بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 346

ملقب نمود و وعده خلود جهنم را به آنان مى‌دهد (نعوذ بالله منه).

و در مقابل به مومنين صالحين، لقب خيرالبريه‌[1]و خلود در بهشت هاى عدن را مى‌دهد و از همه بالاتر از يك مطلب فوق العاده پرده بر مى‌دارند كه صالحين مومنين را بسيار بالا مى‌برد كه خداوند از آنان راضى و آنان از خداى خود راضى هستند! چه مقام فوق مقامها. و در پايان مى‌فرمايد اين مقاها براى كسى است كه از پروردگار مى ترسند.

سخنى در مورد خيرالبريه‌

اين مقام ممتاز فضيلت تشريعى مومنان صالح است نه فضيلت تكوينى آنان، دراين مورد رواياتى از طريق دانشمندان محترم اهل سنت وارد شده كه مصداق اين آيه، را على و شيعيان او معرفى نموده است.

بحث حديثى‌[2]

سيماى امام على (عليه السلام) در قرآن‌[3]

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»(البينة:) 7؛

كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته انجام داده اند، آنان بهترين مخلوقات هستند.

حديث 1125: يزيد بن شراحيل الانصارى كاتب على، قال: سمعت علياً يقول: حدثنى‌

[1]- آيا مراد از اين مهم ترين لقب( خيرا لبرية) مؤمنين صالح اين امت هستند و يا همه مؤمنين صالح همه امتها و يا همه مؤمنين صالح جن و ملك و ساير انواع عاقل دركهكشانهاى ديگر؟ بعيد نيست كه قول دوم اظهر باشد و همچنين در لقب( شر البريه). والله العالم.

[2]- در خود شواهد التنزيل عربى ج 2/ 459- 470 مراجعه كنيد كه حواشى محققانه زيادى دارد و اسامى كتب بسيارى را كه اين احاديث در آن ها ذكر شده بيان كرده است.

[3]- ترجمه شواهد التنزيل حسكانى؛ ص 393 به بعد.


صفحه 347

رسول الله (ص) و انا مسنده الى صدرى فقال: يا على أما تسمع قول الله عز و جل:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»(البينة: 7)؛ هم أنت و شيعتك، و موعدى و موعدكم الحوض، اذا اجتمعت الامم للحساب تدعون غراء محجلين.

يزيد بن شراحيل انصارى كاتب على (ع) گفت: از على شنيدم كه گفت: در حالى كه پيامبر خدا را به سينه ام چسبانيده بودم به من گفت: يا على آيا سخن خداوند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»را نشنيدى؟ آنان تو و شيعيان تو هستند و وعده من و شما كنار حوض است. هنگامى كه امت ها براى حساب گرد مى آيند، شما را به عنوان پيشانى سفيدان و پاسفيدان خطاب مى كنند.

حديث 1126: عن ابن عباس قال: لما نزلت هذه الآية:« «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قال: النبى صلى الله عليه و آله و سلم لعلى: هو انت و شيعتك. تأتى انت و شيعتك يوم القيامة راضين مرضيين، و يأتى عدوك غضاباً مقمحين قال على: يا رسول الله و من عدوى؟ قال: من تبرأ منك و لعنك ثم قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: من قال رحم الله علياً يرحمه الله.

ابن عباس در باره سخن خداوند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛گفت: پيامبر به على فرمود: آن تو و شيعيان تو هستند؛ تو و شيعيانت در روز قيامت راضى و خوشحال مى‌آييد و دشمن تو خشمناك و سر افكنده مى‌آيد. على گفت: يا رسول الله دشمن من كيست؟ گفت: كسى كه از تو بيزارى بجويد و تورا لعنت كند. سپس پيامبر خدا گفت: هر كس بگويد كه خدا، على را رحمت كند، خدا او را رحمت مى‌كند.

حديث 1127- 1129: همين مضمون با چند سند ديگر نيز نقل شده است.

حديث 1130: عن ابى برزه قال: تلا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛و قال: هم انت و شيعتك يا على معاد ما بينى و


صفحه 348

بينكم الحوض.

ابوبرزه گفت: رسول خدا تلاوت كرد:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛و گفت: يا على آنان تو و شيعيان تو هستند. و وعده من و شما كنار حوض است.[1]

حديث 1131: عن ابن بريده عن ابيه قال: تلا النبى صلى الله عليه و سلم هذه الآية:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛فوضع يده على كتف على و قال: هو انت و شيعتك، يا على ترد انت و شيعتك يوم القيامة روائاً مرويين، و يرد عدوك عطاشا مقمحين.

ابن بريده از پدرش نقل مى‌كند كه پيامبر اين آيه را تلاوت كرد:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»و دست خود را بر شانه على گذاشت و گفت: او تو و شيعه توست، يا على تو و شيعيانت روز قيامت در حالى وارد مى شويد كه سيراب هستيد ولى دشمنان تو تشنه و سر افكنده وارد مى شوند.

حديث 1132: عن ابى جعفر محمد بن على قال: قال: رسول الله (ص)«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»هم انت و شيعتك يا على. ابو جعفر محمد بن على گفت: پيامبر خدا گفت:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»يا على تو و شيعيان تو هستند.

حديث 1133- 1138: همين مضمون با تفاوت اندكى با چند سند ديگر نيز نقل شده است.

حديث 1139: عن جابر بن عبدالله الانصارى قال: كنا جلوسا عند رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم اذ اقبل على بن ابى طالب، فلما نظر اليه النبى قال: قد اتاكم اخى ثم التفت الى‌

[1]- روايت مربوط به اينكه منظور از« خير البريه» على و شيعيان او هستند در كتاب هاى حديث بسيار است از جمله: سيوطى؛ الدر المنثور ذيل اين آيه و خوارزمى، مناقب امير المومنين ص 187 و گنجى، كفايه الطالب ص 246


صفحه 349

الكعبه فقال: و رب هذه البنية ان هذا و شعيته هم الفائزون يوم القيامه. ثم اقبل علينا بوجهه فقال: اما والله انه اولكم ايماناً بالله و اقومكم بامر الله. و اوفاكم بعهد الله و اقضاكم بحكم الله و اقسمكم بالسويه و اعدلكم فى الرعيه و اعظمكم عند الله مزية قال جابر: فانزل الله:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»فكان على اذا اقبل قال اصحاب محمد: قد اتاكم خيرالبرية بعد رسول الله.

جابر بن عبدالله انصارى گفت: نزد پيامبر خدا نشسته بوديم كه على بن ابى طالب آمد، پيامبر به او نگاه كرد و گفت: برادرم نزد شما آمد، سپس به سوى كعبه توجه نمود و گفت: سوگند به پروردگار اين كه او و شيعيانش همان نجات يافتگان در روز قيامت هستند. سپس روى به سوى ما كرده و گفت: آگاه باشيد كه به خدا سوگند نخستين شما از نظر ايمان به خدا و پايدار ترين شما در كار خدا و فادارترين شما به عهد خدا و داورترين شما به حكم خدا و تقسيم كنند ترين شما به مساوات و عادل ترين شما در رعيت و بزرگترين شما نزد خدا از نظر مزيت، اوست. جابر گفت: پس خداوند نازل كرد:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»هر وقت كه على مى آمد اصحاب محمد (ص) مى گفتند: بهترين مردم پس از رسول خدا پيش شما آمده است.

حديث 1140: همين مضمون باسند ديگرى نيز روايت شده است.

حديث 1141: عن جابر بن عبدالله الانصارى قال: بينا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يوماً فى مسجد المدينة و ذكر بعض اصحابه الجنة فقال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: ان لله لواءاً من نور، و عموداً من زبرجد، خلقها قبل ان يخلق السماوات بالفى سنة، مكتوب على رداء ذلك اللواء لا اله الا الله، محمد رسول لله آل محمد خير البريه؛ صاحب اللواء امام القوم، فقال: على: الحمد لله الذى هدانا بك و كرمنا و شرفنا. فقال له النبى (ص) يا على اما علمت ان من احبنا و انتحل محبتنا اسكنه الله معنا، و تلا هذه الآية(فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ‌


صفحه 350

مُقْتَدِرٍ(القمر: 55).

جابر بن عبدالله انصارى گفت: روزى در مسجد مدينه نشسته بوديم، بعضى از اصحاب از بهشت سخن به ميان آوردند، پس پيامبر خدا گفت: براى خدا پرچمى از نور و ستونى از زبرجد است كه آنها را دو هزار سال پيش از آفريدن آسمانها آفريد بردامنه اين پرچم نوشته شده: لا اله الا الله محمد رسول الله» آل محمد بهترين مردم هستند، صاحب پرچم امام قوم است، پس على گفت: ستايش خداوند را كه ما را به وسيله تو هدايت كرده و ما را گرامى داشته و شرافت داده است. پيامبر گفت: يا على آيا مى‌دانى كه هر كس ما را دوست بدارد و خود را به محبت ما نسبت دهد، خداوند او را (در بهشت) باما ساكن مى‌كند؟ و اين آيه را خواند:«فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ»در جايگاه راست نزد خداوند زمامدار قدرتمند»

حديث 1142: «عن عطية العوفى قال: دخلنا على جابر بن عبدالله الانصارى و قد سقط حاجباه على عينيه من الكبر، فقلنا له: اخبرنا عن على فرفع حاجبيه بيده ثم قال: ذاك من خيرالبرية. عطيه عوفى گفت: بر جابر بن عبدالله انصارى وارد شديم در حالى كه از فرط پيرى ابروهايش روى چشمانش افتاه بود، پس به او گفتم: به ما از على خبر بده او بادستش ابروهايش را بالا برد و سپس گفت: اواز بهترين مردم است. (ذاك من خيرالبرية)

حديث 1143: عن عطيه عن ابى سعيد، قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: على خير البرية، عطيه از ابو سعيد نقل من كند كه گفت: پيامبر خدا فرمود: على بهترين مردم است.

حديث 1144: عن الضحاك، عن ابن عباس و عن خالد بن معدان عن معاذ فى قوله تعالى‌«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قالا: هو على بن ابى طالب ما يختلف فيها احد.

ضحاك از ابن عباس و خالد بنى معدان از معاذ نقل مى كنند كه آن دو راجع به سخن خداوند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»او على بن ابى طالب (ع)


صفحه 351

است و هيچ كس در آن اختلاف نكرده است.

حديث 1145: عن ابن عباس فى قوله تعالى:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»هم على و شيعته.

ابن عباس راجع به سخن خداوند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»گفت: آنان على و شيعيان او هستند.

حديث 1146: عن ابن عباس فى قوله تعالى:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قال: نزلت فى على و اهل بيته. ابن عباس گفت:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»در باره على و اهل بيت او نازل شده است.

حديث 1147: عن ابن عباس فى قوله تعالى:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قال نزلت فى على بن ابى طالب.

ابن عباس گفت:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»درباره على نازل شده است.

حديث 1148: عن ابن عباس فى قوله تعالى‌«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»قال نزلت فى على و شيعته.

ابو صالح از ابن عباس نقل مى‌كند كه گفت:«أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»در باره على و شيعيان او نازل شده است.[1]

[1]- حسكانى، عبيدالله بن عبدالله، سيماى امام على( ع) در قرآن( ترجمه شواهد التنزيل)، قم؛ چاپ اول، سال 1381 ش، متن عربى آن ج 6 ص 379.

اين روايات شواهد التنزيل را در مصادر زير هم بخوانيد: الغدير امينى، صواعق ابن حجر، نور الابصار محمد شبلنجى، درالمنثور سيوطى، مناقب خطيب خوارزمى، كفاية الخصام ابو نعيم اصفهانى، طبرى در تفسيرش فتح القدير فصول مهمه، ينابيع المودة وروح المعانى آلوسى در ذيل آيه‌ى فوق.


صفحه 352

تفسير سوره زلزلة[1]

وضع مردم و زمين ما در قيامت‌

زمين در هنگام قيامت دچار زلزله شديدى مى‌شود به گونه‌اى كه مردم از شدت زلزله به وحشت مى‌فتند. اول در سوره حج مى‌فرمايد: محققاً زلزلة قيامت بسيار امر بزرگى است به حدى كه زنان شير دهنده از اطفال شير خوار خود- كه عادتاً خيلى به آنان علاقه دارند- از آنان غافل مى‌شود و هر زن باردار، بچه خود را (در هر ماهى كه باشد- سقط مى نمايند، مردم را مست مى بينى در حالى كه مست نيستند و لكن عذاب خداوند سخت است.

و دوم در زمين در همين زلزله فراگير بارهاى سنگين خود را (از داخل) بيرون مى اندازد.

اين اثقال ممكن است مواد مذابى باشد كه ما آن را در دنيا به شكل آتشفشانها ديده ايم و نيز معادن باقى مانده را و گويا زمين زير و رو مى‌شود:«وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ»(الإنشقاق: 4).

بلى مى‌شود كه اثقال (جمع ثقل به كسر اول و سكون دوم و يابه فتح هردو-) شامل اعمال انسان هم باشد كه زمين به لَه و عليه آنان شهادت مى‌دهد و آن شهادت كاشف از علم زمين است ولى بودن اعمال ما در دل زمين كه بر آنها اخراج صدق كند مشكل است. و انسانها پس از تشكيل بدن و تعلق روح به ابدان به كره ساهره (ميدان حساب) مى روند(فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ)كره‌اى كه احتمالا هيچ ساختمانى ندارد زمين جامد در آن روز به سبب وحى نمودن خداوند به او، همه خبرهاى خود را بيان مى‌دارد كه شايد قدر متيقن از عملهاى بندگان را بيان نمايد. آيا اين نقل حكايت؛ مانند حكايت و بازگو كردن و صحبتهاى معمولى امروزى ما است يا حقيقت ديگرى دارد؟ بايدگفت: خدا مى‌داند ولى به نحوى تحديث مذكور

[1]- اين سوره مكى يا مدنى داراى 8 آيه مى‌باشد.


صفحه 353

صورت مى‌گيرد كه همه انسانهايى كه از آدم تا آخر آمده اند آن را مى فهمند! چگونه مى‌فهمند؟ ما نمى دانيم!

پيچيده تر ازهمه آخر سوره است كه انسانها عملهاى خود را ازخوب و بد، به اندازه يك ذره هم اگر باشد، بازهم مى بينند. آيا نفس عملهاى گذشته ديده مى‌شود و يا تجسم آنها كه در كتاب معاد گفته ايم، دليل محكمى بر تجسم عمل نيابيده ايم. والله العالم.

ولى بايد متوجه باشيم كه قرآن در مورد اعمال خيلى دقيق بياناتى دارد: لقمان به پسرش مى‌گويد: پسرك من اگر (عمل بد و خوب) به اندازه دانه خردلى، چه در دلى سنگى باشد يا در آسمانها يا در زمين، خدا آن را (در حال حساب) مى آورد، خدا لطيف و آگاه مى باشد.

البته از اين قانون كلى گناهاى كه توسط مسقطات و محبطات نابود مى‌شوند، استثناء مى‌شود و متباقى، به ديد فاعل خود در مى‌آيد. و بحث مسقطات و محبطات در كتاب معاد و مجلد دوم حدود الشريعة ما بيان شده است والله العادل و غفار الذنوب.

نكته آخر

توجه: سوره والعصر با اختصار كلمات خود معانى زيادى دارد كه ما تفسير تفصيلى آن را در مولفات گذشته خود بيان داشته‌ايم و دو سوره معوذتين را نيز در سالهاى گذشته در كتب ديگر خود نوشته ايم و كلام ما، در تفسير آيات قرآن فعلًا در همين ساعت ده و بيست دقيقه صبح شنبه 14/ 6/ 1396 ش مطابق 14/ 12/ 1438 ق در كتابخانه منزل ما، در حوزه علميه خاتم النبيين (ص) به پايان رسيد در حالى كه عمر من 81 سال شمسى و چهار ماه و هشت روز از آغاز سال هشتاد و دوم گذشته است.

ابتداى تأليف اين كتاب در حوزه علميه خاتم النبيين (ص) در كابل روز جمعه 4- سرطان 1395 ش و 18 رمضان 1437 ق بوده كه تمام تأليف اين كتاب در قسمت اول آن (تفسير آيات مورد نظر) يك سال و هفتاد روز شده است (چهارده ماه و ده روز) بلى در حدود يك‌