پيشگيرى
واژه پيشگيرى را از نظر لغوى جلوگيرى كردن، مانع شدن، جلو بستن و نيز اقدامات احتياطى براى جلوگيرى از رخدادهاى بد و ناخواسته معنا كردهاند. نظر به اين معناى لغوى مفاهيمى مانند پيشدستى كردن، پيشى گرفتن و جلوى چيزى رفتن و يا آگاه كردن و هشدار دادن نيز از اين واژه استفاده مىشود. در مباحث آسيبشناسى خانواده نيز، هر اقدامى كه موجب جلوگيرى از وقوع آسيب در بنيان، انسجام و كاركرد خانواده شود و يا ضريب وقوع آن را كاهش دهد، پيشگيرى گويند.[1]
اين اقدامات به نوبۀ خود مىتوانند جنبۀ بينشى و شناختى و يا گرايشى و عاطفى و رفتارى داشته باشند.
انواع پيشگيرى
دربارۀ دستهبندى پيشگيرى همواره نگرشهاى گوناگونى ميان جرم شناسان وجود داشته است. برخى آن را به «پيشگيرى موقعيت مدار» «پيشگيرى زودهنگام»، «پيشگيرى اجتماعى» (پيشگيرى كنشى) و «پيشگيرى از طريق نظام عدالت كيفرى» (پيشگيرى واكنشى) دستهبندى كردهاند. گروهى ديگر بر اين باورند كه پيشگيرى به سه گونۀ نخستين، دومين و سومين تقسيم مىگردد.[2]گرچه در اين دستهبنديها جنبۀ پيشگيرى از جرائم و بزهكاريها لحاظ شده است، اما دستهبندى اخير را مىتوان در موضع آسيبشناسى خانواده مورد توجه قرار داد. به همين دليل آن را به اختصار توضيح مىدهيم:
پيشگيرى نخستين: دربرگيرندۀ تدابير و اقداماتى است كه به دنبال سالم سازى محيط طبيعى و اجتماعى و تغيير اوضاع و احوال و شرايط جرم زايند. اين پيشگيرى درصدد آن
[1]برای اطلاع بیشتر ر.ک. اصطلاح نامه جامعه شناسی، باربارا بوث و میشل بلر، ترجمه مهوش معترف، وزارت علوم و تحقیقات فناوری، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، 1382، ص144 و مجموعه مقالات کجروی و کنترل اجتماعی، کتاب اول، علی سلیمی و محمد داوری، پژئهشکده حوزه و دانشگاه، 1380، ص684.
[2]نادرپور، امیرحسین، نشریه حقوقی دادگستری، ش45، پیشگیری از بزهکاری در قانون اساسی ایران و لایحه قانون پیشگیری از وقوع جرم، ص8.
است تا با بهبود شرايط زندگى افراد از بزهكارى (ناهنجارى) جلوگيرى كند. بالا بودن سطح سواد و فقر زدايى نمونههايى از اين پيشگيرىاند.[1]
پيشگيرى دومين: اين نوع پيشگيرى به دنبال پيشى گرفتن از افرادى است كه در شرايطى بحرانى به سر مىبرند و هر آن، احتمال ارتكاب بزه از سوى آنها وجود دارد. اين پيشگيرى با شناسايى افراد در معرض خطر درصدد است با به كارگيرى اقدامات مناسب، مانند مداخلههاى زودرس از به عادت شدن بزهكارى افراد پيشگيرى كند.[2]
پيشگيرى سومين: بر ساز و كارهاى نظام عدالت كيفرى تمركز دارد و مىكوشد تا با بهرهگيرى از ابتكارات اصلاحى - درمانى از بزهكارى دوباره افراد جلوگيرى كند. براى نمونه، كيفر زندان مىتواند در بازپذيرى اجتماعى بزهكاران و جلوگيرى از تكرار جرم آنها نقش مهمى ايفا نمايد.[3]
گرچه انواع پيشگيريهاى فوق مختص وقوع جرايم اجتماعى طرح شده است، امّا توجه به آنها در خانواده مىتواند از آسيبهاى خانوادگى كاسته و در اين زمينه نيز اثربخش باشد.
پرسش
1. خانواده را تعريف كنيد و انواع آن را نام ببريد.
2. مفهوم آسيبشناسى را از نظر لغوى و اصطلاحى بيان كنيد.
3. انواع پيشگيرى را نام برده، هر يك را به اختصار توضيح دهيد.
4. در بحث آسيبشناسى خانواده، مراد از پيشگيرى چيست و مهمترين انواع پيشگيرى را نام ببريد.
[1]همان.
[2]همان.
[3]همان.
درس دوم: آسيبهاى اعتقادى
اهداف درس
فراگيران پس از اتمام درس مىبايست بتوانند:
- آسيبهاى اعتقادى را بشناسند و تعريف كنند؛
- راههاى پيشگيرى از آسيبهاى اعتقادى و درمان آنها را بشناسند؛
- از آسيبهاى اعتقادى در خانواده خود پيشگيرى نمايند؛
- در صورت بروز آسيب اعتقادى در خانواده خود آن را درمان نمايند.
آسيبهاى اعتقادى
از نيازهاى قطعى و اساسى براى داشتن زندگى سالم و توأم با آرامش و موفقيت، داشتن ايمان و اعتقاد مذهبى صحيح و پايدار است. ايمان و اعتقاد به خدا بسان داروى شفابخشى است كه اضطرابها، نگرانىها و ناهنجاريها را مىزدايد و به زندگى رنگ و بوى الهى مىبخشد.
خانوادهاى كه از نعمت ايمان و اعتقاد صحيح و پايدار مذهبى محروم است، همواره با انواع نگرانى و تشويش خاطر رو به رو بوده، در معرض آسيبهاى جدى و گاه جبرانناپذير است. به عقيده كارشناسان و آسيب شناسان اجتماعى بسيارى از انسانهاى سست بنياد و بىاعتقاد به مسائل مذهبى، در مقابل مشكلات زندگى پيچيده دنياى مدرن توان ايستادگى ندارند و بيش از ديگران در معرض گرايش به سمت اعتياد و ساير آسيبهاى اجتماعى قرار دارند.[1]
[1]خبرگزاری مهر، خط پایان اعتیاد سیاه است www.mehrnews.ir.
براساس آموزههاى دين مبين اسلام، اعتقاد به وجود و يگانگى خداوند، نبوت و امامت، معاد و حيات پس از مرگ و ضروريات دين از جمله مهمترين مسائل اعتقادى است كه چنانچه دچار ضعف، ترديد، شبهه، انحراف، بدعت، خرافه، ريا، شرك، نفاق، كفر و بىاعتقادى شود، آثار زيان بارى در سرنوشت فرد و جامعه خواهد گذاشت. بنابراين براى حراست و پاسداشت حريم اعتقادى خانواده بايد نسبت به اين مسائل حساس بود و از آنها در برابر آسيبهاى احتمالى با جدّيت و حميّت دينى و آگاهى كافى اقدام نمود.
اعتقاد به خدا: مهمترين باور دينى، ايمان به خدا و يكتاپرستى است. توحيد و خداپرستى موجب مىشود نگرش فرد به همۀ هستى و زندگى انسان، هدف دار و معنادار باشد و در رفتار با انسجام،[1]وحدت رويه و آرامش عمل كند.[2]باور به خدا، همه رفتارها و زندگى خانوادگى را به سوى كسب رضايت خداوند سوق مىدهد.[3]فردى كه خدا را ناظر بر اعمال خود و همراه خود مىداند[4]و او را حتى از رگ گردن[5]نيز به خود نزديكتر مىبيند، تلاش مىكند در برخورد با اعضاى خانواده و انجام وظايف خانوادگى، رضايت او را جلب نمايد توجه به عدالت خداوند و اين كه هيچ گونه ظلم را روا نمىدارد[6]و حق هيچ موجودى را ضايع نمىكند[7]زمينه شناختى ديگرى براى مهار رفتارهاى اعضاى خانواده است هر چه اين حالت قوىتر باشد مشكلات فرد كمتر و به تبع آن مشكلات خانواده كمتر خواهد بود.
انسان مؤمن اداره جهان و همه تغيير و تحولات هستى را در تصرف خداوند و در احاطه
[1]زمرف 29 و بقره156.
[2]رعد، 28 و فتح، 4.
[3]انعام، 162.
[4]حدیدف 4.
[5]قاف، 19.
[6]نساء، 40.
[7]کهف، 30.
اراده او مىداند و در رويارويى با مسائل زندگى توكل و اعتماد به چنين خدايى باعث تقويت اراده و تأثير كمتر عوامل مخل روانى شده و در كوشش براى حل آن مسائل و رسيدن به تعادل و سازگارى، تواناتر مىگردد و چنان كه نبود توكل بر خدا اراده فرد را تضعيف نموده، روزنههاى اميد و موفقيت را بر روى او مىبندد و او را از تلاش و جديت كافى باز مىدارد. در نتيجه وضع از آنچه هست، به مراتب بدتر و بغرنجتر مىشود. داشتن حالت تسليم و رضا در برابر مقدرات الهى از ديگر آثار ايمان و اعتقاد به خداوند است هنگامى كه فرد باور داشته باشد كه همه رويدادهاى جهان هماهنگ با مشيت، اراده، قضا و قدر و اذن و تأثيرى است كه در اسباب و علل وقوع حوادث قرار داده است[1]و تنها خداوند است كه به مصالح انسانها، آگاهتر است و بلكه نسبت به خودشان نيز خيرخواهتر است.[2]از همه حوادث تلخ و شيرين برداشت و تفسير درست و منطقى خواهد داشت و به همه آنها به عنوان آزمونهاى الهى خواهد نگريست كه او بايد از همه اين آزمونها پيروز و سربلند بيرون بيايد.
در خانوادهها حوادث و چالشهايى مانند بيماريهاى لاعلاج، مرگ عزيزان، سيل، زلزله و... كه از كنترل آنها خارج است پيش مىآيد و اگر والدين در برابر قضاى الهى تسليم و راضى نباشند خسارات فراوان و جبرانناپذير فكرى، روحى، روانى و جانى متوجه آنان خواهد شد.
در حالى كه خانوادههاى معتقد به وجود خداوند با اتكاء به او درتمامى حوادث از ايمنى فوقالعاده برخوردارند.
اعتقاد به نبوت و امامت
اعتقاد به رسالت انسانهايى كه از سوى خداوند براى راهنمايى و هدايت بشر آمدهاند و امامت ائمه هدى (ع) براى استمرار اين هدايت الهى يكى ديگر از اركان دين دارى به شمار مىآيد. بر اساس اصل همانندسازى و الگوپذيرى اعضاى خانواده براى يادگيرى و اصلاح شيوه رفتار و برخورد مناسب در خانواده، به نمونههاى عينى رفتارى در همه ابعاد نيازمند هستند. قرآن كريم پيامبر6را بهترين الگو براى زندگى بشر معرفى كرده است.
از نظر قرآن كريم، همۀ انبيا و اولياى الهى رهبرانى هستند كه انسانها را بر آنچه مورد رضايت خداوند است، رهبرى و هدايت مىكنند و انسانها براى موفقيت خود بايد در تمام ابعاد زندگى به آنها اقتدا كنند و آنها را الگوى رفتارى قرار دهند.[3]
[1]"لا قوه الا بالله"، کهف، 39.
[2]"انا اعلم بما یصلح علیه امر دین عبادی المومنین" "فانی انا الله الرحمن الرحیم"، اصول کافی، ج3، ص100 و 101.
[3]و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا...فیهداهم اقتده.
اعتقاد به زندگى پس از مرگ
اعتقاد به زندگى پس از مرگ، حسابرسى اعمال در روز قيامت، پاداش و مجازات افراد بر اساس رفتارهايشان، از باورهاى مهمّ دينى است كه نبود آن و يا ايجاد شبهۀ در آن آثار سوء و جبرانناپذيرى در زندگى به ويژه خانواده خواهد داشت. امروزه على رغم پيشرفتهاى علمى و كاهش مشكلات مادى و افزايش تسهيلات زندگى، اضطرابها و نگرانىها رو به فزونى است. بخشى از اين مشكلات بر اثر احساس بى هدفى و پوچى در زندگى است[1]كه اعتقاد به معاد و عالم پس از مرگ و رسيدگى به حساب و كتاب همۀ افراد مىتواند عامل اساسى حل همۀ معضلات اينچنينى باشد.
در اين جا به برخى از آسيبهاى ناشى از بىاعتقادى به معاد در خانواده اشاره مىگردد:
1. سستى پيوند بين اعضاى خانواده به دليل نگرشهاى محدود و مادى به زندگى و نداشتن اهداف متعالى؛
2. نبود انگيزه كافى زندگى، به علت بى توجهى و بى اعتقادى به وعدههاى الهى به نعمتها و آسايش در زندگى اخروى؛[2]
3. ناتوانى در رويارويى با مشكلات بسيار شديد جسمى، روحى روانى و اقتصادى و... به علت عدم توجه به پاداشهاى اخروى كه بر اثر تحمل مشكلات و صبر و پايدارى در برابر سختىها به انسان داده مىشود؛[3]
4. پرخاشگرى و تعدى به حقوق ديگران؛ به دليل اينكه باور به معاد و يادآورى عواقب بد تعدى به حقوق ديگران و عدم انجام مسئوليتها، افراد را تا حدى از رفتارهاى نامناسب باز مىدارد.[4]
ضربههاى عاطفى
از ديگر آسيب هايى كه ضعف در باورها و اعتقادات موجب آن مىشود وارد آمدن ضربههاى
[1]کارل پوگ، گوستاو، روان شناسی و دین، ص12،13،85،174،نقل از خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی.
[2]ر.ک. به خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص114.
[3]ر.ک. به خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص115-116.
[4]همان.
عاطفى به روابط مثبت اعضاى خانواده و بروز اختلافات است.
عدم توجه اعضاى خانواده به باورهاى دينى و انجام رفتارهاى خارج از محدودۀ مجاز شرعى به روابط مناسب اعضاى خانواده آسيب مىرساند كه به برخى از آنها به اختصار اشاره مىكنيم:
1. آزار به والدين و ناخشنود ساختن آنها كه گاه ممكن است موجب فروپاشى خانواده و واكنش تند و نامتعادل والدين نسبت به فرزندان شود؛
2. دادن نسبتهاى نارواى بى عفتى، به ويژه به زنان پاكدامن، كه در متون اسلامى به شدت تقبيح شده است.[1]
3. شرابخوارى، كه موجب رفتارهاى ناهنجار[2]و پيامدهاى نامطلوب بهداشتى و در نهايت، روانى مىشود و زمينۀ اختلاف را فراهم مىكند و در تعاليم اسلام به شدت نهى شده است؛[3]
4. ترك وظايف دينى؛ مانند ترك نماز، غيبت كردن، عيبجويى، حريمشكنى، سخنچينى و....[4]
5. آوازه خوانى و سرگرمىهاى نامشروع؛ كه موجب غفلت از انجام مسئوليتها و وظايف مهم اعضاى خانواده شود و زمينۀ اختلاف در خانواده را فراهم آورد.[5]
بدعت
بدعت در لغت به معناى ايجاد، انشاء و احداث است. در اصطلاح دينى آن است كه چيزى را جزو دين شمارند كه ريشهاى در كتاب و سنّت ندارد. از آن رو اين كار را «بدعت» خوانند كه بدعتگذار از پيش خود چيزى را در دين ابداع مىكند. بدين سان معناى كلامى بدعت اين است كه كسى از پيش خود، آيين يا رسمى را كه در عهد رسول خدا6وجود نداشته است، بيافريند و جزو دين بشمارد. بدعت شامل تغيير احكام دينى نيز مىشود؛ مثلاً تغيير استحباب يك عمل به وجوب بدون مبناى صحيح، نوعى بدعت است. در روايات آمده است كه هر
[1]نور،23.
[2]مائده،90.
[3]ر.ک: خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص142-141.
[4]همان.
[5]همان، ص143-142.
كس فرمان خدا و رسول و احكام قرآن را فرو گذارد و بر رأى خويش عمل كند، بدعتگذار يا از «اصحاب الاهواء» است. بدعت، افزون بر عبادات و امور شخصى، مىتواند به عرصههاى ديگر نيز راه يابد و زندگى اجتماعى انسان را نيز هدف گيرد. برخى بدعت را مقابل «سنّت» قرار دادهاند. قرآن نيز از بدعت سخن گفته و به صراحت آن را نكوهيده است؛ مثلاً رهبانيت يا ترك دنيا در ميان نصارى را بدعت دانسته است.[1]
براساس مطالب فوق بدعت يكى از آسيبهاى اعتقادى در اسلام به شمار مىآيد و از افعال حرام است. حال ممكن است اين آسيب اعتقادى به زندگى خانوادهها كشانده شود و به گونههاى مختلف موجبات از هم پاشيدگى، اختلاف و كشمكش خانوادهها را فراهم نمايد؛ مثلاً بيان برخى مسائل فقهى و شرعى كه اصلاً در دين وجود ندارد توسط بعضى از افراد بىتخصص و غير عالم و پذيرش آن در خانواده توسط خانم خانه و بدنبال آن ايجاد مخالفت و كشمكش توسط شوهر و ديگر اعضاى خانواده، مشكلزا مىشود كه در صورت شدت گرفتن، امكان به خطر افتادن نظام خانواده را مىتواند به دنبال داشته باشد.
بنابراين خانوادهها همواره بايد مواظب باشند معارف اسلامى و احكام شرعى و اعتقادى خود را از منابعى دريافت نمايند كه مورد اعتماد و وثوق بوده و اهل علم و فضل باشند و از پذيرش مسائل شرعى، اعتقادى و فقهى خود از غير اهل پرهيز نمايند.
شبهات كلامى
برخى از شبهات كلامى و اعتقادى نيز مانند «پلوراليسم دينى»[2]يا كثرت گرايى «شبهات عدل» به معناى عدم ناسازگارى وجود مرگ، تفاوتهاى ميان موجودات، فقر و آفتها، مصيبتها، بلاياى طبيعى و مكافات دنيايى، كه در جاى خود در مباحث كلامى به همۀ آنها پاسخ داده شده است، به جهت ضعف علمى و ناتوانى از توجيه مسائل يا پديدهها، نيز مىتواند در خانوادهها آسيبهاى جدى ايجاد نمايد و ميان والدين با يكديگر و يا آنها با
[1]محمد خطیبی کوشکک و دیگران، فرهنگ شیعه، ص154-153.
[2]فرهنگ شیعه، ص170.