مجموعهاى از اعمال صالح و نيك به همراه داشته باشيم، تا اگر مرتكب لغزشها و خطاهايى شده باشيم، ولايت و شفاعت و مانند آن، لغزشها و خطاها را جبران كند. در ضمن از مباحث فوق روشن مىشود مدعيان عشق به خاندان پيامبر عليهم السلام كه هيچ توشهاى از اعمال صالح ندارند چقدر در اشتباهند.
2- توبه و بازگشت به سوى خداوند با آرزوهاى طولانى سازگار نيست.
مخصوصاً كه انسان از آينده خود هيچ اطّلاعى ندارد و زمان مرگ خود را نمىداند. كسى كه نمىداند يك لحظه ديگر زنده است يا مرده، چگونه آرزوهاى طولانى دارد؟! و شخصى كه آرزوهاى طولانى دارد چگونه مىتواند توبه كند؟! أجل زنگ خطر و داروى مهمّى براى درمان اين درد است. هنگامى كه اجل حضرت سليمان عليه السلام مىرسد حتّى اجازه نشستن به او داده نمىشود و در حال ايستاده قبض روح مىگردد! «1» بنابراين نبايد با آرزوهاى طولانى توبه را به تأخير بيندازيم.
3- سومين موعظه حضرت اين است: از كسانى كه بين گفتار و عملشان تفاوت وجود دارد مباش! كسانى كه به هنگام سخن گفتن آن چنان در مورد دنيا سخن مىگويند كه گويا تارك و زاهد دنيا هستند؛ ولى در مقام عمل كاملًا وابسته و حريص بر دنيا مىباشند. سعى كن سخن و عملت هماهنگ باشد. واى به حال من، اگر از عشق على دم مىزنم، امّا عملم هماهنگ با معاويههاست! سخن از معنويّت و خداپرستى و روحانيّت مىگويم، ولى غرق در مادّىگرايى و تجمّلپرستى مىباشم!
راغبين به دنيا چه كسانى هستند؟ آنها كسانى هستند كه در سر دو راهىها پشت به خدا و رو به دنيا مىكنند.
مردم هنگامى كه بر سر دو راهى قرار مىگيرند، چند دستهاند:
نخست، افرادى كه بىقيد و شرط راه دنيا را برگزيده و به خدا پشت مىكنند.
دوم، گروهى كه عكس گروه اوّل عمل مىكنند و راه آخرت را در پيش مىگيرند.
و گروه سوم، انسانهاى شكّاك و متحيّرند، اشخاصى همچون عمر ابن سعد كه هم طالب ملك رى به قيمت شهيد كردن امام حسين عليه السلام مىباشند و هم خواهان بهشت برين، و در جنگ عقل و نفس امّاره بالاخره عقل آنها مغلوب مىگردد! بايد با اين معيار خود را بسنجيم، تا معلوم شود كه از چه گروهى هستيم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
7 آزادى انسانها
قال على عليه السلام:
«ايُّهَا النَّاسُ انَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَ لا امَةً وَ انَّ النَّاسَ كُلُّهُمْ احْرارٌ»؛
«اى مردم! از حضرت آدم عليه السلام غلام و كنيزى خلق نشده، بلكه تمام مردم آزاد هستند!» «1».
شرح و تفسير
مخاطب حضرت در اين روايت تمام مردم هستند؛ چون گروه خاصّى را مورد خطاب قرار نداده، بلكه تمام انسانها را مورد خطاب قرار داده است. خطاب «يا ايُّهَا النَّاسُ» در مواردى است كه جنبه حقوق بشر دارد، ولى خطابهايى مانند «يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» جنبه حقوق اسلامى دارد.
طبق اين روايت، همه مردم آزادند و اساس آفرينش انسان و فرزندان آدم بر حريّت و آزادى بوده است. و اگر در جايى اين اصل نقض شود، جنبه استثنايى دارد. اين نكته كه مسأله آزادى انسان 1400 سال قبل توسّط اسلام مطرح شده، قابل تأمّل و دقّت است؛ زيرا در آن زمان حريّت يك اصل اساسى و يك ارزش شناخته نمىشد، برخلاف امروز كه ارزشى بودن آزادى يك امر بديهى است.
اصل لزوم آزادى مطلبى روشن، بلكه از بديهيّات است و مورد قبول
همه مىباشد و همه ملّتهاى تحت سلطه براى به دست آوردن آن مبارزه مىكنند. آنچه قابل توجّه و در خور دقّت مىباشد، دو چيز است:
1- چرا آزادى يك ارزش است؟ اگر نباشد چه مىشود؟ و اگر باشد چه رخ مىدهد؟ متأسّفانه فلسفه آزادى چيزى است كه كمتر بدان پرداخته مىشود. فلسفه آزادى روشن است:
انسان نيروها و قابليّتهايى دارد. در صورتى مىتواند اينها را به ثمر برساند كه مانعى بر سر راه او نباشد، بتواند آزادانه علم و دانش را فراگيرد و در مسير تكامل پيش برود، تكامل بر دو پايه استوار است الف: استعدادهاى درونى. ب: نداشتن مانع، بنابراين فلسفه آزادى انسان، استفاده وى از استعدادها و لياقتهاى درونى است. و روشن است كه شكوفايى استعدادهاى درونى انسان در محيطى آزاد بهتر تحقّق پيدا مىكند. رشد بوتهاى كه در يك گلدان هست با بوتهاى كه در يك زمين زراعتى كاشته شده قابل مقايسه نيست.
2- چه نوع آزادى مطلوب است؟
از آنچه در نكته اوّل گذشت روشن مىشود كه آن نوع از آزادى مطلوب است كه در مسير تكامل انسان باشد. بنابراين اين فلسفه آزادى حدود آن را تبيين مىكند، زيرا آزادى اقسامى دارد:
1- آزادى مطلق؛ اين نوع آزادى فقط در دل جنگلها و در بين حيوانات وحشى پيدا مىشود و بس. در چنين مكانهايى هر كسى هر كار بخواهد مىكند. و روشن است كه هيچ كسى مدافع چنين آزادى نيست.
2- آزادى در محدوده قوانين بشرى كه دائماً دست خوش تغيير و تفسير است؛ كسانى كه معتقد به دين نيستند، ولى قانون را قبول دارند آزادى آنها بايد در چارچوبه قانون باشد و واضح است كه قانون تضادّى با آزادى ندارد، بلكه محافظ آن است.
3- آزادى در محدوده ارزشهاى الهى؛ آزادى پيروان مكاتب الهى در چارچوبه ارزشهاى دينى است، آنها هرگز اجازه نمىدهند كه به نام آزادى به حريم اين ارزشهاى والاى الهى و انسانى تجاوز شود.
بديهى است نوع اوّل آزادى مطلوب هيچ بشرى نيست، و نوع دوم سرچشمه انواع مشكلات و بدبختىهاست، و تنها نوع سوم است كه مىتواند سعادت ما را تضمين كند و قبايى است كه براى قامت انسان دوخته شده است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
8 آسيابى در جهنّم!
قال على عليه السلام:
«انَّ فى جَهَنَّمَ رَحىً تَطْحَنُ، افَلا تَسْئَلُونى ما طَحْنُها؟ فَقيلَ لَهُ: فَما طَحْنُها يا اميرَ الْمُؤْمِنينَ؟ قَالَ: الْعُلَماءُ الْفَجَرَةُ، وَ الْقُرَّاءُ الْفَسَقَةُ، وَ الْجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ، وَ الْوُزَراءُ الْخَوَنَةُ، وَ الْعُرَفاءُ الْكَذَبَةُ ...»؛
«در جهنّم آسيابى وجود دارد كه همواره كار مىكند. آيا نمىپرسيد كه چه چيزى را خرد مىكند؟ پرسيده شد: خوراك اين آسياب چيست؟ حضرت فرمود:
دانشمندان فاجر و منحرف، قاريان فاسق، حكمرانان ستمگر، وزيران خائن و كارشناسان دروغگو، خوراك آن آسياب هستند!» «1».
شرح و تفسير
آتش دوزخ براى مجازات گنهكاران كافى است. آتشى كه از درون دلها به بيرون زبانه مىكشد «الَّتى تَطَّلِعُ عَلَى الْافْئِدَةِ» «2»
. ولى براى برخى از جهنّميان، از جمله گروههاى پنجگانه فوق، عذابهاى فوق العادهاى بر آن افزوده شده، كه علّت آن- در مورد گروههايى كه در اين حديث مطرح شده- اين است كه از مقام و موقعيّت خويش سوء استفاده كردهاند. توجّه كنيد: