درس نهم: آسيبهاى روانى
اهداف درس
فراگير پس از ارائه درس بايد بتواند:
- شناخت موقعيتهاى استرس زا را شناخته و تبيين نمايد؛
- اختلالات روانى رايج جانبازان را بشناسد و بيان كند؛
- كمبود محبت به عنوان يكى از آسيبهاى روانى خانواده را شناخته، تعريف كند؛
- يأس و نااميدى را به عنوان يكى از آسيبهاى روانى خانواده شناخته، تعريف كند؛
- ديدگاه اسلام را دربارۀ يأس و نااميدى بيان كند؛
- زمينههاى ايجاد يأس و نااميدى را بشناسد؛
- راههاى پيشگيرى و درمان آسيبهاى روانى را شناخته، اقدام نمايد.
آسيبهاى روانى خانواده
آسيبهاى روانى خانواده، امروزه از مهمترين آسيبهايى است كه هم از لحاظ شيوع و هم از لحاظ دشوارى درمان و پيشگيرى سلامت خانوادهها را تهديد مىكند. ما در اينجا ابتدا به برخى موقعيتهاى استرسزا، اختلالات روانى شايع جانبازان، سپس به آسيبهاى عاطفى مانند كمبود محبت، يأس و نااميدى، ناكامىها و... اشاره مىكنيم.
موقعيتهاى استرسزا
گرچه فشار روانى تا حدى زياد يك پاسخ شخصى به محركهاى محيطى است، ولى بعضى از موقعيتها تقريباً در همۀ افراد فشار روانى زيادى را موجب مىشوند. اين موقعيتها عبارتند از:
1. سوانح؛ يعنى رويدادهايى كه تأثير روان شناختى آنها مربوط است به آسيبهاى «بدنى شديد» و احتمال «وقوع مرگ» كسانى كه پس از وقوع حوادث و سوانح شديد جان سالم به در بردهاند، به گونهاى كه حتى اگر از جراحاتى كه بر آنها وارد شده است بهبود يابند، تجارب روانى ناگوارى خواهند داشت، و مىتوان گفت: نجات از مرگ خود به خود ممكن است فشارآفرين باشد.
2. بلاهاى طبيعى؛ مانند سيل و زلزله كه ممكن است موجب از بين رفتن خانه، جان عزيزان و اموال افراد گردد.
3. جنگهاى نظامى. سربازان حاضر در ميادين نبرد كه همواره در حال ترس و اضطراب اسارت، كشته و ناقص العضو شدن به سر مىبرند.
مطالعات روان شناختى دربارۀ افرادى كه از سانحه، بلايا، جنگ نظامى و اسارت جان سالم به در بردهاند نشان داده است كه آنان همه يا بعضى از تجارب زير را داشتهاند:
- اضطراب مرگ و تخيل مرگ؛
- خوابهاى وحشتناك؛
- كرختى روان شناختى؛
- احساس گناه - براى رويارويى با مرگ؛
- روابط اجتماعى آسيب ديده؛
- جستجوى معنا و علت فاجعه.
4. فشارهاى روانى زودگذر؛ حوادث و بلاها مواردى هستند كه بر فرد تحميل مىشوند، گرچه زودگذرند، ولى در طول دورۀ تحول شخصيت هر فرد رخ مىنمايند؛ مانند تولد و ورود به دنياى پيچيده و مغشوش، ورود به مراكز آموزشى، سپرى شدن دوران كودكى و شروع دورههاى نوجوانى و جوانى، بزرگسالى و سالخوردگى، اشتغال و ورود به دنياى كار، ازدواج، فرزنددار شدن، جدايى و دورى از فرزندان، بازنشستگى و....[1]
[1]ر.ک: دکتر حسین آزاد، ص98-93.
اختلالات روانى رايج در ميان جانبازان
آسيبها و اختلالات روانى، كه در جانبازان و معلولين بيشتر به چشم مىخورند، عبارتند از:[1]
- افسردگى؛
- اضطراب شديد؛
- اختلالات مربوط به روند خواب؛
- موج گرفتگى؛
- رفتارهاى خود تخريبى و خود انتحارى (خودكشى)؛
- ترسهاى مرضى؛
- پرخاشگرى؛
- اختلالات نورتيك[2]با علائم خاص؛
- اختلالات جسمى منسوب به روان (دردهاى كمرى، اعضاى قطع شده، اسهال، استفراغ، تهوع)؛
- سرخوردگى؛
- سردردهاى شديد؛
- انزواطلبى؛
- فراموشكارى؛
- سرگيجه؛
- تحريك پذيرى شديد؛
- اختلال در سطح هوشيارى؛
- تغييرات شديد خلقى؛
- اختلالات بدشكلى بدن؛
- كم حوصلگى؛
- اشتغالات بيمار انگارى؛
[1]علی اسلامی نسب، ص51 و 50.
[2]اختلالات عصبی، Neurotic.
- اختلالات شخصيتى؛
- جاهطلبى بيمار گونه؛
- احساس كهترى؛
- تعارض با خويشتن؛
- اختلال در تصوير ذهنى از خود؛
- اختلال در تصوير بدنى از خود؛
- اختلال ادراكى از خود.
كمبود محبت
از ديگر نيازهاى اساسى انسان نيازهاى عاطفى است. بسيارى از اختلالات و نارسايىهاى شخصيتى، خلقى و رفتارى در بى توجهى به اين نياز اساسى و كمبود آن ريشه دارد، كه به عنوان يكى از آسيبهاى جدى خانواده مورد توجه آسيب شناسان قرار گرفته است و ما به اختصار به بررسى آن مىپردازيم:
همۀ انسانها نيازمند محبت، عاطفه و توجه ديگرانند و همچنين نيازمندند كه براى پرورش كمالات انسانى در خود، به ديگران محبّت كنند و ديگران را از عاطفه و توجه خويش بهرهمند سازند. البته در بعضى شرايط و نسبت به برخى افراد اين نياز به صورت شديدترى مطرح است و ارضاى آن در اين شرايط به اين افراد مستلزم توجه و تأكيد بيشترى است.
بيماران، ايتام، كهن سالان، كودكان، فقرا و ناتوانان و كسانى كه از مايههاى عاطفى بيشترى برخوردارند، مثل هنرمندان و زنان و كسانى كه به علت سختى شرايطى كه در آن واقع شدهاند عواطفشان جريحهدار شده، نياز به توجه عاطفى بيشترى دارند. اسلام نيز به عنوان دينى جامع به اين نياز اساسى توجه كافى مبذول داشته است و تربيت انسانهايى حساس نسبت به نيازهاى عاطفى ديگران را وجهۀ همّت خويش قرار داده و از طرق مختلف ايجاد نگرش صحيح به مسئله ترغيب آنان و نيز ارائه الگوهاى عملى كوشيده است براى برآوردن اين نياز اساسى بسترهاى مناسب را فراهم آورد.[1]
[1]جمعی از مولفان، روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص356-355.
پيامبر اعظم6دربارۀ محبت به همسر و فرزندان مىفرمايد: «اين سخن مرد كه به همسرش بگويد: واقعاً تو را دوست دارم هرگز از دل زن بيرون نمىرود.»[1]
و نيز مىفرمايد:
كسى كه وارد بازار شود و هديهاى براى خانواده خود بخرد... بايد به دختران قبل از پسران هديه بدهد، زيرا كسى كه دخترش را شاد كند مانند اين است كه بندهاى از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است.[2]
و امام صادق (ع) در اين باره مىفرمايد:
«همانا بهترين شما كسى است كه براى همسرش بهتر است.»[3]و يا «همسرانتان را دوست بداريد.»[4]
به هر حال در منابع اسلامى موارد بسيارى وجود دارد كه به طور مستقيم و غير مستقيم ما را نسبت به آسيبهاى عاطفى به ويژه در خانواده توجه داده است و رسيدگى و محبت به عموم افرادى كه نيازمند به محبت هستند، به ويژه اعضاى خانواده را توصيه كرده است.
عيادت بيماران، توجه به سالمندان، دستگيرى مستمندان، اكرام يتيمان و... از جمله مواردى هستند كه درباره آنها تأكيد بسيار شده است.
يأس و نا اميدى
يأس و نا اميدى از آسيبهاى جدى روانى و اخلاقى است كه در صورت ورود در خانواده خسارات و ضربات آن ممكن است قابل جبران نباشد. به دليل اهميت موضوع، ابتدا تعريف اميد و نا اميدى و پس از آن زمينههاى ايجاد يأس و نااميدى و در نهايت برخى از راههاى درمان و پيشگيرى از آن را بيان مىكنيم.
تعريف اميد:[5]«اميد يعنى تجسم كردن روزهاى خوب در آينده، قبول داشتن تماميت
[1]وسایل الشیعهف ج20، باب3، حدیث24930، ص23.
[2]همان، ج15، ص227.
[3]بحارالانوار، ج103، باب59، حدیث7.
[4]همان، حدیث16.
[5]علی اسلامی نسب، ص249-248.
خود، زيستن به طور سالم و داشتن يك زندگى با مفهوم.» (ميلر)
در يك تعبير ديگر، «اميدوارى حالت خاص، شبيه پيش بينى يك حالت و موقعيت خوب و خوشحال كننده است.»[1]
نا اميدى: اگر فرد ياد بگيرد كه نمىتواند به طور واقعى مؤثر باشد، در تمام حالتهاى رفتارى خود احساس واماندگى و شك مىنمايد. طبق نظريۀ اشنايدر، نا اميدى حالت تكان دهندهاى است كه با احساس عدم امكان و احساس ناتوانى و بى علاقگى به زندگى آشكار مىشود و فرد در اثر آن به شدت غير فعال شده و نمىتواند موقعيتهاى زندگى را بسنجد و در نتيجه اين مشكلات قدرت تطبيق با تغييرات زندگى را ندارد، مشكلات زندگى و عدم سازگارى با عوامل فشارآورنده (استرسها) فرد را در زندگى گرفتار مىنمايد. با گذشت زمان فرد از يك جريان زندگى طبيعى همواره بيشتر فاصله گرفته و در پارهاى موارد حتى به خودكشى كشيده مىشود.
اسلام و نا اميدى: اسلام همواره از نوميدى و يأس به عنوان گناه بزرگ و يك امر قبيح و زشت ياد كرده و مسلمانان را نسبت به آن برحذر داشته است.
تا آنجا كه نوميدى و يأس از پروردگار و رحمت الهى را از گناهان كبيره قلمداد مىكند.
چون سبب يأس از پروردگار عالم و اعتقاد نداشتن به قدرت و كرم و رحمت بى پايان اوست و در قرآن كريم آن را از صفات كفار قرار داده و مىفرمايد: «نااميد از رحمت الهى نمىشود مگر كسى كه كافر است.»[2]
از نظر اسلام يأس از رحمت خداوند گناه بزرگى است؛ زيرا گناهى كه از كسى سر مىزند تا وقتى كه مأيوس نباشد، ممكن است در صدد توبه برآمده، با استغفار آمرزيده شود، ولى شخص مأيوس آمرزيده شدنى نمىباشد. او اميدى به مغفرت و آمرزش خدا ندارد تا توبه نمايد. از اين گذشته يأس سبب جرأت بر جميع گناهان مىشود؛ زيرا فرد مىگويد: من كه معذب خواهم بود، پس چرا خودم را از شهوت دنيا محروم نمايم؟
بنابراين، اسلام همواره توصيه مىكند كه اميدوار باشيد و با اميد به رحمت خدا بميريد.
بيماران روانى نااميد مىشوند، نااميدى نيز ضعف توليد مىكند و ضعف نوميدى مضاعف را و اين دور انسان را به گرداب نابودى هدايت مىكند.
[1]همان، ص249.
[2]سوره12، آیه87.
زمينههاى ايجاد يأس و نااميدى
يأس و نااميدى ممكن است ناشى از عوامل متعددى باشد كه تنها به دو مورد از آنها كه با خانواده و زندگى خانوادگى ارتباط بيشترى دارد، اشاره مىكنيم:
1. دوران كودكى: كودكانى كه به طور مرتب و مكرر تنها مىمانند، چون در زمان كودكى از نظر قدرت ضعيفتر از بزرگسالان هستند، احساس درماندگى مىكنند، اما بچههايى كه به وسيلۀ پدر و مادر خود به موقع و درست حمايت مىشوند، رفتار سالم و منطقى پدر و مادرشان به آنها كمك مىكند كه از توانايىهاى خود آگاه شده و در زندگى آيندۀ خود موفقيت بيشترى كسب كنند. مشكلات زندگى كودك نيز به اندازۀ مشكلات ساير ادوار زندگى واقعيت دارد و در اين دوران است كه فرد براى اولين بار طرز مقابله با مشكلات زندگى را ياد مىگيرد.
2. جدايى والدين: خانواده هايى كه به واسطۀ مرگ يا جدايى پدر و مادر از هم دچار آسيب مىشوند، يا خانوادههايى كه به سهولت آرامش خود را از دست داده، متشنج مىگردند، رشد روانى اطفال را به مخاطره مىاندازند.
از مهمترين عوامل مؤثر در ايجاد نوميدى، احساس تنهايى است كه در چنين شرايطى به وجود مىآيد و ممكن است واقعى يا ذهنى باشد. بررسىها در اين زمينه نشان داده است كه شيوع خودكشى با فقر طبقات اجتماعى و يا مشكلات مالى ارتباطى نداشته، بلكه بيشتر به احساس جدايى از اجتماع مربوط است. به عنوانمثال، خودكشى در مناطقى كه مردم دور از يكديگر زندگى مىكنند متداولتر است. بر عكس، در جاهايى كه خانواده و ساير بستگان به هم نزديك هستند كمتر ديده مىشود، همين طور خودكشى در هنگام بازنشستگى و ناتوانىهاى بدنى كه موجبات جدايى از اجتماع را فراهم مىكند شايعتر است.[1]
پيشگيرى و درمان يأس و نااميدى
برخى از نكاتى كه مىتواند در درمان يا پيشگيرى يأس و نااميدى مؤثر باشند عبارتند از:
1. اتصال و توكل به مبدأ قدرت: در امور دنيوى انسان مىبايست تصور كند كه قدرت
[1]علی اسلامی نسب، ص254.
خداوند بر همه چيز و همه كس احاطه دارد و انسان كه مخلوق خداست تحت حكومت و قدرت او بوده و مسئوليت بقا و فناى او در نهايت امر با او خواهد بود.
2. توجه به زندگى اميدواران و مأيوسان: يعنى درسآموزى از سرنوشت كسانى كه با اميد زندگى كردهاند و عاقبت به خير از دنيا رفتهاند و كسانى كه از اميد الهى بريده و با بدبختى و فلاكت و كفر از اين دنيا به آن جهان وارد شدهاند.
نمونۀ بارز اميدواران به الطاف الهى امام خمينى (ره) است كه با دست خالى نظام شاهنشاهى را سرنگون و دنيا را تحت تأثير پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى قرار داد و در نهايت هم «با قلبى مطمئن و دلى آرام» چشم از دنيا فرو بست و تا ساليان دراز آثار نيك اميدوارى آن بزرگ مرد شامل حال ملت مسلمان ايران و حتى جهانيان خواهد شد.
3. ايجاد اعتماد در خانواده: انسانها داراى نواقص بسيارى هستند. بنابراين درك متقابل ميان زن و مرد لازم است. اعتماد در خانوادههاى آسيبپذير و يا آسيب ديده، نقش هوا را از نظر حياتى بودن دارد. خانوادۀ يك فرد بيمار، معلول و يا جانباز مىبايست سراسر اطمينان قلبى و اعتماد متقابل، باورهاى اسلامى، ايمان و يقين باشد تا بدين وسيله يأس و نااميدى در خانواده رخت بربندد و خانواده همچنان محيط اميدبخش و آرامى براى رشد و شكوفايى اعضاى آن گردد.
پرسش
1. موقعيتهاى استرسزا را نام برده، آنها را تعريف كنيد.
2. هشت مورد از اختلالات روانى جانبازان را نام ببريد.
3. كمبود محبت را به عنوان يكى از آسيبهاى روانى خانواده تعريف و نظر اسلام را در اين باره بنويسيد.
4. اميد را تعريف كنيد و نقش آن را در زندگى بيان كنيد.
5. نا اميدى را تعريف كرده، توضيح دهيد كه سرانجام نوميدى چيست؟
6. ديدگاه اسلام را در مورد يأس و نااميدى بيان كنيد.
7. زمينههاى ايجاد يأس و نااميدى را توضيح دهيد.
8. راههاى پيشگيرى و درمان نااميدى را نام برده، يكى از آنها را توضيح دهيد.