بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 344

كه حضرت نزديك مقام ابراهيم مشغول نماز بود، صدا زد مگر من تو را از اين كار نهى نكردم؟ حضرت (ص) بر او بانگ زد و او را از خود راند.

ابوجهل گفت: اى محمد! بر من بانگ مى‌زنى، و مرا مى رانى؟ تو نمى‌دانى قوم و عشيره‌ى من در اين سر زمين از همه بيشتر است.[1]

در اين جا آيه‌ى بعد نازل شد«فَلْيَدْعُ نادِيَهُ، سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ»(العلق: 17- 18)؛ او ياران خود را بخواند، ما، مأموران دوزخ را صدا مى‌زنيم.

تفسير سوره قدر[2]

نگارنده كم بضاعت احتمالا دو مرتبه اين سوره مباركه را تفسير نموده كه هر دو مرتبه چاپ شده است و لذا ديگر به تفسير آن در اين كتاب نمى‌پردازد.

خداوندا آثار اين بنده ناچيز خود را اولا به فضل وكرمت قبول بفرما و ثانيا آنها را مورد استفاده بندگان مومنت قرار بده تو غنى مطلق هستى وما محتاج مطلق هستيم.

تفسير سوره بينه‌[3]

«لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ‌[4]وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ، رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً، فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ» (البينة: 1- 3)؛ كافران و اهل كتاب (ظاهراً يهوديهاى موجود در مدينه و اطراف آن) و مشركان (حجاز) (يا واقعاً و يا بحسب ادعاى خودشان)

[1]- فى ظلال القرآن ج 10 ص 22

[2]- اين سوره مكى وداراى 5 آيه مى‌باشد.

[3]- اين سوره مدنى و داراى 8 آيه مى‌باشد.

[4]- آيه دلالت دارد كه اهل كتاب پيشن از آمدن اسلام كافر هستند و حكم كفر در دنيا و آخرت بر آنان مترتب است مگر آنچه كه در دنيا از نظر اسلام به دليل جداگانه از آن استثناء شده باشد. و كفر سابق يهوديها احتمالا از عدم ايمان به عيسى( ع) باشد و كفر نصرانيها در فرض اطلاق آيه از تثليث آنان باشد. و الله العالم.


صفحه 345

بدون دليل روشنى از دين يا كفر خود جدا نمى‌شوند و آن دليل روشن فرستاده اى از جانب خدا است كه وحى الهى را در اوراق پاكيزه‌[1]كه در آنها نوشته هاى بر حق و ثابت است تلاوت كند.

اگر واقعاً چنين قصد داشته‌اند كه عند الله معذور اند چون تفكر منطقى و معقولى داشته اند و اگر روش شان ادعايى و براى فرار از حق بوده كه آيه چهارم به آن اشعار دارد مسول تقصير و دورى خود از حق هستند.

در اين جا احتمال يا نظر سومى هم وجود دارد كه خداوند مشركين و اهل كتاب را مطابق قاعده لطف بدون اتمام حجت رها نمى‌كند لذا رسول مكرمى را با قرآن براى آنان فرستاد. اين وجه مختار تفسير الميزان است و سرراست هم است.

ولى ما در دنياى امروز صدها ميليون جاهل قاصر داريم و در بحث كلام گفته ايم كه قاعده لطف از نظر استدلال عقلى ضعيف است و لطف بر خداوند به هر دو معناى كلامى آن، واجب نيست.

و نگارنده در ديوان خود گفته است:

گر خدا لطفى كند فضلش بود

فضل او بربندگان بى حد بود.

مگر اين كه بگوييم نظر آيه اهل كتاب و مشركان زمان پيامبر (ص) هستند كه يا مقصر و با متعمد مى‌باشند.

در آيه چهارم مى‌فرمايد: (ولى) اهل كتاب (تاچه رسد به بت پرستان لجوج) بعد از آمدن آنكه (مطلوب شان بود) از قبول حق سرزدند؟ و آيه 89 بقره، آيه چهارم فوق راتوضيح بيشترى داده است.

در آيه ششم دوباره اهل كتاب و مشركين را يك جا نموده و همه را به لقب شرالبريه‌

[1]- كه« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ ...»( فصلت: 42)؛( از پيش و پس آن باطلى به آن نمى چسپد.


صفحه 346

ملقب نمود و وعده خلود جهنم را به آنان مى‌دهد (نعوذ بالله منه).

و در مقابل به مومنين صالحين، لقب خيرالبريه‌[1]و خلود در بهشت هاى عدن را مى‌دهد و از همه بالاتر از يك مطلب فوق العاده پرده بر مى‌دارند كه صالحين مومنين را بسيار بالا مى‌برد كه خداوند از آنان راضى و آنان از خداى خود راضى هستند! چه مقام فوق مقامها. و در پايان مى‌فرمايد اين مقاها براى كسى است كه از پروردگار مى ترسند.

سخنى در مورد خيرالبريه‌

اين مقام ممتاز فضيلت تشريعى مومنان صالح است نه فضيلت تكوينى آنان، دراين مورد رواياتى از طريق دانشمندان محترم اهل سنت وارد شده كه مصداق اين آيه، را على و شيعيان او معرفى نموده است.

بحث حديثى‌[2]

سيماى امام على (عليه السلام) در قرآن‌[3]

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»(البينة:) 7؛

كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته انجام داده اند، آنان بهترين مخلوقات هستند.

حديث 1125: يزيد بن شراحيل الانصارى كاتب على، قال: سمعت علياً يقول: حدثنى‌

[1]- آيا مراد از اين مهم ترين لقب( خيرا لبرية) مؤمنين صالح اين امت هستند و يا همه مؤمنين صالح همه امتها و يا همه مؤمنين صالح جن و ملك و ساير انواع عاقل دركهكشانهاى ديگر؟ بعيد نيست كه قول دوم اظهر باشد و همچنين در لقب( شر البريه). والله العالم.

[2]- در خود شواهد التنزيل عربى ج 2/ 459- 470 مراجعه كنيد كه حواشى محققانه زيادى دارد و اسامى كتب بسيارى را كه اين احاديث در آن ها ذكر شده بيان كرده است.

[3]- ترجمه شواهد التنزيل حسكانى؛ ص 393 به بعد.


صفحه 347

رسول الله (ص) و انا مسنده الى صدرى فقال: يا على أما تسمع قول الله عز و جل:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»(البينة: 7)؛ هم أنت و شيعتك، و موعدى و موعدكم الحوض، اذا اجتمعت الامم للحساب تدعون غراء محجلين.

يزيد بن شراحيل انصارى كاتب على (ع) گفت: از على شنيدم كه گفت: در حالى كه پيامبر خدا را به سينه ام چسبانيده بودم به من گفت: يا على آيا سخن خداوند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»را نشنيدى؟ آنان تو و شيعيان تو هستند و وعده من و شما كنار حوض است. هنگامى كه امت ها براى حساب گرد مى آيند، شما را به عنوان پيشانى سفيدان و پاسفيدان خطاب مى كنند.

حديث 1126: عن ابن عباس قال: لما نزلت هذه الآية:« «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قال: النبى صلى الله عليه و آله و سلم لعلى: هو انت و شيعتك. تأتى انت و شيعتك يوم القيامة راضين مرضيين، و يأتى عدوك غضاباً مقمحين قال على: يا رسول الله و من عدوى؟ قال: من تبرأ منك و لعنك ثم قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: من قال رحم الله علياً يرحمه الله.

ابن عباس در باره سخن خداوند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛گفت: پيامبر به على فرمود: آن تو و شيعيان تو هستند؛ تو و شيعيانت در روز قيامت راضى و خوشحال مى‌آييد و دشمن تو خشمناك و سر افكنده مى‌آيد. على گفت: يا رسول الله دشمن من كيست؟ گفت: كسى كه از تو بيزارى بجويد و تورا لعنت كند. سپس پيامبر خدا گفت: هر كس بگويد كه خدا، على را رحمت كند، خدا او را رحمت مى‌كند.

حديث 1127- 1129: همين مضمون با چند سند ديگر نيز نقل شده است.

حديث 1130: عن ابى برزه قال: تلا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛و قال: هم انت و شيعتك يا على معاد ما بينى و


صفحه 348

بينكم الحوض.

ابوبرزه گفت: رسول خدا تلاوت كرد:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛و گفت: يا على آنان تو و شيعيان تو هستند. و وعده من و شما كنار حوض است.[1]

حديث 1131: عن ابن بريده عن ابيه قال: تلا النبى صلى الله عليه و سلم هذه الآية:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛فوضع يده على كتف على و قال: هو انت و شيعتك، يا على ترد انت و شيعتك يوم القيامة روائاً مرويين، و يرد عدوك عطاشا مقمحين.

ابن بريده از پدرش نقل مى‌كند كه پيامبر اين آيه را تلاوت كرد:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»و دست خود را بر شانه على گذاشت و گفت: او تو و شيعه توست، يا على تو و شيعيانت روز قيامت در حالى وارد مى شويد كه سيراب هستيد ولى دشمنان تو تشنه و سر افكنده وارد مى شوند.

حديث 1132: عن ابى جعفر محمد بن على قال: قال: رسول الله (ص)«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»هم انت و شيعتك يا على. ابو جعفر محمد بن على گفت: پيامبر خدا گفت:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»يا على تو و شيعيان تو هستند.

حديث 1133- 1138: همين مضمون با تفاوت اندكى با چند سند ديگر نيز نقل شده است.

حديث 1139: عن جابر بن عبدالله الانصارى قال: كنا جلوسا عند رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم اذ اقبل على بن ابى طالب، فلما نظر اليه النبى قال: قد اتاكم اخى ثم التفت الى‌

[1]- روايت مربوط به اينكه منظور از« خير البريه» على و شيعيان او هستند در كتاب هاى حديث بسيار است از جمله: سيوطى؛ الدر المنثور ذيل اين آيه و خوارزمى، مناقب امير المومنين ص 187 و گنجى، كفايه الطالب ص 246


صفحه 349

الكعبه فقال: و رب هذه البنية ان هذا و شعيته هم الفائزون يوم القيامه. ثم اقبل علينا بوجهه فقال: اما والله انه اولكم ايماناً بالله و اقومكم بامر الله. و اوفاكم بعهد الله و اقضاكم بحكم الله و اقسمكم بالسويه و اعدلكم فى الرعيه و اعظمكم عند الله مزية قال جابر: فانزل الله:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»فكان على اذا اقبل قال اصحاب محمد: قد اتاكم خيرالبرية بعد رسول الله.

جابر بن عبدالله انصارى گفت: نزد پيامبر خدا نشسته بوديم كه على بن ابى طالب آمد، پيامبر به او نگاه كرد و گفت: برادرم نزد شما آمد، سپس به سوى كعبه توجه نمود و گفت: سوگند به پروردگار اين كه او و شيعيانش همان نجات يافتگان در روز قيامت هستند. سپس روى به سوى ما كرده و گفت: آگاه باشيد كه به خدا سوگند نخستين شما از نظر ايمان به خدا و پايدار ترين شما در كار خدا و فادارترين شما به عهد خدا و داورترين شما به حكم خدا و تقسيم كنند ترين شما به مساوات و عادل ترين شما در رعيت و بزرگترين شما نزد خدا از نظر مزيت، اوست. جابر گفت: پس خداوند نازل كرد:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»هر وقت كه على مى آمد اصحاب محمد (ص) مى گفتند: بهترين مردم پس از رسول خدا پيش شما آمده است.

حديث 1140: همين مضمون باسند ديگرى نيز روايت شده است.

حديث 1141: عن جابر بن عبدالله الانصارى قال: بينا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يوماً فى مسجد المدينة و ذكر بعض اصحابه الجنة فقال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: ان لله لواءاً من نور، و عموداً من زبرجد، خلقها قبل ان يخلق السماوات بالفى سنة، مكتوب على رداء ذلك اللواء لا اله الا الله، محمد رسول لله آل محمد خير البريه؛ صاحب اللواء امام القوم، فقال: على: الحمد لله الذى هدانا بك و كرمنا و شرفنا. فقال له النبى (ص) يا على اما علمت ان من احبنا و انتحل محبتنا اسكنه الله معنا، و تلا هذه الآية(فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ‌


صفحه 350

مُقْتَدِرٍ(القمر: 55).

جابر بن عبدالله انصارى گفت: روزى در مسجد مدينه نشسته بوديم، بعضى از اصحاب از بهشت سخن به ميان آوردند، پس پيامبر خدا گفت: براى خدا پرچمى از نور و ستونى از زبرجد است كه آنها را دو هزار سال پيش از آفريدن آسمانها آفريد بردامنه اين پرچم نوشته شده: لا اله الا الله محمد رسول الله» آل محمد بهترين مردم هستند، صاحب پرچم امام قوم است، پس على گفت: ستايش خداوند را كه ما را به وسيله تو هدايت كرده و ما را گرامى داشته و شرافت داده است. پيامبر گفت: يا على آيا مى‌دانى كه هر كس ما را دوست بدارد و خود را به محبت ما نسبت دهد، خداوند او را (در بهشت) باما ساكن مى‌كند؟ و اين آيه را خواند:«فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ»در جايگاه راست نزد خداوند زمامدار قدرتمند»

حديث 1142: «عن عطية العوفى قال: دخلنا على جابر بن عبدالله الانصارى و قد سقط حاجباه على عينيه من الكبر، فقلنا له: اخبرنا عن على فرفع حاجبيه بيده ثم قال: ذاك من خيرالبرية. عطيه عوفى گفت: بر جابر بن عبدالله انصارى وارد شديم در حالى كه از فرط پيرى ابروهايش روى چشمانش افتاه بود، پس به او گفتم: به ما از على خبر بده او بادستش ابروهايش را بالا برد و سپس گفت: اواز بهترين مردم است. (ذاك من خيرالبرية)

حديث 1143: عن عطيه عن ابى سعيد، قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: على خير البرية، عطيه از ابو سعيد نقل من كند كه گفت: پيامبر خدا فرمود: على بهترين مردم است.

حديث 1144: عن الضحاك، عن ابن عباس و عن خالد بن معدان عن معاذ فى قوله تعالى‌«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قالا: هو على بن ابى طالب ما يختلف فيها احد.

ضحاك از ابن عباس و خالد بنى معدان از معاذ نقل مى كنند كه آن دو راجع به سخن خداوند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»او على بن ابى طالب (ع)


صفحه 351

است و هيچ كس در آن اختلاف نكرده است.

حديث 1145: عن ابن عباس فى قوله تعالى:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»هم على و شيعته.

ابن عباس راجع به سخن خداوند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»گفت: آنان على و شيعيان او هستند.

حديث 1146: عن ابن عباس فى قوله تعالى:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قال: نزلت فى على و اهل بيته. ابن عباس گفت:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»در باره على و اهل بيت او نازل شده است.

حديث 1147: عن ابن عباس فى قوله تعالى:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قال نزلت فى على بن ابى طالب.

ابن عباس گفت:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»درباره على نازل شده است.

حديث 1148: عن ابن عباس فى قوله تعالى‌«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قال نزلت فى على و شيعته.

ابو صالح از ابن عباس نقل مى‌كند كه گفت:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»در باره على و شيعيان او نازل شده است.[1]

[1]- حسكانى، عبيدالله بن عبدالله، سيماى امام على( ع) در قرآن( ترجمه شواهد التنزيل)، قم؛ چاپ اول، سال 1381 ش، متن عربى آن ج 6 ص 379.

اين روايات شواهد التنزيل را در مصادر زير هم بخوانيد: الغدير امينى، صواعق ابن حجر، نور الابصار محمد شبلنجى، درالمنثور سيوطى، مناقب خطيب خوارزمى، كفاية الخصام ابو نعيم اصفهانى، طبرى در تفسيرش فتح القدير فصول مهمه، ينابيع المودة وروح المعانى آلوسى در ذيل آيه‌ى فوق.