این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
106 همطراز شهيدان
حضرت على عليه السلام فرمود:
«مَا الُمجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبيلِ اللَّهِ بِاعْظَمَ اجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ»؛
«آن كس كه در راه خدا جهاد كند و شربت شهادت بنوشد، بلند مقامتر از آن كس نيست كه توانايى بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نكند!» «1».
شرح و تفسير
بزرگترين جهاد از نظر منطق اسلام، جهاد با هوسهاى سركش، مخصوصاً در محيطهاى آلوده است. حتّى جهاد با دشمن آنگاه نتيجهبخش خواهد بود كه با اخلاص و اتّحاد و نيّت پاك و به دور از خودخواهى و أغراض شخصى صورت گيرد و اينها جز با پرورش اخلاقى كافى و جهاد با نفس ممكن نيست.
به همين دليل حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «آنها كه در ميدانِ جهادِ با هوا و هوس پيروز مىگردند و در محيطهاى آلوده دامان خود را پاك نگه مىدارند، كمتر از مجاهدان شهيد در راه خدا نيستند!» بلكه در ادامه اين حديث در نهج البلاغه مىخوانيم كه اينگونه افراد در رديف فرشتگان آسمانى هستند! «2».
سرّ اين اهميّت فوق العاده، و تأكيدهاى فراوان رهبران دينى بر مبارزه
با هواى نفس، تا آن جا كه آن را «جهاد اكبر» ناميدهاند، اين است كه منشأ بسيارى از گناهان يا تمام گناهان هواهاى نفسانى و هوسهاى شيطانى است و از آن جا كه خطر اين دشمن انسانيّت زياد و محدوده عملياتىاش گسترده و از نظر زمان و مكان محدوديتى ندارد، لذا مبارزه با آن ارزش ويژهاى محسوب مىشود و جهادگر با آن همرديف شهيدان مىگردد و خوشا به حال هر دو گروه!.
107 همه چيز حساب و كتاب دارد!
قال على عليه السلام:
«جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ عَمَلٍ ثَواباً وَ لِكُلِّ شَىْءٍ حِساباً»؛
«خداوند حكيم براى هر عمل نيكى ثواب و براى هر چيزى حساب قرار داده است» «1».
شرح و تفسير
مسأله «محاسبه» رستاخيز يكى از ضروريّات دين ماست. بدين جهت يكى از نامهاى فراوان روز قيامت «2»، «روز حسابرسى» مىباشد.
نه تنها در روز قيامت «حساب» هست، بلكه طبق آنچه از آيات قرآن و روايات معصومان عليهم السلام استفاده مىشود، در اين دنيا نيز حساب و كتاب وجود دارد، همانگونه كه در عالم آفرينش و تكوين حساب بسيار دقيقى وجود دارد، همانگونه كه «نظم» و «حساب» در عالم كبير (جهان خلقت) و در عالم صغير (بدن انسان) هم حاكم است. اگر آدمى در خلقت خويشتن دقّت كند مىفهمد كه حسابها چقدر دقيق و باريك است. وجود انسان از بيست و چند عنصر تركيب شده است، انواع فلزّات و شبه فلزات در وجود انسان هست؛ آهن، كلسيم، اكسيژن، يُد، هيدروژن و مانند آن، از
جمله تركيبات بدن انسان است! تمام اينها طبق حساب معيّنى است كه اگر كم يا زياد شود انسان بيمار مىشود. بنابراين بيمارى بر اثر بر هم ريختن حساب است. نه تنها تركيبات شيميايى بدن انسان حساب و كتاب دارد، بلكه حركات فيزيكى بدن نيز حساب دارد؛ يعنى مثلًا مشخّص است كه ضربان يك قلب سالم در هر سنّ و سالى به هنگام خواب چقدر و در هنگام بيدارى چقدر، به هنگام راه رفتن چقدر و به هنگام دويدن چه مقدار!
ضربان نبض آن قدر روى حساب و كتاب است كه دكترهاى قديم از طريق آن، انواع بيمارىها را تشخيص مىدادند. از اين مهمتر، طبيبى مىگفت: «مىتوانم تمام بيمارىها را از نگاه به چشم بيمار متوجّه شوم، چشم آينه تمام بيمارىهاى انسان است!». اينها همه نشانه حساب دقيق در سراسر عالم آفرينش است. اگر اين را باور كنيم، يقين پيدا مىكنيم كه در شريعت نيز، همانند طبيعت، حساب خاصّى حاكم است.
حضرت على عليه السلام در حديث فوق به همين مطلب اشاره دارد: «هر عمل خيرى ثواب و هر كار بدى حساب دارد». بايد بدانيم كه تمام حوادث بزرگ و كوچك معلول علّتهايى است؛ هر چند به بسيارى از آنها پى نمىبريم و انسان موفّق كسى است كه علّت هر حادثهاى را بيابد و از آن عبرت بگيرد.
مرحوم علّامه مجلسى در بحارالانوار نقل مىكند كه: «به حضرت على عليه السلام خبر دادند مار يكى از ياران شما را گزيده و بسيار ناراحت است و بىتابى مىكند.
حضرت فرمود: او را به خانهاش ببريد، به اين زودى خوب نمىشود، او دارد كيفر يك عمل بد خود را پس مىدهد!
دو ماه طول كشيد تا اين فرد خوب شد، پس از بهبودى خدمت امام رسيد و از حضرتش توضيح خواست.
حضرت فرمود: تو نزد فلان حاكم ظالم بودى، قنبر وارد شد، تو به احترام قنبر تمام قامت برخواستى، آن حاكم پرسيد: چرا جلوى اين مرد بلند شدى؟ تو در جواب گفتى: آيا شما قنبر را نمىشناسيد؟! او كسى است كه ملائكه آسمان پر و بال خويش را بر سر راهش پهن مىكنند تا او از روى آن عبور كند! حاكم عصبانى شد و قنبر را كتك زد. به خاطر آن تعريف نابجاى تو، كه باعث آزار قنبر شد، مار تو را گزيد!» «1».
اگر حسابها اين قدر دقيق است، پس بايد بيشتر مواظب اعمال خويش باشيم و در سلب توفيقها، از بين رفتن نشاط عبادتها، گرفتارىها، مشكلات و امور ديگر، طبق اين قانون به دنبال علّت آن باشيم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
108 همه چيز در پرتو انديشه!
قال على عليه السلام:
«الا لا خَيْرَ فى عِلْمٍ لَيْسَ فيهِ تَفَهُّمٌ، الا لاخَيْرَ فى قِرائَةٍ لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ، الا لاخَيْرَ فى عِبادَةٍ لا فِقْهَ فيها»؛
«آگاه باشيد! علمى كه در آن فهم نباشد فايدهاى ندارد. بدانيد! قرائت قرآن اگر همراه با تدبّر و انديشه (در معانى آن) نباشد بىفايده است. آگاه باشيد! عبادتى كه در آن تفكّر و انديشه نباشد خيرى ندارد» «1».
شرح و تفسير
سؤال: در جمله اوّل مىخوانيم: «علمى كه در آن فهم نباشد خيرى ندارد» مگر مىشود علم و دانشى بدون تفهّم حاصل گردد؟
پاسخ: بله، بسيار است علم و دانشهايى كه حاصل آن تنها ذخيره كردن مشتى دانستنىها و قواعد يا فورمولهاى خشك است كه صاحب آن، در آن تفكّر نمىكند و به نتيجه آن نمىانديشد. دانشمندى كه توانست هسته اتم را بشكافد و اين نيروى عظيم را آزاد كند، براى چه هدفى اين كار را كرد؟ آيا هدفش نابودى همه موجودات زنده و از بين بردن تمام آثار حيات و زندگى در شهر «ناكازاكى» و «هيروشيماى» ژاپن بود، كه هنوز هم بعد از دهها سال متأسّفانه آثار شوم آن موجود است!؟