ملحقات ضوابط تفسيرى
1- اشتباه حق به باطل
كتابهاى دينى جهودان و ترسايان پر از اباطيل و دروغها و خيالات نادانان است، كتابهاى منزل آسمانى در مرور زمان مورد تحريف و تغيير قرار گرفت. مردم هوشمند غربى به چند دسته تقسيم شدند.
1- جمعى منكر اصل دينهاى آسمانى شدند و مطالب دروغين كتابهاى دينى غربى را شاهد بطلان دينهاى خود قرار دادند.
2- جمعى منكر خداوند هم شدند.
3- جمعى بين علم و دين جدايى انداختند.
4- جمعى خدا را قبول كردند و ولى نبوتها را نپذيرفتند.
5- جمعى با حيلهگرى گفتند كتابهاى دينى از تجربه و فكر خود پيامبران است، ولى معانى از طرف خداوند است.
6- جمعى به كفر صريح گفتند متن و معنى هر دو از خود مدعيان نبوت است، نه از خدا. اين دانشمندان درباره تورات و انجيلها و كتب دينى خود هر چه گفته و بگويند، به جا گفتهاند، اين كتابها در مجموع مولود افكار خرافى نادانان گذشته است.
بلى، روشن است كه انجيل منزل، يكى بوده نه چهار و يا بيشتر بيفزاييم كه انجيل پس از حضرت عيسى به دست ديگران نوشته شده.
ولى جاى تأسف اينجاست كه بعضى از نويسندگان شرقى خواستهاند نظريه پنجم را درباره قرآن بگويند و خود را روشنفكر معرفى نمايند. آنچه قطعى است نظريه ششم كفر به نبوتها و شرايع آسمانى مىباشد. و نظريه پنجم با ملاحظه صريح آيات و ظهور آنها قطعى البطلان است.
پيامبر اسلام فقط گيرنده معانى و الفاظ آيات قرآن است، و الفاظ آيات همه از جانب خداوند بر آن حضرت (ص) نازل شده است، براى اهل علم مسلمان بسيار زشت است كه اين احتمالات باطله را در كتب خود بنويسند و در اطراف آن بحث كنند.
2- عظمت قرآن در نظر ديگران
1- ارنست رنان فرانسوى فيلسوف شهير آخر قرن هيجدهم ميلادى در كتاب فلسفه الاجتماع خود مىگويد: در كتابخانه شخصى من هزارها جلد كتابهاى علمى و ادبى و فلسفى و اجتماعى و سياسى و تاريخى و غيره، موجود است، كه هر يك از آنها را يك مرتبه بيشتر مطالعه ننمودم يعنى ديگر به او احتياجى نداشته و فقط زينت كتابخانه من مىباشد، الا يك كتاب است كه روى ميز تحرير من موجود است و پيوسته قابل و مورد استفاده من مىباشد كه هر وقت از پيشآمدها و تكرار امور زمانه خسته مىشوم و مىخواهم اخذ نتيجه تازه بنمايم و بابى از ابواب آن كتاب بزرگ پر معانى را دقيقا مطالعه مىنمايم در هر مرتبه باب تازهاى از ابواب معارف بر روى من گشاده و به حل يك معماى جديدى برخوردهام كه بىاراده تصديق نمودهام كه صاحب اين كتاب بسيار با قدرت و قطعاً صاحب توانايى بوده كه در عالم بشريت نظيرى نداشته، اين كتاب بزرگ كه مورد توجه و محل استفاده هميشگى من است قرآن مجيد محمد عربى (ص) پيغمبر عظيم الشان مسلمانان مىباشد.
2- داكتر شبلى شميل هادى مصرى كه از فلاسفه و دانشمندان مادى طبيعى قرن اخير در مصر بوده او در جوانى مسيحى كاتوليك و در دوره پيرى مادى طبيعى تابع نظريه داروين بوده، در نامهاى كه به سيد محمد رشيد رضا دانشمند معاصر صاحب تفسير و مجله المنار نوشته كشف حقايق نموده كه سيد مذكور آن نامه را در شماره اول مجله يازدهم المنار سال 1326 ش درج نموده كه خلاصه آنان نامه چنين است:
اى غزالى عصر سيد محمد رشيد رضا تو به محمد (ص) چون پيغمبرى مىنگرى او را عظيم و بزرگ مىدانى ولى من به او چون يكى از افراد بشر مىنگرم. او را بزرگتر از آنچه تصور مىكنى مىدانم اگر چه در اعتقاد از هم جدا هستيم ولى در پايه عقل و خرد و گفتار راست منصفانه بىطرفانه به هم نزديك هستيم. آنگاه در خاتمه نامه خود اشعار زير را در عظمت رسول اكرم (ص) و كتاب آسمانى او سروده است.
دع من محمد فى سدى قرآنه
ما قد نحاه للحمه الغايات
إنى و قد كفرت بدينه
هل أكفرن بمحكم الآيات
أو ماحوت من ناصع الالفاظ من
حكم روادع للهوى و عظات
و شرايع لو انهم عقلوا بها
ما قيدوا العمران بالعادات
نعم المدبر و الحكيم و انه
رب الفصاحة مصطفى الكلمات
رجل الحجا رجل السياسة والدها
بطل حليف النصر فى الغارات
ببللاغة القرآن قد خلب النهى
و بسيفه انحى على الهامات
من دونه الأبطال فى كل الردى
من سابق أو لاحق أوات
3- توماس كارليل دانشمند معروف انگليسى متوفاى 1881 در كتاب معروف الابطال خود در ضمن حالات پيغمر اسلام و توصيف زياد قرآن مجيد مىگويد:
حقايق برجسته و خصايص اسرار وجود، طورى در مضامين قرآن جملهبندى شده كه هر خواننده سادهاى چيزى را اقرار مىكند كه، حقيقت قرآن و صحت ادعاى حضرت محمد (ص) است اين نكته واضح است كه هر كلام حقيقى و درست در دلها نفوذ و تسلط به خصوصى دارد و حق آن است كه تمام كتب در برابر قرآن حقير و كوچكاند و اين كتاب از هر گونه عيب و نقص و اصول ناپسند، پاكيزه و مبرا مىباشد.
4- ميسسو سريو مورخ و مستشرق فرانسوى در كتاب تاريخ عرب و اسلام در ضمن توصيف زياد قرآن مىفرمايد: مواعظ و احكام محكمات قرآن موجب كورى چشمهاى دشمنان و عيبجويان اسلام مىباشد. احكام محكمات و آيات بينات قرآن مجيد، اعراب وحشى و جاهل را با آن همه فضايح و فجايع اعمال از كبر و نخوت و ارتكاب افعال زشت به راه راست هدايت كرد تا آنجا كه آنها را معلم و مدبر و دستگاه بشريت قرار داد. قرآن است كه در عالم بشريت ايجاد تمدن نوينى نموده به نام تمدن العرب معروف گرديد.
5- گوته فيلسوف و شاعر آلمانى متوفاى 1832 در كلام مفصل خود مىگويد پس از دقت و تطبيق الفاظ صحيحه با معانى عاليه قرآن، عظمت و بزرگى اين كتاب محكم آسمانى را به تعظيم مىآورد. فهميديم و دانستيم كه اصول و قواعد و احكام و مقاصد اين كتاب زياده، از حد قوى و محكم مىباشد. عنقريب است كه اين كتاب توصيفناپذير عالم را به خود جلب نموده و نتايج بزرگى باهل عالم خواهد رسيد. اين كتاب بزرگ به زودى تأثير عميقى در علم و دانش جهان نموده در نتيجه جهان مدار خواهد گرديد. مستر بلرنيه كه مستشرق معروف است جهانگيرى لامعارض قرآن را به زودى اعتقاد دارد.
6- مسترولينز دانشمند و نويسنده بزرگ بريطانيا در كلام خود راجع به دين و قرآن تفصيل داده و ضمنا گفته است: در ميان ديانتهاى موجود در جهان ديانتى كه از روى حق و حقيقت سيزده قرن است با تمدنهاى اعصار سير نموده بدون اين كه تغييرى در قوانين و احكام خود بدهد فقط دين پاك از خرافات اسلام است و هر كس بخواهد به نحوى اين معنى را بداند قرآن را دقيقا مطالعه كند و از نظر علمى و قانونى و سياسى و نظم اجتماعى حقايق را با لعيان مىبيند، و خواهد فهميد ما ادعاى بىجا ننمودهايم زيرا قرآن كتابى محكم است- علمى- و دينى و اجتماعى و تهذيبى و اخلاقى و تاريخى و بسيارى از قوانين و احكام و انتظاماتش در
دنياى امروز معمول و عملى است و بعدها هم تا روز قيامت معمول جامعه آدميت خواهد بود. زيرا كتابى جامع و كاملتر از قرآن در عالم علم و عمل تا كنون نيامده است.
7- جان ديون پورت انگليسى در سال 1869 ميلادى كتابى به نام محمد و قرآن نوشت و از اسلام دفاع كرد و در ضمن بيانات خود چنين مىگويد: احكام و اوامر قرآن منحصر در وظايف دينى و اخلاقى نبوده است. گيبون مىگويد: از اقيانوس اطلس تا كنار رود گنگ قرآن نه فقط قانون فقهى شناخته شده است بلكه قانون اساسى شامل رويه قضايى و نظامات ادارى و جزايى حاوى قوانينى است كه تمام عمليات و امور مالى بشر را اداره مىكند و همه اين امور كه به موجب احكام ثابت و لايتغيرى انجام مىشود ناشى از اراده خداوند است و همچنين مجموعه قوانين از تكاليف زندگى روزانه تا تشريفات دينى اعم از تزكيه نفس تا حفظ بدن و بهداشت از حقوق عمومى تا حقوق فردى از منافع فردى تا منافع عمومى و اخلاقيات تا جنايات و از عذاب تا مكافات اين جهان تا مكافات و عذاب آن جهان را در بردارد از خداوند تا تجليل ياد كرده نقصى درباره خداى جهان در آو وجود ندارد به خلاف كتب جهود.
3- تأثير قرآن بر انسانها (داستان مهيج)
احتمالا در سال 1300 هجرى قمرى توسط سيد جمال الدين افغانى در مصر انجمن وطنى تشكيل گرديد كه چهل تن عضو داشت، در جلسه پانزدهم سيد صحبت كرد كه:وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.
دستور اسلام قرآن است كه مهجور شده و مشغوليت روزهداران، و خواندن بالاى قبر، زباله مساجد، بازيچه مكتب خانهها، قسم به دروغ،
زينت قنداق بچهها وسيله گدايى حمايل مسافرين، سلاح جن و غيره شده است.
اى و حقك انت القائل و قولك الحق:نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ[1].
سبحانك انت القائل:إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ[2].
سيد از كرسى به زير آمد، در حالى كه يك ثلث اعضا از گريه غش كرده بودند، و بقيه در حال گريه بودند. سيد به گريه آمد و مكررا مىگفت: إى و حقك اللهم نسيناك فانسيتنا انفسنا، تا اين كه براى سه ساعت غش كرد و به وسيله داكتر به هوش آمد و پس از تدبر و تفكر همه متفق القول شدند كه علت بدبختى، ترك عمل به دستورات اسلام است و مواد هفدهگانه زير را تصويت نمودند:
1- هر عضو دو شبانه روز حداقل يك حزب قرآن را با تفكر بخوانند.
2- نمازهاى واجب در جماعت خوانده شود.
3- امر به معروف و نهى از منكر ترك نشود.
4- غير مسلمانان را به اسلام دعوت نمايند.
5- با مبلغين نصارى به بهترين وجه مباحثه كنند.(وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)
6- احسان به فقرا در حدود امكان.
7- هر كس انجام هر عمل مشروعى را از آنها خواست انجام دهند و يا اگر اطلاع از احتياج كسى پيدا كنند، ابتدائاً به آن اقدام نمايند.
8- صله رحم به جا آرند.
9- مريضان را عيادت نمايند.
10- اگر مسلمانى در بازار و مسجد ديده نشود جوياى او شوند، تا اگر مشكلى داشت آن را رفع كنند.
[1]. بلى به حق تو سوگند و تو گفتهاى كه مردم خدا را فراموش كردند و خدا خود آنان را از يادشان برد.
[2]. خداى پاك، تو گفتهاى كه خدا حالت قومى را تغيير نمىدهد تا آن قوم آنچه را در آنان است تغيير ندهند.
11- مسافرانى كه از سفر مشروع برگردند عيادتشان نمايند.
12- حقوق واجبه مالى خود را به مستحقين آن بدهند.
13- از راهنمايى به افراد ناآشنا به قوانين دين و يا شئون سعادتبخش ديگر كوتاهى نكند.
14- صفات رذيله مخصوصا كبر و خودخواهى و خودپسندى را از خود دور كنند.
15- از لغزشها و خطاهاى برادران خود در گذرند.
16- با مردم، تندخو بد اخلاق نباشند.
17- از عمل و سخنى كه براى مردم نفعى ندارد خوددارى كنند.
مدت يك ماه به همين مواد عمل كردند و بعد از يك ماه راپور كارشان چنين بود[1]:
1- يكهزار و پنجصد مريض را عبادت كرده بودند.
2- دو هزار و هفتصد تن مسافر را زيارت نموده بودند.
3- پنجصد تن را كه از مجامع عمومى غيبت كرده بودند بازديد كرده بودند.
4- دوازده هزار حاجت حاجتمندان را برآورده كرده بودند.
5- هشتصد تن را از نوشيدن شراب توبه داده بودند.
6- يكهزار و سيصد بىنماز را به نماز آورده بودند.
7- هشتاد كارمند و مستخدم دولت انگليس (در مصر) را وادار به استعفا نموده بودند.
8- چهارصد فاحشه را توبه داده بودند.
9- پانصد تن سرمايهدار را وادار كرده بودند كه از اشياى لوكس و تجملات خارجى خريدارى نكنند.
[1]. اكثر اين موارد از آيات قرآن مجيد گرفته شده و در دو سه ماده باقى مانده از احاديث و عمومات و مطلقات قرآن استفاده شده است. بلى:
گر توبه كرده باز به قرآن عمل كنيم عزت بگيرد از كف ذلت زمام ما
10- به 75 نفر ورشكست سرمايه داده بودند.
11- مصرف سالانه 206 فقير را داده بودند.
12- 35 نصرانى و 15 يهودى و 7 بتپرست را مسلمان كرده بودند.
13- سيزده مجلس بحث با مبلغين نصارى كه تحت الحمايه دولت انگليس كارى مىكردند برقرار و 120 ايراد بر آنها وارد كرده بودند كه از دادن جواب عاجز مانده بودند.
عجيبتر از همه
پس از فعاليت يك ماهه انجمن وطنى مصر، لرد كرومر مستشار مالى انگليس در مصر متوجه شد كه يك مرتبه 45% از نفوذ دولت انگليس در مصر كاسته شد، و تجارت انگلستان 35% تنزل نموده!
هشتاد نفر كارمندان ماهر از كار خود استعفا كردند و كس ديگر هم حاضر به خدمت آنان نشده است. مغازههاى لوكس فروشى مصرف دكان خود را پيدا نمىتوانستند.
مأمورين وصول ماليات و مشروب الكلى و زنان فواحش و سينما و تئاتر از شغل خود استعفا دادند.
لرد، ديد عمليات 35 ساله مبلغين نصارى در مقابل فعاليت يكماهه اينان نسبت يك به شانزده است. لذا بلافاصله به انگلستان از وجود انجمن وطنى اعلام خطر كرد. و نوشت كه اگر يك سال ديگر از انجمن وطنى تحت رياست سيد جمال ادامه يابد نه تنها سياست و تجارت دولت انگليس در آسيا و افريقا يكسره نابود خواهد شد، بلكه ترس آن است كه نفوذ كشورهاى اروپايى يكباره در سراسر جهان به خطر افتد.
او در گزارش دوم خود، انجمن وطنى مصر را بدترين صاعقه براى انگليس خواند. و در گزارش سوم خود نوشت: انجمن وطنى مصر بهترين شاهد است بر استيلاى محير العقول مسلمين در سيزده قرن قبل كه در مدت كوتاه بر ثلث كشورهاى جهان سلطنت يافتند.