بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 221

امكانات مادّى، انسان‌هاى خوشبختى هستند. در حالى كه در مهد تمدّن غرب، يعنى آمريكا، اساسى‌ترين نياز بشر، يعنى امنيّت، وجود ندارد! به گونه‌اى كه رفت و آمد در شب در بسيارى از شهرها خطرناك است! همان‌گونه كه تردّد در روز، اگر پول قابل توجّهى همراه انسان باشد، خالى از خطرات مهمّ نخواهد بود؛ چرا كه به قول يكى از دانشمندان فرانسوى تمام ارزش‌هاى آمريكايى در دلار خلاصه مى‌شود و همه چيز فداى آن مى‌گردد، دلار معبود آن‌هاست! كودكان آن‌ها در مدارس به روى معلّم و هم‌كلاسى‌هاى خود اسلحه مى‌كشند و بارها اتّفاق افتاده كه آن‌ها را كشته‌اند، موادّ مخدّر و مراكز فساد در آن جا غوغا مى‌كند، هر چند صنايع آن‌ها دنيا را پر كرده است.
به هر حال ما مسلمانان بايد قدر اين عطيّه و نعمت بى‌بديل الهى را بدانيم و آن را پاس بداريم و در فهم و درك مضامين آيات نورانى آن تلاش كنيم و سپس براى عمل به اين نسخه شفابخش دامن همّت به كمر زنيم و ديگران را نيز نسبت به عمل به آن تشويق كنيم.



صفحه 222

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 223

85 قلعه تسخيرناپذير تقوى‌

قال على عليه السلام:
«فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللَّهِ، فَانَّ لَها حَبْلًا وَثيقاً عُرْوَتُهُ، وَمَعْقِلًا مَنيعاً ذِرْوَتُهُ»؛
« (اى مسلمانان!) تقوى را پيشه خود سازيد، و به آن چنگ بزنيد؛ زيرا تقوى ريسمانى استوار، و دستگيره‌اى محكم، و پناهگاهى مطمئن است» «1».
شرح و تفسير
اميرمؤمنان على عليه السلام در اين فراز از خطبه خود دو تشبيه براى تقوى بيان فرموده است:
در جمله اوّل تقوى را به ريسمانى تشبيه كرده كه دستگيره آن محكم است، چنين تشبيهى براى قرآن مجيد نيز بيان شده است «2».
اين تشبيه ممكن است اشاره به يكى از دو چيز باشد:
1- دنيا مانند چاهى است كه مردم در اعماق آن هستند، در چنين وضعيّتى ريسمان محكمى لازم است تا مردم با تمسّك به آن، از چاه نجات يابند. حضرت على عليه السلام تقوى را به منزله ريسمانى معرّفى كرده است كه انسان مى‌تواند به وسيله آن از چاه هواى نفس و جهان مادّه رهايى يابد.



صفحه 224

2- كوهنوردانى كه مى‌خواهند از درّه‌هاى خطرناك عبور كنند، معمولًا يك طناب طولانى همراه دارند و همه آن‌ها به آن طناب متّصل هستند تا اگر يكى لغزيد، بقيّه او را نگهدارند و احتمال اين كه همه آن‌ها بلغزند بسيار كم است، بنابراين اگر يك نفر بلغزد سقوط نمى‌كند، چون به آن ريسمان متّصل است.
شايد آيه شريفه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لاتَفَرَّقُوا» «1»
نيز اشاره به همين مطلب باشد، كه وقتى همه راهيان قلّه سعادت به ريسمان الهى چنگ زدند و به آن متّصل شدند، اگر بعضى لغزش‌هايى داشته باشند، ديگران او را از سقوط حفظ مى‌كنند.
در تشبيه دوم، تقوى به قلّه‌اى تشبيه شده كه خارج از دسترس دشمن است. انسان متّقى برفراز چنين قلّه تسخيرناپذيرى قرار دارد.
آرى با تمسّك به ريسمان تقواى الهى مى‌توان از چاه مخوف هواى نفس خارج شد و به قلّه كمال و سعادت صعود كرد و از دسترس دشمن در پناهگاهى مطمئن قرار گرفت.



صفحه 225

86 قلعه نفوذناپذير!

قال على عليه السلام:
«اعْلَمُوا عِبادَ اللَّه، انَّ التَّقْوى‌ دارُ حِصْنٍ عَزيزٍ، وَ الْفُجُورَ دارُ حِصْنٍ ذَليلٍ، ...
الا وَ بِالتَّقْوى‌ تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطايا، وَ بِالْيَقينِ تُدْرَكُ الْغايَةُ الْقُصوى‌»؛
«اى بندگان خدا! بدانيد كه تقوى قلعه‌اى محكم و نيرومند است، امّا بدكارى و گناه حصارى است سست و بى‌دفاع ... آگاه باشيد كه با تقوى مى‌توان ريشه گناهان را بريد و با يقين به برترين درجه مقصود نائل شد» «1».
شرح و تفسير
انسان در اين دنيا مورد هجوم انواع آفات و بلاهاست، هم از نظر جسمانى و هم از نظر روحى. خداوند متعال يك نوع ابزار دفاعى در جسم انسان قرار داده كه ميكروب‌ها را دفع مى‌كند و اگر اين نيروى دفاعى نبود انسان عمر چندانى نمى‌كرد. بيمارى ايدز، كه متأسّفانه ارمغان عصر ماست، نيروى دفاعى جسم انسان را از بين مى‌برد و گلبول‌هاى سفيد را نابود مى‌سازد.
خداوند در مسايل روحى و اخلاقى نيز يك نيروى دفاعى آفريده كه جلوى بيمارى‌ها را مى‌گيرد و آن تقوى است؛ آدم بى‌تقوى مانند مبتلايان به ايدز مى‌باشد! از روايت فوق، علاوه بر تشبيه زيبايى، كه شرح



صفحه 226

آن گذشت، دو نكته ديگر روشن مى‌شود:
نخست معلوم مى‌گردد كه تقوى همان نيروى دفاعى درونى است.
تقوى همان عدالت است، و عدالت همان تقوى است، تقوى اگر به مراحل بالا برسد همان عصمت است.
نكته دوم اين كه بهترين راه مبارزه با تهاجم فرهنگى دشمنان اسلام، تقوى است. ما براى حفظ سلامت جسم نمى‌توانيم تمام جامعه را از ميكروب‌ها پاك كنيم، امّا مى‌توانيم نيروى دفاعى بدن را تقويت كنيم. در مورد روح نيز چنين است كه هر چند نمى‌توان تمام جامعه را از همه صفات رذيله و تهاجم ضد ارزشى دشمن پاك كرد، امّا مى‌توان تقوى را در درون تقويت نمود. و با نيروى تقوى با آن مقابله كرد.



صفحه 227

87 قلّه رفيع جود و سخاوت‌

قال على عليه السلام:
«غايَةُ الْجُودِ انْ تُعْطى مِنْ نَفْسِكَ الَمجْهُودَ»؛
«نهايت (و قلّه رفيع) جود و بخشش آن است كه در حدّ توان، به ديگران بذل و بخشش نمايى» «1».
شرح و تفسير
در عالم هستى همه موجودات طبيعتاً بخشنده هستند و از آنچه دارند در اختيار ديگران مى‌گذارند؛ از جمله اين موجودات مى‌توان به خورشيد عالم‌افروز اشاره كرد. خورشيد دائماً در حال بخشش «نور» «حرارت» و «انرژى» به جهان هستى است. بر اثر اين بذل و بخشش، روزانه سيصد هزار ميليون تُن از وزن خورشيد كاسته مى‌شود! ولى اين موجود پربركت، همچون شمع مى‌سوزد تا محفل موجودات منظومه شمسى را روشن سازد.
انسان كه گل سرسبد موجودات جهان هستى است، و تمام جهان هستى براى خدمت به او خلق شده‌اند، و مقامى بالاتر از فرشتگان و ملائك دارد، و خليفه و نماينده خداوند در زمين است، نيز بايد هماهنگ با اين قانون كلّى، ديگران را از امكاناتى كه دارد محروم نسازد و وصله‌اى



صفحه 228

ناهمرنگ با موجودات بخشنده جهان هستى نباشد. آيا شايسته است آدمى كه همه چيز از خداوند مى‌خواهد و اميدوار است خداوند حاجت‌هاى او را برآورده كند، و آنچه را مى‌خواهد به او ببخشد، خود بُخل ورزد و حاضر نباشد حاجت كسى را برآورده سازد؟
روايت فوق به همه سفارش مى‌كند كه هماهنگ با نظام هستى حركت كنند و آنچه در توان دارند در كمك به ديگران مضايقه نكنند. جود و بخشش آثار مهمّى در دنيا و آخرت دارد و آثار معنوى آن به قدرى گسترده است كه حتّى ممكن است انسان‌هاى بى‌ايمانِ بخشنده را نيز از آتش نجات دهد!
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه به «عُدَى»، فرزند «حاتم طايى» فرمود:
«دُفِعَ عَنْ ابيكَ الْعَذابُ الشَّديدُ لِسَخاءِ نَفْسِه‌؛ عذاب شديد از پدرت به خاطر سخاوتش برداشته شد!» «1».
مباحث مربوط به جود و بخشش دامنه‌دار است «2»، در اين جا به همين مقدار قناعت مى‌كنيم، به اميد آن كه ما نيز همچون ساير موجودات جهان هستى، ديگران را در امكانات خويش سهيم كنيم.