دوّم: خوش زبانى
سخن نرم و اخلاق خوش سرمايهاى است كه تمام نمىشود. سرمايه مالى انسان محدود و توقّع و نياز نيازمندان نامحدود است، و روشن است كه محدود پاسخگوى نامحدود نيست. امّا خداوند حكيم سرمايه نامحدودى به نام زبان خوش به انسان داده تا در مقابل توقّع نامحدود نيازمندان پاسخگو باشد. بايد با آنان با زبان خوش و به دور از خشونت و تندى برخورد كرد. اگر نمىتوان از نظر مادّى كمك كرد بايد به نرمى و ملاطفت جواب آنها را گفت. كارى كه ادب مىكند دهها استدلال نمىكند. طيب كلام، مخصوصاً در زمان ما، كه ما را متّهم به خشونت مىكنند، جاذبه عجيبى دارد.
سوّم: تحمّل ناملايمات
دنيا محلّ مشكلات و سختىها و ناملايمات است؛ مصيبت، خشكسالى، قحطى، زلزله، سيل، بيمارىهاى مختلف و مانند آن، همگى ناملايمات اين دنياست. بچّههاى همسايه ايجاد مزاحمت مىكنند، در نانوايى نوبت را مراعات نمىكنند، در رانندگى برخوردهايى به وجود مىآيد و ناملايمات ديگرى كه همه روزه با آن روبرو هستيم، بايد همه اينها را تحمّل كرد و با زبان خوش تذكّر داد، تا بتوان به دروازههاى نيكوكارى رسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
49 دنيا و آخرت
قال على عليه السلام:
«ما بَعُدَ كائِنٌ وَ ما قَرُبَ بائِنٌ»؛
«آنچه خواهد آمد دور نيست و آنچه جدا شدنى است نزديك نمىباشد» «1».
شرح و تفسير
اين حديث در واقع اشاره به دنيا و آخرت دارد؛ «آخرت» «كائن» است، يعنى خواهد آمد؛ بنابراين آنچه خواهد آمد بعيد و دور از دسترس نمىباشد. امّا «دنيا» به هر حال جدا مىشود و «بائن» است و آنچه جدا شدنى است نزديك نيست. خلاصه دنيايى كه ظاهراً نزديك است، دور است و جدا شدنى! امّا آخرتى كه ظاهراً دور است، نزديك است و جاودانه!
تعبيراتى كه در مورد دنيا و آخرت در آيات قرآن و روايات معصومان عليهم السلام آمده، فراوان است و علّت اصرار زياد روى اين مسأله، غفلتى است كه متأسّفانه بر ما انسانها عارض مىگردد.
متأسّفانه منطق برخى از مردم، همانند منطق عمر بن سعد- لعنة اللَّه عليه- است، آنها مىگويند: «دنيا نقد است و آخرت نسيه، نقد را نبايد به خاطر نسيه رها كرد!» «2».
در حالى كه نه دنيا نقد است و نه آخرت نسيه؛ بالاترين مقامها و موقعيّتها با يك چشم بر هم زدن از بين مىرود. اين چه نقد بىارزش و ناپايدارى است!
در روايت است كه «وقتى اهل آخرت به دنيا نگاه مىكنند، تمام عمر دنيا در نظر آنها به اندازه لحظه دوشيدن شير از يك شتر بيشتر طول نمىكشد». امّا آخرت جاويدان است و ما بايد اين حقيقت را قبول كنيم و بدان ايمان بياوريم و آثار ايمان به آن در اعمال و گفتار و اعتقادات ما ظاهر و آشكار گردد. همانگونه كه اگر چراغى در خانهاى روشن شود، نور از تمام منافذ آن خانه به بيرون پرتوافشانى مىكند.
50 دو چيز مايه هلاكت مردم است!
قال على عليه السلام:
«اهْلَكَ النَّاسَ اثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ»؛
«دو چيز مردم را به هلاكت افكنده است: وحشت و ترس از فقر، و تمنّاى افتخارات موهوم» «1».
شرح و تفسير
اگر درباره علل افزايش تجاوزها، سرقتها، رشوه خوارىها، دزدىها، كم فروشىها در أشكال مختلف، و همچنين تلاشهاى بىرويه آزمندانه و چپاولگرانه جمع كثيرى از مردم دقّت كنيم، مىبينيم كه دو عامل فوق اثر عميقى در پيدايش غالب اين رويدادها دارد.
عدّهاى با داشتن همه چيز، فقط به خاطر ترس از فقر (دقّت كنيد ترس از فقر، نه فقر واقعى!) و يا به قول خودشان براى «تأمين آينده»! دست به هر كار خلافى مىزنند. و جمعى نيز آرامش زندگى و روح خود را فداى چشم هم چشمىها و جلب افتخارات موهوم مىكنند، در حالى كه اگر اين دو صفت زشت را رها كنند، زندگى راحت و آسودهاى خواهند داشت «2».
تعبير به «اهلك الناس؛ مردم را هلاك كرده ...» ممكن است اشاره به هلاكت معنوى و دورى از خدا و گرفتار شدن در چنگال گناهان بوده باشد، و نيز ممكن است اشاره به هلاكت ظاهرى و جسمانى و به اصطلاح «فيزيكى» باشد؛ چرا كه خوف فقر و آرزوى افتخارات موهوم و برترى جويىها، انسان را وادار به كارهاى خطرناكى مىكند كه گاه جان خود را نيز بر سر آن مىنهد.
اضافه بر اين «خوف فقر» و «طلب فخر» دو عامل ويرانگر اعصاب است كه پيوسته اعصاب انسان را در هم مىكوبد و آرامش را از او سلب مىكند و مانند «خوره» او را از درون مىخورد و به مرگ زودرس گرفتار مىسازد.
جمع ميان دو تفسير نيز دور از حقيقت نيست.
51 دور افتادگان از رحمت خدا
قال على عليه السلام:
«مَنْ وَجَدَ ماءً وَ تُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ، فَابْعَدَهُ اللَّهُ»؛
«كسى كه آب و زمين در اختيار داشته باشد و با اين حال فقير و نيازمند گردد، از رحمت خدا به دور باد!» «1»
شرح و تفسير
از احاديث اسلامى اين حقيقت به خوبى استفاده مىشود كه مسلمانان جهان بايد از تمام منابع مختلف؛ دامدارى، كشاورزى، منابع و معادن زير زمينى، حرفه و صنعت و تجارت، براى مبارزه با فقر استفاده كنند، حتّى اگر ملّتى تنها يكى از اين سرمايهها را در اختيار داشته باشد، بايد به وسيله آن، خلأاقتصادى كشور خود را پر كند، تا چه رسد به اين كه همه آنها را در اختيار داشته باشد. و اگر چنين نكند ملّتى نفرين شده و دور از رحمت خدا و روح اسلام خواهد بود. نياز به ديگران در هر صورت از نظر اسلام زشت و نكوهيده است «2».
براى اين كه بدانيم تا چه اندازه در كشور اسلامى ما ايران به اين روايت عمل شده، به ذكر يك خبر قناعت مىكنيم و قضاوت را بر عهده شما خواننده عزيز مىگذاريم:
در گزارش سازمان ملل متّحد درباره ايران آمده بود:
«ايران امسال بيش از هفت ميليون تُن گندم نياز خواهد داشت!».
به گفته بعضى از آگاهان، ايران در حالى به بزرگترين وارد كننده گندم در جهان تبديل شده است كه داراى شش ميليون هكتار زمين زراعى قابل كشت است! «1».
به يقين همه كسانى كه قدرت دارند بايد به پا خيزند و اين لكّه نياز را از دامان اين كشور بزرگ اسلامى بشويند.