بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 294

در آيه 28 و 29 خداوند به پيامبر دستور مى‌دهد به زوجات خود بفرمايد اگر زندگانى دنيا و زينت آن را مى خواهيد پس بياييد تحفه اى به شما بدهم و به وضع خوبى شما را رها سازم. و اگر خدا و رسول او و سراى ديگر (بهشت) را مى خواهيد خداوند براى نيكو كاران شما مزد بزرگى مهيا كرده است.

سپس در دو آيه ديگر (30 و 31) به آن صالحات مشرفّات مى‌فرمايد: اگر كسى از شما گناه آشكارى بجا آورد عذاب او مضاعف مى‌شود و كسى‌كه از شما تواضع براى خدا و رسولش بنمايد مزد او را دو چند مى‌دهيم و روزى گوارا برايش آماده مى‌سازيم‌

يعنى قانون شرعى در مورد ثواب و عقاب استثناء ناپذير است و شامل حتّى پيامبر و اهل و زوجات او هم مى‌شود منتهى بيشتر. بلى ظاهراً مضاعف شدن عذاب و ثواب براى اهل بيت و زوجات پيامبر (ص)، حتّى ممكن است براى علما و دانشمندان هم منطقى باشد؛ زيرا ثواب و عقاب و قرب و بعد از حق به مراتب مختلف انقياد و تجرّى استوار است.[1]نعوذ بالله من معصية العلماء. الّلهم ارحمنا فى المواقف كلّها؛ بلكه زيادتى عقول نيز در زيادتى انقياد و تجرّى تأثير گذار است.

طهارت اهل البيت (ع)

عمده ترين بحث در آيه تطهير، (احزاب 33) در تكوينى بودن اراده و تشريعى بودن آن در يك كلمه محذوف است كه كسى را نديده ام متعرّض آن شده باشد و آن كلمه مفعول مقدّر فعل‌«يُرِيدُ اللَّهُ»است كه مدلّل گردد چه مى‌باشد؟

و كلمه‌«لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ ..»علّت آن كلمه محذوف است يا علّت فعل (يريد) و مفعول آن.

[1]كبيره بودن گناه‌ها و اعمال قربى مراتب مختلف دارد و مصالح و مفاسد مختلف كه در انقياد و تجرى تاثير فراوانى دارد. دقت كنيد كه مهم و دقيق است.


صفحه 295

دقّت كنيد كه بحث كليدى در همين كلمه محذوف پنهان است ..

ولى ممكن است كلمه محذوف مذكور كلمه كليدى در اثبات يكنوع خاصى از اراده نباشد؛ بلكه كلمه كليدى، كلمه حصر (إنّما) باشد (كه اراده را منحصر به اهل بيت، كه در روايات شيعه و اهل سنّت به حضرت پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين على و فاطمه صديقه و حسنين (عليهم السلام) تفسير شده) مى‌گرداند كه دليل قوى بر تكوينى بودن اراده حضرت حق است؛ زيرا اراده تشريعى منحصر به اين پنج بزرگوار نيست؛ بلكه شامل همه مؤمنين و مسلمين؛ بلكه شامل همه‌ى مكلّفين است. والله العالم.[1]

كلامى در مورد احاديث وارده:

در تفسير الميزان آمده است كه روايات وارده در اين مورد بسيار زياد و بيش از هفتاد حديث است، كه بيشتر آن‌ها از طرق اهل سنّت مى‌باشد، و اهل سنّت آن‌ها را از طرق بسيارى، از ام‌سلمه، عايشه، ابى سعيد خدرى، سعد، وائله بن الاسقع، ابى الحمراء، ابن عباس، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا (ص) عبدالله بن جعفر، على و حسن بن على (عليهما السلام) كه تقريباً از چهل طريق نقل كرده‌اند.

و شيعه آن را از حضرت على، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا (عليهم السلام) و از ام‌سلمه، ابى ذر، ابى ليلى، ابى الاسود دؤلى، عمروبن ميمون اودى، و سعدبن ابى وقاص، بيش از سى طريق نقل كرده‌اند.

[1]- ممكن است مفعول محذوف مهم نباشد و اراده خدا به إذهاب الرجس و پليدى تعلّق گرفته باشد؛ ولى بنحوى كه قدرت و اراده آنان را بر معصيت سلب نكند؛ چون در فرض عجز، تكليف ساقط مى‌شود. و مراد از اهل بيت 5 نفرى هستند كه مطابق احاديث وارده زير كساء بودند، يعنى خود پيامبر هم در اين آيه از اهل خانه ام‌سلمه و عايشه- رضى الله تعالى عنهما- بوده و اين مطلب قطعى است. بنابراين فرض كه جمله« يُرِيدُ اللَّهُ» مفعول محذوف نداشته باشد و مفعول آن إذهاب رجس باشد آيه بر عصمت اين پنج فرد بزرگوار دلالت مى‌كند.


صفحه 296

حال اگر كسى بگويد: اين روايات بيش از اين دلالت ندارد كه على و فاطمه و حسنين (عليهم السلام) نيز مشمول آيه هستند، و اين منافات ندارد با اين‌كه همسران رسول خدا نيز مشمول آن باشند؛ چون آيه شريفه در سياق خطاب به آنان قرار گرفته.

در پاسخ مى‌گوييم: بسيارى از اين روايات و بخصوص آنچه از ام‌سلمه- كه آيه در خانه او نازل شده- روايت شده است، تصريح دارد در اين‌كه آيه مخصوص همان پنج تن است، و شامل همسران رسول خدا (ص) نيست‌[1].

و اگر كسى بگويد: آن روايات بايد به خاطر ناسازگارى اش با صريح قرآن، طرح و كنار گذاشته شود، چون روايت هر قدر هم صحيح باشد، وقتى پذيرفته است كه با نص صريح قرآن منافات نداشته باشد، و روايات مذكور مخالف قرآن است، براى اين‌كه آيه مورد بحث دنبال آياتى قرار دارد كه خطاب در همه آن‌ها به همسران رسول خدا (ص) است، پس بايد خطاب در اين آيه نيز به ايشان باشد.

در پاسخ مى‌گوييم: همه حرفها در همين است، كه آيا آيه مورد بحث متّصل به آن آيات، و تتمّه آن‌ها است يا نه؟ چون رواياتى كه بدان اشاره شد، همين را منكر است، و مى‌فرمايد: آيه مورد بحث به تنهايى، و در يك واقعه جداگانه نازل شده و حتّى در بين اين هفتاد روايت، يك روايت هم وجود ندارد كه بگويد آيه شريفه دنبال آيات مربوط به همسران رسول خدا (ص) نازل شده و حتّى احدى هم از مفسّرين اين حرف را نزده اند، حتّى آن‌ها هم كه گفته‌اند آيه مورد بحث مخصوص همسران رسول خدا (ص) است،؛ مانند عكرمه و عروه، نگفته‌اند كه اين آيه در ضمن آيات قبل نازل شده است.

[1]- رجوع شود به الدر المنثور ج 5، ص 198 و غيره، و صحيح مسلم، ج 15، ص 181، باب فضائل على، و ترجمه تفسير الميزان ج 16/ 465- 467.


صفحه 297

پس آيه مورد بحث از جهت نزول جزو آيات مربوط به همسران رسول خدا (ص) و متّصل به آن نيست، حال يا اين است كه به دستور رسول خدا (ص) دنبال آن آيات قرارش داده اند، و يا بعد از رحلت رسول خدا (ص) اصحاب در هنگام تأليف آيات قرآنى در آنجا نوشته اند، مؤيد اين احتمال اين است كه اگر آيه مورد بحث كه در حال حاضر جزو آيه‌«وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ»است از آن حذف شود، و فرض كنيم كه اصلًا جزو آن نيست، آيه مزبور با آيه بعدش كه مى‌فرمايد:«وَ اذْكُرْنَ»كمال اتّصال و انسجام را دارد و اتّصالش به هم نمى خورد.

پس معلوم مى‌شود جمله مورد بحث نسبت به آيه قبل و بعدش نظير آيه‌«الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ...»المائدة: 3 است كه در وسط آياتى قرار گرفته كه آنچه خوردنش حرام است مى شمارد، كه در جلد پنجم اين كتاب در سوره مائده گفتيم كه: چرا آيه مزبور در وسط آن آيات قرار گرفته، و اين بى نظمى از كجا ناشى شده است.

بنابراين آنچه گفته شد، كلمه‌«أَهْلَ الْبَيْتِ»در عرف قرآن اسم خاص است كه هر جا ذكر شود، منظور از آن اين پنج تن هستند، يعنى رسول خدا (ص) و على و فاطمه و حسنين (عليهم السلام) و بر هيچ كس ديگر اطلاق نمى‌شود، هرچند كه از خويشاوندان و اقرباى آن جناب باشد، البته اين معنا، معنايى است كه قرآن كريم لفظ مذكور را بدان اختصاص داده و گرنه به حسب عرف عام كلمه مزبور بر خويشاوندان نيز اطلاق مى‌شود.

كلمه «رجس»- به كسره را، و سكون جيم- صفتى است از ماده رجاست، يعنى پليدى، و قذارت، و پليدى و قذارت هيأتى است در نفس آدمى، كه آدمى را وادار به اجتناب و نفرت مى نمايد، و نيز هيأتى است در ظاهر موجود پليد، كه باز آدمى از آن نفرت مى نمايد اولى؛ مانند پليدى رذايل، دومى؛ مانند پليدى خوك، همچنان كه قرآن كريم اين لفظ را در هر دو معنا اطلاق كرده، در باره پليدى ظاهرى فرموده:«أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ ...»الأنعام: 145 و همچنان در پليدى هاى معنوى؛ مانند شرك وكفر و اعمال ناشايسته به كار برده‌


صفحه 298

مى‌شود.[1]«وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ»التوبة: 125 و آن‌هايى كه در دل بيمارند، قرآن پليدى ديگرى بر پليدى هاى شان مى افزايد، و مى ميرند در حالى كه كافرند.

و نيز فرموده:«فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ»الأنعام: 125 و كسى كه خدا بخواهد گمراهش كند، دلش را تنگ و ناپذيرا مى‌كند، به طورى كه پذيرفتن حق برايش چون رفتن به آسمان غير ممكن باشد، خدا اين چنين پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى‌آورند مسلط مى‌سازد.

و اين كلمه (رجس) به هر معنا كه باشد نسبت به انسان عبارت است از ادراك نفسانى و اثر شعورى كه از علاقه و بستگى قلب به اعتقادى باطل، يا عملى زشت حاصل مى‌شود، وقتى مى‌گوييم: انسان پليد، يعنى انسانى كه به خاطر دل بستگى به عقايد باطل يا عمل باطل دلش دچار پليدى شده است.

و با در نظر گرفتن اين‌كه كلمه «رجس» در آيه شريفه الف و لام دارد، كه جنس را مى‌رساند، معنايش اين مى‌شود كه خدا مى‌خواهد تمامى انواع پليدى ها، و هيأتهاى خبيثه و رذيله را از نفس شما ببرد، هيأتهايى كه اعتقاد حق و عمل حق را از انسان مى گيرد چنين ازاله اى با عصمت الهى منطبق مى‌شود، و آن عبارت است از صورت علميه اى در نفس كه انسان را از هر باطلى چه عقايد و چه اعمال حفظ مى‌كند، پس آيه شريفه يكى از ادلّه عصمت اهل البيت (ع) است‌[2].

[1]- يا گوشت خوك كه پليد است.

[2]- ترجمه تفسير الميزان ج 16/ 465- 467.


صفحه 299

حجاب و عفت‌

«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‌ ...»الأحزاب: 33؛

بد حجابى و فحشا در جاهليت قبل از اسلام و مقارن اسلام در اين آيه به زنان مسلمانان گوش زد شده كه از آن دورى كرده و كرامت خود را حفظ كنند، منتهى خطاب قرآن به أمّهات المؤمنين شده كه قبل از نزول اين آيه از بد حجابى بدور بوده‌اند و آيه تأثير خود را بر زنان مسلمان گذاشت كه تا امروز قسمت زيادى داراى حجاب و عفت هستند و لى در قرن بيستم در اثر فشار هاى تبليغى غرب و فشارهاى فيزيكى بعضى از دولتهاى بى دين كشورهاى مسلمان، بد حجابى و بى حجابى در كشورهاى مسلمان نشين رواج يافت و مع الوصف قسمتى از زنان مسلمان تا هنوز به حجاب خود پابند هستند و قسمتى از آن دور شده‌اند.

ولى آنچه كه جاهليت اولى عربها را كم ارزش يا بى ارزش مى‌كند جاهليت دومى غرب است كه سكس و فحشا و فاحشه خانه ها در همه جا فراگير شده و هيچ قبحى باقى نمانده و به وسيله تبليغات روزنامه ها و مجله ها و راديوها و تلويزيونهاى غربى و در زمان ما در سايت ها تبليغ مى‌شود و مزدوران بى حيثيت غربى ها به تشويق پولى در صدد ترويج بى بند و بار غربى به فرهنگ اصيل انسانى اسلامى آسيب زده اند تا آينده چگونه رقم خواهد خورد؟ و لله عاقبة الامور. در جاهليت بى بند و بار دوم كه در حدود يك قرن ادامه يافته وظيفه علماى دينى بسيار سنگين است كه با امر به معروف و نهى از منكر معقول به ارشاد زنان مسلمان بايد پردازند.

ثمره مهم فرهنگ غربى به زنان و مردان پيرو بى حجابى و ترويج فحشاء چنان ضربتى وحشتناك زد كه در طول تاريخ بشريت بى نظير بوده است.

آرى دهها ميليون زن و مرد امروز به مرض بى علاج ايدز گرفتارند و راه نجاتى ندارند


صفحه 300

تو[1]خود كردى كه لعنت بر خودت باد.

برابرى مؤمن و مسلم در ثواب‌

«إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ...»الأحزاب: 35؛ آيه به طور روشن دلالت دارد كه مسلمان و مؤمن در اعمال دينى مزد مساوى دارند و به اين موضوع در يك روايت معتبرالسند كافى تصريح شده است.

البته شخص مؤمن به خاطر ايمان خود عمل بيشتر انجام مى‌دهد و مزد بيشترى مى گيرد؛ ولى اين اختلاف كمّى است نه كيفى. والله العالم.

و نيز آيه بر برابرى ثواب زن و مرد نيز دلالت دارد و آيه 95 سوره نحل را نيز مطالعه نماييد.

ذكر و ياد خدا

ياد خدا بر دو قسم است يكى زبانى و ديگر قلبى و در دل، بلى آيات و احاديث زيادى در تأكيد آن وارد شده نماز هم براى ذكر است‌«وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»طه: 14«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً، وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًاالأحزاب: 41 و 42؛

اى مؤمنين خدا را ياد كنيد يادى زياد، و صبح و شام او را تسبيح و تنزيه نماييد.

خدا و ملائكه (هم) بر شما درود مى فرستند تا شما را از تاريكيهاى (باطنى كه از معصيت تراكم مى‌كند) به سوى نور و روشنايى بيرون ببرد، خداوند به مؤمنين رحيم و مهربان است.

برداشت من از قرآن و حديث اين است كه مؤمنين هميشه يا در دل به ياد خدا باشند و او را به صفات حميده متّصف كنند و يا در دل ياالله ياالله بگويند و يا در زبان. بلى همانگونه كه‌

[1]- علّت اصلى ايدز ظاهراً هنوز ناشناخته باقى مانده ولى يكى از عوامل انتقال آن آميزش جنسى يك زن با چند مرد است« وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‌ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا» الإسراء: 32.


صفحه 301

روييدن و شگفتن گلهاى لطيف و درختان بزرگ و همه گياهان و حتّى حيات و بقاى حيوان و انسان به آب نيازمندند«وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‌ءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ»الأنبياء: 30؛ شكوفايى وجدان و روح ما و حقيقت ما به ياد خدا بستگى دارد.«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»الرعد: 28؛ دل آرام گيرد به ياد خدا.

خدايا مؤلّف غافل و مؤمنين را توفيق ده كه بياد قلبى و زبانى تو زندگانى كنند، خدايا مرا روزى مباد آندم كه بى ياد تو بنشينم.

خواننده عزيز؛ از شما چه پنهان، نويسنده غافل از اين‌كه در اكثر عمر خود از ياد خدا غافل بوده در اينجا اشك او بر بد بختى و سياه عمرى او جارى شد، خداوند به شما توفيق دهد كه عمر شما به غفلت نگذرد. و هميشه ذاكر و در ياد او باشيد كه نتيجه آن آرامش روح و وقار اوست‌«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»خدا، خدا، خدا ..

صلوات بر حضرت خاتم النبيين (ص)

خدا و فرشتگان بر پيامبر صلوات مى فرستند اى مؤمنين شما (نيز) بر او صلاة و سلام بفرستيد (احزاب 56) درود و سلام بر حضرت نبوى هم در احاديث شيعه و هم در احاديث اهل سنّت مقيد بر صلوات بر او و بر آل او شده است به صحيح مسلم و صحيح بخارى و «نظرة عابرة الى الصحاح الستة» مراجعه شود.

أذيت رسول خدا و اذيت مؤمنين‌

«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً»الأحزاب: 57 اذيت؛ يعنى رنجانيدن خداوند تنها در بجا آوردن محرّمات و ترك واجبات شرعى صدق مى‌كند، وگرنه رنجانيدن خداوند مقدور بشر و موجودات امكانى نيست. در اينجا اين اشكال به وجود مى‌آيد كه بايد ترك همه واجبات و بجا آوردن همه محرّمات هرچند صغاير، كبيره باشد؛ چون معناى لعن مؤذى در دنيا و آخرت و آماده كردن عذاب‌