همه عقلاء لب پنجرهها نرده مىكشند و با استدلال فوق جان خود و فرزندانشان را به خطر نمىاندازند.
امام على عليه السلام در روايت فوق، عافيت معنوى، يعنى سلامت از گناه، را داراى اجزاء دهگانه مىداند كه نُه جزء آن در سكوت است؛ مگر اين كه انسان مشغول ذكر خدا باشد. چون قسمت عمده گناهان با زبان انجام مىشود، لهذا نُه جزء عافيت در سكوت است. سى گناه كبيره با زبان انجام مىشود و لهذا بايد سعى كنيم كمتر سخن بگوييم، وقتى كمتر حرف بزنيم كمتر خطا مىكنيم. بنابراين سكوت بسيار با اهميّت است، به گونهاى كه مىتوان افراد را از زبانشان شناخت.
جزء دهم عافيت، كه يكى از زمينههاى گناه است، ترك مجالس گناه مىباشد؛ يعنى حضور در مجلس گناه حرام است هر چند ديگران گناه كنند و شما مرتكب گناه نشويد، بلكه فقط ناظر گناه آنان باشيد.
اشخاص، خانوادهها، كشورها و خلاصه تمام مردم جهان با عمل به اينگونه روايات مىتوانند خويش را در مقابل گناه و معصيت بيمه نمايند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
57 راه نفوذ شيطان!
قال على عليه السلام:
«يا كميل! وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ و جَلَّ «انّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ» «1»
وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «انَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّونَهُ وَ الَّذينَهُمْ بِه مُشْرِكُونَ» «2»»؛ «اى كميل! اين كلام خداوند است كه مىفرمايد: «اى ابليس! تو هرگز سلطهاى بر بندگان من نخواهى يافت» و كلام (ديگر) خداوند كه مىفرمايد: «تسلّط او (ابليس) تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيدهاند، و آنها كه نسبت به خدا شرك مىورزند» «3».
شرح و تفسير
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در اين روايت به دو آيه اشاره مىكند:
نخست، آيهاى كه تسلّط شيطان بر بندگان خاصّ خدا را نفى مىكند. و ديگر، آيهاى كه سلطه شيطان را نسبت به دو گروه اثبات مىكند: كسانى كه طوق بندگى و ولايت شيطان را بر گردن آويختهاند و تحت ولايت او هستند، و كسانى كه شيطان را شريك خداوند قرار مىدهند، گاه ولايت خداوند را مىپذيرند و گاه پذيراى ولايت شيطانند. طبق منطق قرآن، شيطان بر اين دو گروه سلطه دارد.
مردم تصوّرات نادرستى از شيطان دارند. خيال مىكنند ممكن است بدون اختيار اسير شيطان شوند، در حالى كه اين تصوّر باطل است. تا به شيطان گذرنامه ندهند اين موجود پليدِ رانده شده از درگاه رحمت الهى، نمىتواند وارد كشور روح و جان انسان شود. آرى، تا انسان چراغ سبزى به شيطان نشان ندهد و گذرنامهاش را امضاء نكند، او قدرت نفوذ در انسان نخواهد داشت.
سؤال: چه چيزهاى زمينه نفوذ شيطان را فراهم مىسازد و به منزله چراغ سبز محسوب مىگردد؟
پاسخ: امور مختلفى زمينهساز نفوذ شيطان است، از جمله:
1- دوستان ناباب يكى از زمينههاى مهمّ تسلّط شيطان است.
2- شركت در مجالس گناه عامل ديگرى براى نفوذ شيطان است.
3- فيلمهاى فاسد و مفسد، كتابهاى گمراه كننده، صحنههاى تحريكآميز، برنامههاى ناسالم راديوها، تلويزيونها، ماهوارهها، اينترنتها و مانند آن، زمينه تسلّط شيطان را فراهم مىسازد.
4- خلوت با زن بيگانه و نامحرم نيز از زمينههاى نفوذ شيطان است.
بدين جهت حتّى نماز و عبادت در چنين محلّ خلوتى صحيح نيست! ... و مانند اينها.
بايد سعى كنيم با از بين بردن زمينههاى نفوذ شيطان، خويش را از وسوسههاى او حفظ كنيم و خود را از محدوده ولايت او خارج سازيم و جزء آن دسته از بندگانى شويم كه شيطان سلطهاى بر آنها ندارد.
بار الها! ما را از بندگان مخلص و نفوذناپذير در برابر وسوسههاى شياطين قرار ده.
58 راهوارترين مركب، و بهترين زاد و توشه
قال على عليه السلام:
«جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِيَّةَ نَجاتِه وَ التَّقوى عُدَّةَ وَفاتِه»؛
«خدا رحمت كند كسى را كه استقامت و صبر را مركب راهوار نجات خويش قرار دهد، و تقوى را زاد و توشه مرگش سازد» «1».
شرح و تفسير
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام انسانها را در دنيا، به مسافرانى كه عازم سفر دور دستى هستند تشبيه كرده است. هر مسافرى به سه چيز نيازمند است: 1- وسيله نقليّه مناسب. 2- زاد و توشه كافى. 3- جادّهاى امن و امان از خطرات. اگر اين وسايل براى مسافر مهيّا باشد به راحتى به سرمنزل مقصود مىرسد.
ما انسانها مسافرانى هستيم كه به سوى سراى جاويدان در حركت هستيم و مانند همه مسافران نيازمند وسيله نقليّه مناسب، زاد و توشه كافى و جادّهاى امن و امان هستيم.
امام عليه السلام در حديث فوق به اين موضوع اشاره مىكند و «صبر» را مركب مناسبى براى اين سفر طولانى و پرخطر معرّفى مىنمايد؛ زيرا اگر انسان بر مركب صبر سوار نشود، در همان گردنههاى اوّل و دوم مىماند. دنيايى
كه به تعبير خود حضرت «ناملايمات آن را در برگرفته و بلايا و سختىها آن را احاطه كرده است» «1»، بدون صبر و استقامت طى نمىشود. بنابراين مناسبترين مركب براى اين سفر صبر است.
حضرت سپس «تقوى» را زاد و توشه اين سفر معرّفى مىكند، تقوى و احساس مسؤوليّت انگيزه حركت است، انسان بىتقوى و بىمسؤوليّت انگيزه حركت ندارد، همانگونه كه جامعه بىتقوى انگيزه حركت ندارد.
جامعه جهانى امروز هم از بىتقوايى رنج مىبرد.
مردم اگر بخواهند آسايش زندگى دنيايى آنها هم تأمين شود بايد پرهيزكار باشند، تا چه رسد به وصول به بهشت و قرب پروردگار. رعايت تقوى در همه شاخههايش، كه بسيار گسترده است، نه تنها ضامن رسيدن كاروانيان قرب الى اللَّه به سرمنزل مقصود است، بلكه طالبان دنيا هم مىتوانند با اين زاد و توشه، به هدف خود برسند.
59 روح عبادت
قال على عليه السلام:
«كَمْ مِنْ صائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيامِه الَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ، وَ كَمْ مِنْ قائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيامِه الّا السَّهَرُ وَ الْعَناءُ، حَبَّذا نَوْمُ الْاكْياسِ وَ افْطارُهُمْ»؛
«بهره بسيارى از روزهداران تنها تحمّل گرسنگى و تشنگى است، و حظّ بسيارى از شب زندهداران تنها بىخوابى و خستگى است، آفرين بر انسانهاى با معرفت و زرنگ كه خواب و افطار آنها (در روزههاى مستحبى) بر عبادت و روزه چنان انسانهايى برترى دارد» «1».
شرح و تفسير
فيض خداوند بىپايان و لطف حضرتش بىانتهاست. عبادات از فيض خداوند سرچشمه گرفته است، بنابراين بركات عبادت هم نامحدود است.
آرى بركات نماز، روزه، تلاوت قرآن، زيارت خانه خدا و معصومان عليهم السلام و ديگر عبادات نامحدود است؛ چون سرچشمه آن نامحدود است. ولى بهره همه عبادتكنندگان از بركات عبادت يكسان نيست، بلكه بهره هر كس متناسب با ظرفيّت، تقوى و ايمان اوست. باران به صورت نامحدود
مىبارد، ولى سهم هر زمين و مزرعهاى به اندازه وسعت اوست. بهره هر انسانى نيز بستگى به اندازه ظرفى دارد كه زير باران نهاده است.
ما به هنگام عبادت به سراغ چشمه جوشان رحمت الهى مىرويم، كه نامحدود و بىانتهاست، ولى هر كس به اندازه ظرفى كه به همراه دارد مىتواند از آن چشمه برداشت كند.
باغ پر ميوه آراسته شده به گلهاى فراوانى را تصوّر كنيد كه افراد مختلفى وارد آن مىشوند، اگر چوپانى وارد آن شود فقط به علفهاى هرز آن توجّه دارد كه گوسفندانش از آن تغذيه كنند! شخص ديگرى مىآيد و از ميوههاى آن باغ استفاده مىكند! يك فيلسوف به هنگام ورود به اين باغ قدرت نمايى پروردگار را ملاحظه مىكند، او با خود مىگويد: زيبنده ستايش آن آفريدگارى است كه چنين دلاويز نقش زند به آب و گِل، خواجه از آب و گِل اين گُلهاى لطيف و ميوههاى شيرين و منظرههاى عجيب را آفريده است! آرى هر كس به اندازه ظرفيّت خويش بهرهبردارى مىكند، در حالى كه باغ براى همه يكسان است.
با توجّه به اين مقدّمه به شرح و تفسير روايت باز مىگرديم. حضرت على عليه السلام در روايت فوق به همين مطلب اشاره دارد و حظّ و بهره برخى از مسلمانان را از نماز و روزه تنها تشنگى و گرسنگى و بىخوابى بيان مىكند، امّا در مقابل برخى ديگر هستند كه تمام گناهانشان را در ماه رمضان مىشويند. يك نفر از ماه رمضان درس استقامت مىگيرد و شيطان و هوى و هوس را در بند مىكند. و يك نفر به مقام تقوى مىرسد.
و برخى نيز حقيقتاً به ميهمانى خداوند نائل مىشوند و از غذاهاى معنوى كه بر اين سفره گسترده و پر بركت نهاده شده، بهره مىگيرند.
سؤال: چه كنيم تا از چشمههاى جوشان فيض الهى بيشتر بهرهمند گرديم؟