مباحث مى باشد.[1]
7 ـ دوره رشد و تكامل
ايـن دوره از زمان علاّمه وحيد بهبهانى (1117ـ1208ه . ق) آغاز و تا زمان مرحوم شيخ مرتضى انـصـارى (1214ـ1281ه . ق) ادامـه يـافـت . جـهـان اسـلام در طـول ايـن چـنـد سـال ، شـاهـد جـنـبـش فـقـهـى تـكـامـل يـافـتـه بـود. در ايـن دوره ، مسائل گوناگون فقهى در همه ابعاد مطرح شد. از آن جا كه فقهاى اين دوره به مرتبه والايى از تـحـقـيـق و اسـتـدلال دسـت يـافـتـه بـودنـد، فقه شيعه را به اوج شكوفايى خود رساندند. دليل شكوفايى فقه در اين دوره اين است كه :
اولاً، فـقـهـاى ايـن دوره مـسـائل مـوجـود و فـروع آن را بـه شكل شايسته اى مورد نقد و بررسى قرار دادند.
ثـانـيـاً، در هـر مـسـاءله اى ، دلايـل اجـتـهـادى آن را مـورد نـظـر داشـتـنـد. از ايـن رو، اقوال فقهاى پيشين را ملاحظه و مورد نقد و بررسى قرار دادند.
هـمـه مـحـاسـنـى كـه در دوره هـاى پيشين از آن بهره داشتند، در اين دوره جمع آمده بود و اين مرحله تاءثير عميقى در پيشرفت فقه اسلامى گذاشت .
در صـدر فـقـهـاى ايـن دوره ، اسـتـاد بـزرگ ، مـحـمـد بـاقـر بـن مـحـمـد اكـمـل ، مـعـروف به (وحيد بهبهانى) است كه محور اصلى اين جهش فكرى بود. علاوه بر آن ، ايـشـان در مـقـابل اخبارى گرى ، كه در آن زمان رواج يافته بود، ايستاد و در دفاع از اجتهاد با مبارزه پى گير، اخباريان را شكست داد.
فـقـهاى ممتاز پس از ايشان عبارتند از: سيد مهدى بحرالعلوم ، شيخ جعفر كاشف الغطاء، ميرزاى قمى ، ملاّ مهدى نراقى و شيخ محمد حسن صاحب جواهر الكلام .[2]
8 ـ دوره تدقيق و ژرف انديشى در مباحث فقهى
ايـن مـرحـله از زمـان شـيـخ انـصـارى (1214ـ1281ه . ق) آغـاز و تـا زمـان آخـونـد
[1]ادوار فقه و كيفيت بيان آن ، ص 54 ـ 56.
[2]ر.ك . بـه : ادوار فـقـه ، ص 56 ـ 60، ادوار اجـتـهـاد، ص 291ـ375؛ آشنايى با علوم اسلامى (فقه) ص 78ـ84.
خـراسـانـى (1255ـ1329ه . ق) ادامه داشت .
ايـن دوره شـاهـد حـركـت فـقـهـى عـمـيـق و مـهـمـى بـود كـه از لحـاظ دقـّت در اسـتـدلال ، تـحـوّل چـشـم گيرى در فقه پديد آورد. فقهاى اين دوره داراى بالاترين مرتبه دقت نظر بودند.
آغاز گر اين روش ، مرحوم شيخ مرتضى انصارى است كه در بحث هاى فقهى ، روح تازه اى دميد و قـافـله سـالار ديـگر محقّقان گرديد. كتاب فقهى مكاسب شاهد گويايى بر طرز فكر ايشان است كه سرشار از نظرات ژرف بينانه و مطالب ارزنده مى باشد.
اين حركت و جنبش فقهى ، كه از انديشه ناب شيخ انصارى تراوش كرد، به رشد فزاينده خود ادامه داد و در اين سير، نابغه هاى انديشمندى همچون ميرزاى شيرازى (بزرگ) ، ميرزا محمد تقى شـيرازى ، شيخ الشريعه اصفهانى و فقهاى ديگرى نيز، كه محور تحقيق و دقت نظر در مبانى فقهى و اصول استنباط به شمار مى روند، قدم به صحنه نهادند.[30]
9ـ دوره تلخيص مباحث فقهى
ايـن دوره از زمـان آخـونـد خـراسـانـى (1255ـ1329ه . ق) شـروع شـده و تـا زمـان امـام خـمـينى (1320ـ1409ه . ق) ادامه يافته است . اين دوره از حيث تلخيص بحث هاى فقهى ، ايجاز در كلام و كـوتـاهـى عـبـارات فـقـهـى ، شاهد سبكى نوين و شيوه اى بديع بوده كه به نوبه خود، اهميت بسيارى دارد. فقهاى اين دوره كتاب هاى فقهى را تلخيص و مطالب مهم آن را استخراج كرده و به تحقيقات شگفت خود آراسته و به جامعه ارائه داده اند.
از رجـال بـزرگ ايـن دوران و پـيـشـروان ايـن روش ، مـلا مـحـمـد كـاظـم خـراسـانـى صاحب كفاية الاصول است كه در تحقيق مبانى فقهى بر پايه هاى متين و عبارات كوتاه و شيوا، كوشش نموده ، مـيـان ژرف نـگـرى در اسـتدلال و توسعه در تحقيق و ايجاز در عبارت را جمع كرده است . كتاب نـاتـمـام ايـشـان (الَّلمـَعاتُ النَّيِّرَةُ فى شَرْحِ تَكْمِلَةِ التَّبْصَرَةِ) و حاشيه ايشان بر مكاسب گواه زنده اين مدّعاست .
[1]ادوار فقه ، ص 56 ـ 60، ادوار اجتهاد، ص 291ـ375؛ آشنايى با علوم اسلامى (فقه) ص 78ـ84.
از ميان فقهاى برجسته دوران تلخيص ، از سيد محمّد كاظم يزدى صاحب عروة الوثقى ، آقا ضياء الديـن عـراقى ، شيخ محمد حسين اصفهانى ، حاج شيخ عبدالكريم حائرى (مؤ سس حوزه علميه قم) ، آية الله بروجردى و سيد محسن حكيم مى توان نام برد.[1]
10ـ دوره كاربرد همه جانبه فقه
ايـن دوره از زمـان امـام خـمـيـنـى (1320 ـ 1409ه . ق) آغـاز شده و تاكنون ادامه دارد. دردوره هاى گـذشـتـه ، بـه دليـل نـبـودن حـكـومـت اسـلامـى ، زمـيـنـه اجـراى تـعـداد قـابـل تـوجـهـى از ابـواب فـقـهـى فـراهـم نـبـود. از ايـن رو، ابـواب سـيـاسـى فـقـه از قـبـيـل قـضـا و شـهـادات و حـدود و ديـات نـه تـنـهـا از اجـتـمـاع ، بـلكـه از جـدول دروس حوزه ها نيز حذف شده بود و مى رفت كه از كتاب هاى فقهى نيز حذف شود. در اين ميان ، فقيه بزرگ و مجدّد قرن ، حضرت امام خمينى (ره) ، قدم به ميدان فقاهت گذاشت . ايشان ، كه فقه را احيا كرد و آن را متحوّل ساخت ، به فقه عملى عقيده داشت و مى فرمود:
ما بايد... در صدد تحقّق فقه عملى اسلام برآييم ، و الاّ مادامى كه فقه در كتاب ها و سينه علما مستور بماند، ضررى متوجه جهانخواران نيست .[2]
حـضـرت امـام خمينى (ره) در سايه فعاليت هاى خستگى ناپذير، توانستند براى اولين بار در غيبت كبرا، حكومتى مبتنى بر فقه و ولايت فقيه تاءسيس نمايند و بر اين باور بودند كه :
حكومت در نظر مجتهد واقعى ، فلسفه تمامى فقه در تمامى زواياى زندگى بشريت است . حكومت نشان دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى ، سياسى ، نظامى و فرهنگى اسـت ... هـدف اسـاسـى ايـن اسـت كـه مـا چـگـونـه مـى خـواهـيـم اصـول مـحكم فقه را در عمل فرد و جامعه پياده كنيم و براى معضلات جواب داشته باشيم و همه تـرس اسـتكبار از همين مساءله است كه فقه و اجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند و قدرت برخورد در
[1]ر.ك . بـه : ادوار فـقـه ، ص 60ـ62؛ ادوار اجـتـهـاد، ص 399ـ403، آشـنـايـى با علوم اسلامى (فقه) ، ص 83ـ84.
[2]صحيفه نور، ج 21، امام خمينى ، ص 100 .
مسلمانان به وجود آورد.[1]
امـام خـمـيـنـى (ره) در بـيـنش ويژه فقهى خود، به نقش دو عنصر زمان و مكان عنايت داشتند و فقه شيعه را بر اين اساس پاسخگوى نيازهاى بشرى در همه اعصار مى دانستند و مى فرمودند:
اين جانب معتقد به فقه سنّتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلّف از آن را جايز نمى دانم . اجتهاد به همان سبك صحيح است . ولى اين بدان معنا نيست كه فقه اسلام پويا نيست ؛ زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند.[2]
يـكـى از مـسـائل بـسـيار مهم در دنياى پرآشوب كنونى نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميم گيرى ها است .[3]
[1]صحيفه نور، ج 21، ص 98.
[2]همان ، ص 98.
[3]همان ، ص 61.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
خلاصۀ درس
علم فقه از علوم اسلامى است كه با اسلام تولد يافته و تاكنون حيات مستمر و متسلسل داشته و در سير تكاملى خود، مراحل گوناگونى پيموده كه عبارت است از:
1 - تشريع و صدور احكام در دوران 23 سالۀ رسالت پيامبر خاتم6؛
2 - تبيين و تدوين فقه پس از رحلت پيامبر6تا آغاز غيبت كبرى امام زمان (عجلاللهفرجه) (329 ه. ق)؛
3 - تبويب و دسته بندى روايات مربوط به فقه از آغاز غيبت كبرا تا زمان شيخ طوسى (385-460 ه. ق)؛
4 - توسعۀ مسائل فقهى از طريق تفريع از زمان شيخ طوسى تا زمان علاّمه حلّى (648-726 ه. ق)؛
5 - دورۀ استدلال از زمان مرحوم ابن ادريس تا زمان محقّق حلّى؛
6 - گسترش استدلال و تنقيح مباحث فقهى از زمان علاّمه حلّى تا عصر علاّمه وحيد بهبهانى (1117-1208 ه. ق)؛
7 - تكامل فقه از طريق بررسى دلايل مسائل و مبارزه با اخبارى گرى از عصر علاّمه وحيد بهبهانى تا زمان شيخ مرتضى انصارى (1214-1281 ه. ق)؛
8 - دقت بيشتر در مبانى فقه از دورۀ شيخ انصارى تا زمان آخوند خراسانى (1255-1329 ه. ق)؛
9 - تلخيص و استخراج مطالب مهم فقه از زمان آخوند خراسانى تازمان امامخمينى (ره) (1320 - 1409 ه. ق)؛
10 - كاربرد همه جانبۀ فقه و عملى شدن آن در جامعه از طريق تشكيل حكومت اسلامى از زمان امام خمينى تاكنون
پرسش
1 - روايات مربوط به فقه در چه زمانى دسته بندى شد و انگيزۀ علما از اين كار مهم چهبود؟
2 - فرق عمدۀ دورۀ چهارم با دورۀ پيش از آن در بيان احكام دين چه بود؟
3 - علت شكوفايى فقه شيعه در زمان علاّمه وحيد بهبهانى چه بود؟
4 - فقه زمان آخوند خراسانى (ره) را با فقه زمان شيخ انصارى (ره) مقايسه كنيد.
5 - فقه زمان امام خمينى (ره) را با فقه زمان پيش از آن مقايسه نماييد.
درس سوم
آشنايى با اصطلاحات فقهى
هر علمى داراى اصطلاحات خاصى است كه در آن علم به كار مى رود. علم فقه نيز از اين قانون كـلى مـسـتـثنا نيست و اصطلاحات خاصّى براى خود دارد كه دانش پژوهان علم فقه بايد با آن ها آشنايى داشته باشند. اين اصطلاحات بر دو گونه است :
1 ـ اصـطـلاحـاتـى كـه در همه و يا بيش تر ابواب فقهى كاربرد دارد و به باب مخصوصى اختصاص ندارد؛
2 ـ اصطلاحاتى كه تنها در يك يا دو باب كاربرد دارد.
در ايـن درس ، تـنـها با اصطلاحات نوع اول آشنا مى شويم و در درس هاى آينده ، ضمن آشنايى اجمالى با هر باب فقهى ، به توضيح بعضى از اصطلاحات ويژه آن خواهيم پرداخت .
حكــم
فـرمـان و دسـتـورى كـه از يـك مـقـام صـلاحـيـت دار صـادر شـود و بـا افـعـال مـكـلّفـيـن يـا مـوضوع خارجى ارتباطى داشته باشد (حكم) خوانده مى شود. اقسام حكم عبارتند از:[1]
الف ـ حكم تكليفى
اين حكم از نوع امر و نهى و يا از نوع (رخصت)[2]است كه از شارع مقدّس صادر شده
[1]تحرير المعالم ، على مشكينى ، ص 19.
[2](رخـصـت) بـه مـعـنـاى اجـازه در فـعـل يـا تـرك يـك چـيـز اسـت ؛ يـعـنـى : عمل مورد نظر مباح است و مى توان آن را انجام داد و يا ترك كرد.