مى باشد، يا بـايد به همين احتياط واجب عمل كرد و يا مى توان در اين مساءله به مجتهد واجد الشرايط ديگر ـ الاعلم فالاعلم ـ مراجعه نمود.
تـــــذكـر: هـر گـاه در بـيـان حـكـم شـرعى از تعابيرى نظير (احتياط را ترك نكند)، (مساءله مـحـل اشـكـال اسـت) ، (مـسـاءله مـحـل تـاءمـّل اسـت) يـا (اشـكـال دارد) اسـتـفـاده شـود، مـقـصـود از ايـن تـعـابـيـر هـمـان احـتـيـاط واجـب اسـت و عمل به آن ها مانند عمل به احتياط واجب است .[1]
[1]ر.ك . به : بينش اسلامى ، سال سوم دبيرستان ، ص 134ـ135.
خلاصۀ درس
1 - «حكم» عبارت است از دستورى كه از يك مقام صلاحيت دار صادر مىشود و بر چند نوع است:
الف - احكام تكليفى كه از نوع واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح است؛
ب - احكام وضعى كه از قبيل ملكيت، زوجيت، طهارت و نجاست است.
حكم اقسام ديگرى نيز دارد؛ مانند انشايى، فعلى، واقعى و ظاهرى.
2 - واجب تقسيماتى دارد؛ از قبيل عينى، كفايى، تعبّدى و توصّلى.
3 - در فتواى مجتهد، بايد بدان عمل كرد و نمىتوان به ديگرى رجوع نمود.
4 - احتياط واجب را بايد عمل كرد، مگر اين كه به «الاعلم فالاعلم» رجوع شود.
5 - احتياط مستحب را مىتوان عمل كرد - كه خوب است و ثواب هم دارد - و مىتوان ترك كرد - كه اشكالى ندارد.
پرسش
1 - احكام تكليفى و وضعى را تعريف كنيد.
2 - اقسام واجب را نام ببريد و تفاوت واجب عينى و تعيينى را بيان كنيد.
3 - «فتوا» چيست و چه تفواتى با احتياط دارد؟
4 - در مقام عمل، احتياط واجب با احتياط مستحب چه تفاوتى دارد؟
5 - اگر احتياط مطلق باشد، راه تشخيص واجب از مستحب چيست؟
تقسيمات مسائل فقهى و گستره آن
درس چهارم
تقسيمات مسائل فقهى و گسترۀ آن
گستره فقه و جامعيت آن
عـلم فـقـه ـ هـمـان گـونـه كـه گـذشـت ـ از گـسترده ترين علوم اسلامى است كه وظايف فردى و اجتماعى و مادى و معنوى انسان را تعيين مى كند، چنان كه امام خمينى (ره) مى فرمايد:
خداى ـ تبارك و تعالى ـ به وسيله رسول اكرم6، قوانينى فرستاد كه انسان از عظمت آن ها به شگفت مى آيد؛ براى همه امور قانون و آداب آورده است ، براى انسان پيش از آن كه نطفه اش منعقد شود تا پس از آن كه به گور مى رود قانون وضع كرده است ؛ همان طور كه براى وظايف عـبـادى قانون دارد، براى امور اجتماعى و حكومتى قانون و راه و رسم دارد. حقوق اسلام يك حقوق مترقّى و متكامل و جامع است . كتاب هاى قطورى كه از ديرزمان در زمينه هاى مختلف حقوقى تدوين شـده ، از احـكـام قـضـا، معاملات ، حدود و قصاص گرفته تا روابط بين ملّتها، مقررات صلح و جـنـگ ، حـقـوق بـيـن الملل عمومى و خصوصى شمّه اى از احكام و نظامات اسلام است . هيچ موضوع حياتى نيست كه اسلام تكليفى براى آن مقرّر نداشته و حكمى درباره آن نداده باشد.[1]
بـه واقـع ، هـيـچ عـلمـى مـثل فقه ، مسائل مختلف الماهيه اى را در بر نگرفته است . اگر نماز و روزه يـا اعـتـكـاف و امـثـال آن را بـا بـيـع و اجـاره يـا اطـعـمـه و اشـربـه و قـصـاص و ديـات و امثال آن مقايسه كنيم ، كم ترين شباهتى ميان آن ها نمى يابيم . اگر مجموع ابواب فقهى را مورد مـطالعه قرار دهيم ، خواهيم ديد كه هر بخشى از فقه به يكى از جنبه هاى حيات
[1]ولايت فقيه ، امام خمينى ، ص 9.
بشرى ارتباط دارد. از ايـن رو، مـوضـوعات فقهى به جنبه هاى گوناگون زندگى بشر مربوط مى شود كه برخى از آن ها عبارت است از:
1ـ رابطه پرستش گرانه انسان با آفريدگار در مسائلى همچون نماز، روزه و اعتكاف ؛
2ـ رابـطـه انـسـان بـا خـودش در مـسائلى همانند: وجوب حفظ نفس ، حرمت اضرار به نفس و حرمت خودكشى ؛
3ـ تـعـاون و خـدمـاتـى كـه بـايـد بـا روح پـرسـتـش هـمـراه بـاشـد، مثل خمس ، زكات ، مسؤ وليت هاى اجتماعى و سياسى كه جهاد، امر به معروف و نهى از منكر از اين قبيل است ؛
4ـ روابـط انـسـان بـا طبيعت و شروط بهره مندى از آن ؛ همانند ابواب اطعمه و اشربه و صيد و ذباحه و حتى احكام البسه و امكنه و احكام ظروف و اوانى .
5ـ اولويـت هـاى افـراد نـسـبـت به يكديگر در بهره مندى از مالكيت هاى ابتدايى و بلاعوض ، از قبيل احياى موات ، زراعت ، حيازت ، مباحات ، وارث ؛
6ـ نقل و انتقال هاى اقتصادى ؛ مانند بيع ، اجاره ، جعاله ، صلح و هبه ؛
7ـ روابط و حقوق خانوادگى ؛ همچون ازدواج ، طلاق ، ظهار، لعان و ايلاء؛
8ـ حقوق قضايى ؛ همانند قضاء، شهادات ، اقرار؛
9ـ حقوق جزايى و جنايى ؛ مثل حدود، تعزيرات ، قصاص و ديات ؛
10ـ ضمانت ها؛ مانند غصب و حواله ؛
11ـ انواع شركت ها؛ از قبيل مضاربه ، مزارعه و مساقات ؛
12ـ بـعـضـى از مـوضـوعات فقهى كه داراى چند جنبه است و با جهات گوناگون ارتباط دارد؛ مـانـنـد (حـج) كـه هـم عبادت است ، هم تعاون و هم كنگره عظيم اجتماعى و سياسى يا (سبق) و (رمـايـه) كـه از نـظـر شـرط بـنـدى مـالى بـه مـسائل اقتصادى و از اين نظر كه هدف از آن ، تـمـريـن عـمـليـات سـربـازى و آمادگى براى جهاد است ، به مسؤ وليت هاى اجتماعى و سياسى مربوط مى شود.[1]
[1]ر.ك . به : آشنايى با علوم اسلامى ، بخش فقه ، ص 124ـ126.
همه اين موضوعات در تاءمين يك هدف نهايى ، كه سعادت بشر است ، مشتركند و زير مجموعه يك علم شمرده مى شوند كه به عنوان (فقه) ناميده شده است .
تقسيمات فقه
بسيارى از فقها بدون اشاره به دسته بندى ابواب فقه ، موضوعات فقهى را از كتاب طهارت شروع كرده و به كتاب حدود و ديات خاتمه داده اند.[1]
ولى عـده اى ازفـقها ـ اعمّ از سنّى و شيعه ـ ابواب فقهى را به گونه اى تقسيم و دسته بندى كرده اند كه به بعضى از آن ها در اين جا اشاره مى شود:
1ـ تقسيم به چهار بخش : عبادات ، معاملات ، احوال شخصى و مرافعات شرعى ؛
2ـ تقسيم به پنج بخش : عبادات ، عقود، جنايات ، وصايا و مواريث .[2]
3ـ تـقـسـيـم بـه دو بـخـش كـلى : عـبـادات و مـعـامـلات و تقسيم معاملات به دو بخش عقودو احكــام .[3]
4ـ مـحـقـّق حـلّى (مـتـوفاى 676ه . ق) در كتاب شرائع الاسلام ، تمامى ابواب فقه را به چهار قسمت كرده است .
الف ـ عبادات ، شامل ده باب ؛ از جمله طهارت ، صلاة و صوم ؛
ب ـ عقود، شامل نوزده باب ؛ از جمله تجارت ، اجاره و نكاح ؛
ج ـ ايقاعات ، شامل يازده باب ؛ از جمله طلاق ، جعاله ، نذر ؛
د ـ احكام ، شامل دوازده باب ؛ از جمله صيد و ذباحه ، ارث ، حدود و ديات .
شهيد اول (ره) (م 786 ه . ق) در قواعد، بدون اين كه اشاره اى به دسته بندى محقّق
[1]اصـحـاب ائّمـه7هـر كـدام دربـاره يـك موضوع ، كتاب جداگانه اى نوشته بودند؛ يكى درباره نماز و ديگرى درباره روزه ، حج و مانند آن . از اين نظر، در دوره هاى بعدى و پس از تـاءليـف جـوامع فقهى (كتاب هاى جامعى كه درباره همه ابواب فقه مطلب داشته باشد) نيز رسـم بر اين قرار گرفته است كه از ابواب فقه به عنوان (كتاب) ياد مى شود و به جاى ايـن كـه بنويسند (باب الصّلاة) يا (باب الحج) مى نويسند: (كتاب الصّلاة) يا (كتاب الحج) .
[2]ر.ك . به : موسوعة الفقه الاسلامى ، وزارت اوقاف مصر، ج 1، ص 42 (مقدمه) .
[3]ر. ك . به جوامع الفقهيه ، (مراسم ، سلاّ ر ديلمى) ، ص 627.
حلّى (ره) داشته باشد، مى گويد:
در عـلم كـلام ، اثـبـات شـده اسـت كـه كـارهـاى خدا بيهوده نيست ، بلكه داراى غرض صحيحى مى بـاشـد كـه به نفع و مصلحت بندگان خدا تمام مى شود و آن مصلحت يا جلب منفعت است و يا دفع ضرر و هر يك از اين ها يا دنيوى است و يا اخروى .
پـس اگـر غـرض از احـكام الهى دفع ضرر يا جلب منفعت اخروى باشد، (عبادت) است . و اگر غـرض ، دفـع ضـرر و يـا جـلب مـنـفعت دنيوى باشد و تحقّق آن موقوف به اجراى صيغه خاص نـبـاشـد از (احـكـام) و اگـر مـوقـوف بـه اجـراى صـيغه خاص طرفينى (طرف ايجاب و طرف قـبـول) باشد از (عقود) و اگر با اجراى صيغه يك جانبه محقّق و واقع گردد از (ايقاعات) شمرده مى شود.[1]
5ـ مـرحـوم عـلاّمـه حـلّى (مـتـوفاى 726ه . ق) نيز، كه شاگرد مرحوم محقّق است ، مجموع فقه را احـتـمـالا در چـهـار بـخـش ، عـبـادات ، عـقـود(ايـقـاعـات و احـكـام) تـقـسـيـم نـمـوده كـه دو بـخـش اول را در كـتـاب تـذكـرة الفـقـهـاء بـحـث كـرده و از دو بـخـش نـهـايـى بـه دليل ناتمام ماندن كتاب خبرى نيست .[2]
6ـ يكى از فقهاى معاصر ابواب فقه را در شش بخش دسته بندى كرده است :
الف ـ عبادات ، شامل طهارات سه گانه ، نماز، روزه ، اعتكاف ، حج و عمره و كفّارات ؛
ب ـ شـؤ ون فـردى ، شـامـل آب هـا، تـخـلّى ، نجاسات ، ظروف ، سوگندها، نذر، عهد و اطعمه و اشربه (خوردنى ها و آشاميدنى ها) ؛
ج ـ شؤ ون خانوادگى ، شامل نكاح ، طلاق ، ايلاء، تجهيز اموات و ارث ؛
د ـ امـوال شـخـصـى و چـگـونـگـى كـسـب و مـصـرف آن هـا، شـامـل احـياى موات ، صيد و ذباحه ، لُقطه ، مكاسب ، بيع ، اجاره ، وكالت ، دِين ، رهن ، ضمان ، كفالت ، غصب و...؛
ه ـ احكام مربوط به ولايت و حكومت ، شامل جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، خمس ، زكات ، حجر و سبق و رمايه ؛
[1]نـضـد القـواعـد الفـقـهـيـه ، شـهـيـد اول ، تـنـظـيـم فاضل مقداد سيورى ، ص 7.
[2]عبارت علاّمه چنين است (رتبتُ هذا الكتاب على اربع قواعد: القاعدةُ الاُولى فى العباداتِ و هـى تـشمل على ستّةِ كتبٍ)... و (القاعدة الثانية فى العقودِ فيها كتبٌ)، تذكرة الفقها، علاّمه حلّى ، ج 1، ص 2 و 462.
و ـ شؤ ون قضايى و جزايى ، شامل قضا، شهادات ، اقرار، حدود و تعزيرات ، قصاص و ديات .[1]
تـا ايـن جـا بـه شـش نـوع دسته بندى كلى از فقه اشاره كرديم . دسته بندى هاى ديگرى نيز وجود دارد كه در سال هاى اخير انجام گرفته است .[2]
تامّلى در دسته بندى ها
با بررسى اين دسته بندى ها و مقايسه عنوان بخش ها با ابواب مربوط به هر بخش ، به اين نـتـيـجـه مـى رسـيـم كـه هـيـچ كـدام از دسـتـه بـنـدى هـاى يـاد شـده جـامـع و كـامـل نـيـست و همه موضوعات فقهى را در بر نمى گيرد؛ هر يك از آنهااز جهت خاصى انجام شده كه فقط از همان جهت صحيح است از جهت ديگر، هر كدام اشكالات خاصى دارد.
بـيـش تـر فقها هيچ گونه دسته بندى خاصى از مباحث فقه ارائه نداده اند؛ زيرا سيره فقهاى اسـلام ايـن بـوده اسـت كـه ابـواب فقهى را از طهارت تا ديات به صورت يك امانت گرانبهاى سـلف صـالح ، مـورد بـحـث و بـررسـى و تـدقـيـق قـرار دهـنـد و بـه نـسل هاى بعدى تحويل نمايند. اين وظيفه مهم را به نحو احسن انجام داده اند، هر چند دسته بندى جـامـع و كـامـلى ارائه نـداده باشند. با وجود آن كه اين دسته از فقها هيچ گونه دسته بندى از ابـواب فـقـه ارائه نـداده انـد، عـلاوه بـر آن ، تـقسيم بندى هاى ارائه شده نيز بعضا خالى از اشكال نيست ، اما كسى نمى تواند گستردگى و جامعيت فقه را انكار نمايد.
در درس هـاى آيـنـده ، دسـتـه بـنـدى مرحوم محقّق حلّى را، كه بين علما مشهور است ، مبناى كار خود قرار مى دهيم و ابواب فقه را در چهار بخش عبادات ، عقود، ايقاعات و احكام به اختصار بيان مى كنيم .
[1]ر.ك . بـه : الفـقـه المـاءثور، على مشكينى ، ص 13ـ14؛ مصطلحات الفقه ، همو، ص 405ـ406.
[2]ر.ك . بـه : رسـاله نـويـن ، عـبـدالكـريم بى آزار شيرازى ، ص 54ـ61، در اين كتاب كـليـه ابـواب فـقـه بـه چـهـار بـخـش سـعـادت و خـودسـازى ، مـسـائل اقـتـصـادى ، مـسـائل خـانـواده و مـسـائل سـياسى و حقوقى تقسيم شده است . در كتاب فقه سـيـاسـى ، ابـوالفضل شكورى ،، ج 1، ص 58، مباحث فقه به شش بخش فقه تطهيرى ، فقه عـبـادى ، فـقـه مـعـاشـرت ، فـقـه اقـتـصـادى و فـقـه قـضايى و فقه سياسى و در مبادى فقه و اصـول ، عـليـرضـا فـيـض ، ص 132، بـه هـشـت بـخـش عـبـادات ، احـوال شـخصى ، احكام مدنى ، احكام جنايى ، احكام مرافعات ، احكام سياسى ، احكام بين المللى و احكام اقتصادى منقسم گرديده است .
خلاصۀ درس
1 - علم فقه از علوم وسيع و گستردهاى است كه براى تمام جوانب حيات بشر قانون دارد و همۀ مسائل عبادى، فردى، اجتماعى، حقوقى و سياسى در آن بيان شده است.
2 - عدهاى از فقها ابواب فقه را دسته بندى كردهاند، ولى دسته بندى آنها با يكديگر متفاوت است.
مشهورترين آنها تقسيمى است كه مرحوم محقّق حلّى در كتاب شرائع الاسلام ارائه دادهاند. ايشان كلّيۀ ابواب فقه را به چهار بخش عبادات، عقود، ايقاعات و احكام تقسيم كردهاند.
3 - اگر چه بيشتر دسته بندىهاى ارائه شده از ابواب فقه اشكالاتى دارد، ولى اين موجب خلل در وسعت و گستردگى علم فقه نمىگردد.
پرسش
1 - چهارنمونه از موضوعاتفقه را نام ببريد كه هركدام با يكى از ابعاد زندگى بشر مرتبطباشد.
2 - سه نمونه از تقسيمات فقه را نام ببريد.
3 - محقق حلّى (ره) فقه را به چند بخش دسته بندى كرده است؟ ضمن ذكر نام آنها، براى هر كدام يك باب فقهى نام ببريد.
4 - بيان شهيد اول (ره) را در توجيه دسته بندى فقه ذكر كنيد.