملك نخرند كه زود ويران شود.

10- «آبان» نام فرشته گماشته بدرياها زادگاه نوح7است ديدار بزرگان نوشتن نامه خوب است و ارسال رسول سفر شكار درمان بالا رفتن جاى بلند را نشايد كه خطر سقوط دارد.

11- «خور» فرشته گماشته بخورشيد زادگاه موسى است فصد حمام، نكاح، نو پوشيدن بنده خريدن را نشايد.

12- «ماه» فرشته گماشته بارزاق اين روز را مخزن الاسرار گويند: از گريز پرهيز شود كه دستگير گردد.

13- «تير» گماشته بر اختران روز نحس است تنها مجالست خوبان را شايد و اشتغال بدعاء.


صفحه 89

14- «جوش» فرشته گماشته ببهائم زادگاه ابراهيم7است كارهاى بد را حذر بايد.

15- «ديب مهر» فرشته گماشته بعرش روز نجات ابراهيم7از آتش از فصد حذر كن.

16- «مهر» فرشته گماشته بدوزخ روز نحس مستمر جز حمام و سر تراشيدن را نشايد سفرش خطر هلاك دارد.

17- «سروش» از نامهاى خدا و گفته‌اند جبرئيل، از جز طلب حاجت و كار خير حذر كن.

18- «رشن» فرشته گماشته بآتش از فسق و فجور و كارهاى بد حذر كن.

19- «فروردين» نام ملك الموت زادگاه اسحاق از خون گرفتن و سر- تراشيدن حذر كن.

20- «بهرام» فرشته گماشته به نبرد از خصومت و شكار و تقاضاى كارشناس حذر كن.

21- «رام» فرشته گماشته به جان نحس است از هر كارى حذر كن در برخى نسخه‌ها فرشته گماشته بأبر است مبارك است شكار معالجه و حمام را نشايد.

22- «باد» فرشته گماشته بابرها و در برخى نسخه‌ها نام خدا است از فسق و فجور حذر بايد.

23- «ديبدين» از نامهاى خدا نيك است و شايسته در نسخه‌اى زادگاه فرعونست از خوراك بد و هر كار بويژه سفر حذر بايد.

24- «دين» نحس و زادگاه فرعونست جز فصد را نشايد و از خوراكها و هر كار حذر بايد.

25- «ارد» فرشته گماشته بديوها، روز هلاك مصريان تنها باش و بكارى مرو، ويژه سفر تجارت، نكاح حمام و شكار.


صفحه 90

26- «اشتاد» فرشته گماشته بآدمى موسى از دريا گذشت از نقل مكان سفر عمارت فصد و تزويج حذر بايد.

27- «آسمان» فرشته گماشته بسماوات مبارك است از فصد و شكار و نكاح و دام خريدن پرهيز شود.

28- «رامياد» فرشته گماشته بزمينها از فصد و حمام حذر بايد.

29- «مار اسفندار» نام ميكائيل سفر طلب علم نو پوشيدن و بريدن جامه و خريد دام را نشايد.

30- «انيران» فرشته گماشته بروزها زادگاه اسماعيل از هر كار بد حذر بايد و هر كار خير را شايد در نسخه‌اى فرشته گماشته بجنگ است از كارهاى بد حذر بايد و كار خير را شايد (در ترجمه اين روايت از منجّمان بيان كارهاى مجاز در هر روزى ترجمه نشد و بترجمه همان كارهائى كه نشايد اكتفا شد چون در اختيارات گذشته مفصل بيان شده بودند).

5- در روايت ديگر بسندى از امام صادق7اختيارات هر روز ماه باين شرح است.

1- روز آفرينش آدم7نيك است و مناظره با امراء را شايد.

2- تزويج سفر فروش و خريد و شروع در هر كار را شايد.

3- نحس است نزد سلطان مرو حاجت مخواه فروش و خريد مكن.

4- زادگاه قابيل پسر آدم تزويج و هر كار را شايد جز سفر كه لخت شود چنانچه آدم و حواء لخت شدند.

5- ملعون نحس قابيل هابيل را كشته و بخاندانش نفرين كرده.

6- تزويج سفر حجامت ديدار سلطان را براى هر حاجت شايد.

7- مناظره خصومت طلب حاجت ديدار قاضيان و جز آنان سفر آغاز هر كار را شايد.

8- چون روز گذشته است جز كه سفر را نشايد.


صفحه 91

9- سعد است و حاجت بخواه كه برآورده شود.

10- سعد است چون ديروزش.

11- مسافرش بهره برد گريخته از سلطانش دستگير شود نوزادش خوب و روزيمند باشد.

12- براى حاجت خواستن و سفر و هر چه خواهى نيك است.

13- نحس است و بد از ديدار سلطان و جز او بپرهيز و تير ميانداز كه شوم است.

14- هر حاجت را شايد نوزادش تا آخر عمر توانگر است.

15- نحس است، مسافرش هلاك است و بد بيند نوزادش ناچار ديوانه است.

16- براى هر كارى شايد.

17- براى هر كارى شايد.

18- هر كارى را شايد و سفر را كه حاجت در آن برآيد.

19- چون ديروز است.

20- مانند آنست.

21- نحس است، براى خون گرفتن است، سلطان را مبين از خانه‌ات بيرون ميا، حاجت مخواه.

22- چون ديروزش است.

23- چون روز گذشته.

24- نحس مستمر شوم است نوزادش كشته شود.

25- نحس است و آغاز كارى را نشايد.

26- نيك است خدا در آن براى موسى دريا را شكافته تزويج مكن كه جدائى آيد چون شكاف دريا.

27- تزويج و قضاى حاجت را شايد روز سعديست هر چه خواهى بطلب.


صفحه 92

28- زادگاه يعقوب7است، سعد است و نوزادش محبوب است.

29- سفر را شايد و هر حاجت روز سعديست.

30- سفر خواستن حاجت خون گرفتن را شايد روز سعديست.

ميگويم: در كتابى اختيارات روزهاى ماههاى فرس بدين شرح از امام صادق7روايت شده.

1- «ارمزد» در 12 ماه پسنديده است زيرا نام خدا تعالى است.

2- «بهمن» ميانه است در 10 و نخست سال در «بهمن ماه» نحس است و در «اسفندارمذ» ميانه.

3- «ارديبهشت» ميانه است در فروردين سعد است در ارديبهشت و خرداد و تير ميانه است در مرداد نحس است در شهريور ميانه است در مهر و دى و بهمن سعد است در آذر و اسفند.

4- «شهريور» ميانه است در فروردين تا آخر ماه سال سعد است در خرداد مرداد شهريور.

5- «اسفندار مذ» ميانه است در فروردين مرداد مهر دى بهمن سعد است در ارديبهشت خرداد تير و شهريور و آبان و آذر نحس است در اسفند.

6- «خرداد» ميانه است در فروردين ارديبهشت مهر آذر و بهمن، سعد است در باقى ماهها.

7- «مرداد» ميانه است در جز مرداد شهريور آبان دى و اسفند كه در آنها سعد است.

8- «ديبازر» ميانه است در همه ماهها.

9- «آذر» نحس است در ماه يكم و 12 ميانه است در ارديبهشت و مهر تا آذر سعد است در ماههاى ديگر.

10- «آبان» نحس است در آبان، ميانه است در همه ماهها.


صفحه 93

11- «خور» نحس است در خرداد، ميانه است در ماههاى ديگر.

12- «ماه» پسند است در همه ماه چون نام مهتاب است.

13- «تير» سعد است در فروردين و ارديبهشت، نحس است در تير، ميانه است در ماههاى ديگر.

14- «جوش» سعد است در ارديبهشت، تير و مرداد، ميانه است در ديگر ماهها.

15- «ديمهر» نحس است در ارديبهشت، سعد است در آبان، ميانه است در ديگر ماهها.

16- «مهر» سعد است در ارديبهشت، خرداد، مهر، و اسفند، ميانه است در ديگر ماهها.

17- «سروش» سعد است در آبان، آذر، بهمن، ميانه است در ديگر ماهها.

18- «رشن» سعد است در شهريور و مهر، ميانه است در ماههاى ديگر.

19- «فروردين» سعد است در فروردين، تير، آذر. ميانه است در ماههاى ديگر.

20- «بهرام» نحس است در مرداد، آذر و دى، سعد است در اسفند ميانه است در باقى ماهها.

21- «رام» ميانه است در خرداد، تير، آذر و دى سعد است در ديگر ماهها.

22- «باد» نحس است در فروردين و بهمن، سعد است در مرداد، شهريور و دى، ميانه است در ماههاى ديگر.

23- «ديبدين» سعد است در آبان، ميانه است در ماههاى ديگر.

24- «دين» سعد است در فروردين، دى، بهمن و اسفند، ميانه است در ديگر ماهها.


صفحه 94

25- «ارد» سعد است در فروردين، ارديبهشت، مهر، بهمن و اسفند ميانه است در ماههاى ديگر.

26- «اشتاد» سعد است در تير، شهريور و دى ميانه است در ماههاى ديگر.

27- «آسمان» ميانه است در فروردين، مرداد، مهر، آبان آذر و بهمن و اسفند سعد است در ديگر ماهها.

28- «رامياد» سعد است در دى، ميانه است در باقى ماهها.

29- «ماراسفند» ميانه است در هر ماه.

30- «انيران» نحس است در خرداد ميانه است در باقى ماهها.

ميگويم: اين روايات آخرين را ما از كتب منجمين برآورديم چون از ائمه ما روايت كردند ولى بدانها اعتماد ندارم و در نسخه‌ها اختلاف بسياريست كه ببرخى اشاره شد.

7- در علل (ج 1- ص 38- 41) و در عيون (ج 1 ص 205- 209) بسندى تا امام هشتم7كه مردى از اشراف بنى تميم نزد على بن ابى طالب7آمد سه روز پيش از شهادت او بنام «عمرو» گفت: يا امير المؤمنين بمن بگو، اصحاب رسّ در چه عصرى و در كجا بودند، و پادشاهشان كه بود؟ آيا خدا پيغمبرى بدانها فرستاد؟ و بچه بلا هلاك شدند، من در قرآن خدا عزّ و جلّ ذكرشان را يابم و خبرى از آنها نيابم، فرمود از من پرسشى كردى كه پيش از تو كسى از من نكرده و پس از من كسى بتو جز از من پاسخى ندهد، در كتاب خدا عزّ و جلّ هيچ آيه نيست جز آنكه من تفسيرش را ميدانم، و دانم در كجاى دشت و كوه فرود آمده و در چه گاه از شب يا روز و راستى در اينجا (اشاره بسينه خود كرد) دانشى ژرف است ولى جوينده‌هايش كمند و بزودى چون مرا از دست دهند پشيمانند:

بدان اى أخا تميم كه مردمى بودند درخت صنوبرى را بنام «شاه درخت» ميپرستيدند كه يافث بن نوح آن را در كنار چشمه‌اى بنام «وشناب» كشته بود اين چشمه پس از طوفان براى نوح جوشيد اصحاب رس نام گرفتند چون پيغمبر خود


صفحه 95

را زنده بگور كردند پس از سليمان بن داود بودند 12 ده داشتند در كنار نهرى بنام «رسّ» از بلاد شرق كه نهر نام از آنها گرفته، آن روز در زمين نهرى پر آب تر و خوشگوارتر از آن نبود، آباديهائى بيشتر و آبادتر از آنها نبود، نام آنها 1- آبان 2- آذر، 3- دى، 4- بهمن 5- اسفندار 6- فروردين 7- ارديبهشت 8- ارداد 9- مرداد 10- تير 11- مهر 12- شهريور شهر بزرگشان «اسفندار» بود كه منزل پادشاه آنها بود از نواده‌هاى نمرود بن كنعان كه در برابر ابراهيم7بود.

چشمه و صنوبر هم در آنجا بودند و از آن صنوبر تخمه‌اى در هر كدام آبادانيها كشته و از آن نهر جوئى بدان درآورده بودند و آن درخت بزرگى شده بود و آب چشمه و جويهايش را غدقن كرده بودند و خود و چهارپايانشان از آن نمينوشيدند ميگفتند زندگى معبودان ما هستند و نسزد كسى از آنها بكاهد و خود و چهارپايانشان از نهر رسّ مينوشيدند در هر ماه سال در هر آبادى جشن برپا ميكردند بنام عيد و پرده‌اى ديبا كه هر گونه نقشى داشت بر آن درخت مى‌بستند و گوسفندى و گاوى برايش قربانى ميكردند و آتشى بر آن قربانى مى‌افروختند.

و چون دود و بويش بر مى‌خواست و ميان آنها و آسمان فاصله ميشد همه بر آن درخت سجده ميكردند و گريه و زارى مينمودند تا از آنها راضى شود و شيطان مى‌آمد شاخه‌هايش را ميجنبانيد و از ساقه‌اش آواز كودكانه‌اى بر مى‌آورد كه من از شماها راضى شدم خوشدل باشيد و چشم روشن و آنگه سر بر ميداشتند و بميخوارى و ساز و آواز ميپرداختند سنج بدست ميگرفتند (دستبند بدست ميكردند خ ب) شبانه روز خود را ميگذرانيدند و برميگشتند عجم نام ماههاى خود را از اين آباديها باز گرفتند كه بهم ميگفتند: عيد ماه كذا و كذا و در جشن عيد شهر بزرگ همه از خرد و درشت گرد مى‌آمدند در كنار درخت صنوبر و چشمه‌اش سرا پرده ديباى منقشى كه 12 در بنام هر شهرى داشت برپا ميكردند