بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 206

آنچه دلالت بر اين دو نوع دارند در روايت محمّد بن قاسم و روايت معاوية بن عمّار و ديگران گذشت.

2- خواب ديدن افاضه ايست از خدا بدو بوسيله فرشته يا بى‌او چنانچه خبر أبى بصير و سعد بن خلف اشارت دارند.

3- آنچه وسوسه شيطانست و چيرگى او براى گناه و نافرمانى در بيدارى يا آلودگى به نجاست ظاهرى و باطنى كه دل را تيره كردند، چنانچه در روايت هزع و روايت تارك الزكات و جز آنها گذشت و آيه نجوى هم بر آن دلالت دارد بنا بر برخى وجوه تفسير.

4- براى آنچه در ذهن او مانده از خيالهاى ياوه و تصورهاى بيهوده كه خبر ابن أبي خلف و جز او بدان اشارتست و اما جز اينها از وجوهى كه گذشت گرچه احتمال برخى در ميانست و تطبيق آيات و اخبارى بر آنها رواست ولى دليلى ندارد و صرف تجويز و امكان اثر برهان ندارند، با آنكه تحقيق آنها و اعتقاد بدان هم واجب نيست‌[1].

خاتمه [تعبير بعضى از خوابها]

در بيان تعبيراتى كه براى خوابها گفتند گرچه بيشتر آنها ماخذ قابل اعتماد ندارد.

1- ابر در خواب: حكمت است هر كه سوارش شود در حكمت بالا گيرد، و اگر دستش بدان رسد حكمتى دريابد، و اگر با آن درآميزد و بدستش نياورد با حكماء آميزش كند، اگر در ابر سياهى، تيرگى، يا عذاب‌آورى باشد عذاب است و اگر باران دارد رحمت است.

[1]خواب آميخته ايست از انديشه و حدس و خيالى كه تراوش درون آدميند و چنانچه در بيدارى درست و نادرست دارند در خواب هم چنين باشند و ما شرح مفصل آن را در كانون عفت قرآن در تفسير سوره يوسف بيان كرديم بدان جا رجوع شود( شرح مترجم).


صفحه 207

2- روغن و عسل بسا كه بمال تعبير شوند، و بسا بدانش و حكمت روايت است كه مردى بابن سيرين گفت در خواب ديدم عسل را از جام گوهر ميليسيدم، گفت: از خدا بترس و ياد قرآن را برگردان كه آن را فراموش كردى پس از آنكه خواندى و يادگرفتى.

3- بالا رفتن: رفعت مقام است خدا تعالى گويد «برآورديمش بجائى بلند، 57- مريم» و هر كه خواب بيند بآسمان وارد شده بشرف و ذكر و شهادت رسد.

4- طيران در هوا: عزم سفر يا رسيدن بشرف است، و برخى گفتند اگر خواب بيند بآسمان ميپرد اگر عمودى باشد بى‌كژى زيانى بدو رسد، و اگر در آسمان نهان شود و برنگردد بميرد، و اگر برگردد از بيماريش به شود، و اگر افقى پرواز كند بسفر رود و بمقام رسد باندازه‌اى كه پريده، اگر با بال باشد مال باشد، و سلطنتى كه در سايه آن سفر كند، و اگر بى‌بال است، در كارى درآيد و فريب خورد و گفتند پرواز براى بدان دليل پستى است.

5- ريسمان: عهد است و امان كه خدا فرموده «بچسبيد برشته خدا همگى 102- آل عمران».

بدان كه تعبير بسا از كتاب و سنت و ضرب المثل استنباط شود بهمان مناسبت نام و معنى يا بر ضدّ آنها و تعبير براهنمائى قرآن تعبير رشته است به پيمان كه گذشت، و كشتى به نجات كه خدا فرموده: «پس نجات داديم كشتى‌نشينان را، 15- العنكبوت» و چوب بنفاق، از قول خدا «گويا آنان چوبهاى واداشته‌اند، 4- المنافقون» و سنگ بسخت دلى از قول خدا «يا سخت‌تر در سخت‌دلى، 74- البقره» و بيمارى به نفاق از قول خدا «در دلشان بيماريست، 10- البقره» و آب به فتنه، از قول خدا «البته نوشانيم بآنها آبى گوارا تا بيازمائيم آنها را، 16- الجن».

و خوردن گوشت به غيبت، از قول خدا «آيا دوست دارد كسى از شماها كه بخورد


صفحه 208

گوشت برادرش را مرده، 13- الحجرات» و در آمدن ناخواه پادشاه را به كوى يا خانه، يا شهرى به خوارى اهل آنها از قول خدا «راستى چون شاهان به آبادانى درآيند آن را تباه سازند، 34- النمل» و تخم مرغ بزن از قول خدا «گويا كه آنها تخم مرغ مستورند، 39- الصافات» و هم جامه بدانها از قول خدا «آنان جامه شمايند، 177- البقره» و بازكردن در خانه بدعاء از قول خدا «اگر بازگشائى خواهيد، 17- الانفال» يعنى اگر دعا كنيد و تعبير برهنمائى حديث چون كلاغ بمرد بدكار، براى آنكه پيغمبر او را بدكار ناميد، و موش بزن هرزه، چون آن را فويسقه ناميد، و دنده بزن كه فرمود: زن از دنده كج آفريده شده و تنگهاى بلور بزن كه فرمود آرام بران شتر تنگهاى بلور را.

و تعبير برهنمائى ضرب المثل مانند تعبير زرگر بدروغ گو كه گويند:

دروغگوتر مردم زرگرانند، و كندن چاه به نيرنگ كه گويند: هر كه چاهى كند بهر برادر در آن گردد اندر، خدا فرموده فرانگيرد نيرنگ بد جز أهل خود را، و هيزم‌كش بسخن‌چين كه گويند: هر كه سخن چينى و دو بهمزنى كند، هيزم بار او كنند، و «حمالة الحطب، 4- المسدّ» به سخن چين تفسير شده، و درازى دست به سخاوت كه گويند فلانى دستش از فلان درازتر است، و خود تير را بسنگ و تيراندازى را بتهمت زنا تعبير كنند كه گويند فلانى را بهرزگى رمى كرد و خدا هم فرموده «آنان كه رمى كنند زنان پاكدامن را، 4- النور» و دست‌شوئى را بنوميدى از آرزو كه گويند دستم را نزد تو شستم.

و تعبير برهنمائى نامها چنانچه كسى راشد نامى را خواب ديده تعبير شود برشد يا سالم نامى را و تعبير شود بسلامت، و از انس است كه رسول خدا6فرمود:

شبى در خواب ديدم كه در خانه عقبة بن رافع هستيم و براى ما خرماى ابن طاب آوردند، و تعبيرش كردم بسربلندى ما در دنيا و آخرت، و باينكه دين ما پاكيزه‌


صفحه 209

است، و ابن سيرين نوى تمر (هسته خرما) را به نيت سفر تعبير كرده، و سفر جل (گلابى) را بسفر تعبير كند، و سوسن را به بدى چون آغازش سوء است با مناسبت در مورد.

و تعبير برهنمائى معنا چون تعبير اترج به نفاق براى اختلاف درون و برونش اگر در خواب چيزى نباشد كه دلالت بر مال كند و مانند تعبير گل و نرگس بكم ماندن بمناسبت مورد چون زودگذرند، و تعبير آس بماندن چون دوام دارد، روايت است كه زنى در اهواز خواب ديد شوهرش باو گل نرگس داد و بهوويش آس معبر گفت تو را رها كند و او را نگهدارد نشنيدى كه شاعر سروده عهد در نرگس نباشد عهد از آس است و بس.

و اما تعبير بضدّ چنانچه خوف تعبير بامن شود براى قول خدا «و البته بدل كند خوف آنها را به امن، 55- النور» و امن بخوف و گريه بشادى در صورتى كه ناله نباشد، و خنده را باندوه جز لبخند، و طاعون را بجنگ و جنگ را بطاعون و شتاب را به پشيمانى و عشق را بديوانگى و ديوانگى را بعشق، و نكاح را بتجارت و برعكس، و حجامت را بنوشتن چك و بعكس، نقل مكان را بسفر و بعكس، و از اينجا است كه گفته‌اند خواب ديدن تشنگى به از سيرابى است، و فقر به از توانگرى و زده شده و زخم خورده و كشته در خواب به از فاعل آنها است.

و بسا با كم و فزونى تعبير تغيير كند چنانچه گريه شاديست و اگر آواز و ناله دارد مصيبت است، و خنده اندوه است و اگر لبخند باشد خوبست، گردو مال گنجى است و اگر صدا داشته باشد ستيز است، روغن زدن بسر زيور است و اگر برو روان باشد اندوه است، زعفران ستايش است و اگر رنگ دهد بيمارى و اندوه است، بيمارى كه دم بسته از خانه‌اش برود مرگ است و اگر سخن گويد بهبوديست چند موش زنانند و اگر سفيد و سياهند روز و شبند، ماهى زنست و اگر شمارش معلوم و بسيار است غنيمت است.

و بسا تعبير خواب باختلاف وضع خواب‌بين تغيير كند، مانند غل كه خواب‌


صفحه 210

ديدنش بد است ولى از مرد صالح كناره كردن از بدى تعبير شود، ابن سيرين گويد اگر خواب بيند در منبر سخنرانى ميكند بشاهى ميرسد ولى اگر نااهل است بدار ميرود، مردى از ابن سيرين خواب اذان را پرسيد، گفت بحج ميروى و ديگرى از او همين را پرسيد گفت دستت بدزدى قطع شود، گفت اولى چهره خوبى داشت و خوابش را از «اذان بگو تا مردم بحج آيند 27- الحج» تعبير كردم، و دومى را خواستم نيامد و از روى «پس جار زد جارچى ايا كاروان شما دزديد، 70- يوسف» تعبير كردم.

و گاهى خواب بيند و خود آن را دريابد از اينكه حكمفرما شده يا حجّ رفته يا آمدن مسافر يا خوبى يا بدى، و پيغمبر6در عام الفتح خواب ديد و همان واقع شد: خدا فرمود «البته خدا خواب رسولش را درست درآورد، 27- الحج» و در روايتى است كه خزيمه خواب ديد روى پيشانى پيغمبر6سجده كرد، و بآن حضرت گزارش داد، و او خوابيد و گفت خوابت درست است و بر پيشانى او سجده كرد، و گاهى براى خود چيزى در خواب بيند و از آن فرزند يا خويش يا همنام او درآيد، پيغمبر خواب ديد أبى جهل پيرو او شده و بپسرش عكرمه تعبير شد، و چون مسلمان شد فرمود: او همين است، و فرمانروائى مكه را براى اسيد بن عاص خواب ديد و از آن پسرش عتاب شد كه پيغمبرش فرماندار مكه كرد:

در بخارى بسندى از قيس بن عباد روايت كرده كه من در مسجد مدينه ميان جمعى كه برخى اصحاب پيغمبر6در آنها بودند نشسته بودم، مردى با چهره خداپرستى وارد شد و يكى گفت: اين از أهل بهشت است، و دو ركعت نماز سبك خواند و بيرون رفت و من بدنبالش رفتم و باو گفتم: چون بمسجد درآمدى گفتند:

اين از أهل بهشت است، گفت بخدا كسى را نرسد كه ندانسته گويد و من بتو باز گويم براى چه؟ من در عهد پيغمبر6خوابى ديدم كه بآن حضرت گزارش دادم گويا در بستانى هستم پهنائى و سبزيش را گفت، در ميان آن ستونى است از آهن بنش در زمين‌


صفحه 211

و سرش در آسمان و در بالايش حلقه‌ايست، بمن گفتند از اين ستون بالا رو گفتم نتوانم، خدمتكارى آمد و جامه‌هايم را در پسم جمع كرد و بالا رفتم تا آن حلقه را گرفتم و بمن گفتند بچسب بيدار شدم و آن را در دست داشتم و اين خواب را به پيغمبر6گفتم، فرمود آن بستان اسلام است و آن عمود تيره اسلام است و آن حلقه عروة الوثقى و تو بمسلمانى بميرى، و آن مرد عبد اللَّه بن سلام بود.

در شرح السنة گفته: هر كه در خواب بيند بآسمان برآمده و درآمده شرف و نام و شهادت دارد و اگر خود را در آن بيند و نداند كى برآمده است شرفى است شتابان و شهادتى در آينده، خورشيد پادشاهى بزرگ است، هر كه در آن دگرگونى و گرفتگى بيند غمى يا بيمارى بشاه رسد، ماه در تعبير وزير شاه است و زهره زن شاه، عطارد نويسنده شاه، مريخ رئيس ستادش، زحل زندانبانش، مشترى خزانه‌دارش، اختران بزرگ ديگر اشراف مردم باشند، و ماه بوزير تعبير شود كه در آسمانش بخواب ديد و اگرش نزد خود بخواب بيند يا در دامنش و يا خانه‌اش همسرى زيبا باشد.

و خورشيد در تعبير خواب يوسف پدرش بود و ماه مادرش يا خاله‌اش، و 11 اختر برادرانش چنانچه خدا فرمود «و برآورد پدر و مادرش را بر تخت تا آخر آيه 100- يوسف» خواب را در كودكى ديد و 40 سال بعد تعبير شد و گفتند 80 سال و روايت است كه ابن سيرين در خواب ديد كه جوزا نزد ثريا رفته و وصلت كرد و گفت: حسن بميرد و من پس از او بميرم و او از من شريفتر است.

مردى بابن سيرين گفت در خواب ديدم ميان آسمان و زمين ميپرم، گفت:

مردى پرآرزوئى، گفتند هر كه در خواب بيند قيامت در جايى برپا شده، عدالت در آنجا برپا شود اگر ستمكشيده باشند يارى شوند و اگر ستمگر انتقام كشند كه عدالت اينست و روز قيامت روز فضل است و عدل خدا فرمود «و نهيم ترازوى عدالت را روز قيامت، 47- الأنبياء».


صفحه 212

هر كه خواب بيند بهشت رفته مژده بهشت باشد، و اگر از ميوه‌اش خورده و بر گرفته خيرى در دين و دنيا و علم سودمندى باو رسد، و اگر از آن در خواب بديگرى داده ديگرى از دانشش بهره برد: دوزخ رفتن بيم گناهكار است تا توبه كند، و اگر بيند كه از خوراك و نوشابه‌اش خورد كار خلاف كند يا علمى يابد كه وبال باشد، غسل و وضوء با آب سرد توبه و درمان درد، بيرون شدن از زندان و پرداخت وام و امان از خوف جز اينكه غسل اقوى است از وضوء خدا بايوب فرمود «اين غسلگاهى است خنك و نوشابه‌ايست، 46- ص» چون غسل كرد از همه بديها بدرآمد.

غسل و وضوء بآب گرم اندوه است و بيمارى، اذان حج است براى قول خدا «و جار زن مردم را بحج، 27- الحج» و بسا كه سلطنت دينى و نيرو باشد، نماز خواندن در خواب درستى نظر است در ديندارى و سنت در صورتى كه بسوى كعبه باشد و هم امامت است و رياست ولايت اگر قبله راست و نماز را تمام كند، ركوع در خواب توبه است كه خدا فرموده: «و خم شد در ركوع و توبه كرد، 24- ص» و سجود تقرب بخداست كه خدا فرموده: «سجده كن و نزديك شو، 20- علق».

و اگر در خواب نماز خوانده منحرف از قبله بمشرق يا مغرب، انحراف از سنت باشد، و اگر پشت بقبله باشد بدور انداختن اسلام است كه خدا فرموده «و بپشت انداختند آن را، 115- آل عمران» اگر قبله را نشناسد، حيرت در دين باشد هر كه در خواب بيند بالاى خانه كعبه است، دين ندارد، اگر كعبه را بيند، امام عادل است، كه هر كه قصد كعبه كند قصد امام عادل كرده، مسجد جامع سلطانست.

هر كه خواب بيند بكعبه طواف ميكند يا از اعمال حج ميكند. صلاح در دين دارد باندازه كارش، دخول حرم امن است كه خدا فرموده «هر كه در آن در آيد در امانست، 91- آل عمران» قربانى كردن، آزاد كردن بنده است، اگر


صفحه 213

خود بنده باشد آزاد گردد و اگر اسير است رها شود و اگر ترسانست آسوده گردد يا بدهكار است وامش پرداخت شود، يا بيمار است بهبود شود يا نو حاجى گردد.

و گفته: هر كه در خواب بيند زنى شناسا يا خويش تزويج كرد پادشاه شود و اگر زن ناشناس و بيگانه باشد و عروس نام گيرد مرگ او است يا اينكه آدم كشد هر كه در خواب زنش را طلاق دهد از سلطنت عزل شود، و هر كه زن مرده گيرد بكار از دست رفته پيروز شود، هر كه با زن محرمى تزويج كند در خواب صله رحم كند، هر كه با زن زناكار درافتد بمال حرام رسد، و اگر خواب‌بين مرد صالحى است بعلمى رسد و اگر زنى خواب بيند شوهر كرده خير بيند، اگر مردى با او زنا كند در خواب كاستى مال و پراكندگى كار او است، بخارى روايت كرده كه پيغمبر6فرمود: زن سياه موى پريشانى را در خواب ديدم كه از مدينه بجحفه نقل مكان كرد و آن را تعبير كردم كه و باء مدينه بجحفه افتاد.

معبّران گويند: مرد شناسا در خواب ديدار خود او است يا همنام و يا مانند او و ناشناس اگر جوانست دشمن است و اگر پير است ثروت است، زن عجوزه ناشناس دنيا است و اگر خوش سيما و زيبا است مال حلال است، و اگر آن زن سيماى مسلمانى ندارد مال حرام است، و اگر پريشان و زشت است، نه دين است و نه دنيا زن در خواب سنت است و كنيز خير است و كودك اندوه، و زن فاحشه دنيا است براى دنيا پرست و علم است براى نيكوكار و دانش پژوه، غرّها فرشتگانند اگر خوش چهره‌اند.

مردى بابن سيرين گفت: در خواب ديدم كودكى در دامنم صيحه ميزند، گفت: از خدا بترس و تار نزن، خواب ديدن اعضاء تن: سر مرد رياست است و چهره‌اش جاه و موى سپيدش وقار و موى بلند اندوه مگر از كس كه سلاح پوشيده كه زيور است، و سرتراشى در حرم يا ايام حج كفاره گناه است، و اگر بدهكار يا گرفتار است گشايش كار است، و اگر در آنها نباشد آبرو ريزى يا عزل رئيس است‌