ناموس فرموده است: «بهترين بندگى خداوند عفت شكم و ناموس است.»[1]
البته مراعات عفت و پاكدامنى تنها ويژه زنان نمىباشد و آراستگى و آرايش نيز منحصر در زنان براى مردان نمىشود، بلكه آرايش و آراستگى هر دو براى يكديگر مطلوب است.
همسر حق دارد از شوهرش بخواهد پوشش و لباس مورد علاقه او را بر تن كند و زن حق دارد چنين انتظارى از شوهرش داشته باشد؛ زيرا از توجه به مردان و زنان ديگر جلوگيرى مىنمايد و خانواده را از آسيب بى توجهى به عفت و پاكدامنى مصون مىدارد.
در حديثى آمده است، در يكى از غزوات پس از بازگشت در نزديكىهاى مدينه رسول خدا6فرمودند: «پيش از رفتن به منزل موهايتان را شانه كنيد و روغن بزنيد و موهاى زايد را بزداييد.»
بنابراين مراعات عفت و پاكدامنى و توجه به علل و عوامل آن از وظايف عمدۀ زن و مرد در خانواده است و بى توجهى به آن از ناحيه هر كدام موجب آسيب به خانواده و فروپاشى بنيان آن مىگردد. و بر اساس روايات و بيانات پيشوايان دينى زن و مردى كه پايبند به اصول اخلاقى عفاف و پاكدامنى نباشند. خانوادهاى افسار گسيخته و بى بند و بار خواهند ساخت كه هيچ چيز جلوى بى بند و بارى آنها را نمىتواند بگيرد.
بىرغبتى به علم جويى
آسيب ديگرى كه اعضاى برخى خانوادهها را تهديد مىكند و ممكن است با آن روبهرو شوند كاهش علاقۀ به كسب علم و دانش است، در حالى كه سرلوحۀ مكتب حياتبخش اسلام كسب علم و دانش است و پيامبر گرامى اسلام6طلب آن را بر هر زن و مرد واجب كرده است[2]و مؤمنين را تشويق به تحمل سختىها در راه رسيدن به آن كرده است.[3]قرآن كريم نيز هدف بزرگ رسالت انبيا را تعليم و تربيت دانسته است.[4]
البته پيامبر اعظم6بهترين نوع كسب علم و دانش را علوم قرآنى ذكر كردهاند. و
[1]مجلسی، مرآه العقول، ج8، ص66.
[2]طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه. بحارالانوار، ج2، ص31، روایت20، باب9.
[3]اطلب العلم ولو بالسین. بحارالانوار، ج1، ص177، روایت55، باب1.
[4]هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه.(جمعه/2)
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فرمودهاند: «بهترين شما كسى است كه قرآن را بياموزد و آن را آموزش دهد.»1
بنابراين با توجه به همۀ تأكيدات و سفارشهاى دينى درباره كسب علم و دانش و اعطاى بالاترين درجات ارزشى و الهى به آنان2 كه بهرهاى از علم دارند در دين اسلام، جا دارد كه بگوييم زندگى بدون آموزش و كسب علم بى معنا و تهى است.
به همين دليل بر والدين لازم است با توجه به جدى بودن اين آسيب روشهاى مقابلۀ با آن را شناخته، نسبت به مبارزۀ با آن اقدام جدى نمايند.
مدگرايى و چشم و همچشمى
تقليد فرهنگى خطر بسيار بزرگى است، اما اين حرف اشتباه نشود با اينكه بنده با مد و تنوع و تحول در روشهاى زندگى مخالفم، نه، مدگرايى و نوگرايى اگر افراطى و روى چشم و هم چشمى نباشد عيبى ندارد. لباس و رفتار و آرايش تغيير پيدا مىكند. مانعى هم ندارد، اما مواظب باشيد قبله نماى اين مدگرايى به سمت اروپا نباشد. اين بد است. مردم خودشان طراحى كنند و بسازند. (مقام معظم رهبرى)
امروزه در خانوادهها شاهد پديدهاى به نام «مد» هستيم كه جوانان ما را با ظاهرى به جامعه مىكشاند كه هيچ سنخيتى با فرهنگ، آداب و رسوم و مسائل اعتقادى ما ندارد.
اين آسيب در خانوادهها وقتى نگران كنندهتر و مخربتر مىشود كه برخى خانوادهها و والدين خود نيز در ترويج آن پيشتاز مىشوند و نوجوانان و جوانان خود را در گرايش هر چه به نام «مد» در جامعه نمود مىيابد تشويق مىكنند.
البته تنوع و تحول در ظاهر حق جوانان است امّا آنچه از بيانات مقام معظم رهبرى نيز استفاده مىشود اين است كه نبايد نياز به تحول و تنوع تبديل به مدگرايى افراطى و تقليد كوركورانه از مدلهاى كشورهاى غربى و اروپايى و ترويج فرهنگ مبتذل آنان گردد و در فرهنگ و ارزشهاى اسلامى و الهى رسوخ كرده و خانوادههاى ايرانى را دچار تزلزل و آسيب
نمايد. تجملگرايى، اشرافىگرى، دنياخواهى، بيگانهگرايى، غربگرايى و... از ديگر آسيبهايى هستند كه در اينجا از طرح آنها معذوريم.
راههاى پيشگيرى از آسيبهاى فرهنگى
- تعميق باورها و ارزشهاى دينى، اخلاقى و پايبندى به اجراى حدود و احكام الهى؛
- تقويت كنترل درونى و پرورش پاكدامنى و ايجاد مصونيت در برابر آسيبهاى فرهنگى از طريق ترويج و توسعۀ آموزشهاى دينى به صورت كاربردى؛
- اطلاع رسانى به موقع و همه جانبه نسبت به پيامدهاى منفى فردى، خانوادگى و اجتماعى آسيبهاى فرهنگى؛
- ايجاد ملكۀ تقوا و پرهيزگارى در خود به واسطۀ والدين به منظور ارائۀ الگوى عملى در خانواده.
- فراگيرى و كسب اطلاعات لازم از سوى والدين دربارۀ آسيبهاى جديد فرهنگى خانوادهها و انتقال صحيح آنها به اعضاى خانواده؛
- توجه جدى والدين به آموزش فرزندان به ويژه تعليم قرآن، احكام دينى، ارزشهاى اسلامى و مهارتهاى زندگى.
پرسش
1. نظر اسلام درباره زينت و آرايش زنان چيست؟
2. آثار عدم رعايت فرهنگ عفاف كدام است؟
3. ديدگاه اسلام را دربارۀ علم جويى بيان كنيد.
4. ديدگاه مقام معظم رهبرى را دربارۀ مدگرايى بيان كنيد.
5. چهار مورد از راههاى پيشگيرى آسيبهاى فرهنگى را نام ببريد.
درس هفتم: آسيبهاى فرهنگى (2)
اهداف درس
فراگير پس از ارائۀ اين درس بايد بتواند:
- تغيير در الگوپذيرى اعضاى خانواده را به عنوان يكى از آسيبهاى فرهنگى شناخته و بيان كند؛
- دوستىهاى نامتعارف را بشناسد و تبيين نمايد؛
- تعارضات فرهنگى را شناخته، تعريف كند؛
- فاصله فرهنگى را بشناسد و تبيين نمايد؛
- راههاى پيشگيرى و درمان آسيبهاى فرهنگى را بداند و در صورت بروز مشكل به كار گيرد.
تغيير در الگوپذيرى اعضاى خانواده
از شيوههاى مؤثر يادگيرى، مشاهدۀ الگوى رفتارى است. در اين حالت فرد با توجه به نمونۀ رفتارى مناسب و به ياد سپارى آن، در موقع مناسب آن را به اجرا در مىآورد.
اين نوع يادگيرى بخش عمدهاى از آموزههاى انسان را در بر مىگيرد. از عوامل مؤثر در اين يادگيرى آن است كه الگو، نزد ياد گيرنده از وجاهت و اعتبار، قوت، لياقت و صميميت برخوردار باشد. به علاوه، الگوهايى كه به موفقيت و كارآمدى مشهورند، بيشتر در معرض توجهاند.
اولياى دين مقدس اسلام نيز به اين دو اصل يعنى اهميّت پيروى از يك الگوى شخصيتى و رفتارى و اعتبار و وجاهت آن توجه دارند و بر همين اساس مردمرا به پيروى از الگوهاى مناسب دعوت مىكنند.
حضرت ابراهيم (ع)،[1]پيامبر اسلام6[2]و خانوادۀ بزرگوار آن حضرت به عنوان بهترين اسوه و الگو، براى همانند سازى و داراى ويژگىهاى شخصيتى و رفتارى به دور از هرگونه ناهنجارى رفتارى و شخصيتى و اخلاقى هستند كه در قرآن معرفى شدهاند.
حضرت على (ع) در اين باره مىفرمايد:
مردم! به اهل بيت پيامبرتان بنگريد. از آن سو كه گام بر مىدارند برويد، قدم جاى قدمشان بگذاريد. آنها هرگز شما را از راه هدايت بيرون نمىبرند و به پستى و هلاكت باز نمىگردانند.[3]
امروزه با توجه به تغيير در نظام ارزشى والدين در مقايسه با فرزندان و در نتيجه كاهش پايبندى اعضاى خانواده به نظام ارزشى مورد احترام - كه مىتواند علل و عوامل متعدد و مختلفى داشته باشد[4]- در الگوپذيرى نوجوانان و جوانان از نظام خانوادگى تغييرات محسوسى حاصل آمده است. اين امر آسيب هايى را متوجه خانوادهها مىنمايد، كه مهمترين آنها تبعيت از رفتارها و منشهايى است كه گروه دوستان به دليل بهرهگيرى از فرهنگهاى وارداتى كسب و بدان عمل مىنمايند.
عدم پايبندى به ارزشهاى فرهنگى مورد احترام اعتقادى و ملّى، فرزندان را به گونهاى مرعوب ارزشهاى وارداتى مهاجم خواهد كرد كه آنها بدون هيچ گونه مقاومتى و گاهى با يك خود باختگى فرهنگى در مقابل چنين ارزشهايى كه در تعارض آشكار با فرهنگ دينى و ملى است تسليم مىشوند و اين امر به آسيب پذيرىهاى متفاوت آنان در ابعاد فرهنگى - اجتماعى و استحالۀ ارزشها و فرهنگ دينى منجر خواهد شد.
[1]قرآن، سوره ممتحنه، آیه4.
[2]قرآن، سوره احزاب، آیه21.
[3]نهج البلاغه، خطبه97.
[4]عواملی مانندمرزهای ارتباطی نامناسب درخانواده، عدم محوریت محبت، تجمل گراییف ضعف روحیه مذهبی، احساس پوچی، عدمقدرت انطباق با وضعیت جدید خانواده، عدم ارائه الگوی مناسب از سوی والدین و عدم نظارت صحیح و منطقی بر فرزندان. جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به: روزنامه همشهری، بحران ها و نابسامانی ها در خانواده های امروز، 24/2/1382.
دوستىهاى نامتعارف
انسان موجودى اجتماعى و مدنى الطبع است و تأمين نيازهاى او در زندگى اجتماعى او امكانپذير است. همين امر نيز برقرارى دوستىها، ارتباطات و مناسبات جمعى را ضرورت مىبخشد.
ضربالمثل معروفى است كه: «هزار دوست كم است، يك دشمن زياد» و امام على (ع) نداشتن دوست را باعث تنهايى و غربت،[1]وجود دوست را از نعمتهاى بزرگ الهى معرفى مىكند.[2]به همين دليل برقرارى ارتباطات مؤثر و دوستىهاى متعارف مىتواند عامل رشد و ترقى همه جانبۀ افراد محسوب گردد همانطور كه به همان اندازه در صورت خارج شدن از حدود متعارف موجب هلاكت و نابودى فرد و خانواده است. و به عنوان يكى از آسيبهاى اساسى خانواده تلقى مىگردد.
امروزه با توجه به شكل و ساختار زندگى خانواده، نظارت بر دوستىها توسط اعضاى خانواده به شدت كاهش يافته است. فاصله گرفتن فرزندان از حيطۀ نظارت خانواده از يك سو، وجود مشكلات و مسائل جنسى، اجتماعى و اقتصادى براى اعضاى خانواده از سوى ديگر، افراد و اعضاى خانواده را به ويژه در شهرهاى بزرگتر در معرض دوستىهاى غير متعارف و خارج از مدار منطق و سلامت اجتماعى قرار داده است. اين نوع دوستىها به خصوص در بين دختران و پسران جوان فراوانى بيشترى نشان مىدهد. شواهد و قرائن نشان مىدهد، آسيبهايى كه امروزه از طريق دوستىهاى غير متعارف متوجه اعضاى خانوادهها مىگردد در دو جهت والدين و فرزندان قابل توجه است:
الف. والدين: برخى برخوردها و اختلافات خانوادگى در نتيجۀ رفيق بازى و رفت و آمدهاى نامتعارف زن و مرد است كه ممكن است از دو جهت آسيبهايى به خانواده وارد سازد:
اوّل اينكه موجب صرف بخش قابل توجهى از درآمد و اقتصاد خانواده براى خوشگذرانى با دوستان ناباب گشته و خانواده را دچار تنگنا و فقر و پريشانى نمايد.
[1]نهج البلاغه، ص1115.
[2]غر الحکم، ص724.
دوم: صرف بخش زيادى از وقت مفيد زن يا مرد با دوستان و رفيق بازىها و لهو و لعب و سبب رنجش خاطر خانواده گردد.
به هر حال رفيق بازىهاى خارج از حد متعارف از ناحيۀ هر كدام از زن و مرد كه باشد مىتواند باعث از بين رفتن حقوق ديگر اعضاى خانواده و در نتيجه اختلافات و درگيريهاى خانوادگى و تلخكامى زندگى گردد.[1]
ب. فرزندان: تحقيقات انجام شده نشان مىدهد، آسيب هايى كه امروزه از طريق دوستىهاى غير متعارف متوجه فرزندان، به ويژه نوجوانان و جوانان مىگردد. منجر به بزهكارى در زمينههاى مختلف به خصوص فرار[2]از خانواده (كه بيشتر هم شامل دختران مىشود رو به فزونى است) مىگردد. و توجه جدى خانوادهها را براى مبارزه با اين آسيب فرهنگى مىطلبد.
پژوهشگران و محققين مهمترين عوامل گرايش فرزندان به دوستان ناباب و فرار از خانه را به شرح زير بيان كردهاند:
- فقدان عاطفه و محبت در كانون خانوادهها و ناهماهنگى والدين با يكديگر؛
- محبت كاذب و تأمين خواستههاى جوانان توسط دوستان نامناسب؛
- عدم برقرارى ارتباط صحيح والدين با فرزندان؛
- فراهم نكردن زمينۀ تربيت صحيح و رها كردن فرزندان؛
- ناآگاهى، عقب ماندگى و ضعف شخصيتى فرزندان و والدين؛[3]
- عدم شناخت روحيات فرزندان توسط والدين؛
- عدم نظارت كامل خانواده بر روابط اجتماعى دختران خود؛
- وجود فقر فرهنگى مانع شناخت رفتارهاى فرزندان؛
- از بين رفتن حرمت و قبح بسيارى از مسائل در برخى خانوادهها؛
- ضعف فرهنگى و انحطاط بنيانهاى خانوادگى و اجتماعى.[4]
[1]حیدر مظفری، آسیب شناسی خانواده و راه حل های آن، مجموعه مقالات همایش، ص89.
[2]بر اساس اعلام مدیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، شمار دختران فراری از 724 نفر در سال 81 به 1182 نفر در سال 82 افزایش یافته است. منبع: خبرگذاری ایسنا، 17/6/1383.
[3]علی باقی نصر آبادی، مجموعه مقالات همایش (از شماره5-1).
[4]18/7/84 http:sharifnews.ir.
نتايج تحقيقات ديگرى كه در سال 1382 در بين برخى دانشآموزان انجام شده است،[1]نشان مىدهد سيگار، الكل و مواد مخدر به ترتيب بيشترين آمار مصرف را در بين دانشآموزان به خود اختصاص دادهاند.
در اين زمينه 5/3 درصد دانشآموزان حداقل يك بار تجربۀ مصرف سيگار، 0/5 درصد تجربۀ مصرف حداقل يك بار مواد مخدر و 2/1 درصد تجربۀ مصرف حداقل يك بار الكل را داشتهاند. به گفته مدير كل دفتر پيشگيرى از آسيبهاى اجتماعى آموزش و پرورش، 18/7 درصد دانشآموزان در معرض مصرف سيگار، 4/6 تا حدود زيادى در معرض مصرف سيگار، 13/3 درصد در معرض خطر مصرف مواد مخدر و 15/8 درصد در معرض مصرف الكل هستند.
بر اساس اين تحقيقات، خانواده، مدرسه، همسالان، محله و محيط زندگى، احساس خودباورى، اعتقادات مذهبى و دينى و پايبندى به آنها از عوامل مهم مصرف در بين دانشآموزان ذكر شده است كه در اين ميان تأثير دوستان و همسالان ناباب و خانواده و كنترل آن از اهميت بيشترى برخوردار بوده است.
قرآن و روايات ما نيز مملو از هشدار دربارۀ برقرارى دوستىهاى نامتعارف شده است.
داستان فرزند حضرت نوح (ع) يكى از آن نمونهها است كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است، همچنين روايات متعددى در اين زمينه وارد شده است كه در اينجا از بيان آنها خوددارى مىنماييم.[2]به هر حال والدين وظيفه دارند علاوه بر توجه جدى به اين آسيب خانوادگى دربارۀ خود، فرزندان را نيز به گونهاى تربيت كنند كه از گزينش دوستان ناباب خوددارى نمايند و آبرو، جان، مال و ايمان خانواده را در مقابله با اين آسيب جدى حفظ كنند.
تعارضات فرهنگى
عدم كارايى در انتقال فرهنگ از برخى نهادهاى فرهنگى، مىتواند منجر به انقطاع فرهنگى،
[1]دکتر علی رضا عصاره،آسیب های ناشی از تحولات خانواده، ص671.
[2]ر.ک عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ آفتاب، ص2612-2595.