زيست آفريقاييها آلودگيهاى ديگرى دارد، غرض نگارنده اين نيست كه همه مدلول آيه را طبيعى معرفى كنم و آن را از معنويت و تأثير آسمانى إيمان و تقوى خالى كنم. نه همه چيز را به تقدير خداوندحواله مىكنيم و نه همه را بجد و جهد.«كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً»(الإسراء: 20)؛ گاهى مؤمن متقى و عادل تاوان نادانى خود را تا مرز تلف جان مى پردازد چنانچه كافر نيز از افراط در شهوترانى با علمى كه به طبيعت دارد همه چيز خود را از دست مىدهد و قانون استثناء ناپذير علّت و سببيت عامه كه تأثير خود را از قضا و قدر الهى گرفته نه با كسى شوخى دارد و نه از كسى حساب مى برد.«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»(يس: 82)؛ فرمان او- وقتى وجود چيزى را اراده كند- اين است كه به آن بگويد: باش بلا فاصله مىشود (تحقق مىيابد).
اين بحث (بحث رزق و روزى خداوند) براى هفت ميليارد إنسان روى زمين با در نظر داشت آيه مباركه در عنوان بحث در نظر بعضى سؤال انگيز شده است؛ زيرا ساده انديشان إدّعا دارند كه ما امروز به چشم خود درچند كشور آفريقايى و آسيايى مى بينيم مردم از گرسنه گى مى ميرند و يا زجر مى كشند كجا شد بركات خدا در زمين و زمين چرا بركات كم دارد! اين گزارش را بخوانيد تا بدانيد سفره خدا گسترده است و همه چيز را دارد ولى اين خود إنسان است كه از بى إيمانى بر خود بر ديگران ستم مىكند.
جنگ و گرسنگى
ظرفيت زمين براى تغذيه إنسان
زمين به اندازهاى گسترده، و منابع عظيم و پربركت است، كه گرسنگى إنسان را بر نمىتابد. چرا كه آنچه منابع طبيعى زمين در إختيار إنسان مىگذارد بسيار بيشتر ازنياز او به ويژه به غذا و مواد اوليه حياتى است. اما با آن كه به باور زمين شناسان، زمين تنها قادر به ميزبانى از 10 ميليارد إنسان خواهد بود، اكنون كه مهمانان اين سياره به حدود 7 ميليارد إنسان
مىرسد، بخش قابل توجهى از آنها را إنسانهاى فقير و گرسنهاى تشكيل مى دهند كه زندهترين سند بىعدالتى در دنياى امروزند.
به رغم آن كه درسالهاى پايانى قرن بيستم و سالهاى آغازين هزاره سوم، جامعهشناسان در مورد بهبود اوضاع اقتصادى و إجتماعى كشورهاى در حال توسعه خوش بين بردند، و تحولات پس از پايان جنگ سرد را نقطه آغاز رشد اقتصادى و از ميان رفتن فقر شديد مىدانستند؛ اما واقعيتهاى موجود نشان مىدهد كه فقر، اكنون بخش عظيمى از ساكنان سياره زمين را رنجور كرده و آنان را در وضعيتى غير إنسانى قرار داده است.
گزارش سال 2012 «كنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد» نيز مؤيد اين حقيقت است كه در صورت تداوم وضع موجود، با افزايش جمعيت جهان از 7 ميليارد نفر كنونى به تقريباً 9 ميليارد نفر در سال 2040، بيش و از 3 ميليارد نفر با فقر و گرسنگى دست و پنجه نرم خواهند كرد.
در اين گزارش؟ كه بر مبناى آمار سرانه ملى تنظيم شده، بدترين خط فقر، شرايط توصيف شده كه مردم با مبلغى كمتر از يك دالر در روز امرار معاش مىكنند. اين واقعيت تلخ و تكاندهنده ويژه در كشورهاى درگيرجنگ، بيش از ساير كشورها، سيماى زشت و هيولايى خود را نمايش مىدهد.
بى عدالتى، عامل فقر و گرسنگى
آمارهاى كه در مورد وضعيت فقر در كشورهاى مختلف جهان منتشر شده، نشان مىدهد كه بخش عمده إنسانهاى گرسنه و فقير، شهروندان كشورهاى توسعهنيافته و يا ساكن در جغرافياى جنگى است. بر پايه اين آمارهار بيش از 40 در صد فقراى جهان در جنوب آسيا به سر مىبرند، اما با آن كه عواملى همچون كمبود منابع و بىثباتى سياسى تأثير زيادى در گسترش فقر در كشورهاى مختلف داشته است؛ با هيولاى مرگبار فقر دست و پنجه نرم
مىكنند.
بر اساس اين گزارش، غرب با در اختيار داشتن 20 در صد جمعيت جهان، بيش از 80 در صد محصولات كشاورزى توليدى جهان را مصرف مىكند؛ به گونهاى كه 75 در صد شير توليدى جهان، 62 در صد منابع آبى جهان، 84 در صد انرژى و 45 در صد گوشت و ماهى جهان توسط مردمان ساكن در كشورهاى توسعهيافته مصرف مىشود. بنابراين هماكنون مواد غذايى كافى براى تغذيه مردم جهان وجود ندارد، اما اين توزيع و مصرف ناعادلانه مواد غذايى در غرب است كه جهان را با بحران فقر و گرسنگى روبرو ساخته است.
سازمان آكسفام كه يك گروه خيريه بين المللى براى مبارزه با فقر و گرسنگى است نيز در گزارش سالانه خود از وضعيت جهان در سال 2012 ميلادى، با اشاره به همين واقعيت، در مورد ا فزايش نابرابرى و فقر در جهان هشدار داد. در اين گزارش با اشاره به تعميق فقر و نابرابرى در جهان در سالهاى اخير آمده ست: در حالى كه در سال 2012 درآمد سالانه 100 ثروتمند جهان به رقم 240 ميليارد دالر رسيد است، صدها ميليون نفر از مردم فقير در نقاط مختلف دنيا تنها با در آمد 1 دالر و 25 سنت در روز زندگانى كردهاند. اين در حالى است كه با ر آمد يك ساله 100 ثروتمند جهان در سال 2012؛ يعنى 240 ميليارد دالر، مىتوان مشكل فقر جهانى را ريشهكن كرد.
در اين گزارش آمده است كه در آمد سالانه 1 درصد ثروتمند جهان در دو دهه گذشته 601 درصد افزايش داشته و بحران اقتصادى جهانى كه از سال 2008 بدين سو بسيارى از كشورهاى جهان را در گير كرده، نه تنها سبب كاهش در آمد ثروتمندان نشده؛ بلكه فاصله در آمدى آنها با 99 در صد باقى جمعيت جهان را افزايش داده است.
اما همه چيز به توزيع ناعادلانه و بهرهورى نابرابر ازمواد و منابع غذايى خلاصه نمىشود، بدتر از آن هيولاى ويرانگر و فقرپرور جنگ است كه هم مانع دسترسى إنسانهاى ساكن در
قلمرو جنگ به مواد غذايى كافى مىشود، و هم بهرهورى اندك آنان از امكانات معيشت و مواد غذايى را از آنان باز مىگيرد.
جنگ با تغيرات آب و هوايى؟
گرسنگى و سوء تغذيه بيش از هر بيمارى عفونى، جنگ و يا حوادث مهلك طبيعى، عامل مرگ و مير مردم جهان به ويژه كودكان است. اما به گزارش سازمان ملل در سال 2010- 2012 نزديك به 870 ميليون نفر به سوء تغذيه مزمن دچار بودهاند؛ يعنى از هر هشت نفر يك نفر در جهان از گرسنگى و سوء تغذيه رنج برده، و اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان؛ يعنى 852 ميليون نفر، در كشورهاى در حال توسعه زندگانى مىكنند.
اكنون گرسنگى در دنياى مدرن، بزرگترين فاجعه إنسانى و درشتترين لكه ننگ حقوق بشرى است. اين فاجعه، بيش از همه در آفريقا نمود داشته، به گونهاى كه از سال 1990 تا 2012 تعداد گرسنگان اين قاره از 175 ميليون نفر به 239 ميليون نفر افزايش يافته است. همچنين مطالعات انجام دشده نشان مىدهد كه در هر 2 دقيقه حد اقل 200 إنسان به علت گرسنگى جان مىدهند، و اين براى دنياى مدرن مدعى إنسانگرايى و حقوق بشر بزرگترين سند جنايت و دروغگويى است.
تغييرات غير متعارف آب و هوا يكى از دلايل بروز بحران گرسنگى به ويژه در كشورهاى آفريقايى است. گرمشدن هواى كره زمين يكى از عوامل اصلى خشكسالى هاست كه در گسترش گرسنگى در جهان نقش بسيار مؤثرى دارد. آگاهان به اين باورند كه در آينده تجاوز مسلحانه تهديد اصلى مردم نخواهد بود؛ بلكه بحران مواد غذايى به آب آشاميدنى تهديد اول حيات إنسانى خواهد بود.
پس اين نشان مىدهد كه تغييرات آب و هوايى ناشى از صنعتى شدن جهان و توليد بىمهار گازهاى گلخانهاى، آنقدر مهم است كه آينده زندگى نسل بشر را در معرض تهديد قرار داده
است؛ اما متاسفانه آگاهان امور، به صورت آگاهانهاى از نقش جنگها در بروز بحران فقر و گرسنگى چشمپوشى مىكنند. گو اين كه آنان مأمورند بلاى زندگى برانداز جنگ را كمتر از آنچه هست نشان دهند.
آيزنهاور، رئيس جمهور اسبق ايالات متحده امريكا به فجايع ناشى از جنگ اعتراف كرده و مىنويسد: «هر تفنگى كه ساخته مىشود، هر كشتى نظامى كه به آب انداخته مىشود، هر موشكى كه آتش زده مىشود. حكايت از دزدى از كسانى دارد كه گرسنهاند، كسانى كه از سرما مىلرزند و لباس ندارند. جهان در جنگ تنها پول خرج نمىكند؛ جنگ نيروى كارگران، نبوغ و استعداد دانشمندان، و اميد كودكان را نيز هزينه مىكند. در زير ابر تهديد كننده جنگ، اين إنسانيت است كه به صليب آهنين كشيده مىشود. آيا راه ديگرى براى زندگى بشر وجود ندارد؟
هزينههاى جنگ خليج فارس در سال 1991 اشاره مىكنيم كه روزانه نيم ميلياردالر، يا حدود 350 هزار دالر در دقيقه براى همپيمانان هزينه در بر داشت. اين غير از هزينه سرسامآور ناشى از تخريب زير ساختها و مجارى حياتى مردم، در كنار هزينههاى روانى- عاطفىاى است ك باهيچ مقياسى اخلاقى و محاسبه مالى قابل اندازهگيرى نيست.
«مؤسسه پژوهشى بين المللى صلح استكهلم» در يكى از گزارشهاى خود به اين حقيقت اشاره و اعلام كرده كه هزينه نظامى جهان، سالانه ميانگينى بين 900 ميليارد تا يك تريليون دالر است. اين بدين معناست كه رقم نجومى يك تريليون دالر يا دو ميليون دالر در دقيقه، صرف نظامىگرى كشورها مىشود. اين در حالى است كه هزينه تأمين آب سالم براى مردم فقير كشورهاى در حال توسعه به مدت ده سال، تنها ده روز از هزينههاى نظامى را در برمىگيرد.
50 ميليون كودك در گير فقر و جنگ: جنگ كار آدم بزرگ است؛ اما قربانيان اصلى
آن زنان وكودكاناند. بر پايه گزارش يونيسف، هماكنون 50 ميليون كودك پناهنده در سراسرجهان، از اثرات جنگ، فقر و نيز تغييرات آبو هوايى رنج مىبرند. اين كودكان در معرض خطر قاچاق، سوء استفاده و محروميت قرار دارند.
پس از پايان جنگ جهانى دوم، 28 ميليون كودك، بيش از نيمى از كسانى بودند كه در سراسر جهان آواره و در گير خشونت و نا امنى بودند. اين ارقام تكاندهنده، نشان مىدهد تعداد پناهندگان، در دهه گذشته دو برابر شده. تعداد مهاجران كودك پس از در گيرىهاى طولانى در افغانستان و سوريه تشديد شده است.
بر پايه گزارشهاى اخير فائو و برنامه جهانى غذا، هماكنون بيش از 50 ميليون نفر در 17 كشور جنگزده جهان با بحران شديد غذايى مواجهاند و در اين ميان كشورهاى يمن و سوريه در رأس فهرست كشورهاى جنگزدهاى كه با بحران غذا موجه هستند، قرار دارند. در يمن، 14 ميليون نفر- بيش از نيمى از جمعيت اين كشور- در اضطرار غذايى به سر مىبرند.[1](همهى مسلمانان)
حكم إيمنى از چارهجويى خداوند
آيا إيمن بودن از عذاب و چاره جويى خداوند براى متخلّفين جايز است يا حرام؟
قرآن مىفرمايد:«أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ»(الأعراف: 99)
اين آيه و آيات ديگر دلالت دارد كه مكلّف نبايد از انتقام معاصى خود إيمن باشد؛ بلكه در حديث صحيح از عبدالعظيم الحسنى از إمام جواد از إمام كاظم از إمام صادق (عليهم السلام) أمن از مكر (چاره جويى) خدا را از گناهان كبيره به حساب آورده و به آيه فوق استدلال فرموده است و در صحيح ابن سنان نيز آن را در أعداد كباير ذكر نموده است.
در اين مقام ايرادى به ذهن مىرسد كه سنت خداوند غالباً بر مهلت دادن كافران و
[1]- مختصر شده از پنج منبع در سايتهاى بين المللى
بدكاران در مقابل كفر و معاصى شان جارى شده و همين سنت، موجب أمن كافرين و مؤمنين مىشود.
ما تفصيل اين بحث را در كتاب حدود الشريعه در قسمت محرمات در ماده الأمن من مكرالله مفصلًا بيان داشته ايم محقّقين به آن كتاب مراجعه نمايند[1]
بلى إيمن شدن از مكر (چاره جويى) خداوند براى معصيت كاران حرام است و ناجايز وحتى از گناهان كبيره مىباشد ولى بعيد نيست كه اگر اين إيمنى به استناد رحمت واسعه الهى باشد و نه مستند به بى ارزشى وعيد الهى، بعيد نيست كه حرام نباشد؛ چون مهلت كافرين و ظالمين غالباً محسوس است و اطمينان آور. والله العالم بمراده.
بسيارى از جن و إنس براى دوزخ افريده شدهاند
«وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»(الأعراف: 179)
محقّقاً بسيارى از جن و إنس را براى جهنم آفريديم اينها دل (مركز معرفت) دارند و از آن براى فهميدن و معرفت استفاده نمىكنند چشم و گوش دارند ولى نمى خواهند حقايق را به آنها ببينند و بشنوند، اينان مانند چهارپايان هستند؛ بلكه گمراه تر (كه استعداد خود را به هدر مى دهند و چهارپايان اين قدر استعداد ندارند)
ممكن است بگوييم به مفاد آيه مباركه«وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ»(سبإ: 13)
و آيه«إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ ...(ص 24)
و امثال آن، اين كه اكثربندگان دوزخى هستند، مثلًا هشتاد در صد و كم و بيش، و در اين صورت اين سؤال عقلى پيدا مىشود كه فايده آفرينش نوعى كه در سازمان بدن و روح افراد آن، بهترين حكمت و اتقان صنع و استعداد عالى بكار رفته، مع ذلك چهار حصه آنان
[1]- حدود الشريعه، المنجلَد الاول الطبعة الثالثه سنه 1387 ش طبع بوستان كتاب قم ص 106 تا 108.
(مثلًا) كه به ميلياردها إنسان مىرسد به دوزخ بروند، حكيم رؤف و دارنده رحمت واسعه از خلقت آنها چه هدفى دارد؟!
درست است كه آنان به اختيار و انتخاب و اراده خود اسباب رفتن خود را به دوزخ فراهم ساخته اند، ولى عقل آن را از حكيم مطلق و واجب الوجود كريم و ارحم الراحمين روا نمىداند كه اين همهى مخلوق بد كار مُخلّد در عذاب فوق العاده باشند.
مگر اين كه بگوييم اين حكم عقل نيست؛ بلكه تأثير احساسات و عواطف ما است و ما اسير آنها هستيم و نمى توانيم از تأثير آنها خود را بيرون ببريم و خداوند مجرد و قديم، احساسات و عواطف ندارد، او واقعيتها را به علم لايتناهى خود درك مىكند و ما مقدار ناقصى را از زاويه احساسات خود مى بينيم و قضاوت ما ربطى به واقعيتها ندارد.
جواب تحقيقى اين است كثيرى كه براى جهنم آفريده شده در مقابل قليل نيست؛ بلكه إنسانها به سه گونه تقسيم مىشوند:
قليلى كه مستحق بهشت هستند.
كثيرى كه مستحق دوزخ هستند (كافر متعمّد و سركش و مقصّر)
كثيرى كه نه مستحق بهشت و نه مستحق دوزخ هستند (جاهل قاصر كه حجت خدا بر آنها در اثبات دين حق تمام نشده است و تفصيل آن در كتب ديگر نگارنده بيان شده است) والله العالم بمراده و بخلقه
به نظر نگارنده قاصرين (دسته سوم) در زمان غيبت أنبياء از دسته دوم بمراتب بيشتر هستندكما اين كه دسته اول در زمان ظهور حضرت مهدى موعود (عج) از دسته سوم ممكن است بيشتر گردد.
عمده سؤالى كه در مورد اكثريت قاصر نوع إنسانى و احتمالًا انواع ديگر در كهكشانها، متوجه مىشود اين است كه هدف خلقت آنان كه عبادت بود منتفى مىشود و لغويت لازم