مطلب هشتم:
قول عجيب تر در تسبيح كوها
قرآن در سوره أنبياء نسبت تسبيح را بكوهها ميدهد و نمىشود آن را تسبيح تكوينى دانست كه تسبيح تكوينى دائمى است و تسبح كوهها مخصوص به عشى و اشراق (شب و روز[1]دو وقت مخصوص است مگر اين كه تسبيح كوهها را به ايجاد تلفظ تسبيح در كوه از جانب خدا بدانيم كه يك نوع تأويل بردن و حتى خلاف عموم آتى قرآن است.
مطلب نهم:مهم ترين آيه كه تسبيح و حمد جميع موجودات جهان (ماسوى الله) را بنحو حصر بيان مىكند كه شامل سراسر انواع مخلوقات در همه كهكشانها و سموات مىشود آيه 44 متقدمه سوره أسراء است كه به شماره 6 ذكر كرديم.
مطلب دهم:در اين آيه يك مطلب تازه نيز استدراك شده كه شما (إنسانها) تسبيح أشياء را نمى دانيد، اين آيه تقريباً نص است كه مراد از تسبيح و حمد آنها تسبيح تشريعى خاص به استعداد وجودى آنها است كه براى ما قابل فهم نيست. نه تسبيح و حمد تكوينى كه هر دو قسم آن را عقلا و علماى إنسان مى دانند، بلى گفته شده كه كلمه تفقهون، بنحو ديگرى (يفقهون) نيز قرائت شده كه معناى آيه چنين مىشود: «هر چيز خداى خود را تسبيح و حمد مى نمايند ولى تسبيح خود را نمى فهمند» و اين جمله تسبيح و حمد تكوينى آنان را اثبات مى دارد، ولى آيه شماره دهم بنا بر اين كه طير هم در ذيل آن(كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ)داخل باشد، قرائت تفقهون ر اتقويت مىكند والله العالم.
مطلب يازدهم:تسخير جبال ممكن است تنها در معيت و همراهى با داود باشد تا اين كه تسبيح جبال اختيارى كوهها و مستند به علم آنها باشد ومؤيد أحتمال دومى، اين است كه در
[1]- وقت اشراق اضائه روز است. و عشى را بعد از زوال تا صبح گفتهاند. بنا بر اين احتمال اراده دوام وقت از اين دو كلمه مى رود، بلى داود 24 ساعت تسبيح نمىكرد.
آيه 11 تسبيح و حمد كوهها به صبح و شام قيد شده است.
مطلب دوازدهم:آيه نهم نطق و بيان همه أشياء را ثابت مى دارد. و آيه دهم منطق پرندگان را در همين دنيا اثبات مىسازد. و آيه 10 علم مورچه را بيان مى دارد.
مطلب سيزدهم:چند آيه سوره نمل به شماره نهم نطق، علم، فهم و تكليف پرنده اى بنام هُدهُد را بيان مى دارد كه احاطه خود را از احاطه نبى الله حضرت سليمان و سيع تر مىداند!!
مطلب چهاردهم:در چند آيه متقدمه از سجده موجودات زمينى و آسمانى براى خداوند بيان شده و اين سجده ممكن است تكوينى باشد[1]و ممكن است كه تشريعى باشد. والله العالم.
و هم چنين تسبيح رعد نيز ممكن است تكوينى تنها باشد. والله العالم.
خلاصه بحث
از علوم تجرى هوش و فكر جمله اى از حيوانات امروز ثابت شده است قرآن مجيد به تفصيلى كه گذشت از تسبح و حمد كائنات و از علم حيوانات و نطق آنان؛ بلكه از نطق همه اشياء خبر ميدهد و در مورد جهان باقى مىگويد:«وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»(العنكبوت: 64) حيات و نطق ر ابراى همه جهان آخرت ثابت مىسازد.
از نظر عقلى وجود اصالت دارد و ماهيات اعتبارى و انتزاعى است و حقيقت وجود در ذات واجب الوجود مطابق براهين متعدد كه در جزء دوم صراط الحق در مباحث توحيد بيان شده عين علم و قدرت و حيات است و ممكن است بگوييم ايجاد وجودات اشياء ممكنه محدوده نيز حقيقت آنها با علم و قدرت و حيات محدوده مقرون است و علم اكتسابى إنسان و ملائكه و جن و ساير موجودات عاقل با علم محدود و ضعيف إنسان و حيوان و نبات و جماد با اختلاف مراتب وجودى آنها منافاتى با علم ذاتى اجمالى آنها ندارد.
بنا براين فرمايش قرآن را مىشود مؤكد به علوم تجربى و استدلال عقلى نيز نمود، عرفا
[1]- كه همان خشوع و خضوع همه كائنات و مقهوريت آنها در برابر اراده نافذه واجب الوجود است( كن فيكن)
نيز مدعى كشف اين مقوله هستند يكى از آنان مىگويد:
گر تو را از غب چشمى باز شد.
با تو ذرات جهان همراز شد
نطق آب و نطق خاك و نطق گِل
است محسوس حواس اهل دل
جمله ذرات در عالم نهان
با تو مىگويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصير و با هشيم
با شما نا محرمان ما خامشيم
از جمادى سوى جانان جان شويد
غلغل اجزاى عالم بشنويد
فاش تسبيح جمادات آيدت
غلغله تعويذها بزدايدت
هر گياهى كه از زمين رويد
وحده لا شريك له گويد[1]
توضيحى در بارهى تورات و عهد عتيق
آيات قرآن را در آخر اين بحث آوردهايم. تورات فعلى يهوديها همان توراتى است كه خداوند بر پيامبر؛ حضرت موسى (ع) نازل فرموده بود، يا دچار تحريف شده؟ قراين زير احتمال دوم را اثبات مى دارد:
1- درعهد عتيق موجود، خدا «يهوه» ر اچنين وصف مىكند: «خدا از قوم يهود خواست كه بر بام خانه هاى خود خون گوسفند بپاشند تا چون خدا مىخواهد مردم مصر را هلاك كند. و يهوديان را اشتباهاً و نادانسته هلاك نكند.» (سفر خروج 13- 12: 7)
اين عبارت روشن است كه خداوند در معرض كارهاى پر مفسده از روى نادانى و سهو مىباشد!؟ آيا كتاب آسمانى، خدا را چنين وصف مىكند؟!!
2- در كتاب اول سموئيل آمده است؛ و كلام خداوند كه بر سموئيل نازل شده گفت: پشيمان شدم كه «شاؤل» را پادشاه ساختم؛ زيرا از پيروى من بر گشته و كلام مرا به جا نياورده است. (سفر پيدايش 15: 10)
[1]- عمده در اثبات مطلب آيات قرآن و اصالت وجود است قول عرفا مجرد تأييد بود.
پشيمانى لازمه جهالت و منافى با علم ازلى و ابدى خداوند است.
3- پسران خدا دختران آدميان را ديدند كه نيكو منظرند و از هر كدام كه مى خواستند براى خود مى گرفتند، (سفر پيدايش 6: 2) خداوند پسر ندارد مگر اين كه جمله فوق را بر مجاز حمل كنند. كه در اين صورت فرقى بين پسر و دختر نمى ماند.
4- داستان كُشتى يعقوب با خدا: و يعقوب تنها ماند و مردى با وى تا طلوع فجر كُشتى گرفت، و چون او ديد بروى غلبه نمىيابد، ران يعقوب را گرفت با او فشرده شد .. پس يهوه گفت مرا رها كن؛ زيرا فجر مى شكافد (يعقوب) گفت تا مرا بركت ندهى رها نكنم، گفت نام تو چيست؟ جواب داد يعقوب. گفت از اين پس نام تو يعقوب خوانده نشود؛ بلكه اسراييل باشد زيرا با خدا و إنسان مجاهده كردى و نصرت يافتى و يعقوب ... گفت زيرا خدا را ديدم و جانم رستگار شد .. (سفر تكوين (پيدايش 32: 24)
5- آدم و زوجه اش خود را از حضور خداوند در ميان درختان باغ پنهان كردند خداوند خود آدم را ندا كرد كه كجا هستى (سفر پيدايش 32/ 33) يعنى خدا در باغ حاضر شده بود و آدم و زوجه اش خود را از خدا مخفى كرده بودند كه آنان را نبيند كه نديد و صداى شان زد. قصه بچه گانه كه حكايت از كم عقلى نويسنده اش مىكند.
6- نوح شراب نوشيد و مست شد و در خيمه خود عريان گرديد .. اولادش برهنه گى او را پوشاندند (سفر تكوين 24، 9/ 32)
7- دختر برزگ (لوط) به دختر كوچك گفت پدر ما پير شده .. بيا تا پدر خود را شراب بنوشانيم و با او هم بستر شويم .. پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند، (سفر پيدايش باب 19: 31/ 33)
8- در كتاب مزمور تورات آمده است كه داود نبى فرموده: اينك در معصيت سرشته شدم و مادرم در گناه، به من آبستن شده (مزمور 51/ 6)
9- داود با زنى كه شوهرش زنده بود اشكارا زنا كرد و از او صاحب پسرى شد (به نقل يكى از دانشمندان اهل سنت از تورات،) الملل و النحل ج 1/ 1479)
10- در موقع پيرى سليمان زنانش دل او را به پيروى خدايان غريب مايل ساختند! دل سليمان مثل پدرش داود با يهوه (خدا) كامل نبود!! سليمان در نظر خداوند شرارت ورزيده مثل پدر خود داود، خداوند را پيروى كامل ننمود .. پس خدا بر سليمان غضب كرد چون دل او از يهوه اسراييل منحرف گشت كه دومرتبه بر او ظاهر شده!! و او را امر فرموده بود كه پيروى خدايان غير را ننمايد!! أما آنچه خدا به او امر فرموده بود بجا نياورد. (باب 11)
11- وقت ميقات موسى (ع) به طول انجاميد بنى اسرائيل به هارون گفتند خدايى براى ما بساز و در برابر ما قرار بده .. هارون گفت طلاجات ... بر گيريد و برايم بياوريد .. هارون از آنها گوساله ساخت گفت اى بنى اسرائيل اين است آن خدايى كه شما را از مصر خارج ساخت (الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ج 1/ 48)
بحث تكميلى
1- عهد قديم داراى كتبى است؛
تورات داراى پنج كتاب (=سفر) منسوب به موسى (ع) است بنام سفر آفرينش يا پيدايش، و سفر خروج (خروج بنى اسراييل از مصر)[1]و سفر لاويويان (يأاخبار) مشتمل بر تشريعات و و صايا و أحكام و سفر عدد (سير بنى اسراييل در صحراى سينا و شامل عدد اسباط بنى اسراييل) و سفر تثنيه كه درآن و صاياى ده گانه جديد ذكر يافته است و در اخير آن وفات موسى (ع) و دفن او را در كوههاى موآب ذكر كردهاند.
دوم صحيفه يوشع (وصى موسى عليهما السلام) بنام هكزاتوك (به معناى اسفار ششگانه)
[1]- جى اسميت در باره سفر خروج مى نويسد: اين سفرى كه بين اسفار كتاب مقدس مى خوانيد نوشته نشد مگر بعد از فترتى طولانى از زمان موسى( ع) 0( مقارنة الاديان شبلى ص 258) أسفار جمع سِفر بمعناى كتب و كتاب.
به تورات (اسفار پنجگانه افزوده شده و همه اينها بخش اول عهد قديم است. در باره اين صحيفه كلامى را بعداً ذكر مىكنم.
و بخشهاى ديگر كتاب عهد قديم عتيق شامل كتب أنبياء احوال أولياء آيين يهود و سرود هاى عرفانى و دينى، و زيورات، امثال، كتاب ايوب و غيره مىباشد.
2- آيا معاد در تورات و متون مقدسه يهود بيان شده است؟ بين دانشمدان تورات شناس اختلاف است كه آيا در تورات معاد و حيات اخروى وجود دارد يا ندارد؟
به هر حال أحكام عملى (شريعت) در آن به مقدار محدودى ذكر شده است.
3- آيا تورات نازل به موسى (ع) سالم و دست نخورده باقى است؟ شواهد ده گانه اى كه در عنوان سابق نقل كرديم حكم مىكرد كه تورات دست خورده و اباطيل زيادى در آن راه يافته است.
فليسين شاله: أحكام ده گانه موجود را از حضرت موسى (ع) نمىداند او مىگويد: أحكام ده گانه به شكلى كه اكنون وجود دارد، نبايد تأليف موسى (ع) باشد.؛ زيرا اين احكام متعلق به قومى است كه داراى گاونر است و در مزرعه كار مىكند.، صاحبان خانه در دار و شهر هاى ديوار دار است قومى كه خانه نشين بوده و كشاورزى مىكردند، در حالى كه بنى اسراييل در آن موقع بيابان گرد و چادر نشين بودند[1]
او مى افزايد: «دانشمندان يهود شناس معتقدند كه أحكام ده گانه داراى اذكار و عباراتى متعلق به عهد پيدايش سفر تثينه اخرين و پنجمين اسفار پنجگانه در قرن هفتم قبل از ميلاد[2]در ادبيات اسراييل وارده شده است.»[3]
[1]- تاريخ مختصر أديان ترجمه خدايار محبى ص 302
[2]- موسى( ع) بقولى 1350- سيزده و نيم قرن قبل از ميلاد در عهد رامسيس دوم كه عبرانيين او را فرعون تسخير مى نامند متولد شده است.
[3]- همان مصدر سابق ص 331.
از جان ناس نقل مىكنند كه: محققان و دانشمندان أخير، تأليف اسفار پنجگانه و نيز نوشتن سراسر قوانين طولانى و درهم آميخته موسوى (تورات) را به دست موسى (ع)، كم و بيش منكر مى باشند[1]
او مى افزايد: سر گذشت زندگى موسى (ع) كه بصورت داستانها بما رسيده اهل تحقيق آنها را به دو قسمت منقسم كرده و در دو كتاب از اسفار پنجگانه يعنى سفر خروج و سفر اعداد مندرج است، و معتقدند كه سر گذشت موسى (ع) مبتنى بر روايات سيصد يا چهار صد سال بعد از زمان او به رشته تحرير در آمده و به صورت حكايات موجود شده ازجمله حكايت طفوليت اوست.[2]
در مورد سفر يوشع جى اسميت مىگويد: نويسندگان غربى براين حقيقت اقرار دارند و بعضى از آنها معتقدند كه سفر يوشع را «ارميا» نوشته و بين يوشع و» ارميا «تقربياً بيش از هشت قرن فاصله است، و بعضى ديگر معتقدند كه آن سفر، تصنيف سموئيل است و بعضى ديگر معتقدند كه آن، تصنيف فينحاس است.
و بعضى از نويسندگان غربى سفر قضاء را به حزقيال و بعضى ديگر به عرزا و بعضى ها به ديگران نسبت داده اند و بيش از نُه قرن فاصله است.
سفر دانيال ممكن نيست كه درآن زمانى كه او زندگى ميكرده يا در هنگام سقوط بابل توسط پادشاه فارس، كورش، در سنه 538 ق، م نوشته شد باشد؛ بلكه به ناچار بايد اين سفر 300 يا 400 سال بعد از آن نوشته شده باشد و اسفار منسوب به سليمان از او نيست. (مقارنة الأديان احمد شبلى 259)
فليسين شاله مى نويسد: در هر حال غزلهاى سليمان كه ميان گفته هاى أشعياء نبى و سفر
[1]- على اصغر حكمت ترجمه تاريخ جامع أديان.
[2]- على اصغر حكمت ترجمه تاريخ جامع أديان.
جامعه قراردارد، أصل آن هر چه باشد از سليمان نيست. كتاب اشعياى نبى مطالبى از پيش گوييها- مواعظى- است كه دو يا چند نفر مؤلف در سالهاى 710 و 300 ق م تأليف كردهاند.[1]
دانشمندان عقيده دارند كه اين سفر- سفر ايوب- در قرن پنجم پيش از ميلاد نوشته شده و متن آن بيش از هر كتاب دينى قديم ديگر در معرض پريشانى و فساد قرار گرفته است.
چند جمله مختصر ديگر در مورد تورات
1- تورات موسى (ع) از بين رفته و عزرا بار ديگر آن را با الهام به وجود آوره است.[2]
2- از ايرادات دانشمندان يهود شناس و انتقاداتى كه بعمل آورده اند اين نتيجه به دست مىآيد كه كتاب عهد قديم مانند ساير كتب، محصول كار إنسان است. (مقارنة الأديان ص 258 بنقل از اظهر الحق ص 261)
ريچارد سمون مىگويد: اكثر كتب مقدس يهودى از تأليفات علماى يهود است (جاهليت و اسلام ص 405 و 406 تأليف يحى نورى)
از تحقيقات محققين آنان به شكل قاطع استنتاج مىشود كه تورات موجود متعلق به عصر واحدى نيست؛ بلكه اسفار آن به زمان هاى مختلفى اختصاص دارد مثلًا سفر خروج در قرن نهم و سفر تثنيه در قرن هشتم پيش از ميلاد نوشته شده است. (مصدر سابق)
در سفر تثنيه آمده است: موسى (ع) عبدالرّب در سر زمين مؤاب فوت كرد و تا به امروز قبر او معلوم نيست.[3]
اين مطلب صريح است كه اين عبارت بعد از مدتى از فوت موسى (ع) نوشته شده و ازخود
[1]- فليسين شاله تاريخ مختصر أديان ترجمه خدايار محبى ص 281.
[2]- مقارنة الأديان ص 258 بنقل از اظهر الحق ص 261
[3]- تاريخ جامع أديان ترجمه على اصغر حكمت ص 331.