بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 64

دوستى‌هاى نامتعارف

انسان موجودى اجتماعى و مدنى الطبع است و تأمين نيازهاى او در زندگى اجتماعى او امكان‌پذير است. همين امر نيز برقرارى دوستى‌ها، ارتباطات و مناسبات جمعى را ضرورت مى‌بخشد.

ضرب‌المثل معروفى است كه: «هزار دوست كم است، يك دشمن زياد» و امام على (ع) نداشتن دوست را باعث تنهايى و غربت،[1]وجود دوست را از نعمت‌هاى بزرگ الهى معرفى مى‌كند.[2]به همين دليل برقرارى ارتباطات مؤثر و دوستى‌هاى متعارف مى‌تواند عامل رشد و ترقى همه جانبۀ افراد محسوب گردد همانطور كه به همان اندازه در صورت خارج شدن از حدود متعارف موجب هلاكت و نابودى فرد و خانواده است. و به عنوان يكى از آسيب‌هاى اساسى خانواده تلقى مى‌گردد.

امروزه با توجه به شكل و ساختار زندگى خانواده، نظارت بر دوستى‌ها توسط اعضاى خانواده به شدت كاهش يافته است. فاصله گرفتن فرزندان از حيطۀ نظارت خانواده از يك سو، وجود مشكلات و مسائل جنسى، اجتماعى و اقتصادى براى اعضاى خانواده از سوى ديگر، افراد و اعضاى خانواده را به ويژه در شهرهاى بزرگ‌تر در معرض دوستى‌هاى غير متعارف و خارج از مدار منطق و سلامت اجتماعى قرار داده است. اين نوع دوستى‌ها به خصوص در بين دختران و پسران جوان فراوانى بيشترى نشان مى‌دهد. شواهد و قرائن نشان مى‌دهد، آسيب‌هايى كه امروزه از طريق دوستى‌هاى غير متعارف متوجه اعضاى خانواده‌ها مى‌گردد در دو جهت والدين و فرزندان قابل توجه است:

الف. والدين: برخى برخوردها و اختلافات خانوادگى در نتيجۀ رفيق بازى و رفت و آمدهاى نامتعارف زن و مرد است كه ممكن است از دو جهت آسيب‌هايى به خانواده وارد سازد:

اوّل اينكه موجب صرف بخش قابل توجهى از درآمد و اقتصاد خانواده براى خوشگذرانى با دوستان ناباب گشته و خانواده را دچار تنگنا و فقر و پريشانى نمايد.

[1]نهج البلاغه، ص1115.

[2]غر الحکم، ص724.


صفحه 65

دوم: صرف بخش زيادى از وقت مفيد زن يا مرد با دوستان و رفيق بازى‌ها و لهو و لعب و سبب رنجش خاطر خانواده گردد.

به هر حال رفيق بازى‌هاى خارج از حد متعارف از ناحيۀ هر كدام از زن و مرد كه باشد مى‌تواند باعث از بين رفتن حقوق ديگر اعضاى خانواده و در نتيجه اختلافات و درگيريهاى خانوادگى و تلخكامى زندگى گردد.[1]

ب. فرزندان: تحقيقات انجام شده نشان مى‌دهد، آسيب هايى كه امروزه از طريق دوستى‌هاى غير متعارف متوجه فرزندان، به ويژه نوجوانان و جوانان مى‌گردد. منجر به بزهكارى در زمينه‌هاى مختلف به خصوص فرار[2]از خانواده (كه بيشتر هم شامل دختران مى‌شود رو به فزونى است) مى‌گردد. و توجه جدى خانواده‌ها را براى مبارزه با اين آسيب فرهنگى مى‌طلبد.

پژوهشگران و محققين مهمترين عوامل گرايش فرزندان به دوستان ناباب و فرار از خانه را به شرح زير بيان كرده‌اند:

- فقدان عاطفه و محبت در كانون خانواده‌ها و ناهماهنگى والدين با يكديگر؛

- محبت كاذب و تأمين خواسته‌هاى جوانان توسط دوستان نامناسب؛

- عدم برقرارى ارتباط صحيح والدين با فرزندان؛

- فراهم نكردن زمينۀ تربيت صحيح و رها كردن فرزندان؛

- ناآگاهى، عقب ماندگى و ضعف شخصيتى فرزندان و والدين؛[3]

- عدم شناخت روحيات فرزندان توسط والدين؛

- عدم نظارت كامل خانواده بر روابط اجتماعى دختران خود؛

- وجود فقر فرهنگى مانع شناخت رفتارهاى فرزندان؛

- از بين رفتن حرمت و قبح بسيارى از مسائل در برخى خانواده‌ها؛

- ضعف فرهنگى و انحطاط بنيان‌هاى خانوادگى و اجتماعى.[4]

[1]حیدر مظفری، آسیب شناسی خانواده و راه حل های آن، مجموعه مقالات همایش، ص89.

[2]بر اساس اعلام مدیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، شمار دختران فراری از 724 نفر در سال 81 به 1182 نفر در سال 82 افزایش یافته است. منبع: خبرگذاری ایسنا، 17/6/1383.

[3]علی باقی نصر آبادی، مجموعه مقالات همایش (از شماره5-1).

[4]18/7/84 http:sharifnews.ir.


صفحه 66

نتايج تحقيقات ديگرى كه در سال 1382 در بين برخى دانش‌آموزان انجام شده است،[1]نشان مى‌دهد سيگار، الكل و مواد مخدر به ترتيب بيشترين آمار مصرف را در بين دانش‌آموزان به خود اختصاص داده‌اند.

در اين زمينه 5/3 درصد دانش‌آموزان حداقل يك بار تجربۀ مصرف سيگار، 0/5 درصد تجربۀ مصرف حداقل يك بار مواد مخدر و 2/1 درصد تجربۀ مصرف حداقل يك بار الكل را داشته‌اند. به گفته مدير كل دفتر پيشگيرى از آسيب‌هاى اجتماعى آموزش و پرورش، 18/7 درصد دانش‌آموزان در معرض مصرف سيگار، 4/6 تا حدود زيادى در معرض مصرف سيگار، 13/3 درصد در معرض خطر مصرف مواد مخدر و 15/8 درصد در معرض مصرف الكل هستند.

بر اساس اين تحقيقات، خانواده، مدرسه، همسالان، محله و محيط زندگى، احساس خودباورى، اعتقادات مذهبى و دينى و پايبندى به آنها از عوامل مهم مصرف در بين دانش‌آموزان ذكر شده است كه در اين ميان تأثير دوستان و همسالان ناباب و خانواده و كنترل آن از اهميت بيشترى برخوردار بوده است.

قرآن و روايات ما نيز مملو از هشدار دربارۀ برقرارى دوستى‌هاى نامتعارف شده است.

داستان فرزند حضرت نوح (ع) يكى از آن نمونه‌ها است كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است، همچنين روايات متعددى در اين زمينه وارد شده است كه در اينجا از بيان آنها خوددارى مى‌نماييم.[2]به هر حال والدين وظيفه دارند علاوه بر توجه جدى به اين آسيب خانوادگى دربارۀ خود، فرزندان را نيز به گونه‌اى تربيت كنند كه از گزينش دوستان ناباب خوددارى نمايند و آبرو، جان، مال و ايمان خانواده را در مقابله با اين آسيب جدى حفظ كنند.

تعارضات فرهنگى

عدم كارايى در انتقال فرهنگ از برخى نهادهاى فرهنگى، مى‌تواند منجر به انقطاع فرهنگى،

[1]دکتر علی رضا عصاره،آسیب های ناشی از تحولات خانواده، ص671.

[2]ر.ک عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ آفتاب، ص2612-2595.


صفحه 67

شكاف نسل‌ها، بى‌توجهى و هتك حرمت به ارزشها شود و آنچه در اين ميان از همه نگران كننده‌تر است، امكان پديد آمدن و شكل‌گيرى تباين، تعارض و دوگانگى ميان فرهنگ رسمى و غير رسمى جامعه است.

بديهى است كه اگر به هر دليلى در روابط فرزندان و والدين شاهد اين تباين و دوگانگى باشيم، جلوه‌هاى رفتارى حاصل از اين دو گانگى فرهنگى كه خود را در قالب دورويى، نفاق، چاپلوسى، تملق، رفتارهاى دو گانه و... ظاهر خواهد ساخت، زمينه‌هاى تربيتى ناخوشايندى را فراهم مى‌سازد كه مؤثرترين و نافذترين ابزارها و شيوه‌هاى تربيتى نيز در مواجهه با آنها كارايى خود را از دست خواهد داد.

از سوى ديگر امروزه در بسيارى از نقاط جهان، جوانان عليه فرهنگ سنتى خود در حال شورش‌اند و با پوشيدن لباس‌هاى عجيب و غريب و پرداختن به موسيقى‌هاى خاص مشكلاتى را در خانواده‌ها به وجود مى‌آورند و به دنبال وقوع انقلاب ارتباطات و فناورى‌هاى جديد آنها به شدت تأثير پذيرفته، ارزشهاى جديدى را درك مى‌كنند. در عين حال ارزشهاى سنتى و هنجارهاى قديمى در صورتى كه نتواند با ابزارها و روشهاى جديد و عقلانى به نسل جديد انتقال پيدا كند، كارايى خود را از دست خواهد داد و تضاد و تعارض بين نسل‌ها و كشمكش‌هاى فرهنگى بين اعضاى خانواده‌ها رخ خواهد داد. و اين مسئله هنگامى كه افراد راههاى معقول را در پيش نگرفته و نتوانند احساسات خويش را كنترل نمايند، شديدتر خواهد شد و تعارضات، خشونت‌ها، شورشها و عصيانگرى هايى را در بر خواهد داشت.

بر همين اساس است كه آشنايى والدين با شيوه‌ها و تكنيك‌هاى جديد ارتباطى و تربيتى ضرورت مى‌يابد. زيرا كه با پيشرفت فن‌آورى و انفجار اطلاعات، شيوه‌هاى قديمى روز به روز كارايى خود را بيشتر از دست داده و منسوخ خواهند شد.

فاصلۀ فرهنگى

مطالعات انجام شده نشان مى‌دهد كه نظام ارزش‌هاى والدين و فرزندان در حال تغيير است، و به زودى در نظام ارزشى والدين و فرزندان تفاوت‌هايى حاصل مى‌گردد.

امروزه تغيير در اين نظام ارزشى، شيوه‌هاى رفتارى و زمينه‌هاى فرهنگى ظهور فاصلۀ فرهنگى بين نسل‌ها را بيش از زمان ديگرى در بسيارى از جوامع و خانواده‌ها امكان‌پذير


صفحه 68

ساخته است، عوامل مختلف مادى و پيشرفت‌هاى جديد صنعتى و فنّاورى‌هاى ارتباطى و رايانه‌اى بروز اين پديدار را شدت بخشيده است كه در ميان اعضاى خانواده نوجوانان و جوانان گروههاى سنى تا 24 ساله به عنوان قشرهاى اثرپذير بيش از سايرين در معرض اين تغييرات قرار دارند.[1]در صورت بى‌توجهى والدين و عدم برخورد مناسب اين تغييرات مى‌تواند به عنوان يك آسيب جدى خانواده را مورد تهديد قرار دهد.

در مطالعه‌اى كه دربارۀ مقايسۀ نظام ارزش‌هاى پسران و پدران و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است، فاصلۀ ارزش‌هاى علمى پسران نسبت به پدران 2/1 درصد افزايش نشان مى‌دهد، فاصلۀ ارزش‌هاى هنرى نزد پسران به ميزان 6/6 درصد نسبت به پدران افزايش نشان مى‌دهد. اين فاصله در مورد ارزشهاى مذهبى از اين مقدار بيشتر است؛ يعنى فاصلۀ ارزشهاى مذهبى براى پدران به ميزان 5/45 درصد نسبت به پسران افزايش نشان مى‌دهد. بر اساس نتايج فوق مى‌توان ادعا كرد: اول اينكه در اغلب گرايش‌هاى ارزشى بين پدران و پسران فاصله ايجاد شده است. دوم: اين گرايش‌ها در زمينۀ ارزشهاى مذهبى و اجتماعى در نزد نسل موجود (پسران) كاهش و در زمينۀ ارزشهاى هنرى، سياسى، علمى و اقتصادى افزايش نشان مى‌دهد.[2]و معلوم مى‌شود آنچه در نظام ارزشى پسران به عنوان واقعيت غايى محسوب مى‌شود، ارزشهاى اقتصادى و علمى است، در حالى كه نزد پدران ارزشهاى اجتماعى و مذهبى واقعيت غايى دارند و اين فاصله فرهنگى مى‌تواند در خانواده يك آسيب جدى تلقى شود كه تلاش پدران و مادران را براى مبارزه با آن مى‌طلبد.[3]

[1]علیرضا عصاره، آسیب های ناشی از تحولات خانواده، ص668-667.

[2]تحقیقات یاد شده نشان می دهد، میان بالا رفتن پایگاه اجتماعی با ارزشهای سیاسی و مذهبی، بعد خانوار با ارزشهای اقتصادی و مذهبی، میزان ارتباط پدران با گروه هم سالان با ارزشهای سیاسی، میزان استفاده پدران از وسایل ارتباط جمعی با ارزشهای اجتماعی و هنری، میزان استفاده پدران از اوقات فذاغت با ارزشهای علمی و سیاسی، میزان ارتباط پسران با گروه های همسالان با ارزشهای اجتماعی پسران و پدران، منطقه سکونت با ارزشهای هنری، میزان اختلاف سن پدران و پسران با ارزشهای علمی و اقتصادی و میزان تجصیلات پدران با ارزشهای هنری ارتباط معنادار وجود دارن.(عصاره، ص68)

[3]همان.


صفحه 69

راههاى پيشگيرى و درمان آسيب‌هاى فرهنگى

- ارائۀ الگوهاى مناسب و مطابق با ارزشها و باورهاى دينى و اعتقادى در قالب قابل قبول به جوانان و نوجوانان؛

- ايجاد ارتباطات دوستانه و عميق و ابراز محبّت با همۀ اعضاى خانواده؛

- بازنگرى در شيوه‌هاى برخورد با مسائل جوانان و نوجوانان و درك مسائل و مشكلات آنان؛

- شناخت دقيق و عميق نسبت به ويژگى‌ها، نيازها و روحيات جوانان و نوجوانان؛

- ايجاد شرايط مطلوب براى درك متقابل والدين و نوجوانان و جوانان؛

- آشنايى والدين با تكنيك‌هاى جديد و كاربرد تكنولوژى روز مانند كامپيوتر، اينترنت و....

پرسش

1. تغيير در الگوپذيرى خانواده را توضيح داده، و از قرآن مثال بزنيد.

2. منظور از دوستى‌هاى نامتعارف چيست‌؟ برخى از آثار منفى آن را نام ببريد.

3. مهمترين عامل گرايش به دوستان ناباب و فرار از خانه را بيان كنيد.

4. تعارضات فرهنگى يعنى چه‌؟ بيان امام على (ع) در اين باره چيست‌؟

5. فاصله فرهنگى را بيان كرده و بيان كنيد بين پدران و پسران بيشتر در چه زمينه‌هايى فاصلۀ فرهنگى وجود دارد؟

6. راههاى پيشگيرى و درمان آسيب‌هاى فرهنگى را نام ببريد.


صفحه 70

درس هشتم: آسيب‌هاى جسمى

اهداف درس

فراگير پس از فراگيرى اين درس مى‌بايست بتواند:

1. بيماريها و معلوليت‌ها را به عنوان يكى از آسيب‌هاى جسمى خانواده‌ها بشناسد و تعريف كند.

2. جانباز را شناخته و توضيح دهد كه جانباز چه كسى است.

3. نقش خانواده را در سلامت روانى جانباز دانسته و بيان كند.

4. راههاى پيشگيرى و درمان آسيب‌هاى جسمى را شناخته و در مواقع لزوم از آنها استفاده نمايد.

آسيب‌هاى جسمى

بيمارى‌ها

از آسيب‌هاى مؤثر در خانواده، بيمارى‌ها و معلوليت‌هاى جسمانى است كه سازگارى جدى اعضاى خانواده را مى‌طلبد و در صورت عدم سازگارى اعضاى خانواده ممكن است فضاى خانه به فضاى سرد عاطفى تبديل شود و ادامۀ زندگى در آن غير ممكن و يا به سختى ادامه يابد. بيماريهاى صعب العلاج و يا لاعلاج فراوانى وجود دارد كه به عنوان آسيب‌هاى جسمى مى‌توانند فضاى گرم و صميمى خانواده را به جهنمى از غم و اندوه و ناسازگارى تبديل كنند.

نازايى و عقيم بودن زن و مرد از اين گونه موارد محسوب مى‌شود؛ چرا كه فرزنددار شدن نوعى كمال در مرد و شكوفايى استعداد زن محسوب مى‌گردد و نبود آن مشكل جدى خانواده محسوب مى‌شود و ممكن است حل ناشدنى باقى بماند. ويژگى‌هاى ظاهرى و زيباشناختى نيز مسئله مهمى در خانواده است كه ممكن است در اثر عوارض پس از ازدواج و حوادث زندگى و بيماريهاى خاص پديد آيد.


صفحه 71

البته در اين موارد معمولاً زنان با بردبارى و استوارى تا آخرين نفس براى نجات خانواده تلاش مى‌كنند. آنان در طول زمان به سبب وحشت از آبروريزى و پرهيز از رسوايى دم فرو مى‌بندند و با شرايط خوى مى‌گيرند و مشكلات جسمانى شديدى را متحمل مى‌شوند، اما گاه نيز راه طلاق يا ناسازگارى را پيش مى گيرند و يا ممكن است به رفتارهاى نابه‌هنجار ديگرى كشيده شوند. در اين وضعيت اركان خانواده، به سستى و تزلزل مى‌گرايد و خانه به محيط ناامن تبديل مى‌شود.

در اين گونه خانواده‌ها، سرنوشت كودكان به گونه‌اى نامطلوب و خطرناك رقم مى‌خورد و زمينۀ بزهكارى بر اثر همانند سازى با والدين در آنان فراهم مى‌شود. در شرايط حاد، در صورتى كه نتوان خانواده را از اين آسيب‌ها و فروپاشى نجات داد، نجات كودكان از محيط فاسد خانواده و پيشگيرى از زوال اخلاقى و اجتماعى ضرورى است. به هر حال آسيب‌هاى جسمى را در دو بخش معلوليت و جانبازى با توجه به شيوع و ابتلاى بيشتر جامعه به آنها به اختصار بررسى مى‌كنيم.

معلوليت‌ها

در هيچ دورانى مانند عصر حاضر، جوامع با مشكلات و مسائل معلوليت و آثار سوء ناشى از عدم چاره‌جويى براى نيازهاى معلولان روبه‌رو نبوده است. آمارها نشان مى‌دهد همه ساله بر تعداد معلولين افزوده مى‌شود و خطر از هم پاشيدگى خانواده‌هاى اين افراد آسيب ديده را تهديد مى‌كند و ياس و سرخوردگى و افسردگى بر بسيارى از اين معلولين و خانواده‌هايشان سايه مى‌افكند. بنابر تخمين سازمان بهداشت جهانى 10% جمعيت كرۀ زمين دچار معلوليت جسمى مى‌باشند.[1]چنانچه اين ملاك را دربارۀ ايران بپذيريم حدود تقريبى معلولين ايران بالغ بر هفت ميليون نفر مى‌باشد.

قهر طبيعت چون زلزله، آتشفشان، طوفان، سيل، خشكسالى و همچنين سهل‌انگارى‌هاى انسان در جامعه به صورت آتش سوزى، سقوط از بلندى، مسموميت‌ها، عوارض بيمارهاى

[1]علی اسلامی نسب، ص52.