درس يازدهم: آسيبهاى اجتماعى خانواده (1)
اهداف درس:
فراگير بعد از فراگيرى اين درس بايد بتواند:
- اعتياد را شناخته، عوارض آن را توضيح دهد؛
- اعتياد از نظر اسلام را بداند و توضيح دهد؛
- طلاق و آثار روانى آن را بشناسد و توضيح دهد؛
- فوت والدين را به عنوان يكى از آسيبهاى خانواده توضيح دهد؛
- كنكور را به عنوان يكى از آسيبهاى اجتماعى خانواده شناخته، توضيح دهد؛
- راههاى پيشگيرى و درمان آسيبهاى اجتماعى را شناخته، برخى از آنها را نام ببرد.
اعتياد
امروزه اعتياد به مواد مخدر به عنوان يك آسيب روانى و از اصلىترين عوامل جرمزا از آسيبهاى جدى خانواده نيز شناخته شده است. انواع اعتيادها چه در الكل و چه در ساير مواد مخدر و محركها بسيار شبيه به هم هستند و بسيارى از مشكلات و بحرانهاى خانوادگى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى معلول اين پديدۀ شوم و خطرناك است. به گونهاى كه بيشتر زندانيان كشور را متهمان و مجرمان مواد مخدر - قاچاقچيان و معتادان - تشكيل مىدهند.
تعريف اعتياد: سازمان بهداشت جهانى اعتياد را چنين تعريف مىكند: «حالت سرمستى مزمنى كه بر اثر استفادۀ مكرر از مواد مخدر و محرك (طبيعى يا مصنوعى) در فرد اختلال ايجاد مىكند.»[1]از خصوصيات بارز اعتياد ميل شديد و غير قابل كنترل براى به دست آوردن
[1]شاملو، ص275.
مواد به هر قيمتى، ازدياد مقدار استفاده آن به نحو تصاعدى و اتكاى شديد روانى و گاهى جسمانى به استفادۀ از آن مواد است.[1]
افراد معتاد به مواد مخدر نيز مانند معتادان به الكل از شرايط محيطى و خانوادگى نامساعدى بر مىخيزند.
«شين» و همكارانش وضع خانوادگى گروهى از معتادان و تعدادى افراد سالم را مقايسه كردهاند و از آنها پرسشهايى نمودند كه در جدول زير آمده است.
جدول مقايسه عوامل موجود بين گذشتۀ خانوادگى معتادان و غير معتادان[2]
رديف عوامل موجودمعتادغير معتاد 1 رابطه بين پدر و فرزند بسيار ضعيف بوده است. 88 درصد 45 درصد 2 پسر مدتى طولانى از وجود پدر برخوردار نبوده است. 48 درصد 17 درصد 3 رابطه پسر و پدر بسيار سرد بوده است. 52 درصد 13 درصد 4 رفتار پدر، خود سرمشق بدآموزى اخلاقى بوده است. 23 درصد 0 درصد 5 پدر فردى عصبى بوده و بر احساسات و رفتار خود تسلطى نداشته است 26 درصد 0 درصد 6 در دوران كودكى شخص معتاد، پدرش شغل ثابتى نداشته است. 43 درصد 0 درصد 7 پدر بسيار بدبين بوده است. 47 درصد 11 درصد 8 رابطۀ صميمى بين پدر و مادر وجود نداشته است. 97 درصد 47 درصد 9 مادر، رفتارى سلطه جويانه با كودك داشته است. 73 درصد 41 درصد 10 بعضى از مادرها سرد و بى تفاوت و نامهربان بودهاند. 23 درصد 0 درصد 11 بعضى از مادرها به شدت پرخاشگر بودهاند. 37 درصد 3 درصد 12 رابطۀ پسرها با مادرها بسيار ضعيف بوده است. 40 درصد 7 درصد 13 مادر به ديگران اعتماد نداشته است. 38 درصد 10 درصد
[1]همان.
[2]شاملو، ص279.
14 مادر بسيار بدبين بوده است. 31 درصد 7 درصد 15 هيچ طرح مشخص در تربيت كودك وجود نداشته است. 23 درصد 0 درصد 16 معيار اوليا براى رفتار كودك مهم و غير مستمر بوده است. 63 درصد 0 درصد 17 خواستههاى كودك يا با محروميت زياد پاسخ داده شده و يا ارضا شده است. 70 درصد 10 درصدبه هر حال يكى از بلاها و آسيبهايى كه خانواده و جامعه را در خطر از هم پاشيدگى قرار داده، گرفتار شدن اعضاى آن در دام اعتياد و مواد مخدر است. آمارهايى كه امروزه هم از شمار معتادان منتشر مىشود، نشانگر آن است كه جمعيت آنان در تمام جوامع رو به افزايش است.
عوارض اعتياد
اعتياد از مسائل جدى كشور در ابعاد مختلف جامعهشناسى، روانشناسى، حقوقى، اقتصادى و سياسى و... مىباشد كه علاوه بر اينكه خود يك آسيب محسوب مىشود، مىتواند زمينهساز بسيارى از آسيبهاى اجتماعى به ويژه بزهكارى زنان باشد. افراد معتاد تهديدى جدى براى حيات فردى و خانوادگى زنان و آسيبى عميق براى كيان خانواده شمرده مىشوند.
گذشته از عوارض و پيامدهاى فردى اعتياد مانند ناراحتىهاى جسمى از قبيل سوء هاضمه، سوء تغذيه، اختلالات قلبى و عروقى، اختلالات روانى شامل وابستگى روانى معتاد، كاهش هوشيارى، بى ارادگى، افسردگى و... نيز اختلالات رفتارى و اخلاقى مانند دروغگويى، پرخاشگرى، پنهان كارى، سرقت، شبنشينىها و... از عوارض سوء اعتياد است.
عمدهترين آسيب اعتياد در خانواده تأثير بر روابط عاطفى، جنسى و روانى زن و شوهر مىباشد. اعتياد شوهر به انزوا و دورى از همسر و عدم تعلق عاطفى، جر و بحث و درگيرى و نزاع بين زن و شوهر منتهى مىشود و اين مطلب تأثيرات نامطلوبى بر شخصيت فرزندان مىگذارد. اعتياد براى خانواده چيزى جز پريشان حالى و نگرانى نيست و عامل عمدۀ از بين رفتن كنترل، نظم و انضباط و ايجاد هرج و مرج و بى بندو بارى و زمينه ساز رشد و گسترش فساد در خانواده و اجتماع است.
اعتياد از نظر اسلام
در صدر اسلام و زمان ائمۀ معصوم (ع) از مواد مخدر به شكل امروزى جز شراب خبرى نبود و بدين جهت، آيات و روايات خاص در اين باره زياد به چشم نمىخورد؛ با اين حال رواياتى از پيامبر اسلام6و برخى از معصومين (ع) نقل شده كه به نوعى به اين مسئله اشاره دارد.
از جمله رسول اعظم6مىفرمايد: «زمانى فرا مىرسد كه در آن عصر از چيزى به نام بنج[1]استفاده مىكنند، كه من از آنان دورم و آنان نيز از من دور هستند.[2]
در اين حديث به طور خاص استفادۀ از بنج را پيشگويى كرده و حرمت آن را اعلام نموده است. گفتنى است كه بنج در لغت به معناى گياهى مخدر است كه در فارسى به آن بنگ مىگويند.[3]امام صادق (ع) نيز در اين باره مىفرمايد: «هر كس دختر خود را به شراب خوار بدهد قطع رحم كرده است.»[4]
بنابراين، اعتياد به عنوان يكى از آسيبهاى خانواده و جامعه هم از سوى روان شناسان، جامعه شناسان و ساير دانشمندان علوم انسانى و هم از سوى اولياى دينى مورد توجه واقع شده است و نسبت به آن هشدار لازم داده شده است كه مهمترين عامل آن خانواده است؛ يعنى زمينههاى فساد خانوادگى، ستيزۀ والدين، فقر مادى و گاهى نيز رفاه اقتصادى خانواده در ايجاد اعتياد اثرگذار مىباشد.
طلاق
طلاق از مهمترين آسيبهاى اجتماعى به ويژه خانواده به حساب مىآيد و اركان نظام خانواده را متزلزل مىسازد. طلاق مبغوضترين حلالها نزد خداوند است. آمارها نشان مىدهند كه نسبت طلاق در هر صد ازدواج 38% مىباشد.[5]
اسلام هر گونه جدايى و طلاق و از هم پاشيدگى خانواده را مكروه مىشمارد. پيامبر اعظم6در اين باره مىفرمايد: «چيزى پيش خداوند مبغوضتر از خانهاى نيست كه به وسيله جدايى (طلاق) در اسلام خراب شود.»[6]امام صادق (ع) نيز مىفرمايد: «ازدواج كنيد و هرگز طلاق ندهيد؛ زيرا عرش خداوند از وقوع طلاق مىلرزد.»[7]
[1]ظاهرا مراد از "بنج" همان ماده مخدر و خطرناک "بنگ" می باشد.
[2]مسئدرکالوسائل، ج17، ص85.
[3]ر.ک. المنجد.
[4]ر.ک:دکتر احمد بهشتی، خانواده در قرآن، ص297.
[5]ر.ک: احمد صادقی، ازدواج و بهداشت روانی، نشر نقره، 1381، ص43.
[6]حر عاملی، وسائل الشیعه، کتاب طلاق، ص114.
[7]همان.
انحلال نظام خانواده، محروميت فرزندان از محبت و عواطف والدين، در نهايت انحرافات فرزندان از آثار جدى طلاق است. در اسلام طلاق به عنوان آخرين راه حل آن هم براى زمانى كه ديگر اميدى به تداوم زندگى زناشويى نيست مطرح شده تا باب مفاسد ديگر مسدود گردد.
آثار روانى طلاق
طلاق به هر دليلى كه انجام شود، آثار روانى مخربى بر اعضاى خانواده دارد. بيمارى و رنجورى (68/94%) خستگى (70%) بى اعتمادى به ديگران، كاهش كميت و كيفيت كار، احساس شكست در زندگى (75%) نگرانى دربارۀ فرزندان، ستيزهجويى، خودكشى، انحرافات اجتماعى، نااميدى نسبت به آينده، اضطراب، دلتنگى، عصبانيت و احساس گناه و پريشانى افراد از عوارض طلاق در زن و مرد است.
فرزندان طلاق نيز با مشكلات عاطفى، اجتماعى و اقتصادى متعددى روبهرو مىشوند.
اغلب آنان از تغيير و تحولاتى كه در خانواده روى مىدهد، ناآگاه هستند. و والدين احساس مىكنند نمىتوانند اعتماد به نفس كافى به فرزند خود بدهند. هدايت فرزندان در جهت برخورد سالم با طلاق، مسئله با اهميّتى است كه كوتاهى در آن آثار زيانبارى بر كودكان دارد.
نزاعهاى زناشويى براى همۀ فرزندان سخت و ناگوار است، هر چند براى پسر بچهها تحمل اين اختلاف دشوارتر است. آنان عصبى مزاج، خودسر و نامنظم بار مىآيند و به اندازۀ دو برابر همسالان پسر گرفتار مراجع انتظامى و قضايى مىشوند.
دختران نيز مضطرب، نگران و منزوى مىشوند يا از آداب اجتماعى لازم بى بهره مىمانند.
بر اساس مطالعات انجام شده، فرزندان در سال اول جدايى والدين دچار احساس خشم، ترس، افسردگى و احساس شديد گناه مىشوند و افزون بر اينها، در دراز مدت واكنشهايى از قبيل كم شدن نمره در آزمونهاى پيشرفت هوش و فقدان الگوى مناسب براى ايفاى نقش زن يا مرد بودن از خود بروز مىدهند. و در نهايت به مشكلات عاطفى و جنسيتى و دشوارىهايى در زندگى زناشويى آينده گرفتار مىشوند.[1]
[1]سالاری فر، ص165-164.
فوت والدين
فقدان و سوگ عزيزان به ويژه والدين از آسيبهاى جدى و گريزناپذير خانواده است كه آثار سوء و زيانبار آن گاهى سالها گريبانگير اعضاى خانواده و بازماندگان مىگردد. و بر احساسات، جسم، افكار و رفتار آنها تأثير مىگذارد.
واكنشهاى احساسى: با توجه به نوع فقدان و سوگ، افراد احساسات متفاوتى را تجربه مىكنند. غمگينى، خشم، احساس گناه، اضطراب، تنهايى، خستگى، شوك و... احساساتى هستند كه افراد بر اساس وضعيت روحى خود و نوع فقدان تجربه مىكنند.
واكنشهاى جسمى: احساساتى كه بعد از فقدان به انسان دست مىدهد به طور معمول بر جسم نيز تأثير مىگذارد. اگر اين احساسات جسمى را پيش بينى كنيد، وقتى اتفاق مىافتد برايتان عجيب و تهديد كننده نخواهد بود. احساس خالى بودن معده، سفتى عضلات سينه، حساسيت زياد به صدا، تنگى نفس، ضعف عضلات، خشكى دهان و ضعف عمومى از واكنشهاى جسمى به شمار مىآيند.
واكنشهاى فكرى: پس از تجربۀ فقدان و از دست دادن عزيزان احتمالاً افكارى به ذهن انسان خطور مىكند و از اينكه متوجه مىشود ديگران نيز چنين افكارى دارند، ممكن است تعجب كند. اين افكار شامل ناباورى، سردرگمى، اشتغال ذهنى و خيالپردازى است.
واكنشهاى رفتارى: تجربۀ فقدان نيز ممكن است بر برخى از رفتارهاى روزمره تأثير بگذارد كه در صورتى كه افراد بتوانند اين تغييرات رفتارى را پيش بينى كنند، ديگر براى آنها ترسناك يا غير طبيعى جلوه نخواهد كرد.
اختلال خواب، تغيير در الگوهاى خوراكى، گوشهگيرى اجتماعى، رؤيا ديدن، تغيير در فعاليتها و يا احساس بى تفاوتى، بى حالى، بى قرارى و بى ميلى، گريه كردن و... از اختلالات رفتارى در اين زمينه محسوب مىگردند.[1]
[1]اقتباساز: کریس. ال. کلینکه، ترجمه شهرام محمدخانی، مهارت های زندگی، ج2، ص52-48.
كنكور
امروزه موضوع كنكور و رقابت براى رسيدن ورود به دانشگاه نه تنها به بحران روحى و روانى براى دانشآموزان تبديل شده و نظام آموزشى كشور را تحت الشعاع خود قرار داده است. يكى از آسيبهاى جدى روحى - روانى و اقتصادى خانوادهها محسوب مىگردد كه در صورت عدم توجه خانوادهها و عدم چاره انديشى مسئولين امر، آثار زيانبارى را در خانواده بر جاى خواهد گذاشت.
به عقيدۀ صاحب نظران اجتماعى و روانشناسى، كنكور رقابتى زيانبار است كه سالهاست موجب بروز استرس، تنش، اضطراب، ناكامى و بسيارى ديگر از مشكلات روحى - روانى در بين جوانان و خانوادههاى آنان شده است و هر ساله با توجه به افزايش جمعيت كشور اين روند با سرعت و شتاب بيشترى روبهرو است، و قشر عظيمى از نسل جوان را به ورطۀ فرو رفتن در مشكلات روحى مىكشاند.
دكتر امان قرايى مقدم مىگويد: «طبق مطالعات انجام شده ريشۀ بخشى از بزهكارىها، اعتياد، فرار از خانه و خودكشى به موضوع كنكور و عدم موفقيت در آن بر مىگردد.
تلقين كاذب اين موضوع به خانوادهها كه قبولى دانشگاه كليد خوشبختى فرزندان آنهاست و توهم غلط در اين زمينه كه حتى از دوران ابتدايى و در تمام طول 12 سال تحصيل همراه با فرد است، موجب بحران شده، آسيب آن تمام ابعاد جامعه را در بر مىگيرد و منجر به پرخاشگرى، تشنج و تنش در خانواده و جامعه مىشود.[1]
در بررسى ديگرى كه به نقل از احمد جلالى فراهانى در 33 شهر كشور توسط برخى جامعهشناسان، روى 560 نفر از كسانى كه اقدام به خودكشى كردهاند انجام شده است نشان مىدهد دليل عمدۀ اقدام به خودكشى آنها ترس از شكست در كنكور بوده است.[2]
بنابراين توجه جدى خانوادهها دربارۀ آسيب كنكور امرى ضرورى است.
[1]روزنامه ایران، 13/5/83.
[2]همان.
راههاى پيشگيرى و درمان
- توجه جدى والدين نسبت به عوارض سوء اعتياد و توجيه فرزندان توسط آنها؛
- مراقبت از رفتار فرزندان در ارتباطات اجتماعى و انتخاب دوستان آنها توسط والدين؛
- اقدام فورى درمانى در صورت ابتلاى اعضاى خانواده به اعتياد؛
- ايجاد ارتباط عاطفى، صميمى و نزديك والدين با فرزندان؛
- پرهيز از رفتار سلطه جويانه و خشن با فرزندان؛
- ارائه الگوى رفتارى مناسب براى فرزندان؛
- پرهيز از كشمكشهاى بى مورد والدين با يكديگر؛
- ايجاد اعتماد و دلگرمى در ارتباطات بين والدين؛
- پرهيز از ايجاد بدبينىها و سوء تفاهمهاى بى مورد بين والدين؛
- دقت همه جانبه در انتخاب همسر قبل از ازدواج؛
- مراجعه به متخصص و مشاور خانواده هنگام فقدان پدر، مادر و يا يكى از عزيزان؛
- پرهيز از القاى اينكه تنها راه پيروزى در زندگى قبولى ورود به دانشگاه است؛
- ايجاد اميد، نشاط و روحيۀ تلاشگرى در فرزندان؛
- ايجاد تسهيلات در حد امكان خانواده به منظور موفقيت فرزندان در كنكور.
پرسش:
1. توضيح دهيد اعتياد چگونه يك آسيب خانوادگى تلقى مىشود؟
2. اعتياد را از نظر اسلام توضيح دهيد.
3. آثار روانى طلاق را بيان كنيد.
4. فوت والدين را به عنوان يكى از آسيبهاى خانواده توضيح دهيد.
5. كنكور را به عنوان آسيب خانواده مىناميم، توضيح دهيد.
6. راههاى پيشگيرى و درمان اعتياد را نام ببريد.