بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 74

همچنين خيلى از مواقع معلوليت‌ها بر وضع اقتصادى خانواده مؤثر است به طورى كه مادر خانواده مجبور به كار در خارج از خانه مى‌گردد؛ زيرا ذخيرۀ خانواده بالاخره روزى به پايان مى‌رسد، و از كار افتادگى معلول و يا اشتغال نيمه مؤثر او جوابگوى نيازهاى اقتصادى خانواده نيست و ده‌ها آثار منفى ديگر به ويژه آثار سوء روحى روانى كه هم براى خود فرد معلول و هم براى اطرافيان به بار مى‌آورد گردد و هر كدام به تنهايى قادر است يك خانواده گرم و صميمى را از پاى درآورد و موجب از هم پاشيدگى آن گردد. در درس‌هاى آينده به برخى از آثار روحى روانى معلوليت مى‌پردازيم.

تعريف جانباز

«جانباز عنوان ايثارگرانى است كه در جريان تكوين و شكوفايى انقلاب اسلامى، طول جنگ تحميلى و حفظ و حراست از دستاوردهاى ارزشمند آن، از تعرض و تجاوز عوامل داخلى و خارجى و يا هرگونه حوادث ناشى از آن به اختلالات و نقصان‌هاى عارضى جسمى و روانى دچار شده‌اند، كه در نتيجه در روند زندگى فردى و اجتماعى با محدوديت‌هايى ناشى از نقصان‌ها و اختلالات عارضى روبه‌رو هستند و تحت پوشش بنياد شهيد و امور ايثارگران انقلاب اسلامى قرار گرفته‌اند.»[1]

جانباز براى رفع نياز روحى و كشش الهى دست از نيازهاى مادون كشيده است. او با هدف و عشق به شهادت و شايد با اين اميد كه هرگز به مادون برنگردد، پاى در ميدان ايثار و جانبازى نهاده امّا به هر حال اكنون با نقص عضو و اختلال در عملكرد بدنى در ميان ما حاضر است و به زندگى توأم با درد و رنج خويش ادامه مى‌دهد.

از سوى ديگر او هر چند براى اعتلاى خود، تحقق خود و تكامل انسانى خويشتن گام در اين راه نهاده، ولى از نيازهاى جسمى، روانى و روحى خود با اطلاع بوده، و تا حدودى روش‌هاى برخوردارى را نيز مى‌دانسته، ولى آگاهانه روى به نيازهاى عالى‌تر داشته است.

يعنى خواستار تحقق استعدادهاى بالقوه خود و شناخت و فهم لذائذ معنوى بوده است.

[1]علی اسلامی نسب، ص27 و 28.


صفحه 75

بنابراين، جانباز به لحاظ اينكه يك انسان تعالى طلب و تكامل خواه است، به نيازهاى متعالى، معنوى و استكمالى مى‌انديشد. به همين دليل جانبازان مراقبند تا مبادا فشار رنج‌ها، سختى‌ها، دردهاى جسمى و روانى، مشكلات مالى و اقتصادى، برخوردهاى اجتماعى غلط و از اين قبيل موارد باعث ايجاد ترديد در ايمانشان شود و همواره به شكلى قاطعانه خود را در طريق عقل و ايمان حفظ مى‌كنند و از محيط هايى كه توليد مشكلات ارتباطى، اخلاقى مى‌كند، به منظور پيشگيرى از خسران فردى دورى مى‌گزينند.

اما با حفظ همۀ تقدّسى كه جامعۀ ما براى آن عزيزان قائل است، به ناچار با يك رويكرد واقع بينانه به قضيه جانبازى، اين مورد را نيز بايد به عنوان يكى از آسيب‌هاى خانواده مورد توجه قرار داد و با آن برخورد منطقى نمود.

نقش خانواده در سلامت روانى معلول و جانباز

خانواده محل بازتاب احساسات است. رابطه معلول با پدر و مادر، همسر و بقيۀ اعضاى خانواده و حتى دوستانش جزء انفكاك‌ناپذير از زندگى وى مى‌باشد. نقش خانواده، دوستان و اطرافيان معلول در پيشگيرى و يا كاهش تنش‌هاى روانى و از جمله افسردگى انكارناپذير است. طرز تلقى ديگران، به خصوص والدين، خواهران، برادران و نزديكان شخص معلول دربارۀ نارسايى‌هاى جسمى او بسيار مهم است. پذيرش نقص جسمانى به گونه‌اى رضايت بخش از سوى خانواده و جامعه به مقدار زيادى به روابط خانوادگى و طرز تلقيات فرهنگى دربارۀ مسائل مربوط به ساختار بدن انسان مربوط مى‌شود. محيط نيز از نظر فرهنگ اجتماعى داراى اهميّت ويژه‌اى است. نگاه ارزشى ويژه به توانايى‌هاى جسمى در فرهنگ محلّى بيمار عامل مؤثر در آيندۀ اوست. تعصباتى كه فرهنگ‌هاى خاص دربارۀ صحّت اعضاى بدن، عدم اتكا به ديگران و جذابيت دارند، در طرز تفكر افراد جامعه و ارتباط آنان با افراد معلول مؤثر خواهد بود.

بنابراين خانواده، دوستان و اطرافيان مى‌توانند با برخورد صحيح و منطقى خود فرد معلول را در پذيرش روانى معضل معلوليت و پيشگيرى از اختلالات روانى مانند افسردگى كمك كنند و براى زندگى جديد با شرايط جسمى خود آماده نمايند.


صفحه 76

راههاى پيشگيرى و درمان

1. تلاش در جهت شناخت بيمارى‌ها و مشكلات جسمى پيش آمده و اقدام منطقى جهت رفع يا بهبود آن؛

2. پذيرش و سازگارى با مشكل جسمى به منظور پيشگيرى از فروپاشى خانواده و نجات فرزندان از زوال اجتماعى و اخلاقى؛

2. اقدامات فورى و بجاى پزشكى به محض آشكار شدن يكى از نشانه‌هاى بيماريهاى جسمى صعب العلاج و خطرناك؛ مانند بيماريهاى عروقى، عفونت‌ها، تومورها و...؛

4. آماده كردن ديگر اعضاى خانواده، اطرافيان و دوستان نزديك جهت پذيرش عادى و طبيعى مشكلات پيش آمده؛

5. انجام اقدامات تأمينى مانند بيمه‌هاى اجتماعى و تكميلى خانواده به منظور كاستى از ضربات اقتصادى پس از بيمارى و معلوليت؛

6. ايجاد ارتباط معقول، منطقى و صميمى بدون ابراز حسّ ترحّم با بيمار، معلول و جانباز به منظور كاهش فشارهاى روانى ناشى از بيمارى و معلوليت و پيشگيرى از افسردگى آنها.

پرسش

1. بيماريها و معلوليت‌ها چگونه به‌عنوان يك آسيب خانوادگى شناخته مى‌شوند توضيح دهيد.

2. معلول از نظر سازمان بهداشت جهانى چه كسى است‌؟

3. انواع معلولين را نام برده، توضيح دهيد.

4. آثار معلوليت را توضيح دهيد.

5. جانباز كيست‌؟ توضيح دهيد.

6. نقش خانواده را در سلامت روانى معلول و جانباز توضيح دهيد.


صفحه 77

درس نهم: آسيب‌هاى روانى

اهداف درس

فراگير پس از ارائه درس بايد بتواند:

- شناخت موقعيت‌هاى استرس زا را شناخته و تبيين نمايد؛

- اختلالات روانى رايج جانبازان را بشناسد و بيان كند؛

- كمبود محبت به عنوان يكى از آسيب‌هاى روانى خانواده را شناخته، تعريف كند؛

- يأس و نااميدى را به عنوان يكى از آسيب‌هاى روانى خانواده شناخته، تعريف كند؛

- ديدگاه اسلام را دربارۀ يأس و نااميدى بيان كند؛

- زمينه‌هاى ايجاد يأس و نااميدى را بشناسد؛

- راههاى پيشگيرى و درمان آسيب‌هاى روانى را شناخته، اقدام نمايد.

آسيب‌هاى روانى خانواده

آسيب‌هاى روانى خانواده، امروزه از مهم‌ترين آسيب‌هايى است كه هم از لحاظ شيوع و هم از لحاظ دشوارى درمان و پيشگيرى سلامت خانواده‌ها را تهديد مى‌كند. ما در اينجا ابتدا به برخى موقعيت‌هاى استرس‌زا، اختلالات روانى شايع جانبازان، سپس به آسيب‌هاى عاطفى مانند كمبود محبت، يأس و نااميدى، ناكامى‌ها و... اشاره مى‌كنيم.

موقعيت‌هاى استرس‌زا

گرچه فشار روانى تا حدى زياد يك پاسخ شخصى به محرك‌هاى محيطى است، ولى بعضى از موقعيت‌ها تقريباً در همۀ افراد فشار روانى زيادى را موجب مى‌شوند. اين موقعيت‌ها عبارتند از:


صفحه 78

1. سوانح؛ يعنى رويدادهايى كه تأثير روان شناختى آنها مربوط است به آسيب‌هاى «بدنى شديد» و احتمال «وقوع مرگ» كسانى كه پس از وقوع حوادث و سوانح شديد جان سالم به در برده‌اند، به گونه‌اى كه حتى اگر از جراحاتى كه بر آنها وارد شده است بهبود يابند، تجارب روانى ناگوارى خواهند داشت، و مى‌توان گفت: نجات از مرگ خود به خود ممكن است فشارآفرين باشد.

2. بلاهاى طبيعى؛ مانند سيل و زلزله كه ممكن است موجب از بين رفتن خانه، جان عزيزان و اموال افراد گردد.

3. جنگ‌هاى نظامى. سربازان حاضر در ميادين نبرد كه همواره در حال ترس و اضطراب اسارت، كشته و ناقص العضو شدن به سر مى‌برند.

مطالعات روان شناختى دربارۀ افرادى كه از سانحه، بلايا، جنگ نظامى و اسارت جان سالم به در برده‌اند نشان داده است كه آنان همه يا بعضى از تجارب زير را داشته‌اند:

- اضطراب مرگ و تخيل مرگ؛

- خوابهاى وحشتناك؛

- كرختى روان شناختى؛

- احساس گناه - براى رويارويى با مرگ؛

- روابط اجتماعى آسيب ديده؛

- جستجوى معنا و علت فاجعه.

4. فشارهاى روانى زودگذر؛ حوادث و بلاها مواردى هستند كه بر فرد تحميل مى‌شوند، گرچه زودگذرند، ولى در طول دورۀ تحول شخصيت هر فرد رخ مى‌نمايند؛ مانند تولد و ورود به دنياى پيچيده و مغشوش، ورود به مراكز آموزشى، سپرى شدن دوران كودكى و شروع دوره‌هاى نوجوانى و جوانى، بزرگسالى و سالخوردگى، اشتغال و ورود به دنياى كار، ازدواج، فرزنددار شدن، جدايى و دورى از فرزندان، بازنشستگى و....[1]

[1]ر.ک: دکتر حسین آزاد، ص98-93.


صفحه 79

اختلالات روانى رايج در ميان جانبازان

آسيب‌ها و اختلالات روانى، كه در جانبازان و معلولين بيشتر به چشم مى‌خورند، عبارتند از:[1]

- افسردگى؛

- اضطراب شديد؛

- اختلالات مربوط به روند خواب؛

- موج گرفتگى؛

- رفتارهاى خود تخريبى و خود انتحارى (خودكشى)؛

- ترس‌هاى مرضى؛

- پرخاشگرى؛

- اختلالات نورتيك[2]با علائم خاص؛

- اختلالات جسمى منسوب به روان (دردهاى كمرى، اعضاى قطع شده، اسهال، استفراغ، تهوع)؛

- سرخوردگى؛

- سردردهاى شديد؛

- انزواطلبى؛

- فراموشكارى؛

- سرگيجه؛

- تحريك پذيرى شديد؛

- اختلال در سطح هوشيارى؛

- تغييرات شديد خلقى؛

- اختلالات بدشكلى بدن؛

- كم حوصلگى؛

- اشتغالات بيمار انگارى؛

[1]علی اسلامی نسب، ص51 و 50.

[2]اختلالات عصبی، Neurotic.


صفحه 80

- اختلالات شخصيتى؛

- جاه‌طلبى بيمار گونه؛

- احساس كهترى؛

- تعارض با خويشتن؛

- اختلال در تصوير ذهنى از خود؛

- اختلال در تصوير بدنى از خود؛

- اختلال ادراكى از خود.

كمبود محبت

از ديگر نيازهاى اساسى انسان نيازهاى عاطفى است. بسيارى از اختلالات و نارسايى‌هاى شخصيتى، خلقى و رفتارى در بى توجهى به اين نياز اساسى و كمبود آن ريشه دارد، كه به عنوان يكى از آسيب‌هاى جدى خانواده مورد توجه آسيب شناسان قرار گرفته است و ما به اختصار به بررسى آن مى‌پردازيم:

همۀ انسانها نيازمند محبت، عاطفه و توجه ديگرانند و همچنين نيازمندند كه براى پرورش كمالات انسانى در خود، به ديگران محبّت كنند و ديگران را از عاطفه و توجه خويش بهره‌مند سازند. البته در بعضى شرايط و نسبت به برخى افراد اين نياز به صورت شديدترى مطرح است و ارضاى آن در اين شرايط به اين افراد مستلزم توجه و تأكيد بيشترى است.

بيماران، ايتام، كهن سالان، كودكان، فقرا و ناتوانان و كسانى كه از مايه‌هاى عاطفى بيشترى برخوردارند، مثل هنرمندان و زنان و كسانى كه به علت سختى شرايطى كه در آن واقع شده‌اند عواطفشان جريحه‌دار شده، نياز به توجه عاطفى بيشترى دارند. اسلام نيز به عنوان دينى جامع به اين نياز اساسى توجه كافى مبذول داشته است و تربيت انسان‌هايى حساس نسبت به نيازهاى عاطفى ديگران را وجهۀ همّت خويش قرار داده و از طرق مختلف ايجاد نگرش صحيح به مسئله ترغيب آنان و نيز ارائه الگوهاى عملى كوشيده است براى برآوردن اين نياز اساسى بسترهاى مناسب را فراهم آورد.[1]

[1]جمعی از مولفان، روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص356-355.


صفحه 81

پيامبر اعظم6دربارۀ محبت به همسر و فرزندان مى‌فرمايد: «اين سخن مرد كه به همسرش بگويد: واقعاً تو را دوست دارم هرگز از دل زن بيرون نمى‌رود.»[1]

و نيز مى‌فرمايد:

كسى كه وارد بازار شود و هديه‌اى براى خانواده خود بخرد... بايد به دختران قبل از پسران هديه بدهد، زيرا كسى كه دخترش را شاد كند مانند اين است كه بنده‌اى از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است.[2]

و امام صادق (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

«همانا بهترين شما كسى است كه براى همسرش بهتر است.»[3]و يا «همسرانتان را دوست بداريد.»[4]

به هر حال در منابع اسلامى موارد بسيارى وجود دارد كه به طور مستقيم و غير مستقيم ما را نسبت به آسيب‌هاى عاطفى به ويژه در خانواده توجه داده است و رسيدگى و محبت به عموم افرادى كه نيازمند به محبت هستند، به ويژه اعضاى خانواده را توصيه كرده است.

عيادت بيماران، توجه به سالمندان، دستگيرى مستمندان، اكرام يتيمان و... از جمله مواردى هستند كه درباره آنها تأكيد بسيار شده است.

يأس و نا اميدى

يأس و نا اميدى از آسيب‌هاى جدى روانى و اخلاقى است كه در صورت ورود در خانواده خسارات و ضربات آن ممكن است قابل جبران نباشد. به دليل اهميت موضوع، ابتدا تعريف اميد و نا اميدى و پس از آن زمينه‌هاى ايجاد يأس و نااميدى و در نهايت برخى از راههاى درمان و پيشگيرى از آن را بيان مى‌كنيم.

تعريف اميد:[5]«اميد يعنى تجسم كردن روزهاى خوب در آينده، قبول داشتن تماميت

[1]وسایل الشیعهف ج20، باب3، حدیث24930، ص23.

[2]همان، ج15، ص227.

[3]بحارالانوار، ج103، باب59، حدیث7.

[4]همان، حدیث16.

[5]علی اسلامی نسب، ص249-248.