بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 125

شيوۀ تأمين مايحتاج ضرورى زندگى خانواده‌ها امروز با آن دست به گريبان هستند، پرداخت اقساط ماهانه‌اى است كه گاه به طور جدى خارج از توان مالى و درآمدى آنهاست.

اقساط ماهانه: اگر چه در اقتصاد جهان امروز خريد اعتبارى از جايگاه ويژه‌اى برخوردار است و وجود كارت‌هاى اعتبارى متفاوت و ضمانت‌هاى گوناگونجهت پرداخت اقساط خريدهاى سنگين متداول است، امّا فاصلۀ درآمد ميان كشور ما و ساير ملل توسعه يافته و يا در حال توسعه آنقدر زياد است كه اين مقايسه امرى نابه‌جا به نظر مى‌آيد، ولى مى‌توان ادعا كرد كه نوع خاصى از اقتصاد كاذب با عنوان اقتصاد اقساطى در ايران نيز شكل گرفته كه در نوع خود بى نظير است و يكى از آسيب‌هاى جدى خانواده‌ها به شمار مى‌آيد و آن هدايت خانواده‌هاى كم درآمد به سوى اقتصاد اقساطى و متكى به وام‌هاى متعدد و متفرقه است، اگر فاصلۀ درآمدها با قيمت كالاها و تورم همچنان ادامه داشته باشد، زوال اقتصادى خانواده‌ها با پرداخت اقساط ماهانه به خصوص با بهره‌هاى آنچنانى حتمى است. امروزه بيشتر خانواده‌هاى حقوق بگير تا اندازه‌اى مقروض و بدهكار هستند كه از كل حقوق و مزاياى ماهانه يا چيزى نمى‌ماند و يا اندك مبلغى كه مى‌ماند كفاف زندگى ماهانه آنها را نمى‌دهد.

بنابراين ناچار به انتخاب يكى دو شغل ديگر براى جبران كمبود مخارج زندگى هستند كه آن نيز قصه ديگرى دارد.

بنابراين، فرهنگ نامناسب معيشت و خريد در خانواده‌ها و كشانده شدن آنها به خريد اجناس اقساطى و دريافت وام‌هاى پياپى به منظور تأمين مايحتاج زندگى از بزرگترين آسيب‌هاى خانواده‌ها محسوب مى‌گردد كه مى‌بايست با اتخاذ تدابير معقول و منطقى و اصلاح فرهنگ معيشت خانواده از آثار سوء اين آسيب پيشگيرى نماييم.

الگوى مصرف

بيشتر خانواده‌ها نتيجۀ دست رنج خود را صرف رسيدن به علائق زودگذر و سطحى مى‌كنند كه بواقع هيچ تأثيرى در ميزان رفاه و آسايش و يا رشد روحى، معنوى و يا جسمى آنها ندارد.

اين خانواده‌ها، در بسيارى از موارد هزينه هايى را متحمل مى‌شوند كه نزد ديگران به عنوان افرادى دست و دل باز جلوه كنند، و يا به ظاهر اقدام به خريد اجناسى مى‌كنند كه جايگاه


صفحه 126

اجتماعى آن را نزد ديگران ارتقا بدهد و يا چشم و هم چشمى‌هاى نامعقول و غير منطقى عامل اصلى بسيارى از خريدها و يا مصرف كالاها و خدمات غير ضرورى مى‌گردد و اين طرز تفكر در جامعه ما و در خيلى از جوامع در حال توسعه نه تنها به اقتصاد خانواده‌ها بلكه به اقتصاد كشورها نيز صدمه مى‌زند.

در مكتب حيات بخش اسلام به شدت از اينگونه مصرف‌ها نهى شده است.[1]و اين گونه افراد به عنوان مسرف و برادران شياطين مطرح شده‌اند.[2]

برخى بر اين باورند كه نبود الگوى مصرف مناسب در كشورهاى جهان سومى عامل عقب‌ماندگى اقتصادى و گرفتارى در دام فقر و ندارى است؛ در صورتى كه اگر بسيارى از خانواده‌ها حاضر شوند در الگوى مصرف خود تجديد نظر كنند و با توجه به شرايط عمومى جامعه مصرف نمايند، حتماً خواهند توانست مملكت خود را و كل مردم جامعه را از فقر و ندارى برهانند. به عنوان نمونه، آمار گمرك ايران در سال 1382 نشان مى‌دهد كه بابت كالاهاى غير نفتى حدود 6 ميليارد و 200 ميليون دلار صادرات داشته كه در مقايسه با سال 1381 افزايش را نشان مى‌دهد، ولى در مقابل واردات كالاهاى غير نفتى در همين مدت 20 ميليارد دلار بوده كه نسبت به سال قبل از آن 22 درصد افزايش پيدا كرده است.[3]اين نشان دهنده مصرف زدگى و نبود الگوى مناسب مصرف در بين خانواده‌ها است. به هر حال نبود الگوى مصرف مناسب تهديد و آسيبى است براى خانواده‌ها كه توجه جدى خانواده‌ها را مى‌طلبد.

در فرهنگ دينى، آسيب‌هايى كه از ناحيه فرهنگ نامناسب معيشت متوجه خانواده‌هاى مسلمان مى‌شود عبارتند از:

1. اسراف و تبذير

2. تكاثر و اشرافى‌گرى

3. بى‌توجهى به جنبه‌هاى شرعى منابع درآمدى از جهت پرهيز از لقمۀ حرام و شبهه‌ناك

4. بى‌توجهى به فرهنگ انفاق و مشاركت در امور عام المنفعه

[1]کلوا واشربوا ولا تسرفوا. (اعراف/31)

[2]ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین. (اسراء/27)

[3]عالیه حجت زاده، الگوی مصرف خانواده ها نیزمند تجدید نظر است، نشریه قدس، 19/1/83.


صفحه 127

لَن تَنَالُوا البِّرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ‌ و مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ‌؛ از جمله صفات بارز و برجستۀ مؤمنان است.

5. بى توجهى به فرهنگ خمس و زكوة و پرداخت وجوهات شرعيه و تزكيۀ مال كه مقدمه‌اى بر تزكيه نفس است.

6. بى قيدى در ايجاد ديون مختلف براى خانواده و نيز بى قيدى در اداى ديون شرعى كه آثار بسيار سوء تربيتى و فرهنگى و اجتماعى براى فرزندان خواهد داشت.

راههاى پيشگيرى و درمان

- توجه جدى به فرهنگ خريد خانواده و اصلاح كاستى‌هاى موجود؛

- ترويج فرهنگ صرفه‌جويى و قناعت و پرهيز از اسراف و زياده‌روى در خريد؛

- كاهش توقعات مادى و افزون‌طلبى‌هاى مصرفى در خانواده؛

- پرهيز از غوطه‌ور شدن در تجملات و رفتارهاى برترى طلبانه؛

- ايجاد روح سپاسگزارى در خانواده نسبت به آنچه خداوند روزى كرده است؛

- پرهيز از خريد اقساطى. البته در صورت ضرورت، بايد اولويت‌بندى موارد مورد نياز انجام شود و نسبت پرداخت اقساط با كل درآمد حفظ گردد. حتماً دو سوم حقوق براى گذران زندگى نگه داشته شود.

پرسش

1. توضيح دهيد فرهنگ معيشت چگونه به عنوان يكى از آسيب‌هاى اقتصادى خانواده محسوب مى‌شود؟

2. اقساط ماهيانه را به عنوان يكى از آسيب‌هاى اقتصادى خانواده توضيح دهيد.

3. چهار مورد از آسيب‌هايى كه از ناحيۀ فرهنگ نامناسب معيشت متوجه خانواده‌ها مى‌شود را نام ببريد.

4. نبود الگوى مناسب مصرف در كشورهاى جهان سوم را توضيح دهيد.

5. راههاى پيشگيرى و درمان آسيب‌هاى اقتصادى خانواده را نام ببريد.


صفحه 128

درس شانزدهم: آسيب‌هاى اقتصادى (2)

اهداف درس:

فراگير مى‌بايست پس از مطالعه و فراگيرى اين درس بتواند:

- فقر را بشناسد و به عنوان يكى از آسيب‌هاى اقتصادى خانواده توضيح دهد؛

- آثار و پيامدهاى فقر را بشناسد و بيان كند؛

- ديدگاه اسلام را نسبت به فقر بداند و توضيح دهد؛

- كار و اشتغال را با رويكرد آسيب اقتصادى خانواده بشناسد و توضيح دهد؛

- راههاى پيشگيرى و درمان آسيب فقر را نام ببرد.

فقر

فقر داراى معانى متعددى است، كه معروف‌ترين آنها تهيدستى و نادارى است. اين واژه در فقر مذهبى، فقر فرهنگى، فقر اقتصادى و غير آن به كار رفته است، و مراد از فقر در اينجا يكى از آسيب‌هاى اقتصادى خانواده، يعنى فقر مالى است. شرعاً به كسى فقير گفته مى‌شود كه از تأمين هزينۀ زندگى معمولى خود عاجز است.[1]

ريشۀ فقر: نداشتن درآمد و عدم اشتغال به كسب و كار، فرهنگ مصرف گرايى و اسراف دو عامل اساسى و مهم‌ترين ريشه‌هاى فقر در خانواده‌ها شمرده مى‌شوند. عوامل ديگرى نيز مانند تنبلى، تن پرورى، نداشتن تدبير و مديريت اقتصادى خانواده، نبود تقدير و ضابطه در دخل و خرج، تقليد از ديگران در رفاه‌طلبى، مدگرايى و خوشگذرانى نيز مى‌تواند فقر

[1]علی اکبر بابازاده، زمینه های فساد در جامعه و راه درمان، ج2، ص477.


صفحه 129

و تنگدستى را به دنبال خود بياورد كه دين مقدس اسلام با همۀ اين عوامل به شدت مبارزه كرده است.[1]

منابع دينى و روايى ما نيز رفتارهايى را در پديد آمدن فقر يا تشديد آن مؤثر دانسته‌اند كه برخى از آنها عبارتند از:

وجود تار عنكبوت در خانه، ادرار در حمام، خوردن و آشاميدن در حال جنابت، سوگند دروغ، زنا و فحشاء، حرص و ولع، دروغگويى، استماع غنا، محروم نمودن سائل، قطع صلۀ ارحام، عدم مراعات بهداشت، حيا از كسب و كار، توكل نكردن به خدا، بى احترامى به والدين، گرفتن ناخن با دندان[2]و...

آثار و پيامدهاى فقر: برخى از آثار و پيامدهاى فقر به شرح زير عبارتند از:

1. ضعف علمى، آموزشى و فرهنگى: معمولاً فقرا نمى‌توانند در مراكز فرهنگى و آموزشگاههاى متوسط و عالى و حتى دورۀ ابتدايى به طور فعال و اثربخش شركت كنند و كمتر كسى را از خانواده‌هاى فقرا مى‌توان سراغ گرفت كه بدون دستيارى و كمك ديگران موفقيت‌هايى در زمينه‌هاى علمى، آموزشى و فرهنگى كسب كند. به همين دليل معمولاً فقرا از جهت علمى، آموزشى و فرهنگى در ضعف بسر مى‌برند.

2. وجود زمينه‌هاى اختلاف خانوادگى: عدم رفاه خانواده، فقر و نبود امكانات آموزشى و فرهنگى فرزندان و برآورده نشدن خواسته‌هاى آنان هر كدام زمينۀ اختلاف زن و شوهر در خانواده را فراهم مى‌كند كه همه به فقر و مسئله اقتصادى و درآمد سرپرست خانواده ارتباط مستقيم دارد.

3. مفاسد و جرايم: بيشتر دزدى‌ها، كشتارها، خودكشى‌ها، خودفروشى‌ها، دروغ‌ها، تهمت‌ها، لكه‌دار كردن ديگران، چاپلوسى‌ها، تملق‌ها، تسلطها و ديكتاتورى‌هاى مستكبرين و...

ريشۀ مالى دارد[3]و فقر مى‌تواند در وجود و ترويج آنها نقش مؤثرى داشته باشد.

دسته‌اى از آثار فقر به دليل شرايط خاص زنان مخصوص آنهاست كه برخى از آنها عبارتند از:

[1]ر.ک به همان، ص490-483.

[2]همان، ص485.

[3]همان.


صفحه 130

1. كاهش توانمندى: شرايط فيزيولوژيكى و جسمانى زنان باعث مى‌شود تا در مقابل بروز مشكلات ناشى از فقر آسيب پذيرتر باشند به طورى كه اين عوامل توانمندى آنان را 20 درصد كاهش مى‌دهد.

2. بيشتر از ديگران در معرض آسيب هستند: زنان به دليل شرايط، ويژگى‌هاى خاص و نقش كليدى در نهاد خانواده بيشتر در معرض آسيب و مشكلات قرار دارند.

3. بيمارى‌هاى جسمى و روحى: بر اساس آمارهاى موجود 60 درصد بيماريهاى ناشى از سوء تغذيه در افراد به خصوص زنان بوجود مى‌آيد و تغذيه ناسالم منجر به كم شدن قواى فكرى، سطح مهارت و توانمندى، افت تحصيلى، كاهش ميزان بهره‌ورى، پوكى استخوان، ريزش مو و... در زنان مى‌شود.

4. پيرى زودرس: از ديگر پيامدهاى فقر و مشكلات اقتصادى، پيرى زودرس در زنان است، كه اين امر باعث مى‌شود اختلالات زيادى در سيستم فكرى، عصبى، پايين آمدن آستانۀ تحمل‌پذيرى و همچنين منش زندگى آنها به وجود آيد و ادامۀ زندگى براى آنها امكان‌پذير نباشد. به همين دليل شرايط اجتماعى حاكم بر جامعه كانون خانواده‌ها دچار تلاطم و آسيب خواهد شد.[1]

اسلام و فقر

اسلام فقر مالى را زمينۀ مساعد و خطرناك بى دينى، فساد، دروغ، تهمت و هرگونه تباهى خانوادگى و اجتماعى مى‌داند و به همين دليل به شدت با آن مخالفت مى‌كند و پيروان خود را راهنمايى به سوى مبارزه با فقر و امر به ريشه‌كنى آن در جامعۀ خود مى‌نمايد. و اين آسيب را پيامبر اعظم6آنقدر خطرساز و تهديد آفرين مى‌داند كه دربارۀ خود نيز مى‌فرمايد:

«خدايا من از كفر و ندارى به تو پناه مى‌آورم.»[2]و پيروان خود را چنين توصيه مى‌كنند: «از فقر و ندارى و خوارى و ذلت به خدا پناه بريد.»[3]

[1]دکتر غلامرضا علیزاده، اثرات ناشی از فقر... 22/9/83 http.//mehrnews.com.

[2]علی اکبر بابازاده، به نقل از جامع الصغیر سیوطی، ج17 ص228.

[3]همان، به نقل از کنز العمال، ج6، ص493.


صفحه 131

در اين دو روايت شريف پيامبر6خطر فقر و ندارى را با كفر، خوارى و ذلت مساوى مى‌داند. و در روايتى كه از آن حضرت در مورد حضرت ابراهيم نقل شده است دشوارى تحمل فقر را به تصوير كشيده است آنجا كه مى‌فرمايد: «پروردگار عالم به حضرت ابراهيم (ع) وحى كرد: من تو را آفريدم و با آتش نمرود آزمودم، اگر تو را گرفتار فقر مى‌كردم و صبر و بردبارى را از تو مى‌گرفتم، چه كارى مى‌كردى‌؟» حضرت ابراهيم (ع) گفت: «فقر براى من دشوارتر از آتش سوزان نمرود است.» خداوند نيز سوگند ياد كرد كه فقر و ندارى از تمام چيزهاى ديگر در زمين و آسمان دشوارتر است.»[1]

رسول خدا6در وصيت خود به حضرت على (ع) فرمودند كه چهار چيز كمر انسان را مى‌شكند:[2]

- رهبر و پيشوايى كه خدا را نافرمانى مى‌كند و مردم از وى پيروى مى‌كنند؛

- زنى كه شوهرش از او محافظت مى‌كند و او خيانت مى‌كند؛

- فقر و ندارى كه قدرت چاره‌جويى را از فقير مى‌گيرد؛

- همسايۀ بد در كنار خانۀ ثابت و هميشگى.

بنابراين، فقر و ندارى به عنوان آسيب‌ها و تهديدهاى جدى خانواده به قدرى شكننده و مؤثر است كه پيامبر خدا6از گرفتار شدن به آن به خدا پناه مى‌برد و ديگران را نيز سفارش به اين امر مى‌كند، و تحمل آن را از آتش نمرود، دشوارتر و كمرشكن مى‌داند. در بيان ساير ائمه نيز تعابيرى شبيه اين مطالب آمده است؛ مانند فقر نزديك‌ترين چيزها به كفر و بى ايمانى است[3]، و مرگ بزرگ[4]، تنگدستى آدم باهوش و زيرك را گنگ و لال و در شهر خودش غريب مى‌نمايد[5]و مرگ بهتر از فقر و بى چيزى است.[6]

[1]بحارالانوار، ج72، ص47.

[2]امام علی(ع)، شرح ابن ابی الحدید، ج1ف ص320، (کاد الفقران یکون کفرا).

[3]همان.

[4]نهج البلاغه فیض، حکمت154، تحف العقول، ص149.

[5]نهج البلاغه، حکمت3، ص1089.

[6]غررالحکم، ص17، ش446، اصول کافی، ج8، ص21.


صفحه 132

بنابراين، هم عقل و هم شرع فقر اقتصادى را به عنوان يكى از آسيب‌هاى جدى خانواده مى‌دانند و در اين باره هشدارهاى لازم جهت پيشگيرى از فروپاشى خانواده از نظر روحى و فيزيكى ارائه كرده‌اند.

كار و اشتغال

مسائل مربوط به اشتغال زن و مرد نيز ممكن است زمينۀ برخى اختلافات در خانواده شود. به كانون گرم خانواده آسيب رسانده، آن را در معرض خطر فروپاشى و اضمحلال قرار دهد؛ مثلاً تصدى برخى مشاغل ممكن است در فرهنگ ويژۀ خانوادۀ زن يا مرد، نامناسب به نظر آيد و موجب كشمكش زن و شوهر شود.

اشتغال زنان در بيرون خانه نيز با توجه به سنگينى مسئوليت آنان در فرهنگ ما، ممكن است آنان را از ايفاى مسئوليت‌هاى خانوادگى ناتوان كرده، موجبات اختلاف را فراهم آورد. گاه اشتغال زن، زمينه‌اى براى استقلال و جدايى از خانواده مى‌شود؛ چنان كه مسئله مادران مجرد در برخى كشورها، ناشى از همين استقلال‌طلبى است كه به نوعى كيان خانواده را به خطر انداخته است.

همچنين كار بيش از حد زن و مرد كه موجب حضور كمتر در محيط خانواده مى‌گردد، به روابط عاطفى مناسب، ضربه زده و موجبات اختلاف و سوء تربيت فرزندان را فراهم مى‌كند.

در برخى موارد بى حد و حساب بودن برنامۀ كارى و اشتياق و تمايل همسران در عرصۀ زندگى شغلى سبب گرديده تا آنان وقت و انرژى خود را كه بايستى به زندگى خانوادگى اختصاص دهند، محدود سازند و در نتيجه كيفيت زندگى خانوادگى آنها تحت الشعاع قرار گيرد. استرس‌ها و تمايلات نامحدود كارى غالباً تأثيرات منفى بر روى مناسبات خانوادگى، خوشبختى و سلامتى روحى و روانى و رضايتمندى زناشويى دارد.

همچنين تفاوت‌ها و تنوع‌هاى روز افزون برنامه‌هاى كارى بدين معناست كه زوج‌ها فرصت كمترى دارند تا با همديگر به عنوان يك زوج يا خانواده سپرى كنند.

تحقيقات اوليه پيرامون اثرات اشتغال زنان بر روى كيفيت زناشويى بر اين نكته تأكيد دارد كه اشتغال زنان به تنزل كيفيت زناشويى مى‌انجامد.[1]

[1]یعقوبی فروتن، تاثیر اشتغال زنان بر مناسبات زناشویی و خانواده، ابرار، 4/9/82.