بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 147

54 رابطه شخصيّت و تقوى‌

قال على عليه السلام:
«مَنْ احَبَّ الْمَكارِمَ اجْتَنَبَ الَمحارِمَ»؛
«كسى كه مى‌خواهد با شخصيّت شود بايد از گناه پرهيز كند» «1».
شرح و تفسير
تعبيرات زيادى در روايات ديده مى‌شود كه آبرو و عظمت و عزّت در دنيا را نيز براى انسان‌هاى با تقوى مى‌داند. خداوند متعال مى‌فرمايد:
«لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسوُلِه‌ وَ لِلْمُؤْمِنينَ»؛ «عزّت فقط از آنِ خداوند و پيامبرش و مؤمنين به آن‌ها است» «2».
از سوى ديگر در برخى از روايات آمده است كه فلان گناه آبروى انسان را مى‌برد و از شخصيّت وى مى‌كاهد. از مجموع اين مطالب استفاده مى‌شود كه رابطه‌اى بين تقوى و ارزش انسان در دنيا وجود دارد.
روايت فوق پيرامون همين مطلب سخن مى‌گويد، و حتّى يافتن شخصيّت مناسب اجتماعى را در سايه دورى از گناه و اطاعت پروردگار عالم مى‌داند. يعنى ثواب و عقاب تنها جزا و پاداش نيكوكار و گناهكار نيست، بلكه گناه و طاعت آثارى در همين دنيا دارد. و به تعبير ديگر دين فقط براى جهان آخرت نيست، بلكه براى دنيا هم مفيد است. مثلًا



صفحه 148

شخصى كه دروغ مى‌گويد، نهايتاً چند بار موفّق به پرده‌پوشى مى‌گردد، ولى بالاخره رسوا مى‌شود و پس از رسوايى ناشى از گناه، مردم ديگر به او اعتماد نمى‌كنند. بنابراين تقوى درختى است كه ثمرات آن در دنيا و آخرت قابل استفاده است.
ضمناً فراموش نكنيم كه نهال تقوى همه روزه احتياج به آبيارى و مراقبت دارد و گرنه پژمرده مى‌گردد، روز و شب بايد توبه و استغفار كرد.
انسان هنگامى كه از خانه بيرون مى‌رود بايد خود را به خدا بسپارد و همواره مراقب اعضاى خويشتن باشد.



صفحه 149

55 راه بازگشت‌

قال على عليه السلام:
«وَ لَو فَكَّروُا فى‌ عَظيم الْقُدْرَةِ، وَ جَسيم النِّعْمَةِ، لَرَجَعُوا الَى الطَّريقِ، وَ خافُوا عَذابَ الْحَريقِ، وَ لكِنِ الْقُلُوبُ عَليلَةٌ، وَ الْبَصائِرُ مَدْخُولَةٌ»؛
«اگر در عظمت نعمت پروردگار مى‌انديشيدند، به راه راست بازمى‌گشتند، و از آتش سوزان مى‌ترسيدند؛ امّا دل‌ها بيمار و چشم‌ها معيوب است!» «1»

شرح و تفسير
مردم عالَم سه گروهند:
1- كسانى كه در صراط مستقيم الهى هستند، نه طريق افراط را مى‌پيمايند و نه راه تفريط.
2- گروهى كه بيراهه مى‌روند، اين‌ها يا «مغضوب عليهم» هستند و يا جزء «ضالّين» مى‌باشند.
3- عدّه‌اى كه گاه در راه مستقيم حركت مى‌كنند و گاه بيراهه مى‌روند.
حضرت امير المؤمنين عليه السلام در روايت بالا راه بازگشت تمام كسانى كه از صراط مستقيم منحرف شده‌اند را چنين بيان مى‌كند: بازگشت به صراط مستقيم تنها در سايه تفكّر و انديشه حاصل مى‌شود. به هر صدا و شعارى نبايد چشم و گوش بسته پاسخ گفت؛ زيرا اين كار سبب خروج از راه مستقيم مى‌شود.



صفحه 150

سؤال: انديشه در چه مسائلى انسان را به صراط مستقيم بازمى‌گرداند؟
پاسخ: جواب اين سؤال در خود روايت آمده است؛ حضرت مى‌فرمايد در دو چيز فكر كنيد:
1- «فى‌ عَظيم الْقُدْرَةِ» در قدرت عظيم و بى‌انتهاى پروردگار عالم انديشه كنيد و آن را باور نماييد. بدانيد كه همه چيز به دست پر قدرت اوست؛ عزّت و ذلّت، سعادت و شقاوت، پيروزى و شكست، ارتقاء و سقوط و خلاصه همه چيز به دست با كفايت اوست و در حقيقت ما در برابر اراده او از خود اراده‌اى نداريم.
2- «جَسيم النِّعْمَةِ» در نعمت‌هاى فراوان و بى‌انتهاى الهى نيز فكر كنيد! چگونه بيراهه رفته‌ايم؟ در حالى كه از بدو تولّد و حتّى قبل از آن، تا پايان زندگى غرق در نعمت‌هاى او هستيم؛ نعمت‌هاى فراوانى كه حتّى قدرت شمردن آن‌ها را نداريم! «1».
اگر منحرفين از راه مستقيم در اين دو مطلب انديشه و تفكّر كنند به راه راست باز مى‌گردند، ولى چون قلب‌هاى عليل و چشم‌هاى نابينا دارند نمى‌توانند با چشم نابينا نعمت‌هاى الهى را ببينند و با قلب عليل قدرت پروردگار را درك كنند، بدين جهت به راه مستقيم برنمى‌گردنند. چنين انسان‌هايى ابتدا بايد ابزار شناخت خويش را اصلاح كنند. سپس با قلب و فكرى سالم در قدرت بى‌انتهاى پروردگار انديشه و تفكّر كنند. و با چشمى بينا و سالم نعمت‌هاى فراوان و غير قابل شمارش خداوند مهربان را ببينند، تا به راه راست باز گردنند.



صفحه 151

56 راه سلامت و عافيت‌

قال على عليه السلام:
«الْعافيَةُ عَشَرَةُ اجْزاءٍ تِسْعَةٌ مِنْها فِى الصَّمْتِ الّا بِذِكْرِ اللَّهِ وَ واحِدٌ فى تَرْكِ مُجالَسَةِ السُّفَهاءِ»؛
«عافيت ده جزء دارد، كه نُه جزء آن در سكوت است، مگر اين كه ذكر خدا باشد (كه منافاتى با عافيت ندارد) و يك جزء آن ترك همنشينى با سفيهان است» «1».
شرح و تفسير
اگر سؤال شود راه از بين بردن گناه و نافرمانى اشخاص، خانواده‌ها، كشورها، و خلاصه همه مردم جهان چيست؟
در پاسخ مى‌گوييم: دو عامل مهمّ براى رسيدن به اين هدف والا لازم است:
نخست اين كه زمينه‌هاى ذهنى، روحى و اخلاقى پرورش يابد و حالت تقوى، كه سدّى در برابر هجوم شهوات است، در انسان به وجود آيد. اين حالت هرچه قوى‌تر باشد مصونيّت انسان بيش‌تر خواهد بود.
ديگر اين كه زمينه‌هاى خارجى گناه از بين برود، نه آن كه به بهانه آزادى هر روز مقدّمات و زمينه‌هاى بيش‌ترى براى گناه فراهم گردد!



صفحه 152

مخصوصاً جوانانى كه در معرض گناه و طغيان شهوات هستند بايد به اين دو عامل توجّه ويژه‌اى داشته باشند؛ در مجالس گناه شركت نكنند، داستان‌هاى هوس‌انگيز و رمان‌هاى عشقى مطالعه نكنند، با دوستان ناباب، كه آن‌ها را تشويق به گناه مى‌نمايند، معاشرت ننمايند و از ساير مقدّمات و زمينه‌هاى گناه نيز اجتناب كنند.
اگر در معارف و احكام اسلامى دقّت كنيم، دستوراتى در هر دو زمينه خواهيم يافت. خداوند متعال نه تنها اجازه گناه نمى‌دهد و گناهكار را مجازات مى‌كند، بلكه اگر كسى آن گناه را به طور علنى انجام دهد مجازات مضاعف دارد! نه تنها قمار را حرام مى‌نمايد، بلكه خريد و فروش و نگهدارى آلات قمار را نيز تحريم مى‌كند. نه تنها خوردن شراب و هر نوع مايع مست‌كننده‌اى را ممنوع مى‌كند، بلكه باغبان انگور شراب، كارخانه سازنده شراب، وسيله نقليّه‌اى كه شراب و انگور را حمل و نقل مى‌كند، انباردار شراب، فروشنده شراب، خريدار شراب، ساقى شراب را نيز مورد لعن و نفرين قرار مى‌دهد! «1».
از اين مقدّمه كوتاه پاسخ مغالطه‌اى كه بعضى مطرح مى‌كنند روشن مى‌شود. مثل اين كه مى‌گويند: «زن‌ها بايد آزاد باشند هر كس مايل بود حجاب را رعايت كند و هر كس مايل نبود مراعات نكند! مردم در انجام يا ترك بقيّه واجبات و محرّمات هم آزاد باشند، هر كس هر چه را خواست انتخاب كند!».
بطلان اين سخن بسيار روشن است. همه عقلاء مى‌گويند مردم را نبايد لب پرتگاه برد و آزاد گذاشت، همه عقلاء لب پرتگاه نرده مى‌كشند،



صفحه 153

همه عقلاء لب پنجره‌ها نرده مى‌كشند و با استدلال فوق جان خود و فرزندانشان را به خطر نمى‌اندازند.
امام على عليه السلام در روايت فوق، عافيت معنوى، يعنى سلامت از گناه، را داراى اجزاء دهگانه مى‌داند كه نُه جزء آن در سكوت است؛ مگر اين كه انسان مشغول ذكر خدا باشد. چون قسمت عمده گناهان با زبان انجام مى‌شود، لهذا نُه جزء عافيت در سكوت است. سى گناه كبيره با زبان انجام مى‌شود و لهذا بايد سعى كنيم كمتر سخن بگوييم، وقتى كمتر حرف بزنيم كمتر خطا مى‌كنيم. بنابراين سكوت بسيار با اهميّت است، به گونه‌اى كه مى‌توان افراد را از زبانشان شناخت.
جزء دهم عافيت، كه يكى از زمينه‌هاى گناه است، ترك مجالس گناه مى‌باشد؛ يعنى حضور در مجلس گناه حرام است هر چند ديگران گناه كنند و شما مرتكب گناه نشويد، بلكه فقط ناظر گناه آنان باشيد.
اشخاص، خانواده‌ها، كشورها و خلاصه تمام مردم جهان با عمل به اين‌گونه روايات مى‌توانند خويش را در مقابل گناه و معصيت بيمه نمايند.



صفحه 154

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة