در درک مراد و مقصود حديث، اختلال ايجاد کند، چگونه از آن استفاده کنيم و آن را براي پايهريزي زندگي خود، به کار ببريم؟ پاسخ دادن به اين پرسشِ نه چندان ساده، در گروي توجه به اين نکته است که آسيبهاي متعدّدي که بر خواهيم شمرد، در هر حديثي يافت نميشود؛ بلکه مجموع آنها در يک پهنه گسترده و بر مجموعه احاديث و در يک بازه زماني طولاني، عارض شدهاند. اين، بدان معنا است که بسياري از احاديث، دستخوش اين آسيبها نشدهاند و درست و سلامت ماندهاند. مؤيد اين مطلب، ناکامي اين جانب و همکاران بزرگوارم در جست و جوي نمونههايي متعدّد و فراوان براي بسياري از اين آسيبها است. بنده و دانشجويان عزيزي که به قصد تمرينها و پژوهشهاي درسي، در پي يافتن نمونههاي بهتر و بيشتري بودهاند، اره از قلّت دستاوردهاي خود در برابر زمان مصرفشده، شکايت داشتهاند. به سخن ديگر، به جز چند آسيب مشخّص ـ مانند: تصحيف و تتبّع ناقص ـ ، بقيه آسيبها به صورت موردي اتفاق افتادهاند و موارد وقوعشان اندک است. در مقام تشبيه، آسيبها مانند بيماريهايي هستند که دامنگير اجتماع ميشوند و تعداد آنها کم نيست؛ اما هر فرد ممکن است در طول زندگي خود، به بسياري از آنها مبتلا نشود و تنها يکي دو بيماري عمومي و قابل درمان، مانند سرماخوردگي، دامنگير همه افراد بشود. افزون بر اين، آسيبزدگي در بسياري از موارد، نشاندهنده ارزش ذاتي شيء است؛ زيرا تا چيزي ارزشمند نباشد، دستخوش طمع طمّاعان قرار نميگيرد و از اين رو پي بردن به آسيبها تنها بايد هشياري ما را افزايش دهد، نه آن که ما را از تلاش براي دستيابي به اصل آن نا اميد گرداند. اگر آسيبي، راه درمان داشته باشد، بايد آن را شناخت و به کار بست و اگر راه درمان نداشته باشد، بايد شيء آفتزده را از ديگر اشياي سالم، جدا کرد و کنار نهاد، و هيچ يک از اين دو، به معناي چشم پوشيدن از همه پرتوهاي خورشيد نيست. ما هنوز هم ميتوانيم بر درستي و قابل استفاده بودن بسياري از احاديث، پا بفشريم و تنها با اندک فعاليتهاي
آسيبشناسانه، به آنها اعتماد کنيم. افزون بر اين، برخي از آنچه ما بايد به انجام برسانيم، گذشتگان رنج آن را بر خود ار کردهاند و در شرحها و نوشتههاي خود، آنها را پس از شناسايي، حل کردهاند.
دستهبندي آسيبها
گونه نخست دستهبندي آسيبهاي احتمالي حديث، بر پايه مراحل و ترتيب زماني وقوع است. اگر حديث را ابتدا صادرشده از امامان، سپس نقلشده به وسيله راويان، و آن گاه، فهميدهشده به وسيله پژوهشگران بدانيم، آسيبها را نيز ميتوانيم به آسيبهاي مرحله صدور حديث، نقل حديث و فهم آن تقسيم کنيم. دستهبندي دوم، به زمان حال نظر دارد و به آنچه در جريان يک پژوهش حديثي، براي پژوهشگرِ حديث رخ ميدهد. اين دستهبندي، آسيبها را در سه حيطه موادّ پژوهش، روش پژوهش و شخصيت و نگرش پژوهشگر، سامان ميدهد. در اين جا، مقصود از مادّه پژوهش، حديث است که به مجموع سند و متن گفته ميشود. دستهبندي نخست، سادهتر به نظر ميرسد و قابليت به خاطر سپاري بيشتري دارد. دستهبندي دوم، شايد به اين سادگي نباشد؛ اما بيشتر به کار ميآيد و تمام مباحث دستهبندي نخست را نيز در بر ميگيرد. افزون بر اين، براي پيادهسازي در پژوهشِ فردي و مستقل، مناسبتر است. در اين دستهبندي، بسياري از آسيبهاي مرحله صدور و نقل حديث ـ که در دستهبندي نخست، از هم جدا بودند ـ ، ذيل عنوان «آسيبهاي موادّ پژوهش» گرد ميآيند؛ ولي آسيبهاي مرحله فهم حديث ـ که در دستهبندي نخست، تحت يک عنوان بودند ـ ، به دو دسته آسيبهاي روش پژوهش و پژوهشگر تقسيم ميشوند. هر دو گونه دستهبندي، مناسب است و استادان باتجربه دانشکده علوم حديث نيز هر دو را به کار گرفتهاند. اين جانب، بر پايه تجربه مکررّي که در تدريس اين مادّه درسي داشتهام، دستهبندي دوم را به کار گرفتهام.
دستهبندي نخست
دستهبندي دوم
اما در اين جا، اين دستهبندي، اندکي اصلاح شده است. اين اصلاح، از اين ديدگاه سرچشمه گرفته است که آسيبهاي پژوهش، گاه نتيجه پديدههايي بيرون از اختيار پژوهشگر است و گاه زاييده نقص در روشهاي پژوهش و نيز نگرش، ويژگيهاي شخصيتي و موضعگيري پژوهشگر. دسته نخست، آسيبهايياند که به موادّ پژوهش باز ميگردد؛ يعني نسخ، تقطيع، نقل معنا، اختصار و ديگر آسيبهايي که در جريان صدور و نقل حديث، اتفاق افتاده و پژوهشگر حديث، دخالتي در آنها نداشته و اکنون تنها بايد آسيبهاي رخداده را بشناسد و آنها را از ساحت حديث بزدايد. اين دسته، يعني آسيبهاي موادّ پژوهش را به همان دو دسته آسيبهاي صدور و نقل حديث تقسيم و سپس گونههاي فرعيتر هر يک را بيان ميکنيم. در دسته کلّي دوم، حديث به عنوان ماده پژوهش، مشکل و آسيبي ندارد؛ بلکه کاستي روش پژوهش و چگونگي نگاه و نگرش محقّق، موجب پديد آمدن آسيبهاي جدّي در پژوهش ميشود. اين آسيبها را نيز به دو دسته روش پژوهش و پژوهشگر، تقسيم کردهايم و براي هر يک از آنها، گونههاي فرعي متعدّدي برشمردهايم. نماي اجمالي اين دستهبندي چنين است:
دستهبندي برگزيده و توضيح آن
مادّه پژوهش / مرحله صدور حديث
پيشوايان معصوم اسلام، با گفتار و کردار و يا سکوت و فرياد و ابراز رضايت و انزجار خود، شيوه زندگي را آموختهاند. اما زمينه بيان احکام و آموزههاي دين، هميشه به يک گونه و گسترده نبوده است. ظرفيت مخاطبان، نيازها و بايدها و نبايدهايي که گاه بوده و گاه نبودهاند و نيز فشارها و تضييقهاي سياسي و اجتماعي، امامان را از عرضه مخفيانه، دوپهلو و گاه تدريجي و تأخيري برخي از تعاليم و احکام، ناگزير ميساخته است. اينها همان آسيبهاي بيان حديث (تدريج بيان، نسخ، تقيه و توريه) هستند که بر نخستين حلقه پيدايش حديث؛ يعني مرحله صدور، عارض ميشوند.
ماده پژوهش / مرحله نقل حديث
حديث در گذر زمان و در طي مسير طولانياش براي رسيدن به مخاطبان امروز، از دستکاريهاي درست و نادرست نيز مصون نمانده است. گاه، تقطيع و اختصار آن، بخشهايي اثرگذار از متن را به ما نرسانده و گاه، نقل معناهايي نهچندان دقيق، در کنار ناتواني از بازگرداني کامل زبان شفاهي به زبان نوشتاري، ما را از قرينههايي مؤثّر، محروم کرده است. گاهي نيز افزودههاي شارحان و کاتبان و اشتباهات و کم دقتيهاي ناسخان، آسيبهاي درج، سقط، قلب و تصحيف را پديد آورده است و در مواردي هر چند اندک، چنان اضطراب و نابسامانيهايي در حديث به وجود آوردهاند که آن را از اعتبار ساقط کردهاند. آنچه کار را دشوار ميکند، تحريفها و جعل و دسّ سودجوياني است که حديث را مايه کسب دنيا قرار داده و با سوء استفاده از گمنامي برخي مؤلّفان و کتابهايشان، اغراض خود را در لابهلاي احاديث گنجاندند.
پژوهش / روش پژوهش
بسياري از آسيبهاي پژوهشهاي حديثي، برخاسته از نقص يا خطايي در روش پژوهشاند. تتبّع ناقص و نيافتن همه آنچه در پژوهش دخالت دارد، نقص عمده در پژوهشهاي متّکي بر متن است. پراکندگي و گستردگي منابع حديثي، پژوهشگر را گاه در دستيابي به همه احاديث مرتبط و قرينههاي آنها ناکام مينهد. غفلت از
پيچيدگيهاي زباني و ويژگيهاي متني حديث، آسيب ديگري است که در قالب مباحث «واژههاي چندمعنايي»، «خلط معاني مجازي با معاني حقيقي، لغوي با اصطلاحي و تفسير با تطبيق» و نيز «فارسيزدگي» و مباحث ديگري مانند «تحوّل زبان» و «تغيير معنايي و بار ارزشي واژهها» به آنها خواهيم پرداخت. گفتني است پذيرش برخي از مباني، مانند ردّ کلي خبر ضعيفُ السند و يا دوري مطلق از احاديث ديگر فرقهها، گاه دست پژوهشگر را از قرينههاي راهگشا تهي ميسازد و آسيبي مانند «برخورد گزينشي» را رقم ميزند. دو آسيب به هم پيوسته «جمودگرايي» و «تعميم نابجا» نيز ـ هرچند به شخصيت پژوهشگر وابستهاند ـ ، از آسيبهاي مربوط به روش پژوهش به شمار رفتهاند؛ زيرا به ضعف روش در تشخيص و جايگاه تطبيق هر کدام، باز ميگردد.
پژوهش / پژوهشگر
برخي از آسيبها، زاييده ويژگيهاي پژوهشگرند؛ مانند: روحيه اخباريگري، هواخواهي و يا برخوردهاي سادهانگارانه با حديث. اين آسيبها گاه، نتايج خطرناکي را در پژوهشهاي حديثي پيش ميآورند و واقعيت بازگوشده در احاديث را دگرگون ميسازند. در کنار اين آسيبهاي شخصيتي، آسيب ديگري را نيز نميتوان ناديده گرفت؛ آسيب دخالت پيشفرضها و دانستههاي پيشين در فرآيند پژوهشهاي حديثي. اين دسته آسيبها در مقايسه با آسيبهاي پيشين، کمترند؛ اما راه مقابله با آنها دشوارتر و طولانيتر است. به اميد آن که بتوانيم با شناسايي آسيبها، از زيانهاي آنها در امان بمانيم و پژوهشهاي حديثي خود را پيراسته از خطا، سامان ببخشيم.
چکيده
آسيب به معناي گزند و صدمه، گاه، دامنگير چيزهاي باارزش ميشود و بهرهمندي ما را مختل ميکند و از اين رو، به شناسايي، پيشگيري و درمان آسيبها نيازمنديم. يکي از تفاوتهاي اصلي حديث با قرآن، آسيبپذيري حديث در زمينههاي متعدّد، و مصونيت قرآن از آسيبهاي مهمي مانند تحريف است.
آسيبهاي متعدّد، در هر حديث يافت نميشود؛ بلکه مجموع آنها در يک پهنه گسترده و بر مجموعه احاديث و در يک بازه زماني طولاني، عارض شدهاند. گونه نخست دستهبندي آسيبهاي حديث، بر پايه مراحل و زمان وقوع است. دستهبندي دوم، به آنچه در زمان حال و در جريان يک پژوهش حديثي براي پژوهشگر حديث رخ ميدهد، نظر دارد و آسيبها را در سه حيطه پژوهشگر، روش پژوهش و مواد پژوهش سامان ميدهد. دستهبندي دوم، براي پيادهسازي در پژوهش فردي و مستقل، مناسبتر است و همه مباحث دستهبندي نخست را نيز در بر ميگيرد. از اين رو آن را با اندک اصلاحي در اين کتاب به کار بردهايم.
پرسش و پژوهش
1. با توجه به مجموع مزايا و معايب هر يک از دستهبنديها، کدام گونه را ترجيح ميدهيد؟ 2. اگر حديث، در مرحله صدور و نقل، با آسيبهاي متعدّدي رو به رو است، پس چگونه بر حديث اعتماد کنيم؟ 3. با جستجو در کتابها و مقالههاي حديثي، گونه ديگري از دسته بندي آسيبها ارائه دهيد.
بخش نخست : آسيبهاي ماده پژوهش
فصل اول : مرحله صدور حديث
فصل دوم : مرحله نقل حديث