بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 128

حضرت سپس به آيه 102 سوره آل عمران استدلال مى‌كند و به مردم سفارش مى‌نمايد كه «حقّ تقوى» را مراعات نموده، سعى كنند عاقبت به خير شوند و با اسلام بميرند.
سؤال: امام عليه السلام مى‌فرمايد: حق تقوى را به جا آوريد، حق تقوى چيست؟
پاسخ: در اين مورد بين مفسّران قرآن اختلاف است، ولى آنچه مسلّم است اين كه حقّ تقوى يك مرتبه عالى از تقوى است. در حديثى از امام صادق عليه السلام حق تقوى چنين بيان شده است:
«انْ يُطاعَ فَلا يُعْصى‌ وَ يُذْكَرَ فَلا يُنْسى‌ وَ يُشْكَرَ فَلا يُكْفَرْ؛ حق تقوى و پرهيزكارى اين است كه پيوسته اطاعت فرمان خداوند كنى و هيچ‌گاه معصيت ننمايى، همواره به ياد او باشى و او را فراموش نكنى، و در برابر نعمت‌هاى او شكرگزار باشى و كفران نعمت ننمايى» «1».
سه نكته به عنوان «حق تقوى» در روايت امام صادق عليه السلام بيان شده است، كه مهم‌تر از همه مسأله ذكر و ياد خدا است. ذكر خدا سرچشمه بسيارى از فضايل اخلاقى و موجب تربيت نفوس است. بدون شك به ياد خدا بودن ارتباطى تنگاتنگ با اطاعت خدا دارد، بلكه تمام مباحث تقوى پيوندى با معرفة اللَّه دارد و هر قدر معرفة اللَّه بالاتر رود و انسان بيش‌تر به ياد خدا باشد، تقواى او بيش‌تر مى‌شود.
بنابراين تقوى ميوه درخت معرفة اللَّه است، اگر من واقعاً معتقد باشم كه خداوند از رگ گردن به من نزديك‌تر است و همه جا حاضر و ناظر اعمال من مى‌باشد و به تفكّرات و تخيّلات و ذهنيّات من آگاه است، مرتكب گناه و خطا نخواهم شد. اگر معتقد باشيم عزّت و ذلّت به دست اوست، هرگز عزّت و ذلّت خود را در دست ديگران نمى‌دانيم.



صفحه 129

46 حقيقت روزه!

قال على عليه السلام:
«الصيامُ اجْتِنابُ الَمحارِمِ، كَما يَمْتَنِعُ الرَّجُلُ مِنَ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ»؛
«روزه پرهيز از گناهان است، همان‌گونه كه خوددارى كردن از خوردن و آشاميدن مى‌باشد» «1».
شرح و تفسير
همان طور كه انسان داراى روح و جسم است، تمام عباداتى كه انجام مى‌دهد نيز داراى جسم و روح است؛ جسم عبادت همان ظاهر آن است كه همه كس آن را درك مى‌كند و روح عبادت، فلسفه وجودى آن و مصالحى كه در درون آن نهفته، مى‌باشد.
به عنوان مثال نماز جماعت جسمى دارد و روحى؛ بسيارى هستند كه جسم و شكل ظاهرى اين عبادت بزرگ را خوب انجام مى‌دهند، مانند نمازهاى جماعت ميليونى مكّه و مدينه در ايّام برگزارى مراسم پرشكوه حجّ، امّا متأسّفانه روح نماز حاكم نيست. روح نماز جلوگيرى از فساد و فحشا است؛ ولى در شهرهاى عربستان، گذشته از مكّه و مدينه، فساد غوغا مى‌كند. روح نماز جماعت وحدت و يكدلى است، امّا متأسّفانه اين همه مسلمان يكپارچه و متّحد نيستند!



صفحه 130

حضرت اميرمؤمنان عليه السلام در جمله 252 از كلمات قصار نهج البلاغه، فلسفه بيست حكم از احكام اسلامى، را در ضمن جملاتى كوتاه و پرمعنى، بيان مى‌كند؛ مثلًا در مورد حجّ مى‌فرمايد: «فَرَضَ اللَّهُ ... الْحَجَّ تَقْرِبَةً لِلدينِ؛ خداوند حجّ را واجب كرد تا وسيله‌اى براى نزديكى مسلمين به يكديگر باشد». در ايّام حجّ هر چند ميليون‌ها مسلمان در كنار يكديگر قرار مى‌گيرند و جسم آن‌ها در قرب يكديگر است، امّا روح و قلب آن‌ها با هم فاصله زيادى دارد، بدين جهت در اين كنگره عظيم مشكلى از مشكلات جهان اسلام حل نمى‌گردد، گويا مسلمين هيچ مشكل عمده‌اى ندارند!
روزه نيز جسمى دارد و روحى؛ جسم روزه خوددارى از خوردن و آشاميدن و ساير چيزهايى است كه روزه را باطل مى‌كند، امّا روح روزه علاوه بر خوددارى از مفطرات روزه، پرهيز از تمام گناهان است! تا جايى كه به تعبير قرآن مجيد صائم به قلّه پرافتخار تقواى الهى برسد «1». و روشن است كه جسم بى‌روح مجسّمه‌اى بيش نيست!
با توجّه به همين مسأله، روزه را بر سه قسم كرده‌اند:
1- روزه كسانى كه فقط از مفطرات پرهيز مى‌كنند، امّا چشم و گوش و ساير اعضاء بدن آن‌ها روزه نيست!
2- روزه كسانى كه علاوه بر پرهيز از مفطرات، از گناهان نيز اجتناب مى‌نمايند.
3- روزه كسانى كه كعبه دل را از همه چيز جز خدا پاك نموده و جز عشق خدا را در آن راه نمى‌دهند.



صفحه 131

47 دام‌هاى فريبنده‌

قال على عليه السلام:
«رَحِمَ اللَّهُ امْرَءً غالَبَ الْهَوى‌، وَ افْلَتَ مِنْ حَبائِلِ الدُّنْيا»؛
«رحمت خداوند بر انسانى كه بر هواى نفس پيروز گردد و از دام‌هاى دنيا خويش را نجات دهد «1»».
شرح و تفسير
مفهوم مقابله و جهاد با نفس، جنگ ميان حقيقت انسان و هواى نفس است؛ در يك سوى هوس‌هاى سركش قرار دارد و در سوى ديگر واقعيّت انسان. حضرت على عليه السلام براى انسانى كه با هواى نفس مى‌جنگد دعا مى‌كند. و سپس به دام‌هاى دنيا اشاره مى‌نمايد و مردم را از آن دام‌هاى به ظاهر زيبا و فريبنده، برحذر مى‌دارد.
ويژگى‌هاى دام
دام داراى ويژگى‌هايى است:
1- يكى از ويژگى‌هاى دام مخفى بودن آن است تا جلب توجّه نكند و شكار بدون توجّه و بر اثر غفلت اسير آن گردد.
2- ويژگى ديگر دام، اين است كه محكم باشد و شكار پس از گرفتارى



صفحه 132

در آن، نتواند خود را برهاند و فرار كند.
3- سومين ويژگى آن است كه اطراف دام با طعمه‌هايى جلب توجّه كند، هر چند بايد خود دام مخفى و پنهان باشد؛ دانه‌هاى اطراف دام مرغ‌ها و پرنده‌ها را فريب مى‌دهد و آن‌ها را گرفتار مى‌سازد.
دام‌هاى دنيا نيز اين خصوصيّات را دارد، يكى از دام‌هاى دنيا حُبّ مقام است كه از اوّل بچگى تا آخرين لحظات عمر، در دل انسان‌ها وجود دارد «1». هر چيزى دوران خاصّى دارد، ولى علاقه به مقام در سراسر عمر انسان، همراه اوست. و گاهى از اوقات اين دام مخفى است؛ در لباس خدمت به همنوعان، خدمت به انقلاب و دين، احساس مسؤوليّت شرعى و مانند آن خود را پنهان مى‌كند. دانه‌هايى هم در اطرافش ريخته شده كه جلب توجّه مى‌كند؛ استفاده از نعمت‌هاى الهى، ضرورت‌هاى زندگى، حفظ آبرو، امكانات بيش‌تر، آرامش روح، تفريح بهتر و مانند آن، دانه‌هايى است كه اطراف آن ريخته شده است. و عجيب اين كه اين دام بسيار محكم است و رهايى از آن براى گرفتارانش بسيار مشكل.
يكى از دام‌ها عبادت بى‌تفكّر است، در اين نوع از عبادت آهسته آهسته ريا شروع مى‌شود و كم كم منتهى به عُجب مى‌شود، چنين شخصى خود را از همه بهتر و سرآمد امّت و شفيع يوم المحشر تصوّر مى‌كند! كار به اين جا ختم نمى‌شود، بلكه آن قدر عقل او اسير مى‌گردد و هوى و هوس امير، كه از خداوند هم طلب‌كار مى‌شود!
بايد اين دام‌ها را به خوبى شناسايى نمود و از گرفتار شدن در آن پرهيز كرد. و اگر خداى ناكرده گرفتار شده‌ايم، هر چه سريع‌تر به فكر رهايى از آن باشيم، كه هر چه زمان بگذرد آزادى از اين دام مشكل‌تر مى‌شود.



صفحه 133

48 درهاى نيكوكارى‌

قال على عليه السلام:
«ثَلاثٌ مِنْ ابْوابِ الْبِرِّ: سَخاءُ النَّفْسِ، وَ طيبُ الْكَلامِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْاذى‌»؛
«سه چيز از درهاى نيكوكارى محسوب مى‌شود: سخاوت نفس، خوش زبانى و صبر در مقابل ناملايمات» «1».
شرح و تفسير
بِرّ، به معنى نيكوكارى، مفهوم بسيار گسترده‌اى دارد و تمام نيكوكارى‌ها را شامل مى‌شود؛ نيكوكارى‌هاى معنوى، مادّى، فردى، اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى، سياسى، اجتماعى و مانند آن. اين كه خداوند متعال در آيه شريفه 44 سوره بقره مى‌فرمايد: «أتَأمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ و تَنْسَوْنَ انْفُسَكُمْ»؛ «آيا مردم را به نيكى دعوت مى‌كنيد، امّا خودتان را فراموش مى‌نماييد؟!» معناى وسيعى دارد.
يكى از لغويّين مى‌گويد: «بِرّ» از «بَرّ» به معنى بيابان گرفته شده است و از آن جا كه بيابان وسيع و گسترده است، بدين جهت عرب به هر كارى كه زندگى انسان را وسيع كند و گسترش دهد «بَرّ» مى‌گويد. «بَرّ» يكى از



صفحه 134

صفات خداوند متعال است: «انَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحيمُ»».
به هر حال حضرت على عليه السلام سه كار را به عنوان در ورودى ابواب برّ معرّفى كرده است:
اوّل: سخاوت نفس
منظور از سخاوت نفس اين است كه اين فضيلت اخلاقى به گونه‌اى در قلب انسان ريشه‌دار شود كه قلباً از سخاوت خوشحال شود. چون گاهى انسان سخاوت را بر خويشتن تحميل مى‌كند، براى درك ثواب بخشش مى‌كند، ولى با اكراه؛ امّا گاهى به هنگام سخاوت قلبش شاد مى‌گردد و وجودش آرام مى‌شود، چنين سخاوتى در درون جان انسان نفوذ كرده و بسيار عالى است.
ما نبايد فراموش كنيم كه خداوند حوايج بسيارى از بندگانش را به وسيله ما انجام مى‌دهد و تصوّر نكنيم كه هر چه داريم مخصوص خود ماست؛ بلكه گاه ما تنها واسطه هستيم. و خوشا به حال بندگانى كه واسطه بين خداوند و نيازمندان هستند. خداوند متعال اين مطلب را به صورت زيبايى در آيه هفتم سوره حديد چنين بيان كرده است:
«آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه‌ وَ انْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفينَ فيهِ»؛ «به خدا و رسولش ايمان بياوريد و از آنچه شما را جانشين و نماينده (خود) در آن قرار داده انفاق كنيد».
شرح مسأله انفاق در زندگى ائمّه اطهار عليهم السلام كتاب جداگانه‌اى مى‌طلبد، برخى از ائمّه عليهم السلام در طول عمر بابركتشان چندين بار تمام اموال خود را با فقرا تقسيم كردند «2» و داستان سوره دهر نمونه بارز اين ادّعا است «3».



صفحه 135

دوّم: خوش زبانى
سخن نرم و اخلاق خوش سرمايه‌اى است كه تمام نمى‌شود. سرمايه مالى انسان محدود و توقّع و نياز نيازمندان نامحدود است، و روشن است كه محدود پاسخ‌گوى نامحدود نيست. امّا خداوند حكيم سرمايه نامحدودى به نام زبان خوش به انسان داده تا در مقابل توقّع نامحدود نيازمندان پاسخگو باشد. بايد با آنان با زبان خوش و به دور از خشونت و تندى برخورد كرد. اگر نمى‌توان از نظر مادّى كمك كرد بايد به نرمى و ملاطفت جواب آن‌ها را گفت. كارى كه ادب مى‌كند ده‌ها استدلال نمى‌كند. طيب كلام، مخصوصاً در زمان ما، كه ما را متّهم به خشونت مى‌كنند، جاذبه عجيبى دارد.
سوّم: تحمّل ناملايمات
دنيا محلّ مشكلات و سختى‌ها و ناملايمات است؛ مصيبت، خشكسالى، قحطى، زلزله، سيل، بيمارى‌هاى مختلف و مانند آن، همگى ناملايمات اين دنياست. بچّه‌هاى همسايه ايجاد مزاحمت مى‌كنند، در نانوايى نوبت را مراعات نمى‌كنند، در رانندگى برخوردهايى به وجود مى‌آيد و ناملايمات ديگرى كه همه روزه با آن روبرو هستيم، بايد همه اين‌ها را تحمّل كرد و با زبان خوش تذكّر داد، تا بتوان به دروازه‌هاى نيكوكارى رسيد.