مىبارد، ولى سهم هر زمين و مزرعهاى به اندازه وسعت اوست. بهره هر انسانى نيز بستگى به اندازه ظرفى دارد كه زير باران نهاده است.
ما به هنگام عبادت به سراغ چشمه جوشان رحمت الهى مىرويم، كه نامحدود و بىانتهاست، ولى هر كس به اندازه ظرفى كه به همراه دارد مىتواند از آن چشمه برداشت كند.
باغ پر ميوه آراسته شده به گلهاى فراوانى را تصوّر كنيد كه افراد مختلفى وارد آن مىشوند، اگر چوپانى وارد آن شود فقط به علفهاى هرز آن توجّه دارد كه گوسفندانش از آن تغذيه كنند! شخص ديگرى مىآيد و از ميوههاى آن باغ استفاده مىكند! يك فيلسوف به هنگام ورود به اين باغ قدرت نمايى پروردگار را ملاحظه مىكند، او با خود مىگويد: زيبنده ستايش آن آفريدگارى است كه چنين دلاويز نقش زند به آب و گِل، خواجه از آب و گِل اين گُلهاى لطيف و ميوههاى شيرين و منظرههاى عجيب را آفريده است! آرى هر كس به اندازه ظرفيّت خويش بهرهبردارى مىكند، در حالى كه باغ براى همه يكسان است.
با توجّه به اين مقدّمه به شرح و تفسير روايت باز مىگرديم. حضرت على عليه السلام در روايت فوق به همين مطلب اشاره دارد و حظّ و بهره برخى از مسلمانان را از نماز و روزه تنها تشنگى و گرسنگى و بىخوابى بيان مىكند، امّا در مقابل برخى ديگر هستند كه تمام گناهانشان را در ماه رمضان مىشويند. يك نفر از ماه رمضان درس استقامت مىگيرد و شيطان و هوى و هوس را در بند مىكند. و يك نفر به مقام تقوى مىرسد.
و برخى نيز حقيقتاً به ميهمانى خداوند نائل مىشوند و از غذاهاى معنوى كه بر اين سفره گسترده و پر بركت نهاده شده، بهره مىگيرند.
سؤال: چه كنيم تا از چشمههاى جوشان فيض الهى بيشتر بهرهمند گرديم؟
پاسخ: بايد سطح معرفت و شناخت خويش را بالا ببريم و آمادگىها را بيشتر كنيم. به همين جهت ماه شعبان را ماه خودسازى و ماه رمضان را ماه بهرهبردارى معرّفى كردهاند؛ چرا كه انسان قبل از ورود به ميهمانى بايد خود را آماده كند و لباسهاى نظيف خويش را بپوشد، نه به هنگام ميهمانى! ما هم بايد در ماه شعبان خود را آماده حضور در اين ميهمانى بزرگ نماييم و از گناهان خود استغفار كنيم، چشم و گوش و زبان خويش را كنترل نموده، تا قلب ما مركز نور خداوند و آيات قرآن گردد و از بركات ماه مبارك رمضان بهرهمند گرديم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
60 روزهداران واقعى!
قال على عليه السلام:
«صَوْمُ الْجَسَدِ الْامْساكُ عَنِ الْاغْذِيَةِ بِارادَةٍ وَ اخْتِيارٍ، خَوْفاً مِنَ الْعِقابِ وَ رَغْبَةً فِى الثَّوابِ وَ الْاجْرِ. وَ صَوْمُ النَّفْسِ امْساكُ الْحَواسِّ الْخَمْسِ عَنْ سائِرِ الْمَآثِمِ وَ خُلُوُّ الْقَلْبِ مِنْ جَميعِ اسْبابِ الشَّرِّ»؛
«روزه جسم پرهيز از خوردنىها و آشاميدنىها (و ساير مفطرات) با ميل و اختيار است، و انگيزه اين روزه دورى كردن از عذابهاى الهى و دست يافتن به اجر و ثواب پروردگار است. و روزه روح پرهيز حواسّ پنجگانه (نه فقط زبان) از ساير گناهان و خالى كردن قلب و روح از تمام علل و عوامل بدىهاست» «1».
شرح و تفسير
يكى از نعمتهاى بزرگ خداوند متعال ماه مبارك رمضان است، ماهى كه انواع بركات در آن وجود دارد. بزرگترين نعمت خداوند، قرآن مجيد، در اين ماه نازل شده است؛ نعمتى كه عالىترين مائده آسمانى است.
درهاى رحمت الهى در اين ماه باز، و درهاى جهنّم بسته، و شياطين در غل و زنجير، و هواى نفس در پرتو اين ماه به زنجير كشيده مىشود. هر نعمتى شكرانهاى دارد و شكرانه اين نعمت اين است كه به فلسفه و أسرار اين ماه پى ببريم و به حقيقت روزه دست يابيم.
روايت بالا حقيقت روزه را بيان مىكند. روزه تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه روزه آن است كه انسان از تمامى گناهان دورى و اجتناب كند. اگر انسان يك ماه از گناهان دورى كند و اين كار را در طول ماه مبارك رمضان تمرين نمايد، اين مسأله (دورى از گناه) كمكم به «حالت» و سپس به «عادت» و سرانجام به «ملكه» تبديل مىشود و براى سراسر سال مؤثّر و مفيد خواهد بود. بنابراين كسانى كه تنها لب از خوراكىها و نوشيدنىها مىبندند و به انواع گناهان حتّى با زبان روزه مبتلا مىشوند حقيقت روزه را درك نكردهاند.
حضرت على عليه السلام در روايت جالب ديگرى حقيقت روزه را بالاتر از اين مسأله عنوان مىكند. در اين روايت مىخوانيم: «صِيامُ الْقَلْبِ عَنِ الْفِكْرِ فىِ الْآثامِ افْضَلُ مِنْ صيامِ الْبَطْنِ مِن الطَّعامِ «1»؛ يعنى روزهدار بايد به جايى برسد كه نه تنها از مفطرات روزه خوددارى كند و مرتكب گناهان نشود، بلكه فكر گناه هم نكند!.
اين كه بعضى از بزگان روزه را به سه قسم تقسيم كردهاند: 1- «روزه عوام» 2- «روزه خواصّ» 3- «روزه خاصّ الخاص»، اشاره به همين روايت است. «روزه عوام» پرهيز از خوردنىها و آشاميدنىها و بقيه كارهاى است كه روزه را باطل مىكند. «روزه خواص» علاوه بر آنچه در بالا آمد پرهيز از تمام گناهان و محرّمات را نيز به دنبال دارد. و «روزه خاصّ الخاص» عبارت است از پرهيز از مفطرات روزه و تمامى گناهان و پرهيز از فكر گناه! يعنى در قسم سوم نه تنها شكم و زبان و دست و چشم و پا روزهدار هستند، بلكه قلب و دل انسان نيز روزهدار است و به گناه فكر نمىكند، و اين مقام بس والايى است.
خداوندا! توفيق عمل به اين روايات را به ما عنايت فرما!
61 ريشه فتنهها
قال على عليه السلام:
«انَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ احْكامٌ تُبْتَدَعُ، يُخالَفُ فيها كِتابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلّى عَلَيْها رِجالٌ رِجالًا عَلى غَيْرِ دينِ اللَّهِ»؛
«همواره آغاز پيدايش فتنهها پيروى از هوسهاى آلوده و احكام و قوانين ساختگى و جعلى است، احكامى كه با كتاب خدا مخالفت دارد و جمعى برخلاف آيين حق به حمايت از آن برمىخيزند» «1».
شرح و تفسير
«فتنه» در لغت گاه به معنى امتحان و آزمون، و گاه به معنى مجازات و شكنجه است، همانگونه كه در قرآن مجيد آمده است: «يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ»؛ «روزى كه افراد ستمگر بىايمان، به آتش جهنّم مجازات و شكنجه مىشوند» «2». ولى منظور از فتنه در اين حديث، حوادث سخت اجتماعى است كه موجب ناراحتى و شكنجه روحى افراد مىشود. البتّه اين كلمه- همانگونه كه در بالا آمد- به معناى امتحان و آزمايش نيز آمده است، چون امتحان نيز غالباً همراه با سختىهاست.
حضرت عليه السلام در اين خطبه در مورد سرچشمه فتنههاى اجتماعى چنين مىگويد: شروع فتنهها از دو چيز است: 1- پيروى از هواى نفس.
2- احكامى كه برخلاف كتاب اللَّه و مطابق هواى نفس ساخته شده است.
از اين روايت استفاده مىشود كه اختلاف سليقهها به تنهايى فتنهساز نيست؛ چون همانند اختلاف چهرهها امرى اجتنابناپذير است، حتّى اشتباهات افراد و گروهها نيز منشأ فتنه نيست؛ بلكه سرچشمه همه فتنهها هواى نفس است كه ممكن است به أشكال گوناگون جلوه كند، گاه به نام حقوق بشر، گاهى در لباس آزادى، برخى اوقات به نام حمايت از مظلومان، گاه به نام انجام وظيفه، حتّى گاهى به صورت عبادت!
آيه شريفه 104 و 103 سوره كهف به همه اين موارد اشاره دارد، مىفرمايد: «بگو اى پيامبر: آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين (مردم) در كارها، چه كسانى هستند؟ آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم (و نابود) شده؛ با اين حال، مىپندارند كارِ نيك انجام مىدهند!» اين چهره، از كريهترين چهرههاى هواى نفس است.
يا در روايتى مىخوانيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پيشبينى مىكند زمانى را كه «معروف منكر و منكر معروف شود!» «1» و متأسفّانه اكنون مشاهده مىكنيم كه در برخى از امور چنين شده است. به عنوان مثال، كسى را كه مدّتى به امانت و صداقت كار كرده، و به حقّ و حقوق حلال خود قانع بوده انسانى بىعرضه و تنبل، و شخصى كه با خيانت و سرقت و دزدى اموال ديگران، در مدّت زمانى كوتاه صاحب خانه و سرمايه و اتومبيل مىشود را شخصى زرنگ و باهوش و باكفايت مىنامند! ملاحظه مىكنيد چگونه معروف منكر و منكر معروف شده است!؟
62 زاهد كيست؟
قال على عليه السلام:
«الزَّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ»؛
«زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش چيره نشود، و حلال او را از شكرگزارى غافل نسازد» «1».
شرح و تفسير
يكى از افتخارات حضرت على عليه السلام زهد آن حضرت است، درباره زهد آن حضرت هر چه گفته شود كم است، او الگوى كامل زهد در دنيا بود و زاهدان بايد پيرو او باشند. ولى از آن جا كه كلمه زهد مفهوم پيچيدهاى دارد، بسيارى در مورد حقيقت آن به اشتباه مىافتند «2». بدين جهت روايات اسلامى به تبيين حقيقت زهد پرداخته است.
روايت فوق از جمله رواياتى است كه به تفسير صحيح معناى زهد مىپردازد. طبق اين روايت شخصى زاهد است كه داراى دو ويژگى باشد:
1- در برخورد با حرام صبر و مقاومت داشته باشد و هنگامى كه زمينه انجام كار حرامى آماده شود بتواند خود را حفظ كند، چنين انسانى زاهد است. كسى كه مالِ حرام، شهواتِ غيرمشروع، مقامِ حرام و مانند آن،