بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 98

از جمله رسول اعظم6مى‌فرمايد: «زمانى فرا مى‌رسد كه در آن عصر از چيزى به نام بنج[1]استفاده مى‌كنند، كه من از آنان دورم و آنان نيز از من دور هستند.[2]

در اين حديث به طور خاص استفادۀ از بنج را پيشگويى كرده و حرمت آن را اعلام نموده است. گفتنى است كه بنج در لغت به معناى گياهى مخدر است كه در فارسى به آن بنگ مى‌گويند.[3]امام صادق (ع) نيز در اين باره مى‌فرمايد: «هر كس دختر خود را به شراب خوار بدهد قطع رحم كرده است.»[4]

بنابراين، اعتياد به عنوان يكى از آسيب‌هاى خانواده و جامعه هم از سوى روان شناسان، جامعه شناسان و ساير دانشمندان علوم انسانى و هم از سوى اولياى دينى مورد توجه واقع شده است و نسبت به آن هشدار لازم داده شده است كه مهم‌ترين عامل آن خانواده است؛ يعنى زمينه‌هاى فساد خانوادگى، ستيزۀ والدين، فقر مادى و گاهى نيز رفاه اقتصادى خانواده در ايجاد اعتياد اثرگذار مى‌باشد.

طلاق

طلاق از مهم‌ترين آسيب‌هاى اجتماعى به ويژه خانواده به حساب مى‌آيد و اركان نظام خانواده را متزلزل مى‌سازد. طلاق مبغوض‌ترين حلال‌ها نزد خداوند است. آمارها نشان مى‌دهند كه نسبت طلاق در هر صد ازدواج 38% مى‌باشد.[5]

اسلام هر گونه جدايى و طلاق و از هم پاشيدگى خانواده را مكروه مى‌شمارد. پيامبر اعظم6در اين باره مى‌فرمايد: «چيزى پيش خداوند مبغوض‌تر از خانه‌اى نيست كه به وسيله جدايى (طلاق) در اسلام خراب شود.»[6]امام صادق (ع) نيز مى‌فرمايد: «ازدواج كنيد و هرگز طلاق ندهيد؛ زيرا عرش خداوند از وقوع طلاق مى‌لرزد.»[7]

[1]ظاهرا مراد از "بنج" همان ماده مخدر و خطرناک "بنگ" می باشد.

[2]مسئدرکالوسائل، ج17، ص85.

[3]ر.ک. المنجد.

[4]ر.ک:دکتر احمد بهشتی، خانواده در قرآن، ص297.

[5]ر.ک: احمد صادقی، ازدواج و بهداشت روانی، نشر نقره، 1381، ص43.

[6]حر عاملی، وسائل الشیعه، کتاب طلاق، ص114.

[7]همان.


صفحه 99

انحلال نظام خانواده، محروميت فرزندان از محبت و عواطف والدين، در نهايت انحرافات فرزندان از آثار جدى طلاق است. در اسلام طلاق به عنوان آخرين راه حل آن هم براى زمانى كه ديگر اميدى به تداوم زندگى زناشويى نيست مطرح شده تا باب مفاسد ديگر مسدود گردد.

آثار روانى طلاق

طلاق به هر دليلى كه انجام شود، آثار روانى مخربى بر اعضاى خانواده دارد. بيمارى و رنجورى (68/94%) خستگى (70%) بى اعتمادى به ديگران، كاهش كميت و كيفيت كار، احساس شكست در زندگى (75%) نگرانى دربارۀ فرزندان، ستيزه‌جويى، خودكشى، انحرافات اجتماعى، نااميدى نسبت به آينده، اضطراب، دلتنگى، عصبانيت و احساس گناه و پريشانى افراد از عوارض طلاق در زن و مرد است.

فرزندان طلاق نيز با مشكلات عاطفى، اجتماعى و اقتصادى متعددى روبه‌رو مى‌شوند.

اغلب آنان از تغيير و تحولاتى كه در خانواده روى مى‌دهد، ناآگاه هستند. و والدين احساس مى‌كنند نمى‌توانند اعتماد به نفس كافى به فرزند خود بدهند. هدايت فرزندان در جهت برخورد سالم با طلاق، مسئله با اهميّتى است كه كوتاهى در آن آثار زيانبارى بر كودكان دارد.

نزاع‌هاى زناشويى براى همۀ فرزندان سخت و ناگوار است، هر چند براى پسر بچه‌ها تحمل اين اختلاف دشوارتر است. آنان عصبى مزاج، خودسر و نامنظم بار مى‌آيند و به اندازۀ دو برابر همسالان پسر گرفتار مراجع انتظامى و قضايى مى‌شوند.

دختران نيز مضطرب، نگران و منزوى مى‌شوند يا از آداب اجتماعى لازم بى بهره مى‌مانند.

بر اساس مطالعات انجام شده، فرزندان در سال اول جدايى والدين دچار احساس خشم، ترس، افسردگى و احساس شديد گناه مى‌شوند و افزون بر اينها، در دراز مدت واكنش‌هايى از قبيل كم شدن نمره در آزمونهاى پيشرفت هوش و فقدان الگوى مناسب براى ايفاى نقش زن يا مرد بودن از خود بروز مى‌دهند. و در نهايت به مشكلات عاطفى و جنسيتى و دشوارى‌هايى در زندگى زناشويى آينده گرفتار مى‌شوند.[1]

[1]سالاری فر، ص165-164.


صفحه 100

فوت والدين

فقدان و سوگ عزيزان به ويژه والدين از آسيب‌هاى جدى و گريزناپذير خانواده است كه آثار سوء و زيانبار آن گاهى سالها گريبانگير اعضاى خانواده و بازماندگان مى‌گردد. و بر احساسات، جسم، افكار و رفتار آنها تأثير مى‌گذارد.

واكنش‌هاى احساسى: با توجه به نوع فقدان و سوگ، افراد احساسات متفاوتى را تجربه مى‌كنند. غمگينى، خشم، احساس گناه، اضطراب، تنهايى، خستگى، شوك و... احساساتى هستند كه افراد بر اساس وضعيت روحى خود و نوع فقدان تجربه مى‌كنند.

واكنش‌هاى جسمى: احساساتى كه بعد از فقدان به انسان دست مى‌دهد به طور معمول بر جسم نيز تأثير مى‌گذارد. اگر اين احساسات جسمى را پيش بينى كنيد، وقتى اتفاق مى‌افتد برايتان عجيب و تهديد كننده نخواهد بود. احساس خالى بودن معده، سفتى عضلات سينه، حساسيت زياد به صدا، تنگى نفس، ضعف عضلات، خشكى دهان و ضعف عمومى از واكنش‌هاى جسمى به شمار مى‌آيند.

واكنش‌هاى فكرى: پس از تجربۀ فقدان و از دست دادن عزيزان احتمالاً افكارى به ذهن انسان خطور مى‌كند و از اينكه متوجه مى‌شود ديگران نيز چنين افكارى دارند، ممكن است تعجب كند. اين افكار شامل ناباورى، سردرگمى، اشتغال ذهنى و خيال‌پردازى است.

واكنش‌هاى رفتارى: تجربۀ فقدان نيز ممكن است بر برخى از رفتارهاى روزمره تأثير بگذارد كه در صورتى كه افراد بتوانند اين تغييرات رفتارى را پيش بينى كنند، ديگر براى آنها ترسناك يا غير طبيعى جلوه نخواهد كرد.

اختلال خواب، تغيير در الگوهاى خوراكى، گوشه‌گيرى اجتماعى، رؤيا ديدن، تغيير در فعاليت‌ها و يا احساس بى تفاوتى، بى حالى، بى قرارى و بى ميلى، گريه كردن و... از اختلالات رفتارى در اين زمينه محسوب مى‌گردند.[1]

[1]اقتباساز: کریس. ال. کلینکه، ترجمه شهرام محمدخانی، مهارت های زندگی، ج2، ص52-48.


صفحه 101

كنكور

امروزه موضوع كنكور و رقابت براى رسيدن ورود به دانشگاه نه تنها به بحران روحى و روانى براى دانش‌آموزان تبديل شده و نظام آموزشى كشور را تحت الشعاع خود قرار داده است. يكى از آسيب‌هاى جدى روحى - روانى و اقتصادى خانواده‌ها محسوب مى‌گردد كه در صورت عدم توجه خانواده‌ها و عدم چاره انديشى مسئولين امر، آثار زيانبارى را در خانواده بر جاى خواهد گذاشت.

به عقيدۀ صاحب نظران اجتماعى و روان‌شناسى، كنكور رقابتى زيانبار است كه سالهاست موجب بروز استرس، تنش، اضطراب، ناكامى و بسيارى ديگر از مشكلات روحى - روانى در بين جوانان و خانواده‌هاى آنان شده است و هر ساله با توجه به افزايش جمعيت كشور اين روند با سرعت و شتاب بيشترى روبه‌رو است، و قشر عظيمى از نسل جوان را به ورطۀ فرو رفتن در مشكلات روحى مى‌كشاند.

دكتر امان قرايى مقدم مى‌گويد: «طبق مطالعات انجام شده ريشۀ بخشى از بزهكارى‌ها، اعتياد، فرار از خانه و خودكشى به موضوع كنكور و عدم موفقيت در آن بر مى‌گردد.

تلقين كاذب اين موضوع به خانواده‌ها كه قبولى دانشگاه كليد خوشبختى فرزندان آنهاست و توهم غلط در اين زمينه كه حتى از دوران ابتدايى و در تمام طول 12 سال تحصيل همراه با فرد است، موجب بحران شده، آسيب آن تمام ابعاد جامعه را در بر مى‌گيرد و منجر به پرخاشگرى، تشنج و تنش در خانواده و جامعه مى‌شود.[1]

در بررسى ديگرى كه به نقل از احمد جلالى فراهانى در 33 شهر كشور توسط برخى جامعه‌شناسان، روى 560 نفر از كسانى كه اقدام به خودكشى كرده‌اند انجام شده است نشان مى‌دهد دليل عمدۀ اقدام به خودكشى آنها ترس از شكست در كنكور بوده است.[2]

بنابراين توجه جدى خانواده‌ها دربارۀ آسيب كنكور امرى ضرورى است.

[1]روزنامه ایران، 13/5/83.

[2]همان.


صفحه 102

راههاى پيشگيرى و درمان

- توجه جدى والدين نسبت به عوارض سوء اعتياد و توجيه فرزندان توسط آنها؛

- مراقبت از رفتار فرزندان در ارتباطات اجتماعى و انتخاب دوستان آنها توسط والدين؛

- اقدام فورى درمانى در صورت ابتلاى اعضاى خانواده به اعتياد؛

- ايجاد ارتباط عاطفى، صميمى و نزديك والدين با فرزندان؛

- پرهيز از رفتار سلطه جويانه و خشن با فرزندان؛

- ارائه الگوى رفتارى مناسب براى فرزندان؛

- پرهيز از كشمكشهاى بى مورد والدين با يكديگر؛

- ايجاد اعتماد و دلگرمى در ارتباطات بين والدين؛

- پرهيز از ايجاد بدبينى‌ها و سوء تفاهم‌هاى بى مورد بين والدين؛

- دقت همه جانبه در انتخاب همسر قبل از ازدواج؛

- مراجعه به متخصص و مشاور خانواده هنگام فقدان پدر، مادر و يا يكى از عزيزان؛

- پرهيز از القاى اينكه تنها راه پيروزى در زندگى قبولى ورود به دانشگاه است؛

- ايجاد اميد، نشاط و روحيۀ تلاشگرى در فرزندان؛

- ايجاد تسهيلات در حد امكان خانواده به منظور موفقيت فرزندان در كنكور.

پرسش:

1. توضيح دهيد اعتياد چگونه يك آسيب خانوادگى تلقى مى‌شود؟

2. اعتياد را از نظر اسلام توضيح دهيد.

3. آثار روانى طلاق را بيان كنيد.

4. فوت والدين را به عنوان يكى از آسيب‌هاى خانواده توضيح دهيد.

5. كنكور را به عنوان آسيب خانواده مى‌ناميم، توضيح دهيد.

6. راههاى پيشگيرى و درمان اعتياد را نام ببريد.


صفحه 103

درس دوازدهم: آسيب‌هاى اجتماعى خانواده (2)

اهداف درس:

فراگير پس از آموزش اين درس بايد بتواند:

- رقابت‌هاى ناسالم را به عنوان يكى از آسيب‌هاى اجتماعى خانواده شناخته و توضيح دهد؛

- آزادى‌هاى جنسى را به عنوان يكى از آسيب‌هاى اجتماعى خانواده بشناسد و تبيين نمايد؛

- روابط آزاد دختر و پسر را به عنوان يكى از آسيب‌هاى اجتماعى خانواده بشناسد و تبيين نمايد؛

- برخى از راههاى پيشگيرى و درمان از آسيب‌هاى اجتماعى را بشناسد و نام ببرد.

رقابت‌هاى ناسالم

امروزه بيشتر خانواده‌ها با يكديگر رقابت منفى و ناسالمى دارند. آنها بيشتر مزاياى مادى، مانند خانه‌هاى خوب، ماشين، لوازم خانه، زيور آلات و مهريۀ بالا و... را ارزشمند قلمداد مى‌كنند و براى كسب آنها با يكديگر به رقابت و مسابقه مى‌پردازند. اين رقابت و مسابقه اوّل اينكه پايه‌اى براى ايجاد تعارض و ديدگاه منفى نسبت به يكديگر مى‌گردد و به همديگر برچسب «دشمن» مى‌زنند، خود را از نظر اخلاقى برتر به حساب مى‌آورند و مرزهاى ميان خود و مخالفان را بيش از پيش محكم‌تر مى‌كنند. در نتيجه جامعۀ خود را دچار آسيب‌هاى شديداجتماعى مى‌نمايند.

دوّم اينكه، با توجه به محدوديت امكانات مالى خود و خانواده، زندگى خانوادگى خود را دچار تزلزل و فروپاشى مى‌نمايند؛ چرا كه برآوردن اين همه توقعات كه اغلب مالى و اقتصادى است متضمن هزينه‌هاى هنگفتى است كه تأمين آن در يك خانوادۀ معمولى به


صفحه 104

سختى امكان پذيراست و افراد خانواده بويژه پدر مجبور به تحمل سختى‌هاى فراوان از قبيل دو شغلى يا سه شغلى شدن و يا در صورت ضعف بنيۀ اعتقادى، تأمين اين هزينه‌هاى هنگفت از راههاى غير مشروع امكان‌پذير خواهد شد كه در هر دو صورت زندگى خانواده را با مشكلاتى روبرو خواهد ساخت.

تجربه نشان داده است، بسيارى از اختلافات خانواده‌ها، از تغييرات مكرر در دكوراسيون خانه و مدپرستى‌هاى بى مورد مانند تقليدهاى كوركورانه در تغيير مدل لباس، تعويض پى در پى زينت آلات و... سرچشمه مى‌گيرد. و دليل اين گونه رفتارها نيز اين است كه شخص بر اين باور است كه من از چه كسى كمترم، چرا فلان خانواده همه چيز داشته باشد و من نداشته باشم و... و اين طرز تفكر به بگومگوها تبديل مى‌شود و زمينۀ پيدايش اختلاف و تشديد آن و در نهايت درگيرى و... مى‌گردد.

به هر حال رقابت‌هاى ناسالم و چشم و هم چشمى‌ها به عنوان يكى از آسيب‌هاى خانواده كه ريشه در فرهنگ اجتماعى دارد، مسئله نگاه به زندگى ديگران و گرفتار شدن به مسابقه‌اى است كه هر كس مى‌خواهد از ديگرى كمتر نداشته باشد. در ميان افراد جامعه و خانواده‌ها بانوان بيشتر از ديگران در معرض اين آسيب قرار دارند كه با اين رقابت‌ها همسر خود را با توقعات بيش از اندازه، روبه‌رو ساخته و هر روز مخارج جديد و برنامه‌اى تازه براى او فراهم مى‌كنند.

آزادى‌هاى جنسى

در روايات اسلامى آمده است كه: «هر كس در شهوت‌رانى فرمان نفس را پيروى نمايد، و خواسته‌اش را برآورد، در واقع براى هلاكت نفس خود اقدام كرده است.»[1]غريزۀ جنسى در انسان، همچون غرائز ديگر براى هدف‌هاى منطقى و ضرورى به وديعت گذارده شده و استفادۀ صحيح ازآن براى استمرار نسل بشر و ادامۀ صحيح زندگى انسانها لازم و ضرورى است.

اعتدال و ميانه‌روى همراه با استفادۀ معقول و مشروع، از اين نعمت بزرگ الهى، نه تنها توليد فساد نمى‌نمايد، بلكه خود مسكن دردها و مشكلات ديگر و محركى براى تحصيل

[1]امام علی(ع)، غررالحکم، ص 683، ش1131. "من اطاع نفسه فی شهوتها فقد اعانها علی هلکتها".


صفحه 105

معاش و علم و دانش و فراهم ساختن موفقيت اجتماعى و خدمت به جامعۀ بشريت به حساب مى‌آيد؛ ولى سوء استفاده از اين نيروى پرتوان و عدم كنترل آن و برگزيدن راه افراط و نامشروع، انسانها را از مسير انسانيت خارج ساخته و در رديف حيوانات وحشى و بى شعور قرار داده، فجايع عظيم و مفاسد خطرناك را به خانواده‌ها و جامعه تحميل مى‌نمايد، كه امروزه در جهان معاصر به ويژه كشورهاى غرب و غير اسلامى آثار آن مشهود و نمودار است» و هزاران جنايات ناموسى، مالى، فرهنگى، اخلاقى و... از عوارض نامطلوب آن به شمار مى‌آيد.[1]

راز موفقيت[2]

از اهداف مهم ازدواج و تشكيل خانواده ارضاى نيازهاى جنسى زن و مرد به طور مناسب مى‌باشد. تعاليم اسلام در عين به رسميت شناختن لذت‌هاى جنسى، براى آن حدودى معين كرده است و آزادى‌هاى بى‌قيد و شرط جنسى را جايز نمى‌داند. حدود لذت‌هاى جنسى استفاده از همسر قانونى و شرعى است و خروج از اين محدوده تعدى به شمار مى‌رود؛ چنان كه در قرآن آمده است:

مؤمنان دامان خود را از آلوده شدن به بى عفتى حفظ مى‌كنند و تنها در بهره‌گيرى از همسران مجازشان، ملامت نمى‌شوند و هر كه غير از اين طلب كند، تجاوزگر است.[3]

پيامدهاى آزادى‌هاى نامشروع

بهره‌بردارى جنسى غير مشروع در اسلام حرام و بسيار مذمت شده است. قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد: «نزديك زنا نشويد كه كار بسيار زشت و بد راهى است.»[4]افزون بر آن، مجازات‌هاى سنگين و ملامت‌هاى شديدى براى آن وضع شده است.[5]

[1]علی اکبر بابازاده، زمینه های فساد در جامعه و راه درمان، ص644_643.

[2]اقتباس از، محمدرضا سالاری فر، خانواده در نگرش اسلام و روانشناس، ص106-104.

[3]مومنون، آیه7-5.

[4]اسراء، آیه32.

[5]نور، 2؛ نساء 16-15.