بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 270

برخى علاوه بر اين، به مسجد مقدّس جمكران نيز مشرّف مى‌شوند، و همين را كافى مى‌دانند!
اين‌گونه تفسيرها از انتظار سبب مى‌شود كه وقتى چنين روايات پرمعنايى را مى‌بينيم تعجّب مى‌كنيم و از خود مى‌پرسيم: «كه چطور ثواب يك دعا، با تلاش مجاهدى كه در خون خود غلطيده برابر است؟!». امّا اگر انتظار را به آماده‌سازى مردم سراسر جهان براى ظهور آن حضرت تفسير كنيم، انتظار معادل جهاد بلكه گاهى ابعاد گسترده‌تر دارد!
2- بُعد بيرونى انتظار همان تفسير اوّل بود؛ امّا بُعد درونى انتظار جهاد با نفس است، ما بايد خود را بسازيم و آماده كنيم. چون او مجرى عدالت است، من اگر ظالم باشم چگونه مى‌توانم منتظر ظهور او باشم. او طيّب و طاهر است، من اگر آلوده باشم چگونه مدعى انتظار اويم و .... بنابراين انتظار واقعى در صورتى تحقّق مى‌يابد كه جهاد با نفس را انجام دهيم و چنان ساخته شويم كه لايق سربازى آن حضرت گرديم. روشن است كه جهاد با نفس به مراتب سخت‌تر از جهاد با دشمن است، به همين جهت حضرت رسول صلى الله عليه و آله در آن حديث مشهور خطاب به مسلمانانى كه از جنگى سخت برگشته بودند فرمود: «مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوْا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِىَ عَلَيْهِمُ الْجِهادُ الْاكْبَرَ، قالُوا: وَ مَا الْجِهادُ الْاكْبَرُ؟ قالَ: الْجِهادُ مَعَ النَّفْسِ» «1».
نتيجه اين كه انتظار بايد در بعد درونى و بيرونى آن براى مردم تفسير شود تا به صورت بى‌محتوى در نيايد و در محدوده دعا خلاصه نشود. اگر ما در انتظار مهمان محترمى باشيم، چه مى‌كنيم؟ هم خود را تميز مى‌كنيم و هم خانه تكانى مى‌نماييم. آيا منتظران امام زمان- عجل اللَّه فرجه- نبايد خانه تكانى كنند؟!.



صفحه 271

105 هدف نهايى بعثت‌

قال على عليه السلام:
«فَبَعَثَ اللَّهُ تَعالى‌ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله بِالْحقِّ، لِيُخْرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ الْاوْثانِ الى‌ عِبادَتِه‌، وَ مِنْ طاعَةِ الشَّيْطانِ الى‌ طاعَتِه‌»؛
«خداوند متعال محمّد صلى الله عليه و آله را به حق مبعوث ساخت، تا بندگانش را از پرستش بت‌ها خارج و به عبادت خود دعوت كند، و آن‌ها را از زير بار طاعت شيطان آزاد ساخته به اطاعت خود سوق دهد» «1».
شرح و تفسير
آيات و روايت متعدّدى وجود دارد كه در آن‌ها اهداف مهمّى براى بعثت پيامبران الهى مطرح شده است «2». روايت فوق به دو هدف از اهداف مهمّ بعثت مى‌پردازد، كه در آيات قرآن نيز به آن اشاره شده است:
1- رها ساختن مردم از پرستش بت‌ها و هدايت آن‌ها به پرستش خداوند يگانه.
2- رها ساختن مردم از پيروى شيطان و فراخواندن آنان به پيروى از خداوند رحمان.
در مورد هدف اوّل بايد توجّه داشت كه «اوثان»، كه مفرد آن «وثن»



صفحه 272

است و به معنى «بت» مى‌باشد، معناى وسيعى دارد؛ بنابراين هر چند با ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و زحمات فراوان آن حضرت، بت‌پرستى به ظاهر برچيده شد، ولى با توجّه به اين كه در فرهنگ اسلامى هر چيزى كه انسان را از خدا دور سازد و به خود جذب كند بت مى‌باشد، در عصر و زمان ما انواع ديگرى از بت‌پرستى وجود دارد! كه بايد مردم را از آن رها ساخت و به سوى پرستش خداى يكتا دعوت كرد.
در روايتى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:
«يَأْتى عَلَى النَّاسِ زَمانٌ بُطُونُهُمْ آلِهَتُهُمْ، وَ نِساؤُهُمْ قِبْلَتُهُمْ، وَ دَنا نيرُهُمْ دينُهُمْ، وَ شَرَفُهُمْ مَتاعُهُمْ، وَ لايَبْقى‌ مِنَ الْايمانِ الّا اسْمُهُ؛ زمانى بر مردم خواهد آمد كه شكم‌هايشان معبود آن‌ها، و زنانشان قبله‌گاه آن‌ها، و سرمايه‌شان دين آن‌هاست، و شرفشان را در معرض فروش قرار مى‌دهند و از ايمان جز نام آن باقى نمى‌ماند ...». (مردم كه از اين سخن، پس از برچيده شدن بساط بت‌پرستى در عصر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بسيار متعجّب شده بودند پرسيدند:) يا رَسُولَ اللَّه! ايَعْبُدُونَ الْاصْنامَ؛ آيا امكان دارد كه مسلمانان دوباره به بت‌پرستى روى آورند؟ قالَ: «نَعَمْ، كُلُّ دِرْهَمٍ عِنْدَهُمْ صَنَمٌ»؛ حضرت فرمودند: «بله (البتّه نه به شكل بت‌پرستان قبل از اسلام، بلكه) هر درهمى بتى براى آن‌ها محسوب مى‌شود (و آن‌ها را از ياد خدا غافل مى‌سازد!) «1».
در روايت ديگرى نيز مى‌خوانيم: «هنگامى كه اوّلين درهم و دينار را ساختند، شيطان بسيار خوشحال شد و آن‌ها را بر چشمش نهاد و سپس آن‌ها را بوسيد و گفت: شما نور چشمان من هستيد! اگر از اين پس انسان‌ها بت‌پرستى نكنند، امّا شما را بپرستند، من غمى نخواهم داشت!» «2».
آنچه گفته شد يك نوع بت‌پرستى است كه در عصر ما رواج دارد و



صفحه 273

بت‌پرستى أشكال ديگرى هم دارد كه تعريف كامل آن در جمله زير آمده است: «كُلُّما شَغَلَكَ عَنِ اللَّهِ فَهُوَ صَنَمُكَ؛ هر چيزى كه تو را از ياد خدا باز دارد آن بت توست».
اگر بعضى از دل‌ها را بشكافيم بت‌خانه بزرگى خواهد بود! دلى كعبه پروردگار است كه جز خدا در آن دل نباشد و اگر غير خدا را هم بخواهد، در راستاى رضايت خداوند باشد.
امّا در مورد هدف دوم نيز بايد توجّه داشت كه شيطان مفهوم وسيعى دارد؛ زيرا شيطان به معناى يك موجود طغيانگر در برابر خداوند است، بنابراين پيروى از هر موجودى كه در برابر خداوند طغيانگرى مى‌كند پيروى از شيطان است. حتّى گوش فرادادن به هر سخنى اطاعت از صاحب آن سخن شمرده مى‌شود؛ اگر آن سخن براى رضاى خدا باشد، عبادت الهى محسوب مى‌شود و اگر در راه خلاف باشد، عبادت شيطان است «1».



صفحه 274

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 275

106 هم‌طراز شهيدان‌

حضرت على عليه السلام فرمود:
«مَا الُمجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبيلِ اللَّهِ بِاعْظَمَ اجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ»؛
«آن كس كه در راه خدا جهاد كند و شربت شهادت بنوشد، بلند مقام‌تر از آن كس نيست كه توانايى بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نكند!» «1».
شرح و تفسير
بزرگ‌ترين جهاد از نظر منطق اسلام، جهاد با هوس‌هاى سركش، مخصوصاً در محيطهاى آلوده است. حتّى جهاد با دشمن آن‌گاه نتيجه‌بخش خواهد بود كه با اخلاص و اتّحاد و نيّت پاك و به دور از خودخواهى و أغراض شخصى صورت گيرد و اين‌ها جز با پرورش اخلاقى كافى و جهاد با نفس ممكن نيست.
به همين دليل حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: «آن‌ها كه در ميدانِ جهادِ با هوا و هوس پيروز مى‌گردند و در محيطهاى آلوده دامان خود را پاك نگه مى‌دارند، كمتر از مجاهدان شهيد در راه خدا نيستند!» بلكه در ادامه اين حديث در نهج البلاغه مى‌خوانيم كه اين‌گونه افراد در رديف فرشتگان آسمانى هستند! «2».
سرّ اين اهميّت فوق العاده، و تأكيدهاى فراوان رهبران دينى بر مبارزه



صفحه 276

با هواى نفس، تا آن جا كه آن را «جهاد اكبر» ناميده‌اند، اين است كه منشأ بسيارى از گناهان يا تمام گناهان هواهاى نفسانى و هوس‌هاى شيطانى است و از آن جا كه خطر اين دشمن انسانيّت زياد و محدوده عملياتى‌اش گسترده و از نظر زمان و مكان محدوديتى ندارد، لذا مبارزه با آن ارزش ويژه‌اى محسوب مى‌شود و جهادگر با آن هم‌رديف شهيدان مى‌گردد و خوشا به حال هر دو گروه!.



صفحه 277

107 همه چيز حساب و كتاب دارد!

قال على عليه السلام:
«جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ عَمَلٍ ثَواباً وَ لِكُلِّ شَىْ‌ءٍ حِساباً»؛
«خداوند حكيم براى هر عمل نيكى ثواب و براى هر چيزى حساب قرار داده است» «1».
شرح و تفسير
مسأله «محاسبه» رستاخيز يكى از ضروريّات دين ماست. بدين جهت يكى از نام‌هاى فراوان روز قيامت «2»، «روز حساب‌رسى» مى‌باشد.
نه تنها در روز قيامت «حساب» هست، بلكه طبق آنچه از آيات قرآن و روايات معصومان عليهم السلام استفاده مى‌شود، در اين دنيا نيز حساب و كتاب وجود دارد، همان‌گونه كه در عالم آفرينش و تكوين حساب بسيار دقيقى وجود دارد، همان‌گونه كه «نظم» و «حساب» در عالم كبير (جهان خلقت) و در عالم صغير (بدن انسان) هم حاكم است. اگر آدمى در خلقت خويشتن دقّت كند مى‌فهمد كه حساب‌ها چقدر دقيق و باريك است. وجود انسان از بيست و چند عنصر تركيب شده است، انواع فلزّات و شبه فلزات در وجود انسان هست؛ آهن، كلسيم، اكسيژن، يُد، هيدروژن و مانند آن، از