سؤال: انديشه در چه مسائلى انسان را به صراط مستقيم بازمىگرداند؟
پاسخ: جواب اين سؤال در خود روايت آمده است؛ حضرت مىفرمايد در دو چيز فكر كنيد:
1- «فى عَظيم الْقُدْرَةِ» در قدرت عظيم و بىانتهاى پروردگار عالم انديشه كنيد و آن را باور نماييد. بدانيد كه همه چيز به دست پر قدرت اوست؛ عزّت و ذلّت، سعادت و شقاوت، پيروزى و شكست، ارتقاء و سقوط و خلاصه همه چيز به دست با كفايت اوست و در حقيقت ما در برابر اراده او از خود ارادهاى نداريم.
2- «جَسيم النِّعْمَةِ» در نعمتهاى فراوان و بىانتهاى الهى نيز فكر كنيد! چگونه بيراهه رفتهايم؟ در حالى كه از بدو تولّد و حتّى قبل از آن، تا پايان زندگى غرق در نعمتهاى او هستيم؛ نعمتهاى فراوانى كه حتّى قدرت شمردن آنها را نداريم! «1».
اگر منحرفين از راه مستقيم در اين دو مطلب انديشه و تفكّر كنند به راه راست باز مىگردند، ولى چون قلبهاى عليل و چشمهاى نابينا دارند نمىتوانند با چشم نابينا نعمتهاى الهى را ببينند و با قلب عليل قدرت پروردگار را درك كنند، بدين جهت به راه مستقيم برنمىگردنند. چنين انسانهايى ابتدا بايد ابزار شناخت خويش را اصلاح كنند. سپس با قلب و فكرى سالم در قدرت بىانتهاى پروردگار انديشه و تفكّر كنند. و با چشمى بينا و سالم نعمتهاى فراوان و غير قابل شمارش خداوند مهربان را ببينند، تا به راه راست باز گردنند.
56 راه سلامت و عافيت
قال على عليه السلام:
«الْعافيَةُ عَشَرَةُ اجْزاءٍ تِسْعَةٌ مِنْها فِى الصَّمْتِ الّا بِذِكْرِ اللَّهِ وَ واحِدٌ فى تَرْكِ مُجالَسَةِ السُّفَهاءِ»؛
«عافيت ده جزء دارد، كه نُه جزء آن در سكوت است، مگر اين كه ذكر خدا باشد (كه منافاتى با عافيت ندارد) و يك جزء آن ترك همنشينى با سفيهان است» «1».
شرح و تفسير
اگر سؤال شود راه از بين بردن گناه و نافرمانى اشخاص، خانوادهها، كشورها، و خلاصه همه مردم جهان چيست؟
در پاسخ مىگوييم: دو عامل مهمّ براى رسيدن به اين هدف والا لازم است:
نخست اين كه زمينههاى ذهنى، روحى و اخلاقى پرورش يابد و حالت تقوى، كه سدّى در برابر هجوم شهوات است، در انسان به وجود آيد. اين حالت هرچه قوىتر باشد مصونيّت انسان بيشتر خواهد بود.
ديگر اين كه زمينههاى خارجى گناه از بين برود، نه آن كه به بهانه آزادى هر روز مقدّمات و زمينههاى بيشترى براى گناه فراهم گردد!
مخصوصاً جوانانى كه در معرض گناه و طغيان شهوات هستند بايد به اين دو عامل توجّه ويژهاى داشته باشند؛ در مجالس گناه شركت نكنند، داستانهاى هوسانگيز و رمانهاى عشقى مطالعه نكنند، با دوستان ناباب، كه آنها را تشويق به گناه مىنمايند، معاشرت ننمايند و از ساير مقدّمات و زمينههاى گناه نيز اجتناب كنند.
اگر در معارف و احكام اسلامى دقّت كنيم، دستوراتى در هر دو زمينه خواهيم يافت. خداوند متعال نه تنها اجازه گناه نمىدهد و گناهكار را مجازات مىكند، بلكه اگر كسى آن گناه را به طور علنى انجام دهد مجازات مضاعف دارد! نه تنها قمار را حرام مىنمايد، بلكه خريد و فروش و نگهدارى آلات قمار را نيز تحريم مىكند. نه تنها خوردن شراب و هر نوع مايع مستكنندهاى را ممنوع مىكند، بلكه باغبان انگور شراب، كارخانه سازنده شراب، وسيله نقليّهاى كه شراب و انگور را حمل و نقل مىكند، انباردار شراب، فروشنده شراب، خريدار شراب، ساقى شراب را نيز مورد لعن و نفرين قرار مىدهد! «1».
از اين مقدّمه كوتاه پاسخ مغالطهاى كه بعضى مطرح مىكنند روشن مىشود. مثل اين كه مىگويند: «زنها بايد آزاد باشند هر كس مايل بود حجاب را رعايت كند و هر كس مايل نبود مراعات نكند! مردم در انجام يا ترك بقيّه واجبات و محرّمات هم آزاد باشند، هر كس هر چه را خواست انتخاب كند!».
بطلان اين سخن بسيار روشن است. همه عقلاء مىگويند مردم را نبايد لب پرتگاه برد و آزاد گذاشت، همه عقلاء لب پرتگاه نرده مىكشند،
همه عقلاء لب پنجرهها نرده مىكشند و با استدلال فوق جان خود و فرزندانشان را به خطر نمىاندازند.
امام على عليه السلام در روايت فوق، عافيت معنوى، يعنى سلامت از گناه، را داراى اجزاء دهگانه مىداند كه نُه جزء آن در سكوت است؛ مگر اين كه انسان مشغول ذكر خدا باشد. چون قسمت عمده گناهان با زبان انجام مىشود، لهذا نُه جزء عافيت در سكوت است. سى گناه كبيره با زبان انجام مىشود و لهذا بايد سعى كنيم كمتر سخن بگوييم، وقتى كمتر حرف بزنيم كمتر خطا مىكنيم. بنابراين سكوت بسيار با اهميّت است، به گونهاى كه مىتوان افراد را از زبانشان شناخت.
جزء دهم عافيت، كه يكى از زمينههاى گناه است، ترك مجالس گناه مىباشد؛ يعنى حضور در مجلس گناه حرام است هر چند ديگران گناه كنند و شما مرتكب گناه نشويد، بلكه فقط ناظر گناه آنان باشيد.
اشخاص، خانوادهها، كشورها و خلاصه تمام مردم جهان با عمل به اينگونه روايات مىتوانند خويش را در مقابل گناه و معصيت بيمه نمايند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
57 راه نفوذ شيطان!
قال على عليه السلام:
«يا كميل! وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ و جَلَّ «انّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ» «1»
وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «انَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّونَهُ وَ الَّذينَهُمْ بِه مُشْرِكُونَ» «2»»؛ «اى كميل! اين كلام خداوند است كه مىفرمايد: «اى ابليس! تو هرگز سلطهاى بر بندگان من نخواهى يافت» و كلام (ديگر) خداوند كه مىفرمايد: «تسلّط او (ابليس) تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيدهاند، و آنها كه نسبت به خدا شرك مىورزند» «3».
شرح و تفسير
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در اين روايت به دو آيه اشاره مىكند:
نخست، آيهاى كه تسلّط شيطان بر بندگان خاصّ خدا را نفى مىكند. و ديگر، آيهاى كه سلطه شيطان را نسبت به دو گروه اثبات مىكند: كسانى كه طوق بندگى و ولايت شيطان را بر گردن آويختهاند و تحت ولايت او هستند، و كسانى كه شيطان را شريك خداوند قرار مىدهند، گاه ولايت خداوند را مىپذيرند و گاه پذيراى ولايت شيطانند. طبق منطق قرآن، شيطان بر اين دو گروه سلطه دارد.
مردم تصوّرات نادرستى از شيطان دارند. خيال مىكنند ممكن است بدون اختيار اسير شيطان شوند، در حالى كه اين تصوّر باطل است. تا به شيطان گذرنامه ندهند اين موجود پليدِ رانده شده از درگاه رحمت الهى، نمىتواند وارد كشور روح و جان انسان شود. آرى، تا انسان چراغ سبزى به شيطان نشان ندهد و گذرنامهاش را امضاء نكند، او قدرت نفوذ در انسان نخواهد داشت.
سؤال: چه چيزهاى زمينه نفوذ شيطان را فراهم مىسازد و به منزله چراغ سبز محسوب مىگردد؟
پاسخ: امور مختلفى زمينهساز نفوذ شيطان است، از جمله:
1- دوستان ناباب يكى از زمينههاى مهمّ تسلّط شيطان است.
2- شركت در مجالس گناه عامل ديگرى براى نفوذ شيطان است.
3- فيلمهاى فاسد و مفسد، كتابهاى گمراه كننده، صحنههاى تحريكآميز، برنامههاى ناسالم راديوها، تلويزيونها، ماهوارهها، اينترنتها و مانند آن، زمينه تسلّط شيطان را فراهم مىسازد.
4- خلوت با زن بيگانه و نامحرم نيز از زمينههاى نفوذ شيطان است.
بدين جهت حتّى نماز و عبادت در چنين محلّ خلوتى صحيح نيست! ... و مانند اينها.
بايد سعى كنيم با از بين بردن زمينههاى نفوذ شيطان، خويش را از وسوسههاى او حفظ كنيم و خود را از محدوده ولايت او خارج سازيم و جزء آن دسته از بندگانى شويم كه شيطان سلطهاى بر آنها ندارد.
بار الها! ما را از بندگان مخلص و نفوذناپذير در برابر وسوسههاى شياطين قرار ده.
58 راهوارترين مركب، و بهترين زاد و توشه
قال على عليه السلام:
«جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِيَّةَ نَجاتِه وَ التَّقوى عُدَّةَ وَفاتِه»؛
«خدا رحمت كند كسى را كه استقامت و صبر را مركب راهوار نجات خويش قرار دهد، و تقوى را زاد و توشه مرگش سازد» «1».
شرح و تفسير
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام انسانها را در دنيا، به مسافرانى كه عازم سفر دور دستى هستند تشبيه كرده است. هر مسافرى به سه چيز نيازمند است: 1- وسيله نقليّه مناسب. 2- زاد و توشه كافى. 3- جادّهاى امن و امان از خطرات. اگر اين وسايل براى مسافر مهيّا باشد به راحتى به سرمنزل مقصود مىرسد.
ما انسانها مسافرانى هستيم كه به سوى سراى جاويدان در حركت هستيم و مانند همه مسافران نيازمند وسيله نقليّه مناسب، زاد و توشه كافى و جادّهاى امن و امان هستيم.
امام عليه السلام در حديث فوق به اين موضوع اشاره مىكند و «صبر» را مركب مناسبى براى اين سفر طولانى و پرخطر معرّفى مىنمايد؛ زيرا اگر انسان بر مركب صبر سوار نشود، در همان گردنههاى اوّل و دوم مىماند. دنيايى